به گزارش ایسنا، محمود شالویی، رییس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در آیین بزرگداشت زندهیاد علی حاتمی با تأکید بر جایگاه ویژه این هنرمند در تاریخ سینمای ایران، اظهار کرد: علی حاتمی نسخهای منحصربهفرد و تکرارنشدنی است. سینمای ایران بزرگان بسیاری داشته و دارد که هر یک آثار ارزشمندی خلق کردهاند، اما حاتمی جایگاه و ویژگی متفاوتی دارد.
او با اشاره به نسبت آثار علی حاتمی با فرهنگ ایرانی، گفت: حاتمی توانست پیوندی میان سنت و مدرنیته برقرار کند و فرهنگ، ادب و هنر ایرانی را در دورهای که در معرض نوعی تهاجم قرار داشت، در آثار خود حفظ و بازنمایی کند. به همین دلیل، مراجعه به آثار او همچنان میتواند فرصتی برای بازنگری در شناخت ما از فرهنگ و هنر این سرزمین باشد.
شالویی با اشاره به برخی آثار ماندگار علی حاتمی از جمله «حاجی واشنگتن»، «مادر»، «سوتهدلان»، «هزاردستان» و «کمالالملک» افزود: در آثار حاتمی میتوان تلاش او برای بیرون کشیدن حقیقت از میان توهم و اوهام را دید. او در کنار توجه به اسطورهها، تلاش داشت میان اسطوره و واقعیت نیز پیوند برقرار کند و شخصیتهای آثارش را بهگونهای به واقعیت نزدیک کند که بتوانند به اسطورههایی ماندگار تبدیل شوند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گفت: حاتمی میخواست حقیقت را بدون غرضورزی و جانبداری به مخاطب ارائه کند و قضاوت را به خود تماشاگر بسپارد تا او بتواند آنچه را میبیند، دریابد و درباره آن قضاوت کند.
او همچنین با اشاره به نگاه علی حاتمی به مفهوم مرگ و زندگی، اظهار کرد: حاتمی در یکی از مصاحبههای سالهای پایانی عمر خود گفته بود «مرگ پایان زندگی نیست». این نگاه به زندگی و مرگ، مفهومی است که امروز بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز جامعه ماست و حاتمی تلاش داشت آن را از طریق هنر به مخاطب منتقل کند.
شالویی با اشاره به ضرورت برگزاری آیین بزرگداشت علی حاتمی گفت: حیف بود که نام و تصویر حاتمی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نباشد. به همین دلیل، با همکاری و حمایت سازمان سینمایی، خانه سینما و جمعی از استادان و هنرمندان، برگزاری این مراسم در دستور کار قرار گرفت.
او در پایان با تأکید بر ماندگاری نام و آثار علی حاتمی خاطرنشان کرد: حاتمی از چهرههای بزرگ و برجسته فرهنگ و هنر ایران است و با عشق و جان و دل، چراغ هنر را در این سرزمین روشن نگه داشت، بنابراین نام و آثار او باید برای نسلهای آینده نیز حفظ و معرفی شود.
علی حاتمی به مقام «بیمثالی» رسیده بود
در بخشی دیگر، سیدمحمد بهشتی، مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی، زندهیاد علی حاتمی را از جمله چهرههایی دانست که در سینمای ایران به مقام «بیمثالی» رسیدهاند و گفت: علی حاتمی را باید در ترازوی شعر سنجید؛ چراکه او در سینما شاعری میکرد.

او با اشاره به لقب «سعدی سینمای ایران» برای علی حاتمی اظهار کرد: شاعری تنها به شعر کلامی محدود نمیشود و در فرهنگ ایرانی، معماری و دیگر هنرها نیز میتوان به مقام شاعری رسید. علی حاتمی نیز در سینما شعر میسرود و آثارش را باید با همین نگاه ارزیابی کرد.
بهشتی افزود: اینکه بخش زیادی از آثار حاتمی در تهران قدیم یا دوره قاجار میگذرد، به این معنا نیست که باید آنها را صرفاً به عنوان روایت تاریخی دید. تاریخ و دوره زمانی در آثار او بهانهای برای شاعری در سینماست، همانطور که پل خواجو صرفاً یک پل برای عبور نیست و به یک مقصد تبدیل شده است.
مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی با تأکید بر ماندگاری آثار علی حاتمی گفت: وقتی یک اثر به مقام شعر میرسد، از دایره کهنگی خارج میشود. آثار حاتمی نیز چنین ویژگیای دارند؛ امروز «مادر» و دیگر آثار او همچنان دیدنی هستند و میتوان تصور کرد که سالها و حتی دهههای آینده نیز مخاطبان از تماشای آنها لذت خواهند برد.
او ادامه داد: حاتمی در هر یک از آثار خود تلاش کرد در سینما شاعری کند و برای نمونه در «دلشدگان» شعر موسیقی را در سینما به تصویر کشید. او از جمله هنرمندانی است که به مقام بیمثالی رسید و در جایگاهی قرار گرفت که مقایسه او با دیگران دیگر معنایی ندارد.
بهشتی در پایان تأکید کرد: بسیاری از فیلمها ساخته میشوند، نمایش داده میشوند و به فراموشی سپرده میشوند، اما برخی آثار ماندگار هستند و فراموش نمیشوند؛ علی حاتمی یکی از بارزترین نمونههای چنین هنرمندانی است و میراث ارزشمندی برای سینمای ایران به جا گذاشته است.
علی حاتمی پایههای سینمای خود را در تئاتر بنا کرد
داریوش مؤدبیان، نویسنده، مترجم و کارگردان، با اشاره به آغاز فعالیتهای هنری این هنرمند از تئاتر گفت: علی حاتمی پایههای اصلی کار خود را در تئاتر بنا کرد و تجربههای نمایشی او بعدها در فیلمنامهها و فیلمهایش نمود پیدا کرد.

مؤدبیان با اشاره به تعبیر «سینمای شعر» درباره آثار علی حاتمی اظهار کرد: برای شناخت این ویژگی در سینمای حاتمی باید به قدمهای نخست او در تئاتر و نمایشنامهنویسی توجه کرد.
او افزود: حاتمی از سال ۱۳۴۳ در هنرستان هنرهای دراماتیک در کلاسهای نمایشنامهنویسی حضور یافت و از همان سالهای نوجوانی نیز تجربههایی در نمایشنامهنویسی و تئاتر داشت. او در فاصله سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۷ چند نمایشنامه نوشت که به روی صحنه رفتند و خودش نیز در تمرین و اجرای آنها حضور فعالی داشت.
مؤدبیان با اشاره به نمایشنامههای «قصه حریر و ماهیگیر» و «شهر آفتاب و مهتاب» گفت: آخرین کاری که حاتمی با اداره هنرهای دراماتیک انجام داد، «حسن کچل» بود که در سال ۱۳۴۷ نوشته و به کارگردانی زندهیاد داوود رشیدی اجرا شد. استقبال از این اثر زمینه ورود حاتمی به سینما را فراهم کرد و او بعدها فیلم «حسن کچل» را ساخت.
این نویسنده و کارگردان تأکید کرد: حاتمی پس از ورود به سینما نیز پیوند خود را با تئاتر حفظ کرد و آشنایی او با بازیگران تئاتر و شیوههای بازی نمایشی در آثارش دیده میشود. او همچنین در هدایت بازیگران توانایی ویژهای داشت.
مؤدبیان دو ویژگی اصلی آثار نمایشی و سینمایی علی حاتمی را «روایت ایرانی» و «زبان» دانست و گفت: نمایشنامههای او از نظر ساختاری روایی و متأثر از سنتهای نمایش ایرانی بودند و حاتمی موسیقی و کلام را نیز در آثارش به یکدیگر پیوند میداد؛ ویژگیهایی که بعدها به فیلمنامهها و فیلمهای او منتقل شد.
او با اشاره به لقب «سعدی سینمای ایران» برای حاتمی اظهار کرد: او روایت را به بهترین شکل پیش میبرد و گاهی تغییر صحنه در آثارش با یک جمله کوتاه اتفاق میافتد؛ شیوهای که میتوان نمونه آن را در حکایتهای سعدی نیز مشاهده کرد.
مؤدبیان زبان را از دیگر ارکان مهم آثار حاتمی دانست و افزود: زبان او آهنگین است؛ نثری که به شعر نزدیک میشود اما همچنان در خدمت روایت باقی میماند. حاتمی زبان فارسی و ادبیات کلاسیک را بهخوبی میشناخت و از ظرفیتهای آن در آثارش استفاده میکرد.
وی ادامه داد: حاتمی زبان را برتر از روایت قرار نمیداد و همهچیز در آثارش در خدمت روایت بود. به همین دلیل بسیاری از جملههای فیلمهای او میان مردم رواج پیدا کرده و حتی به عبارتهایی ماندگار تبدیل شدهاند.
مؤدبیان همچنین با اشاره به استفاده حاتمی از تاریخ در آثارش گفت: حاتمی تاریخ را صرفاً برای تاریخگویی به کار نمیبرد، بلکه تاریخ برای او بهانهای برای ورود به یک عصر و دوره زبانی بود.
علی حاتمی ادعا نداشت که مستندات تاریخی را روایت یا بازنمایی میکند
رائد فریدزاده، رییس سازمان سینمایی با اشاره به سعدیخوانی علی حاتمی در سینمای ایران گفت: دوستان از علی حاتمی بهعنوان «شاعر سینمای ایران» و «سعدی سینمای ایران» بهدرستی یاد کردند. این شاعرانگی در هر اثر هنری ساکن است و در هر اثر هنری جایی دارد. ما تعدادی از آثار هنری را با گوش جان و بخشی دیگر را با چشم جان میشنویم. این شنیدن، تابع قواعد و قوانینی است که در جهان اثر، به دست خالق و هنرمند اقامه میشود یا، به عبارت بهتر، امکان ظهور آن فراهم میشود.

او ادامه داد: در اینجا این پرسش پیش میآید که جهانی که مرحوم حاتمی اقامه میکند و امکان حضورش را فراهم میآورد، چه جهانی است؟ در زمان حیات ایشان، پرسشهای زیادی درباره نسبت این روایت با امر تاریخی مطرح بود. استاد مودبیان هم اشاره کردند که مرحوم حاتمی چنین ادعایی نداشتند که مستندات تاریخی را روایت یا بازنمایی میکنند.
فریدزاده با بیان اینکه زبان برای علی حاتمی ابزاری برای شکلدهی به بخشی از هویت، یا بهتر بگوییم، حافظه فرهنگی بود، افزود: حافظه فرهنگی انباری نیست که اجزای تاریخی در آن حضور داشته باشند. انسان همان مقدار هست که حافظ است. همانگونه که آدمی حافظه کوتاهمدت و بلندمدت دارد، حافظه فرهنگی نیز چنین ویژگیای دارد. حافظه فرهنگی در ادوار مختلف و با مشارکت جمعی شکل میگیرد و به واسطه آن، هویت فرهنگی نیز شکل میگیرد.
او اظهار کرد: جهانی که علی حاتمی امکان ظهور آن را فراهم میکند، در امروز و در اکنون به فهم درمیآید. هر فهمی در اکنون صورت میگیرد؛ اما با رجوع به گذشته و افقی سنتی و تاریخی، گذشته با افق اکنون ممزوج میشود. فهم در اکنون و در حال محقق میشود.
رییس سازمان سینمایی در ادامه گفت: روایت شاعرانگی علی حاتمی، آینهگردانیِ یک فقدان است؛ جهانی که بوده و اکنون نیست. با مواجهه با آثار مرحوم حاتمی، رگههایی را میبینید که شاید برای نسل من یا نسل بعد از من چندان ملموس نباشد. برای مثال، خیابانهایی که در «هزار دستان» میبینید یا همان خانه قدیمی در «مادر» که شاید بهسختی بتوان نمونهای از آن را در این شهر یافت. اما این یادآوری، یا این آینهگردانیِ فقدان و چیزی که فروید هم به آن اشاره میکند و «مالیخولیا» مینامد، بحث اصلی علی حاتمی نیست. قطعاً آثار علی حاتمی سمتوسوی نوستالژیک نمیگیرند و به نظرم تقلیل دادن آثار ایشان به نوستالژی، نوعی فروکاستن جایگاه و اهمیت آنهاست.
فریدزاده گفت: آثار ایشان نوعی امیدبخشی برای شکلدهی به یک هویت هستند؛ هویتی که برگرفته از حافظه جمعی و مشترک است. به همین دلیل، اثر ایشان اثری ابدی است و محصور و محدود در قید زمان نیست. هر بار میتواند دوباره توسط جماعتی قرائت و بازخوانی شود، دوباره دیده شود و بخشی از هویت فرهنگی آن نسل را اقامه کند. شاید یکی از بامسماترین آثار مرحوم علی حاتمی، «مادر» باشد؛ مادری که پیش از مرگ، مراسم سوگواری خود را به اجرا میگذارد. گفتند که هویت، امری پرفرماتیو است و اگر اینگونه باشد، زندگی ما معطوف به مرگ است؛ پیش از آنکه بمیریم.
روایت مهدی دادگو از علی حاتمی
مهدی دادگو، از مدیران و تهیهکنندگان تلویزیون، در این نشست از همکاری و دوستی خود با علی حاتمی گفت و افزود: در او دو وجه دیده میشد؛ یکی هنرمندی دانا و هنرشناس و یکی رفیق و مانند همه انسانها.
دادگو گفت: آشنایی کاری او با حاتمی از سال ۱۳۵۶ و همزمان با ساخت مجموعه «جاده ابریشم» آغاز شد؛ مجموعهای ۲۶ قسمتی که حاتمی پیش از انقلاب نوشته بود. پس از انقلاب، با تغییر شرایط، طرح این مجموعه کنار گذاشته شد و حاتمی ساخت «داستانهای مثنوی مولوی» و سپس «هزاردستان» را دنبال کرد.
به گفته دادگو، «هزاردستان» در نیمه دوم سال ۱۳۵۸ مقابل دوربین رفت، اما بخشهایی از فیلمبرداری به دلیل تغییرات اجتماعی و سیاسی و اجرای قانون حجاب در سال ۱۳۵۹ غیرقابل استفاده شد. با این حال حاتمی با اصرار فراوان کار را ادامه داد.
او با اشاره به آغاز جنگ ایران و عراق گفت: ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، همزمان با حمله هواپیماهای عراقی به مهرآباد، کار ساخت شهرک سینمایی و تولید هزاردستان ادامه داشت و حاتمی نمیتوانست کاری که آنقدر برایش زحمت کشیده بود را متوقف کند.
او حاتمی را کارگردانی توصیف کرد که توانایی زیادی در تصمیمگیری لحظهای و تغییر دیالوگها، شخصیتها و روند کار متناسب با شرایط داشت.
این تهیهکننده همچنین از علاقه حاتمی به جزئیات صحنه و اشیای تاریخی گفت و تأکید کرد که وسایلی مانند سماور در آثار او صرفاً جنبه تزئینی نداشتند، بلکه بخشی از زندگی روزمره شخصیتها و روایت بودند.
دادگو سختیهای تولید سینمای آنالوگ را نیز یادآور شد و گفت: حاتمی در همه مراحل تولید، از فیلمبرداری تا تدوین، شخصاً دخالت میکرد و حتی در اتاق مونتاژ دستش آسیب دید، چون میخواست بخشی از کار را خودش انجام دهد.
به گفته دادگو، در دوران موشکباران تهران، حاتمی برای مدتی در ایتالیا و مجارستان بود و روند دوبله «هزاردستان» با فشار برای پخش سریال ادامه پیدا کرد.
او یکی از اقدامات خود در این دوره، یعنی نوشتن و خواندن بخش «آنچه گذشت»، را از مواردی دانست که بعدها احساس کرد در حق حاتمی کوتاهی کرده است.
دادگو همچنین از چند طرح ساختهنشده حاتمی از جمله «خانه آرزو»، «ملکههای برفی» و «گاردن پارتی» نام برد؛ آثاری که به گفته او میتوانستند ابعاد دیگری از نگاه تاریخی و اجتماعی حاتمی را نشان دهند.
او در پایان با اشاره به فشارها و سانسورهای واردشده بر «هزاردستان» گفت: حاتمی با وجود همه مشکلات، تولید این اثر را متوقف نکرد و تا پایان برای ساخت و حفظ آن تلاش کرد.
در این مراسم، حسامالدین سراج، خواننده با اشاره به صحبتهای سیدمحمد بهشتی که گفته بود «پل خواجو شعر معماری است»، تفسیری برگرفته از اشعار حافظ و مولانا در این مورد ارائه کرد و گفت: ما در معماری، با «مکان» سروکار داریم و در موسیقی، با «زمان». تقسیمبندیِ نسبتها هم در آنجا صورت میگیرد. اصلاً زیبایی یعنی «نسبت». اگر نسبت با این عالم نباشد، زیبایی خلق نمیشود. چشم ما را خدا طوری خلق کرده و دل ما را طوری آفریده که از آنچه با نظام و نسبتهای آفرینش هماهنگ است، لذت ببریم و آن را زیبا ببینیم.
حسامالدین سراج سپس در این مراسم، آوازی خواند.
رونمایی از کتاب «زندگینامه استاد علی حاتمی»
به گزارش ایسنا، در آیین همچنین از کتاب «زندگینامه استاد علی حاتمی» به همت معاونت پژوهشی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و به نویسندگی دکتر کاوه خورابه رونمایی شد.
سپس دو قطعه از آلبوم «دلشدگان» توسط سازهای سنتی ارکستر موسیقی ملی ایران اجرا شد؛ تصنیف «دلشدگان» در دستگاه ماهور و تصنیف «امید عشق» در آواز شوشتری، هر دو از آلبوم «دلشدگان» ساخته حسین علیزاده برای فیلم «دلشدگان» به کارگردانی زندهیاد علی حاتمی، است.
در این اجرا، کیارش داوودی نوازنده سنتور، پانیذ مجاهدنیا نوازنده تار، کامیار رحیمی نوازنده تنبک، پوریا شیوافرد نوازنده نی و حسین علیشاپور به عنوان خواننده، اعضای بخش سازهای سنتی ارکستر موسیقی ملی ایران بودند.
درحال بهروزرسانی است.

