طبیعت را بیشتر وقتها از دور میبینیم، از پشت شیشه خودرو، در قاب عکسها یا در مسیر یک سفر کوتاه، زمانیکه کوهها را تماشا میکنیم، از دیدن درختان بلوط لذت میبریم و وقتی حیوانی را در دل دشت و جنگل میبینیم، شاید فقط چند لحظهای میایستیم تا از آن تصویر به یادماندنی عکس بگیریم، اما در همین طبیعتی که برای ما میتواند چند ساعت آرامش باشد، کسانی هستند که روزها و شبهایشان را برای مراقبت از آن میگذرانند.
محیطبانی فقط قدم زدن در میان کوه و جنگل و تماشای حیاتوحش نیست، پشت این لباس، شغلی قرار دارد که گاهی با خستگی، تنهایی، مسیرهای دشوار و موقعیتهایی همراه میشود که هیچکس نمیتواند از قبل آنها را پیشبینی کند، محیطبان باید چشم و گوش طبیعت باشد، آنقدر نزدیک به آن زندگی کند که تغییرات کوچک را ببیند و آنقدر مسئولانه رفتار کند که یک اشتباه، به بهای آسیب دیدن بخشی از طبیعت تمام نشود.
حفاظت از طبیعت فقط حفاظت از درخت و حیوان نیست، بلکه مراقبت از چیزی است که سهم همه ما از این سرزمین محسوب میشود، با این حال، بسیاری از آدمهایی که در خط مقدم این حفاظت ایستادهاند، کمتر دیده میشوند و ما معمولاً نتیجه حضورشان را میبینیم، اما کمتر از روزهایی میپرسیم که در سکوت و دور از شهر، مسیرهای سخت را طی کردهاند، نگران خانوادههایشان بودهاند یا با اتفاقاتی روبهرو شدهاند که شاید هیچوقت برای یک زندگی عادی قابل تصور نباشد.
محیطبان، بخشی از روزهایش را در جایی سپری میکند که برای بسیاری از ما مقصد سفر و تفرج است، اما برای او همان کوه و جنگل، محل کار، محل مسئولیت و گاهی محل آزمون جان و توانش است، شغلی که اگرچه با طبیعت آغاز میشود، اما خیلی زود با مفهومهایی مثل مسئولیت، صبوری، دلبستگی و حتی فداکاری گره میخورد.
در این گفتوگو سراغ یکی از محیط بانان چهارمحال و بختیاری که در سالجاری به عنوان محیط بان نمونه کشور انتخاب شد رفتهایم تا از نزدیک با دنیای محیط بانی آشنا شویم، دنیایی که در آن زیبایی طبیعت در کنار سختیهای کار قرار گرفته و حفاظت از یک تکه خاک، گاهی به اندازه تمام توان یک انسان هزینه دارد.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و از سابقه کاری خودتان بگویید؟
ملکآرا خلیل طهماسبی هستم، ۳۳ ساله و اهل شهرستان لردگان. ۱۴ سال سابقه کار دارم و هماکنون در مناطق حفاظتشده سبزکوه چهارمحال و بختیاری مشغول به خدمت هستم.
چگونه وارد شغل محیطبانی شدید؟
من خدمت سربازیام را بهعنوان امریه در سازمان حفاظت از محیط زیست و در جایگاه محیط بان گذراندم و در همان دوران متوجه شدم چقدر به شغل محیط بانی علاقه دارم و همین علاقه باعث شد آن را بهعنوان شغل اصلی خود انتخاب کنم.
قبل از محیطبانی چه کاری انجام میدادید؟
مشغول تحصیل بودم و در کنار آن، در کار کشاورزی و دامداری به خانواده کمک میکردم.
اولین روزی که لباس محیط بانی را پوشیدید یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟
در ابتدا خیلی خوشحال بودم، زمانیکه برای اولین بار به عنوان سرباز وظیفه، لباس محیط بانی را پوشیدم و برای نخستین بار حیاتوحش و زیباییهای طبیعت را از فاصله نزدیک میدیدم، حس بسیار خوب و غیرقابل وصفی داشتم.
یک روز معمولی برای یک محیط بان چطور میگذرد؟
به نظرم هیچ وقت یک روز معمولی برای محیط بان وجود ندارد، شاید همان روزی که فکرش را نمیکنید، تبدیل به سختترین روز کاری شما شود، از مسیرهای سختگذر و عقربگزیدگی و مارگزیدگی گرفته تا رویارویی با شکارچیان مسلح و آتشسوزی، همه این اتفاقات ممکن است در یکروز برای محیط بان رخ دهد.
اگر بخواهم یکروز معمولی را توصیف کنم، روز یک محیط بان قبل از روشن شدن هوا چه در سرما و چه در گرما شروع میشود، کولهپشتی را برمیدارد و راهی منطقه میشود تا پیش از روشن شدن هوا در منطقه حضور داشته باشد و گشت خود را انجام دهد.
در طول روز محیط بانان حیاتوحش را رصد میکنند، آبشخورهای حیوانات را بررسی میکنند، دوربینکشی و گشت منطقه انجام میدهند تا مطمئن شوند حیاتوحشی دچار بیماری یا مشکلی نشده و شکارچی هم در منطقه حضور ندارد.
سختترین بخش کار محیط بانی برای شما چیست؟
به نظر من دیدن حیاتوحش، درختان بلوط و سایر داشتههای طبیعی که با جان و دل از آنها حفاظت میکنیم، اما توسط متخلفان شکار یا قطع میشوند، یکی از سختترین بخشهای این شغل است.
آیا تا به حال شده در جریان مأموریت با موقعیتی مواجه شوید که واقعاً احساس کنید جانتان در خطر است؟
محیط بانان همیشه و در همه جا جانشان در خطر است، مخصوصاً زمانی که مأموریتی به درگیری منجر شود، بنده خودم در معیت همکارانم در مأموریتی برای دستگیری شکارچی، مورد اصابت اسلحه گرم قرار گرفتم که خدا را شکر شدت جراحت خفیف بود.
سختترین یا به یادماندنیترین مأموریتی که داشتید چه بود؟
مأموریتهایی که به درگیری منجر میشوند واقعاً سخت هستند و همین مأموریتی که در آن مجروح شدم، یکی از سختترین مأموریتهای من بود.
اما برای من، مأموریتهایی که به موقع میرسیم و نمیگذاریم شکارچی اقدام به شکار کند و حیوانی را از بین ببرد، واقعاً بهیادماندنی هستند، همچنین یکی از زیباترین و احساسیترین صحنههایی که همیشه در ذهنم میماند، زمانی بود که برهای را از شکارچیان زنده گرفتیم و دوباره به مادرش برگرداندیم، لحظهای که مادر به فرزندش رسید، واقعاً صحنهای احساسی و بهیادماندنی بود.
در این سالها با چه صحنهای در طبیعت مواجه شدید که هیچ وقت از ذهنتان پاک نمیشود؟
در این چند سال واقعاً صحنههای زیادی دیدم، اینکه به حیاتوحشی که با جان و دل از آن محافظت میکنیم برسیم و ببینیم توسط شکارچیان شکار شده، بسیار دردناک است.
یکی از این موارد همین دو سال پیش اتفاق افتاد، یک بزغاله از ناحیه دست مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، چند روز دستش آویزان بود و دیگر قابل درمان نبود و در نهایت دستش قطع شد.
یا شکارچیانی که در کنار چشمهها کمینگاه میزنند تا حیاتوحش تشنه را شکار کنند، یکبار یکی از این شکارچیانی را دستگیر کردیم که چند قطعه کبک شکار کرده بود، کبکها قبل از اینکه حتی آب بخورند، تیر خورده و داخل آب افتاده بودند. حتی اجازه آب خوردن هم به آنها داده نشده بود.
خانوادهتان چگونه با شرایط کاری شما کنار میآیند؟
ما در مناطقی کار میکنیم که بعضی از آن مناطق آنتندهی ندارند و گاهی یک یا دو ساعت و حتی یک یا دو روز گوشیهای ما در دسترس نیست، اما با اینکه به خانوادههایمان میگوییم آنتندهی نداریم، اما چون آنها در این چند سال دیدهاند که چند نفر از همکارانمان به شهادت رسیده یا زخمی شدهاند نگران جان ما هستند، به همین دلیل از اینکه استرس و ناراحتی به خانوادههایمان وارد میکنیم، همیشه شرمنده آنها هستیم.
اگر بخواهید فقط یک ویژگی را دلیل موفقیت خود در این شغل بدانید، آن ویژگی چیست؟
من با علاقه این شغل را انتخاب کردم و به نظرم همین علاقهای که به شغل محیط بانی دارم، مهمترین دلیل است، انشاءالله که توانسته باشم در این شغل موفق بوده باشم.
محیط بانی برای شما فقط یک شغل محسوب میشود یا بخشی از زندگی شما شده است؟
باور کنید شغل محیط بانی بخش جداییناپذیر زندگی من شده است، محیطبانی را نمیشود از زندگی جدا کرد، ما در کنار خانواده زندگی میکنیم، اما شغل من به شکلی است که ساعات زیادی را در مأموریت و در کنار همکارانم هستم، این شغل خودش تبدیل به قسمتی از زندگی من یا شاید بیشتر زندگی من، شده است.
اگر به سالهای اول شغل محیط بانی برگردید، باز هم همین شغل را انتخاب میکنید؟
بله، قطعا
بهعنوان کسی که سالها در دل طبیعت کار کردهاید، مهمترین مشکلی که امروز محیطبانها با آن مواجهاند چیست؟
کمبود شدید نیرو و مشکلات معیشتی محیط بانان و همچنین ضعیف بودن قانون در حمایت از آنان در بعضی مواقع، از مهمترین مشکلات است.
گاهی قانون دست و بال محیط بانان را میبندد و حتی نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، مانند قانون بکارگیری سلاح که در مواقع درگیری با شکارچیان، محیط بانان نمیتوانند آنطور که باید از سلاح خود استفاده کنند.
به نظر شما برای کاهش تخلفات زیستمحیطی، بیشتر باید روی برخورد قانونی کار کرد یا فرهنگسازی؟
اگر بخواهیم فقط برخورد قانونی انجام دهیم، قطعاً جواب نمیدهد، ما یک مجموعه اجتماعی هستیم که با جوامع مختلف سر و کار داریم و برای اینکه بتوانیم از محیط زیست محافظت کنیم، باید مردم را با خودمان همراه کنیم.
همراه کردن جوامع محلی، خودش نوعی فرهنگسازی است و حتماً باید به سمتی برویم که آموزشها بیشتر شود، گاهی اوقات میبینید در دل یک کودک و دانشآموز که آموزش محیطزیستی دیده، یک خانواده محیط زیستی شکل گرفته است.
حرف پایانی شما برای مردم و کسانی که دغدغه محیط زیست دارند چیست؟
از همه کسانی که در راه حفاظت از محیط زیست قدم برمیدارند، تقدیر و تشکر میکنم.
انتهای پیام

