شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۴۷
یک استاد دانشگاه: علم پدیده‌ای است که در بستر زمان رخ می‌دهد

یک استاد دانشگاه: علم پدیده‌ای است که در بستر زمان رخ می‌دهد

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد دانشگاه با بیان اینکه علمی که از پیش تعیین شده باشد، وجود ندارد، گفت: علم پدیده‌ای است که در بستر زمان رخ می‌دهد، به‌آرامی جمع‌آوری می‌شود و مبتنی بر همان داده‌ها، سازوکار خود را در عرصه طبیعی و اجتماعی به‌انجام می‌رساند.

مهدی نجف‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه اگر پارادایم‌ها را بپذیریم و از منظر آنها بنگریم، همه مطالعات میان‌رشته‌ای ناگزیر از قواعد همان پارادایم‌ها پیروی می‌کنند، اظهار کرد: برای نمونه، تغییر پارادایم‌های مربوط به علم فیزیک، سبب شد که اصل عدم‌تعین به‌عنوان کلان‌نظریه‌ای در این دانش مطرح گردد و آن تعین‌های پیشین که زمانی از آنها برخوردار بودیم، از میان بروند. این تحول به دیگر علوم نیز سرایت کرده است، ازاین‌رو در رشته سیاست، تاریخ و تمامی حوزه‌های دانش با نوعی اصل عدم‌تعین روبه‌رو هستیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی ادامه داد: پارادایم را می‌توان همان روح حاکم بر همه نظریه‌ها تصور کرد، همچنان که در کتاب تبیین در علوم اجتماعی دانیل لیتل اشاره شده، همه علوم متأثر از علوم تجربی هستند، بنابراین علوم انسانی چیزی جدا از علوم طبیعی به‌شمار نمی‌آید. این برداشت که علوم انسانی تافته‌ای جدابافته از علوم تجربی است، به‌نظر من سوءتعبیر و سوءتفاهم بسیار بزرگی است که در ایران و محافل دانشگاهی آن شکل گرفته است.

وی افزود: در علوم تجربی، ساختار فکری مشخصی حاکم است: باید داده‌ها را گردآورد، آنها را تبیین کرد و سپس با سامان‌دهی منسجم، به نظریه تبدیل کرد. این ساختار در علوم انسانی نیز به‌وفور دیده می‌شود؛ تنها تفاوت در شیوه جمع‌آوری داده‌ها و فرآیند تبیین است که در علوم انسانی مسیری دشوارتر و پیچیده‌تر را پیش رو دارد. بنابراین حرف اساسی این است که علوم انسانی از همان قواعد کلی علوم تجربی پیروی می‌کند، نه اینکه هر پژوهنده‌ای روشی نو و ابداعی برای خود ساخته باشد؛ چراکه اگر علوم انسانی از این قواعد کلی تبعیت نکند، اساسا علم محسوب نمی‌شود و باید آنها را در زمره موارد دیگری به‌حساب آورد.

نجف‌زاده با تاکید بر اینکه فرقی نمی‌کند که علوم انسانی جدید را چگونه تصور کنیم، تصریح کرد: این علوم همچنان باید تجربه‌پذیر، آزمون‌پذیر و تغییرپذیر باشند، یعنی نظریه‌ای که مطرح می‌شود باید به‌سادگی در معرض آزمون‌های گوناگون قرار گیرد تا درستی یا نادرستی آن آشکار شود.

وی با تاکید بر اینکه در پژوهش‌های بنیادین نیز پرسش‌های اساسی در همه حوزه‌ها اعم از علوم انسانی و علوم تجربی مطرح می‌شوند، خاطرنشان کرد: این امر به آنجا می‌انجامد که چون تغییر پارادایم رخ دهد، قواعد بنیادین و نگرش انسان نسبت به پیرامون خود دگرگون می‌شود. نگرش آدمی نسبت به محیط، خویشتن و پدیده‌های پیرامون، همواره بر پایه حرکتی تدریجی و آرام استوار بوده است و هیچ‌گاه به شناختی فراگیر و ازپیش‌تعیین‌شده دست نیافته است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: علمی که از پیش تعیین شده باشد، وجود ندارد؛ بلکه علم پدیده‌ای است که در بستر زمان رخ می‌دهد، به‌آرامی جمع‌آوری می‌شود و مبتنی بر همان داده‌ها، سازوکار خود را در عرصه طبیعی و اجتماعی به‌انجام می‌رساند. در همین نقطه است که تفاوت میان مذهب و علم آشکار می‌شود چون مذهب واقعیتی گسترده با گزاره‌هایی قطعی و کامل است، درحالی‌که علم از گزاره‌های پراکنده‌ای شکل می‌گیرد که در حوزه‌های گوناگون گردآوری شده‌اند.

نجف زاده خاطرنشان کرد: ازاین‌رو، هرگز ساختار فکری منسجم و کامل و از پیش معلومی به‌نام علم نداشته‌ایم و از این پس نیز نخواهیم داشت؛ علم چیزی است که به‌تدریج با آن روبه‌رو می‌شویم و به‌یاری آن، مشکلات بشر را در جهانی که در آن زیست می‌کند، حل و فصل می‌کنیم. هیچ عقل کل و فراگیری در کار نیست که بتواند همه پدیده‌ها را توضیح دهد؛ علم همان جزئیات است، و همین جزئیات هستند که در دانش اهمیت دارند. توضیحاتی که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، می‌توانند تصویری از امروز نه به‌اندازه کافی برای همه چیز، اما به‌اندازه لازم برای گشایش مسائل بشر، فراهم آورند و این روند همچنان تداوم دارد.

وی با بیان اینکه هیچ علم اصولی و ثابتی که از جایی سرچشمه گرفته باشد و همواره باقی بماند، وجود ندارد، افزود: به‌گمان من این یکی دیگر از سوءتعبیرهای رایج در جریان علوم انسانی است که می‌پنداریم علوم از منبعی ازپیش‌تعیین‌شده ساطع می‌شوند؛ درحالی‌که علم همان جزئیات و دقایقی است که با آنها سروکار داریم. قواعد و ساختار حاکم بر علم یکی است و ما علوم انسانی جدا از علوم طبیعی نداریم.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه اگر بخواهیم عوامل و اصول علوم را استخراج کنیم، همان قواعدی حاکم است که علوم تجربی از آنها سخن می‌گویند، اظهار کرد: علوم انسانی، علوم سخت‌تری هستند، زیرا جمع‌آوری داده‌ها و تبیین در آنها دشوارتر است و مسیری بسیار پیچیده باید طی شود، درحالی‌که الگوی تجربی مسیری کوتاه‌تر و دقیق‌تر دارد. دو ویژگی شاخص برای علوم انسانی می‌توان برشمرد، نخست آنکه جمع‌آوری داده‌ها و تبیین در این حوزه بسیار دشوار و همراه با نوعی بی‌سامانی رخ می‌دهد.

نجف‌زاده اضافه کرد: دوم آنکه قدرت تبیین‌کنندگی علوم انسانی در مقایسه با علوم طبیعی، کوتاه‌مدت‌تر و محدودتر است. بنابراین نباید از علوم انسانی انتظار قطعیت داشت؛ برخلاف علوم تجربی و ریاضی که نتایج آنها با قطعیت بیشتری به‌دست می‌آید، علوم انسانی چنان قطعیتی را برنمی‌تابد. اگر بخواهیم درباره زمان حال سخن گوییم، شاید همه تلسکوپ‌هایی که اکنون ساخته می‌شوند و به فضا فرستاده می‌شوند، درک انسان را چنان دگرگون کنند که به این نتیجه برسیم که همه علوم پیشین به‌ویژه در حوزه علوم طبیعی ناکارآمدند و پارادایمی جدید آغاز شود که پاسخ‌هایی تازه برای پرسش‌های نوظهور ارائه دهد.

یک استاد دانشگاه: علم پدیده‌ای است که در بستر زمان رخ می‌دهد

هوش مصنوعی نه یک علم پسینی بلکه یک علم پیشینی است

این استاد دانشگاه گفت: هوش مصنوعی نه یک علم پسینی بلکه یک علم پیشینی است. یعنی مجموعه همه داده‌های بشری از تجربه زیسته و عینی را گرد می‌آورد و براساس آنها پاسخ می‌دهد. این تبیین می‌تواند فراتر رود و بر گذشته خویش اشراف یابد، اما در عین حال، هوش مصنوعی در همان زمره علوم مورد نظر ما قرار دارد و چیزی از آینده ارائه نمی‌دهد و امری کاملاً ابداعی و بی‌سابقه نمی‌آفریند؛ تا هنگامی که بتواند در بخش تبیین یاری‌رسان باشد، زمینه‌ساز شکل‌گیری نظریه‌های تازه خواهد شد.

وی ادامه داد: آنچه امروز در روانشناسی، تاریخ، علوم سیاسی، فیزیک و شیمی مطرح است، این است که نمی‌توان با قطعیت درباره حوادث و رخدادها سخن گفت و باید با درکی حداقلی نسبت به پدیده‌های اجتماعی، سیاسی و حتی تجربی برخورد نمود؛ ارائه گزاره‌های بسیار کلان و بزرگ در این عرصه پاسخگو نیست.

نجف زاده به دیدگاه آرا توماس کوهن اشاره و تصریح کرد: علم مسیری انباشتی را طی می‌کند یعنی از داده‌های بسیار پراکنده، تدریجی و به‌روزشده شکل می‌گیرد که در هر عصری به پارادایمی تبدیل می‌شود و نگاه بشر را نسبت به پیرامون خود تعیین می‌کند. همه علوم دیگر از این پارادایم تغذیه می‌کنند و از قواعد آن تأثیر می‌پذیرند، اما از آنجا که انسان گام‌به‌گام و با احتیاط در عرصه علم پیش می‌رود و هرگز تصویر کاملی از جهان هستی در دست ندارد، ناچار به تجدیدنظر در داده‌های پیشین خود است.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی یادآور شد: با گذشت زمان، پرسش‌های تازه و موضوعات نوظهور شکل می‌گیرند و پارادایم‌های پیشین توان پاسخ‌گویی به آنها را از دست می‌دهند؛ بدین‌ترتیب شکاف‌هایی پدیدار می‌شوند و این شکاف‌ها چندان گسترده می‌شوند که قاعده‌ای جدید شکل می‌گیرد. از این رهگذر است که ما از طریق تغییر پارادایم، علم را تولید می‌کنیم و نه برعکس؛ یعنی پارادایم‌ها علوم را نمی‌آفرینند، بلکه جریان تدریجی و انباشتی علوم است که به تدریج پارادایم‌ها را می‌سازد و تا هنگامی که بتوانند پاسخگوی مسائل باشند، در جایگاه مسلط خود باقی می‌مانند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها