سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۸:۵۵
واکاوی نقش تاب‌آوری اجتماعی در جنگ سوم تحمیلی

واکاوی نقش تاب‌آوری اجتماعی در جنگ سوم تحمیلی

تجربه‌های گذشته می‌تواند نوعی «یادگیری اجتماعی» ایجاد کند. مردم می‌آموزند چگونه در زمان کمبود منابع، شبکه‌های حمایتی تشکیل دهند، چگونه نیازهای ضروری را اولویت‌بندی کنند و چگونه زندگی روزمره را در شرایط غیرعادی ادامه دهند.

به گزارش ایسنا، جنگ‌ها علاوه بر تخریب زیرساخت‌ها و تحمیل خسارت‌های انسانی، ساختارهای اجتماعی را نیز تحت فشار قرار می‌دهند. قطع یا اختلال خدمات، جابه‌جایی جمعیت، افزایش قیمت کالاها، ناامنی، انتشار اخبار متناقض و تجربه مرگ و تخریب می‌تواند روابط اجتماعی و احساس امنیت افراد را دچار تغییر کند. از این منظر، نتیجه یک جنگ فقط به قدرت نظامی طرفین وابسته نیست؛ ظرفیت جوامع برای تحمل فشار و سازمان‌دهی مجدد زندگی روزمره نیز اهمیت فراوانی دارد.

در جنگ اخیر ایران و آمریکا، فشار نظامی با فشارهای اقتصادی و روانی همراه شد. بنابراین پرسش اصلی این  است که تاب‌آوری اجتماعی چه نقشی در توان جامعه ایران برای مواجهه با جنگ اخیر داشته است و چه عواملی آن را تقویت یا تضعیف کرده‌اند؟

۱. مفهوم تاب‌آوری اجتماعی

تاب‌آوری اجتماعی را می‌توان ظرفیت یک جامعه برای مقاومت در برابر شوک، سازگاری با شرایط جدید و بازسازی پس از بحران تعریف کرد. این مفهوم با «تحمل» تفاوت دارد. جامعه‌ای که صرفاً رنج را تحمل می‌کند، الزاماً جامعه‌ای تاب‌آور نیست. تاب‌آوری زمانی شکل می‌گیرد که افراد و نهادها بتوانند در شرایط دشوار، منابع خود را سازمان‌دهی کنند، از یکدیگر حمایت کنند و راه‌های جدیدی برای ادامه زندگی پیدا کنند.

تاب‌آوری اجتماعی معمولاً بر چند عنصر استوار است:

سرمایه اجتماعی و اعتماد

شبکه‌های خانوادگی و محلی

همبستگی و حمایت متقابل

دسترسی به منابع اقتصادی

توانایی مدیریت اطلاعات و شایعات

سلامت روان و احساس امید

ظرفیت نهادهای عمومی و مدنی

تجربه تاریخی جامعه در مواجهه با بحران

از این منظر، جامعه‌ای که دارای شبکه‌های اجتماعی قوی، اعتماد متقابل و نهادهای کارآمد باشد، معمولاً ظرفیت بیشتری برای عبور از بحران دارد.

۲. سرمایه اجتماعی و انسجام در شرایط جنگ

یکی از مهم‌ترین ابعاد تاب‌آوری اجتماعی، سرمایه اجتماعی است. در شرایط جنگ، خانواده، دوستان، همسایگان، گروه‌های محلی و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش یک نظام حمایتی غیررسمی را ایفا کنند.

در شرایطی که دسترسی به برخی خدمات مختل می‌شود، افراد ممکن است از طریق همین شبکه‌ها برای تأمین غذا، دارو، محل اقامت، حمل‌ونقل یا حمایت روانی به یکدیگر کمک کنند. چنین شبکه‌هایی هزینه‌های اجتماعی بحران را کاهش می‌دهند.

گزارش‌هایی درباره جامعه ایران پس از جنگ نشان داده‌اند که تجربه مشترک تهدید خارجی در مقاطعی موجب افزایش احساس همبستگی و نوعی ملی‌گرایی اجتماعی شده است. با این حال، این همبستگی الزاماً به معنای رفع اختلافات سیاسی و اجتماعی نیست و ممکن است در صورت تداوم فشار اقتصادی و سیاسی دوباره تضعیف شود.

بنابراین باید میان همبستگی واکنشی در برابر تهدید خارجی و انسجام اجتماعی پایدار تفاوت قائل شد.

۳. تاب‌آوری اقتصادی؛ مهم‌ترین چالش

جنگ زمانی می‌تواند تاب‌آوری اجتماعی را به‌شدت تضعیف کند که با بحران اقتصادی همراه شود. کاهش درآمد، تورم، کمبود کالا، اختلال در تجارت و کاهش قدرت خرید، فشار جنگ را از سطح میدان نبرد به زندگی روزمره خانواده‌ها منتقل می‌کند.

در چنین شرایطی، خانوارها معمولاً از راهکارهایی مانند کاهش مصرف، استفاده از پس‌انداز، کمک گرفتن از بستگان، تغییر الگوی اشتغال و به تعویق انداختن هزینه‌های غیرضروری استفاده می‌کنند.

اما این نوع سازگاری یک مرز دارد. اگر فشار اقتصادی طولانی شود، «تاب‌آوری» ممکن است به «فرسودگی» تبدیل شود. بنابراین تاب‌آوری اقتصادی بدون سیاست‌های مؤثر برای حمایت از معیشت مردم، در بلندمدت پایدار نخواهد بود.

۴. نقش اعتماد عمومی

اعتماد یکی از متغیرهای اساسی در مدیریت بحران است. در شرایط جنگ، مردم باید بتوانند به اطلاعات مربوط به حملات، وضعیت خدمات عمومی، مواد غذایی، دارو، تخلیه مناطق و امنیت نسبی مکان‌ها اعتماد کنند.

اگر اعتماد عمومی پایین باشد، شایعات می‌توانند با سرعت بیشتری گسترش پیدا کنند. در نتیجه، بحران اطلاعاتی ممکن است در کنار بحران نظامی شکل بگیرد.

از این رو، اطلاع‌رسانی شفاف، منظم و قابل راستی‌آزمایی، بخشی از زیرساخت تاب‌آوری اجتماعی است. جامعه‌ای که شهروندان آن بتوانند اطلاعات معتبر را از شایعه تشخیص دهند، کمتر دچار هراس جمعی و تصمیم‌های هیجانی می‌شود.

۵. تاب‌آوری روانی و مدیریت تروما

یکی از کمتر دیده‌ شده‌ ترین ابعاد جنگ، آسیب‌های روانی است. صدای انفجار، از دست دادن اعضای خانواده، تخریب خانه‌ها، جابه‌جایی اجباری، نگرانی درباره آینده و مشاهده تصاویر خشونت‌آمیز می‌تواند آثار طولانی‌مدت روانی ایجاد کند. همچنین مشکلات اقتصادی و محدودیت دسترسی به خدمات سلامت روان می‌تواند این وضعیت را تشدید کند.

در این شرایط، خانواده و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در حمایت روانی ایفا کنند؛ اما در بحران‌های طولانی، حمایت غیررسمی کافی نیست و نظام سلامت روان باید بتواند خدمات تخصصی و کم‌هزینه ارائه دهد.

۶. تجربه تاریخی و حافظه جمعی

یکی از عوامل مؤثر بر تاب‌آوری جامعه ایران، تجربه تاریخی مواجهه با بحران‌های مختلف، از جمله جنگ ایران و عراق، تحریم‌ها، بلایای طبیعی و بحران‌های اقتصادی است.

تجربه‌های گذشته می‌تواند نوعی «یادگیری اجتماعی» ایجاد کند. مردم می‌آموزند چگونه در زمان کمبود منابع، شبکه‌های حمایتی تشکیل دهند، چگونه نیازهای ضروری را اولویت‌بندی کنند و چگونه زندگی روزمره را در شرایط غیرعادی ادامه دهند.

با این حال، تجربه تاریخی دو روی متفاوت دارد. از یک سو می‌تواند ظرفیت سازگاری ایجاد کند و از سوی دیگر، تداوم بحران می‌تواند به خستگی، بی‌اعتمادی و احساس ناتوانی منجر شود.

۷. نقش جامعه مدنی و نهادهای محلی

تاب‌آوری اجتماعی تنها محصول رفتار افراد نیست؛ نهادهای اجتماعی نیز نقش تعیین‌کننده دارند. انجمن‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، گروه‌های داوطلب، خیریه‌ها، شوراهای محلی، مراکز مذهبی و شبکه‌های حرفه‌ای می‌توانند در زمان بحران، منابع انسانی و مادی را سریعاً بسیج کنند.

در یک جامعه تاب‌آور، مدیریت بحران فقط از بالا به پایین انجام نمی‌شود؛ بلکه ظرفیت‌های محلی نیز فعال می‌شوند. شهروندان باید بتوانند در چارچوب‌های قانونی و امن، بخشی از نیازهای جامعه خود را مدیریت کنند.از این منظر، محدود شدن فضای مدنی می‌تواند یکی از موانع تاب‌آوری باشد.

۸. تاب‌آوری اجتماعی و مسئله شکاف‌های اجتماعی

یکی از نکات مهم در تحلیل جنگ اخیر آن است که نباید جامعه ایران را کلا یکپارچه و بدون اختلاف تصور کرد. جامعه ایران پیش از جنگ نیز با شکاف‌های سیاسی، اقتصادی، نسلی و فرهنگی روبه‌رو بود.

جنگ ممکن است برای مدتی بخشی از این شکاف‌ها را کاهش دهد؛ زیرا تهدید خارجی می‌تواند احساس هویت مشترک ایجاد کند. اما این اثر لزوماً دائمی نیست.

در واقع، یکی از آزمون‌های اصلی تاب‌آوری پس از جنگ این است که آیا جامعه می‌تواند همبستگی ایجادشده در زمان بحران را به همکاری اجتماعی بلندمدت تبدیل کند یا خیر.

۹. تاب‌آوری؛ مقاومت یا توان بازسازی؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل تاب‌آوری این است که آن را مترادف «مقاومت» بدانیم. تاب‌آوری فقط به معنای ادامه دادن در شرایط دشوار نیست.

جامعه تاب‌آور باید بتواند پس از بحران:

زیرساخت‌های آسیب‌دیده را بازسازی کند؛

اعتماد اجتماعی را ترمیم کند؛

به آسیب‌های روانی رسیدگی کند؛

وضعیت معیشتی خانواده‌ها را بهبود دهد؛

خدمات عمومی را احیا کند؛

از گروه‌های آسیب‌پذیر حمایت کند؛

و از تجربه جنگ برای کاهش آسیب‌پذیری در بحران‌های آینده استفاده کند.

بنابراین، تاب‌آوری واقعی با مرحله پساجنگ سنجیده می‌شود، نه فقط با میزان تحمل جامعه در طول جنگ.

۱۰. پیشنهادهایی برای تقویت تاب‌آوری اجتماعی

برای افزایش تاب‌آوری جامعه ایران در برابر بحران‌های آینده، چند اقدام اساسی اهمیت دارد:

نخست، تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی. اطلاع‌رسانی شفاف و مسئولانه و ارائه داده‌های قابل راستی‌آزمایی باید در اولویت قرار گیرد.

دوم، حمایت از معیشت خانوارها. کاهش فشار اقتصادی، حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد و تضمین دسترسی به کالاهای اساسی از مهم‌ترین پایه‌های تاب‌آوری هستند.

سوم، تقویت نظام سلامت روان. خدمات روان‌شناختی پس از جنگ نباید صرفاً به افراد دارای آسیب شدید محدود شود؛ بلکه باید برای کودکان، خانواده‌ها، امدادگران، کارکنان خدماتی و سایر گروه‌های در معرض فشار نیز برنامه‌ریزی شود.

چهارم، تقویت نهادهای محلی و داوطلبانه. شبکه‌های محلی می‌توانند در توزیع منابع، کمک‌رسانی و کاهش اضطراب اجتماعی نقش مهمی داشته باشند.

پنجم، افزایش سواد رسانه‌ای. توانایی تشخیص خبر جعلی، شایعه و عملیات روانی از اطلاعات معتبر، بخشی از دفاع اجتماعی در جنگ‌های مدرن است.

ششم، توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر. کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانواده‌های کم‌درآمد و کسانی که اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، نیازمند حمایت ویژه هستند.

 نتیجه‌گیری

جنگ اخیر ایران و آمریکا نشان داد که امنیت یک کشور تنها به توان نظامی وابسته نیست؛ ظرفیت جامعه برای حفظ انسجام، تأمین نیازهای اساسی، مدیریت اضطراب و بازسازی زندگی روزمره نیز بخشی از امنیت ملی است.

جامعه ایران در طول این بحران از برخی منابع مهم تاب‌آوری، از جمله شبکه‌های خانوادگی، تجربه تاریخی، سازگاری اقتصادی و ظرفیت همبستگی اجتماعی برخوردار بوده است. در عین حال، فشار اقتصادی ، فرسودگی روانی، کاهش امید و اعتماد و محدود شدن برخی ظرفیت‌های اجتماعی، تهدیدهایی جدی برای تداوم این تاب‌آوری محسوب می‌شوند.

از این رو، سیاست تاب‌آوری اجتماعی نباید تنها در زمان جنگ آغاز شود. تاب‌آوری پیش از بحران ساخته می‌شود: با اعتماد عمومی، اقتصاد باثبات، نهادهای اجتماعی کارآمد، رسانه‌های مسئول، خدمات سلامت روان و جامعه مدنی فعال.

در نهایت، مهم‌ترین درس جنگ اخیر آن است که جامعه‌ای واقعاً تاب‌آور نیست که فقط بتواند جنگ را تحمل کند؛ جامعه‌ای تاب‌آور است که بتواند پس از جنگ، اعتماد، امید، رفاه و روابط اجتماعی خود را بازسازی کند.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری