سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۵
از «نکبت» تا شهرک‌سازی؛ تغییر روش‌ اشغالگران برای طرد فلسطینی‌ها

از «نکبت» تا شهرک‌سازی؛ تغییر روش‌ اشغالگران برای طرد فلسطینی‌ها

از زمان نکبت و اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، شهرک‌نشینان همچنان به اخراج فلسطینی‌ها از زمین‌های خود و اشغال آن با حمایت دولت اشغالگر رژیم صهیونیستی ادامه می‌دهند.

به گزارش ایسنا، بیش از هفت دهه است که نام نهادها و چارچوب‌های سیاسی و نظامی که توسط اشغالگران اسرائیلی برای اشغال سرزمین‌ فلسطین به کار گرفته شده‌اند، تغییر کرده است، همانطور که ابزارهای مورد استفاده برای اجرای آنها نیز تغییر کرده است. با این حال، صحنه‌های یورش به روستاها، آتش زدن خانه‌ها و محصولات کشاورزی، مصادره زمین‌ها، محدود کردن تردد ساکنان و آوارگی اجباری آنها، یک سوال تاریخی را پیش می‌کشد: شیوه‌های شهرک‌نشینان اسرائیلی در کرانه باختری امروز تا چه حد شبیه روش‌های به کار گرفته شده توسط گروهک‌های صهیونیستی در طول فاجعه «نکبت» فلسطین در سال ۱۹۴۸ است؟

مقایسه این دو دوره به معنای تطابق دقیق نیست زیرا زمینه سیاسی و نظامی اساسا متفاوت است. در سال ۱۹۴۸، شبه‌نظامیان مسلح صهیونیست جنگی برای نابودی و آوارگی فلسطینی‌ها به راه انداختند که به تأسیس رژیم جعلی اشغالگر اسرائیل و اخراج صدها هزار فلسطینی منجر شد. در مقابل، شهرک‌نشینان امروز در سرزمین اشغالی و تحت نظارت یک دولت اسرائیلی موجود با نهادهای نظامی، امنیتی و قانونی آن این تجاوزات را انجام می‌دهند.

اما برخی از روش‌های مورد استفاده برای تغییر واقعیت جمعیتی و جغرافیایی به‌ویژه هنگام استفاده از خشونت و ارعاب برای جلوگیری از دسترسی فلسطینی‌ها به زمین‌هایشان و سپس تبدیل کنترل موقت به یک واقعیت دائمی، مشابه است.

طبق گزارش عربی۲۱، این مقایسه با توجه به تشدید خشونت شهرک‌نشینان در کرانه باختری، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل بیش از ۱۸۰۰ حمله انجام شده توسط شهرک‌نشینان را در طول سال ۲۰۲۵ ثبت کرده است که منجر به زخمی شدن ۱۱۹۰ فلسطینی شده است که ۸۳۸ نفر از آنها توسط شهرک‌نشینان زخمی شده‌اند. این حملات حدود ۲۸۰ تجمع فلسطینی را هدف قرار داده است که به‌طور متوسط ​​تقریبا پنج حمله در روز است که بالاترین میزان روزانه از زمان شروع ثبت چنین حملاتی در سال ۲۰۰۶ است.

دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در گزارشی که در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد، اظهار داشت که گسترش شهرک‌های اسرائیلی و الحاق سریع بخش‌های بزرگی از کرانه باختری بیش از ۳۶ هزار فلسطینی را آواره کرده است. گزارش دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۷۳۲ مورد خشونت شهرک‌نشینان را در طول سال، از جمله ارعاب و تخریب خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی مستند کرده است. این گزارش نتیجه گرفته است که خشونت شهرک‌نشینان به شیوه هماهنگ و استراتژیک انجام می‌شود و مقامات اسرائیلی در هدایت، مشارکت یا تسهیل این اقدامات نقش دارند.

۱۹۴۸ آوارگی و تصرف زمین

برای درک وضعیت فعلی، لازم است به سال ۱۹۴۸ برگردیم؛ زمانی که گروهک‌های صهیونیست در پی تحمیل یک واقعیت جغرافیایی و سیاسی جدید در فلسطین بودند. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که در مارس ۱۹۴۸، گروهک‌های هاگانا طرحی را تدوین کرد که به طرح دالت معروف شد که شامل عملیات نظامی برای تصرف شهرها و روستاهای فلسطینی، قطع مسیرهای تدارکاتی، تخریب خانه‌ها و جلوگیری از بازگشت ساکنان پس از اخراج آنها بود.

از نکبت تا کانون‌های شهرک‌سازی؛ تغییر روش‌های اشغالگران برای طرد فلسطینی‌ها
نکبت

منابع ذکر شده در این سند بیان می‌کنند که این عملیات به تخریب بیش از ۵۳۱ روستا و شهر و آوارگی تقریبا ۸۰۰ هزار فلسطینی منجر شد. در آن مرحله، نیروی نظامی تنها ابزار مورد استفاده نبود. شبه‌نظامیان صهیونیست همچنین از تاکتیک‌های جنگ روانی برای ایجاد ترس در روستاهای فلسطینی، از جمله اعلامیه‌ها، برنامه‌های رادیویی و بلندگوها، استفاده کردند، با این هدف که ساکنان باور کنند ماندن در آنجا آنها را در معرض خطر قرار می‌دهد. قتل عام‌ها بخشی از چشم‌انداز خونینی بودند که در آن دوره رخ داد، به ویژه قتل عام دیر یاسین در آوریل ۱۹۴۸، همراه با عملیات در روستاهای دیگر.

اسناد نشان می‌دهد که تخریب خانه‌ها، کشتار غیرنظامیان و استفاده از زور بیش از حد، به گسترش ترس و مجبور کردن ساکنان سایر روستاها به فرار کمک کرد. یکی از مهم‌ترین شباهت‌هایی که هنگام مقایسه این دو مرحله آشکار می‌شود این است که اخراج جمعیت از سرزمینشان پایان پروژه نبود بلکه پس از آن تلاش‌هایی برای جلوگیری از بازگشت آنها و تثبیت کنترل بر املاکی که از خود به جا گذاشته بودند، صورت گرفت. پس از استقرار اشغالگری اسرائیل در سال ۱۹۴۸، قوانینی وضع شد که مصادره اموال فلسطینیانی را که پناهنده شده یا از خانه‌های خود آواره شده بودند، از جمله قانون املاک غایب مجاز می‌دانست. در سال ۱۹۴۸، روند تصرف زمین پس از عملیات نظامی و آوارگی گسترده آغاز شد. با این حال، امروزه در کرانه باختری، تصرف زمین اغلب به تدریج و از طریق ایجاد کانون‌های شهرک سازی، گسترش آنها و اعمال کنترل بر زمین‌های اطراف انجام می‌شود.

شهرک‌سازی‌ها: تصرف تدریجی

در کرانه باختری، گسترش شهرک‌سازی به همان شیوه نظامی سال ۱۹۴۸ انجام نمی‌شود اما روش‌های دیگری برای کنترل زمین به کار گرفته می‌شود.

از جمله برجسته‌ترین آنها، ایجاد کانون‌های شهرک‌سازی به ویژه در مناطق روستایی، غور اردن و جنوب الخلیل است.

اسنادی که در تهیه این گزارش استفاده شده‌اند، بیان می‌کنند که این کانون‌ها می‌توانند از طریق مسدود کردن جاده‌ها، ترساندن کشاورزان و استفاده از سلاح، سگ و پهپاد برای جلوگیری از دسترسی فلسطینی‌ها به زمین‌هایشان، کنترل را بر مناطق وسیعی از زمین اعمال کنند.

این روش قابل توجه است زیرا لزوما نیازی به عملیات نظامی گسترده برای پاکسازی کل منطقه ندارد. این فرآیند ممکن است با تعداد محدودی از شهرک‌نشینان آغاز شود و سپس به تدریج با گذشت زمان گسترش یابد، در حالی که فلسطینی‌ها خود را با واقعیت جدیدی روبه‌رو می‌بینند: زمینی که نمی‌توانند به آن دسترسی داشته باشند، معیشتی که در حال نابودی است، جاده‌های بسته و حملات مکرر.

اول زمین بعد ساکنان

خشونت شهرک‌نشینان نه تنها مردم بلکه محیطی را که بقای آنها را ممکن می‌سازد، هدف قرار می‌دهد. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل حملاتی را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرده است که خانه‌ها، درختان، مزارع، شبکه‌های آب و برق، خودروها و تأسیسات کشاورزی را هدف قرار داده است. این دفتر در یک مقطع، ۴۷ حمله شهرک‌نشینان را در یک هفته ثبت کرد که منجر به زخمی شدن فلسطینی‌ها و تخریب بیش از ۲۵۰ درخت، تأسیسات، شبکه‌های آب و برق و وسایل نقلیه شد. در موارد دیگر، آب به عنوان بخشی از حملات هدف قرار گرفت.

سازمان ملل حملات به منابع آب و زیرساخت‌های مرتبط را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرد. در حالی که صدها درخت تخریب شدند. تخریب منابع آب، محصولات کشاورزی یا دامی نه تنها نشان‌دهنده ضرر مادی است بلکه توانایی خانواده‌ها برای ماندن در جوامع خود را نیز تهدید می‌کند.

از قتل عام مستقیم تا آوارگی خاموش

در سال ۱۹۴۸، خشونت اغلب مستقیم و گسترده بود، از جمله عملیات نظامی، قتل عام، اخراج‌های دسته جمعی، تخریب روستاها و جلوگیری از بازگشت آوارگان.

امروزه، در برخی مناطق، مکانیسم متفاوتی در حال ظهور است؛ مکانیسمی که می‌توان آن را کوچاندن تدریجی یا اجباری ناشی از ایجاد یک محیط غیرقابل سکونت توصیف کرد.

به عنوان مثال، در ماه مه ۲۰۲۵ سازمان ملل کوچاندن کل یک جامعه بادیه‌نشین فلسطینی متشکل از تقریبا ۱۲۰ نفر را پس از ایجاد یک کانون جدید شهرک‌سازی در نزدیکی خانه‌هایشان و یک سری حملات علیه ساکنان ثبت کرد.

در اوت همان سال، سازمان ملل گزارش داد که یک سری حملات توسط شهرک‌نشینان منجر به آوارگی ۱۸ خانواده فلسطینی، شامل بیش از ۱۰۰ نفر از جمله حداقل ۶۰ کودک، از جامعه بادیه‌نشین عین ایوب شد.

از نکبت تا کانون‌های شهرک‌سازی؛ تغییر روش‌های اشغالگران برای طرد فلسطینی‌ها
اشغال فلسطین

این موارد تصویر متفاوتی از آوارگی سال ۱۹۴۸ ارائه می‌دهند، اما مکانیسمی با نتیجه مشابه را آشکار می‌کنند: اخراج جمعیت از سرزمین خود و ناتوانی آنها در بازگشت آسان.

سازمان ملل در گزارش سال ۲۰۲۶ خود اظهار داشت که خشونت شهرک‌نشینان در طول دوره گزارش شامل آزار و اذیت، ارعاب و تخریب خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی بوده است. سازمان ملل همچنین بیش از ۳۱۰۰ حمله شهرک‌نشینان علیه فلسطینی‌ها را بین اکتبر ۲۰۲۳ و اکتبر ۲۰۲۵ ثبت کرده است از جمله حملاتی که منجر به جراحات و خسارت به اموال شده است، در حالی که بیش از ۳۰۰۰ فلسطینی از جمله ۱۵۴۴ کودک در نتیجه خشونت شهرک‌نشینان و محدودیت‌های دسترسی به زمین آواره شده‌اند.

شهرک‌ها و کانون‌ها: حلقه‌ای در زنجیره کنترل

بعد جغرافیایی پروژه شهرک‌سازی به ویژه در کانون‌های شهرک سازی ایجاد شده در نزدیکی جوامع فلسطینی مشهود است.

برخی از جنبش‌های شهرک‌سازی عمدا کانون‌های جدیدی را در مکان‌های استراتژیک ایجاد می‌کنند تا ارتباط جغرافیایی بین شهرها و روستاهای فلسطینی را از بین ببرند و آنها را به مناطق محصور و منزوی تبدیل کنند.

جاده‌ها نقش حیاتی در این فرآیند دارند زیرا کنترل زمین نه تنها شامل ساخت خانه یا ایجاد کانون شهرک‌سازی بلکه ایجاد شبکه جاده‌ای که شهرک‌ها را به هم متصل می‌کند و در عین حال محدود کردن حرکت فلسطینی‌ها می‌شود.

بنابراین، کنترل از یک حضور محدود به یک سیستم جغرافیایی جامع تبدیل می‌شود: یک کانون شهرک‌سازی، بعد یک جاده، سپس مناطق حائل و اعمال محدودیت بر فلسطینی‌ها و گاهی اوقات تخلیه مناطق.

این فعالیت‌های شهرک سازی همچنین با تصمیمات و سیاست‌های دولت جناح راست رژیم صهیونیستی تلاقی دارند و مرز بین خشونت فردی و پروژه شهرک‌سازی دولت را از بین می‌برند.

در این راستا، سازمان ملل در گزارش سال ۲۰۲۶ خود اظهار داشت که دولت تل‌آویو نقش محوری در هدایت، مشارکت یا توانمندسازی رفتارهای مرتبط با خشونت شهرک‌نشینان داشته است و این امر تمایز بین خشونت دولتی و خشونت شهرک‌نشینان را دشوارتر می‌کند.

رهایی از مجازات

یکی از عواملی که به ادامه این حملات کمک می‌کند، چیزی است که سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی آن را مجازات محدود توصیف می‌کنند.

آمار دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل نشان می‌دهد که خشونت شهرک‌نشینان به یک پدیده تکرارشونده تبدیل شده است، نه یک سری حوادث جداگانه. تنها در سال ۲۰۲۵، سازمان ملل بیش از ۱۸۰۰ حمله، به طور متوسط ​​پنج حمله در روز را ثبت کرد.

خشونت همچنین در برخی مناطق در طول فصل برداشت زیتون به شدت افزایش یافت، به طوری که سازمان ملل متحد ۱۷۸ حمله مربوط به برداشت زیتون را در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۵ ثبت کرد. این حملات شامل حمله به کشاورزان، سرقت محصولات کشاورزی و تخریب درختان و تجهیزات کشاورزی بود.

این موضوع جنبه دیگری از این تشابه تاریخی را برجسته می‌کند: همانطور که اخراج فلسطینی‌ها از زمین‌هایشان در سال ۱۹۴۸ با جلوگیری از بازگشت آنها مرتبط بود، امروزه نیز جلوگیری از دسترسی کشاورزان به زمین‌هایشان برای چندین فصل، عملا آنها را قادر به استفاده از آن نمی‌کند.

در برخی موارد در کرانه باختری امروز، یک فلسطینی ممکن است پس از سال‌ها حملات مکرر یا بعد از ایجاد یک کانون شهرک‌سازی در نزدیکی منزل خود، محرومیت از دسترسی به زمین یا تخریب منبع آب یا محصولات کشاورزی‌، مجبور به ترک منزلش شود.

زمان، عاملان و سلاح‌های مورد استفاده امروز با سال ۱۹۴۸ متفاوت است اما نتیجه آوارگی یکسان است: یک خانواده خانه خود را از دست می‌دهد و زمین به تدریج برای صاحبان اصلی آن غیرقابل دسترس می‌شود.

در این راستا، سازمان ملل گزارش داد که بیش از ۱۸۰۰ فلسطینی به دلیل خشونت شهرک‌نشینان و محدودیت‌های دسترسی به زمین بین اول سال ۲۰۲۶ تا ششم آوریل آواره شده‌اند؛ رقمی که از کل تعداد آواره شدگان به همین دلیل در کل سال ۲۰۲۵ بیشتر است.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان