به گزارش خبرنگار ایسنا، نشست «بنبست اطلاعرسانی» با محوریت بررسی چالشهای اطلاعرسانی دولت، تغییرات محیط ارتباطی جامعه و ضرورت حرکت از اطلاعرسانی یکسویه به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم برگزار شد.
این نشست که در روز سهشنبه ـ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ـ از ساعت ۱۰ تا ۱۳ در دفتر توسعه رسانه برگزار شد، با حضور نمایندگانی از رسانهها همراه بود.
در این نشست محمد خدادی، روزنامهنگار و معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم، احسان صالحی، روزنامهنگار و دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم و محمد گلزاری، روزنامهنگار و دبیر شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم، از زوایای مختلف به موضوع مورد بحث پرداختند.
در این نشست مطرح شد که محیط ارتباطی جامعه نسبت به گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده و سرعت گردش اطلاعات در شبکههای اجتماعی به اندازهای افزایش یافته است که در بسیاری از موارد، افکار عمومی پیش از اعلام رسمی نهادهای دولتی درباره یک موضوع شکل میگیرد. بر همین اساس، گاهی یک خبر یا روایت پیش از آنکه از سوی نهادهای رسمی اعلام شود، در شبکههای اجتماعی به مسئلهای عمومی تبدیل میشود.
در این نشست با اشاره به تجربه دولتهای گذشته، از جمله دولتهای حسن روحانی، ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان، تأکید شد که یکی از مشکلات تکرارشونده در مواجهه با بحرانها، وجود حلقه مفقوده در حوزه اطلاعات و ارتباطات بوده است. حتی دولتهایی که از تریبونهای رسمی بیشتری برخوردار بودهاند نیز در برخی بحرانها نتوانستهاند همگام با سرعت شکلگیری روایتها در جامعه حرکت کنند.
بر اساس مباحث مطرحشده، بخش قابل توجهی از عملکرد دولتها در مواجهه با بحرانها ماهیتی واکنشی داشته و کمتر شاهد رویکردهای پیشبینانه و کنشی بودهایم. در چنین شرایطی، مسئله اطلاعرسانی تنها به این موضوع محدود نمیشود که دولت چه پیامی را منتقل میکند، بلکه زمان اطلاعرسانی، زبان مورد استفاده، مسیر انتقال پیام و میزان توانایی دولت در برقراری ارتباط با جامعه نیز اهمیت پیدا میکند.
یکی از پرسشهای محوری این نشست این بود که آیا مشکل اصلی اطلاعرسانی دولت، کمبود اطلاعات و پیام است یا اینکه مسئله عمیقتر بوده و به کاهش اعتماد عمومی، فاصله گرفتن زبان رسمی از زبان جامعه و ضعف در شنیدن و درک افکار عمومی بازمیگردد.
در ادامه عنوان شد که انتخاب عنوان «بنبست اطلاعرسانی» نیز با هدف بررسی همین چالش صورت گرفته است؛ اینکه چرا اطلاعرسانی دولتها در بسیاری از مواقع واکنشی است، چرا روایت رسمی گاهی از روایتی که پیشتر در جامعه شکل گرفته عقب میماند و چگونه میتوان اطلاعرسانی صرف را به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم تبدیل کرد.
هدف از برگزاری این نشست، مقایسه دولتها یا ارزیابی عملکرد افراد عنوان نشد، بلکه تمرکز اصلی بر شناخت ریشههای مشکلات اطلاعرسانی دولت، موانع ارتباط مؤثر میان دولت و جامعه و تغییرات مورد نیاز در ساختار و شیوه اطلاعرسانی بود.

احسان صالحی ـ دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم ـ درخصوص ارتباط دولت و رسانه و سرمایه اجتماعی گفت: ما در حوزه اطلاعرسانی و در نهاد حاکمیت از جمله دولت، میتوانیم در سه سطح ساختاری، سیاسی و رویکردی و کارگزاری که ابزاری که در اختیار اوست و مسئولیت دارد صحبت کنیم.
صالحی با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی ادامه داد: این سه سطح، یک مقدمه و زمینهای دارند که به نظرم بر همه آنها حاکم است و آن، سرمایه اجتماعی است. اگر همه این عوامل وجود داشته باشند، میزان اثرگذاری آنها متناسب با میزان سرمایه اجتماعی خواهد بود. ما در تجربههای مختلف نیز این مسئله را دیدهایم. هر زمان سرمایه اجتماعی کشور و دستگاههای مختلف دچار فراز و فرود شده، به همان نسبت، وثاقت و ارتباط افکار عمومی مردم با سیستم اطلاعرسانی و خروجیهای اطلاعرسانی نیز کم و زیاد شده است. در مقاطع مختلفی مانند افزایش تحریمها در سال ۹۷ و خروج ترامپ از برجام و آبان ۹۸ و گرانی بنزین شاهد همین اشکالات در کارکرد نظام ارتباطی و تضعیف سرمایه اجتماعی بودیم.
دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم با اشاره به تعدد ساختارها و موازیکاری در اطلاع رسانی گفت: در مقاطع مختلف، وقتی احساس کردهایم یک ساختار موجود کارایی لازم را ندارد، به جای اصلاح و تقویت آن، به سمت ایجاد یک ساختار جدید رفتهایم. هر چه بحرانها غلیظتر شدهاند ساختارهای جدیدی ایجاد شدند و نمیخواهم بگویم بیاثر بودهاند اما در برخی موارد، این ساختارها به جای تکمیل یکدیگر، وارد حوزه فعالیت یکدیگر شده و عملاً دستوپای همدیگر را بستهاند.
صالحی با بیان این که موازیکاری یکی از پیامدهای تعدد ساختارهاست تصریح کرد: برای مثال، وقتی یک بحران امنیتی میشود، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعال میشود. وقتی موضوع به فضای مجازی مربوط میشود، ساختارهای مرتبط با فضای مجازی وارد میشوند. دستگاههای امنیتی نیز برای خود ساختارهایی دارند. در کنار آنها شورای اطلاعرسانی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این حوزه فعال هستند.
در نتیجه، مجموعهای از ساختارها شکل گرفته که در برخی موارد باعث موازیکاری شده و در نهایت مشخص نیست متولی اصلی کیست و چه کسی باید پاسخگو باشد. اکنون با توجه به تجربه انباشتهای که طی سالهای گذشته به دست آمده، باید یک بازنگری جدی در ساختارهای موجود انجام و مشخص شود که اساساً چه ساختارهایی مورد نیاز هستند و هرکدام دقیقاً چه حوزهای را باید بر عهده داشته باشند.
وی افزود: باید تقسیم کار مشخصی میان دستگاهها صورت گیرد و از ابتدا روشن باشد که پیش از وقوع یک بحران، در زمان وقوع آن و پس از بحران، مسئولیت هر دستگاه چیست. همچنین لازم است یک دستگاه مشخص، مسئولیت هماهنگی و پاسخگویی در قبال تصمیمات این حوزه را بر عهده داشته باشد.

احسان صالحی یکی از مشکلات اصلی را نحوه تصمیمگیری در دستگاههای دولتی عنوان کرد و گفت: وجود تأکیدهای مکرر بر اهمیت رسانه، افکار عمومی و «پیوست رسانهای»، در بسیاری از موارد تصمیمات بدون ارزیابی دقیق پیامدهای اجتماعی و رسانهای آنها اتخاذ میشوند و رسانه پس از نهایی شدن تصمیم وارد میدان میشود تا پیامدهای آن را مدیریت کند.
وی تاکید کرد: باید رویکرد از حالت پسینی به پیشینی تغییر کند؛ به این معنا که کارشناسان رسانه و افکار عمومی باید پیش از اتخاذ تصمیمات مهم، در فرآیند تصمیمسازی حضور داشته باشند و پیامدهای احتمالی تصمیم بر افکار عمومی را بررسی کنند.
همچنین با اشاره به فضای حاکم بر برخی اتاقهای تصمیمگیری، گفته شد: گاهی مباحث بیشتر در جهت تأیید تصمیم موجود پیش میرود و نقدها، سناریوهای مخالف و ارزیابی واکنش افکار عمومی به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد.
احسان صالحی با توجه به تجربیات خود در دولت سیزدهم گفت: در مسائلی مثل تایر و گازوئیل و نان از تصمیمات باخبر شدیم و با تشکیل جلسات از تصمیماتی که بدون در نظر گرفتن پیامدهای رسانهای ما را در عمل انجام شده قرار میداد جلوگیری کردیم.
او در توضیح تاثیر شبکههای اجتماعی بر مردم و ارتباط موثر با جامعه گفت: امروز بخش مهمی از زندگی اجتماعی مردم در فضای مجازی جریان دارد و طبق اظهارات یکی از مسئولان مرکز ملی فضای مجازی، میانگین حضور روزانه مردم در شبکههای اجتماعی حدود هفت ساعت است که این میزان در میان نوجوانان به حدود ۹ ساعت میرسد.
این کارشناس حوزه ارتباطات ادامه داد: این آمار نشان میدهد که نمیتوان فضای مجازی را نادیده گرفت. روشهای سلبی نیز در سالهای گذشته نتایج مطلوبی نداشته و در مواردی حتی نتیجه معکوس ایجاد کرده است.
وی با اشاره به محدودیتهای اعمالشده بر برخی شبکههای اجتماعی در سال ۱۴۰۱ گفت: در آن مقطع، دسترسی به پلتفرمهایی مانند واتساپ و اینستاگرام محدود شد، در حالی که اینستاگرام در آن زمان حدود ۴۰ میلیون کاربر در ایران داشت و برای بخش قابل توجهی از مردم، ارتباطات، تعاملات، سرگرمی و بخشی از زندگی روزمره در این فضا شکل گرفته بود.
وی تأکید کرد: وقتی یک پدیده به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده و زندگی مردم در آن شکل گرفته است، نمیتوان صرفاً با مسدود کردن آن با مسئله برخورد کرد. مردم نیاز به سرگرمی دارند و باید این نیاز اجتماعی را به رسمیت شناخت.
وی افزود: باید نیازهای مردم و افکار عمومی در فضای مجازی بهدرستی تشخیص داده شود و تا حد امکان برای پاسخ به این نیازها برنامهریزی شود یا دستکم مانعی در برابر آنها ایجاد نشود.
دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم همچنین با انتقاد از فاصله برخی تصمیمگیران با تجربه زیسته، گفت: در برخی اتاقهای تصمیمگیری، افرادی حضور دارند که نیازها و دغدغههایشان با اکثریت جامعه متفاوت است و این مسئله میتواند بر کیفیت تصمیمات اثر بگذارد.
وی ادامه داد: کسی که درباره معیشت مردم تصمیم میگیرد، باید درک واقعی از خرید روزمره و مدیریت هزینههای زندگی داشته باشد. در حوزه فضای مجازی نیز اگر قرار است درباره باز یا بسته بودن یک پلتفرم تصمیمگیری شود، تصمیمگیران باید شناخت واقعی از این فضا و تجربه حضور در آن داشته باشند.
وی گفت: اگر بخش قابل توجهی از تصمیمگیرندگان اساساً در فضای مجازی حضور نداشته باشند و تجربه زیستهای از این محیط نداشته باشند، طبیعی است که ممکن است تصمیمات آنها با واقعیت اجتماعی این فضا فاصله داشته باشد.
احسان صالحی با اشاره به وضعیت صداوسیما در سالهای اخیر گفت: آنچه طی چند سال گذشته و بهویژه در دوره اخیر در صداوسیما اتفاق افتاده، نیازمند بررسی دقیق است. یکی از مسائل مهم، نادیده گرفتن برخی نیازهای واقعی مردم در حوزه رسانه، از جمله نیاز به سرگرمی و اطلاعرسانی است.
وی افزود: آسیب ناشی از تضعیف صداوسیما صرفاً متوجه خود این سازمان نیست بلکه به کلیت ارتباط حاکمیت با افکار عمومی نیز آسیب میزند. صداوسیما یکی از مسیرهای ارتباطی حاکمیت با مردم است و وقتی این مسیر دچار اختلال شود، بخشی از ظرفیت ارتباطی حاکمیت با جامعه نیز از بین میرود.
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت سیزدهم ادامه داد: رسانه میتواند به حاکمیت نشان دهد مردم چه میخواهند، چه دغدغهای دارند و دنبال چه چیزی هستند. وقتی این مسیر ارتباطی ضعیف شود، فرآیندی که میتوانست از برخی اتفاقات جلوگیری کند یا آنها را به شکل بهتری مدیریت کند نیز دچار اختلال میشود.
محمد خدادی ـ معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم ـ در ادامه سخنان خود با انتقاد از ساختار فعلی اطلاعرسانی کشور گفت: «بپذیریم که کارهایی که داریم انجام میدهیم، دیگر کارایی لازم را ندارد و باید سراغ روش دیگری برویم.» به گفته او، ساختارهایی مانند شوراهای اطلاعرسانی، قرارگاهها و مجموعههای متعدد معاونتی و مدیریتی، متعلق به دورهای هستند که شرایط ارتباطی جامعه متفاوت بود و امروز نیازمند بازنگری جدیاند.
وی با بیان اینکه «باید از این دایره بیرون بیاییم»، یکی از مشکلات اصلی جریان رسانهای کشور را درگیری رسانهها با یکدیگر دانست و گفت: بخش قابل توجهی از رسانهها بیش از آنکه با مسائل و دغدغههای مردم درگیر باشند، با یکدیگر و با جریانهای سیاسی و حاکمیتی درگیرند و در این میان، مردم بیشتر نقش تماشاگر را پیدا کردهاند.
خدادی ادامه داد: دولت، مجلس، قوه قضاییه و سایر نهادها هرکدام جریان اطلاعرسانی و رسانهای خود را دارند و حتی وزارتخانهها و دستگاههای مختلف نیز به ایجاد خبرگزاری و رسانه اختصاصی روی آوردهاند. به گفته او، گسترش این رسانههای وابسته به دستگاهها نهتنها مشکل اطلاعرسانی را حل نکرده، بلکه میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود.
وی با اشاره به ایجاد رسانههای اختصاصی از سوی دستگاههای مختلف اظهار کرد: «وقتی تو خودت از خودت تعریف میکنی، اثر ندارد.» او تأکید کرد که تعریف یک دستگاه از عملکرد خودش نمیتواند همان تأثیری را داشته باشد که روایت یک رسانه مستقل یا فردی خارج از آن مجموعه ایجاد میکند.
این روزنامهنگار با بیان اینکه باید «پایان دوران رسانههای دولتی» را به رسمیت شناخت، گفت: یکی از عوامل کاهش اعتماد عمومی این است که به جای آنکه دیگران درباره عملکرد دولت و دستگاهها صحبت کنند، خود دستگاهها دائماً درباره خودشان اطلاعرسانی میکنند.
خدادی افزود: در دنیای امروز، رسانه دولتی به معنای سنتی آن دیگر نمیتواند پاسخگوی نیازهای ارتباطی جامعه باشد و حتی وجود رسانههای دولتی میتواند یکی از عوامل تضعیف سرمایه اجتماعی دولتها باشد.

وی همچنین سیاسی شدن جریان رسانهای را یکی دیگر از مشکلات اساسی دانست و گفت: در بسیاری از موارد، رسانههای تخصصی و دستگاهی نیز به جای تمرکز بر حوزه تخصصی خود، وارد مسائل سیاسی و امنیتی میشوند و در نهایت، همه درباره همهچیز اظهارنظر میکنند.
خدادی با اشاره به حجم بالای اظهارنظرهای مسئولان در رسانهها اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای دنیا، مقامات دولتی تا این اندازه درباره موضوعات مختلف صحبت نمیکنند. به گفته او، در ایران اظهارنظرهای متعدد مسئولان، از نمایندگان مجلس تا مدیران و فرماندهان، گاهی به شکل گسترده در رسانههای داخلی و حتی بینالمللی بازتاب پیدا میکند.
وی تأکید کرد که انتشار بدون ملاحظه برخی اظهارنظرها میتواند پیامدهایی فراتر از فرد گوینده داشته باشد و بر سرمایه اجتماعی یک مجموعه یا نهاد نیز اثر بگذارد.
خدادی در ادامه با اشاره به مفهوم سرمایه اجتماعی گفت: «بیخود دنبال این نگردیم؛ اصل خودمانیم.» به گفته او، سرمایه اجتماعی با تعداد خبرها، گفتوگوها و گزارشهای رسانهای ایجاد نمیشود، بلکه ریشه آن در صداقت با مردم و نحوه رفتار با جامعه است.
وی تأکید کرد: اگر میان آنچه مسئولان میگویند و آنچه مردم در زندگی روزمره خود تجربه میکنند فاصله وجود داشته باشد، افزایش حجم تولیدات رسانهای نمیتواند این شکاف را جبران کند و مسئله اصلی همچنان به اعتماد و سرمایه اجتماعی بازمیگردد.
محمد خدادی در ادامه سخنان خود، نحوه بازتاب اخبار فساد و اتهامات در رسانهها را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی دانست و گفت: «وقتی دستگاههای رسمی، اتهام فساد علیه مسئولان و مدیران را با تبلیغات گسترده منتشر میکنند اما در صورت اثبات بیگناهی یا تبرئه افراد، همان میزان توجه رسانهای وجود ندارد، این روند میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند. اگر فردی متهم شود و بعد مشخص شود که اتهام وارد نبوده است، خبر تبرئه نیز باید به همان اندازه خبر اولیه مورد توجه قرار گیرد؛ در غیر این صورت، فرد و مجموعه مربوطه ممکن است برای مدت طولانی تحت تأثیر یک اتهام اثباتنشده قرار بگیرند.
این روزنامهنگار همچنین با تأکید بر اینکه انجام وظایف عادی دستگاههای دولتی نباید به عنوان دستاورد ویژه تبلیغ شود، گفت: «کار عادی که خبر نیست.» به گفته وی، وقتی وزارتخانهای برای انجام وظایف قانونی خود بودجه دریافت میکند و مأموریتش تولید خدمت است، انجام همان وظایف نباید به عنوان اقدامی فوقالعاده به مردم عرضه شود.
وی افزود: آنچه میتواند سرمایه اجتماعی ایجاد کند، «تلاش روزافزون» و اقداماتی است که مردم بتوانند آثار آن را در زندگی و جامعه مشاهده کنند.
خدادی در ادامه با اشاره به جنگ ۴۰ روزه، نمونهای از شکلگیری سرمایه اجتماعی از مسیر عمل را مطرح کرد و گفت: در چنین شرایطی، عملکرد و فداکاری برخی افراد برای مردم قابل مشاهده بود و نیازی به تبلیغات گسترده رسانهای برای اثبات آن وجود نداشت.
به گفته او، زمانی که مردم عملکرد، سبک زندگی و فداکاری یک فرد را در عمل مشاهده میکنند، سرمایه اجتماعی شکل میگیرد.
وی تأکید کرد: «سرمایه اجتماعی نتیجه عمل است، نه اعلام.» به اعتقاد خدادی، مسئولان نباید همواره به دنبال اعلام اقدامات خود باشند، چرا که در برخی موارد، کمتر اطلاعرسانی کردن و اجازه دادن به مردم برای مشاهده نتایج عملکرد، میتواند اثر بیشتری داشته باشد.
خدادی با اشاره به تجربه حضور خود در نیویورک و مقایسه رسانههای محلی و ملی آمریکا گفت: در برخی شبکههای تلویزیونی محلی، موضوعاتی مانند تصادف، مشکلات خیابانها و مسائل روزمره مردم در اولویت قرار دارد در حالی که روزنامههایی مانند نیویورکتایمز و واشنگتنپست بیشتر به مسائل کلان کشور و جهان میپردازند.
وی افزود: رسانههای داخلی نیز باید میان رسانه ملی و رسانه محلی تفکیک قائل شوند و به جای تمرکز دائمی بر موضوعات کلان و سیاسی، به مسائل ملموس و روزمره مردم توجه بیشتری داشته باشند.
معاون پیشین مطبوعاتی وزیر ارشاد، با بیان اینکه «دلار و بازار سهام لزوماً دغدغه آدم عادی نیست»، گفت: رسانه باید در جایی وارد شود که جامعه در کف زندگی روزمره خود به اطلاعات و پاسخ نیاز دارد.
وی در ادامه با تأکید بر ضرورت اعتماد متقابل میان رسانه و مردم اظهار کرد: «ما از مردم میترسیم و نمیتوانیم راحت با آنها حرف بزنیم؛ اتفاقاً مردم بیشتر به ما اعتماد دارند تا ما به مردم.»
خدادی با اشاره به تجربه اطلاعرسانی در ماجرای سهمیهبندی بنزین در دولت حسن روحانی گفت: در آن مقطع، انتشار یک خبر درباره افزایش قیمت بنزین موجب تشدید نگرانی و واکنش عمومی شد و حتی موضوع تا حدی پیش رفت که بحث لغو تصمیم در ساعات پایانی شب مطرح شد.
او افزود: در آن مقطع، با رسانههای مختلف، خبرگزاریها، روزنامهها و حتی ادمینهای کانالهای تلگرامی و حسابهای توییتری تماس گرفته و از آنها خواسته شد تا درباره تصمیم بنزین پیش از زمان مقرر خبر منتشر نکنند.
خدادی این تجربه را نشانهای از ظرفیت رسانه برای همراهی با تصمیمهای حساس دانست و گفت: «جریان رسانه ما بیشتر از اینکه حرف بزند، گوش میدهد.» به گفته وی، رسانه و مسئولان باید به جای ترس از جامعه، ارتباط واقعیتری با مردم برقرار کنند و دغدغههای آنها را بشنوند.

او در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در مواجهه با افکار عمومی گفت: «ما باید یک بازخوانی، بازنگری و دگردیسی در مواجهه با افکار عمومی داشته باشیم.»
وی افزود: اصلاح ساختار اطلاعرسانی کشور صرفاً با جابهجایی یا ادغام چند سازمان و دستگاه حل نمیشود و مسئله عمیقتر از تغییرات شکلی در ساختارهای موجود است.
خدادی با اشاره به تغییرات اساسی در محیط ارتباطی جامعه اظهار کرد: برخی ساختارها و سازمانها متعلق به دورهای هستند که شرایط ارتباطی متفاوت بوده و امروز دیگر کارکرد گذشته خود را ندارند. به گفته او، در کشور گاهی ساختارها آنقدر بدون بازنگری ادامه پیدا میکنند تا در نهایت کارکرد خود را از دست بدهند و دیگران پایان عمر آنها را تعیین کنند.
وی با اشاره به نمونههایی از ساختارهای قدیمی که با وجود تغییر شرایط همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند، تأکید کرد: «ما تاریخ مصرفمان را خودمان تعیین نمیکنیم؛ دیگران برایمان تعیین میکنند.»
خدادی در پایان گفت: در حوزه سرمایه اجتماعی، اطلاعرسانی و معرفی دستاوردها نیز نمیتوان با همان روشها و ساختارهای گذشته ادامه داد و «این مسیر به پایان رسیده است.»به گفته او، مواجهه با افکار عمومی نیازمند بازنگری اساسی و طراحی رویکردی متناسب با شرایط جدید ارتباطی جامعه است.
محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاع رسانی دولت چهاردهم با توجه به شعار دولت چهاردم و تاکید بر شنیدن صدای مردم گفت: مسئله اصلی در حوزه ارتباطات دولت و حاکمیت، نوع نگاه به مردم و افکار عمومی است و تا زمانی که این نگرش اصلاح نشود، ایجاد ساختارها و نهادهای جدید نمیتواند مشکل نظام ارتباطی کشور را حل کند.
وی ادامه داد: همین نگاه در بسیاری از قوانین و آییننامههایی که طی سالهای گذشته تدوین شده نیز قابل مشاهده است. مسئله به یک دولت یا دو دولت محدود نیست، بلکه با یک مسئله نگرشی مواجه هستیم که طی سالهای مختلف تداوم داشته است.
محمد گلزاری افزود: حتی امروز نیز زمانی که طرحی در مجلس مطرح میشود، پیش از آنکه مراحل تصویب خود را طی کند، بازتاب آن در افکار عمومی و افزایش نگرانیها نشان میدهد که همچنان با این مسئله مواجه هستیم.

وی با اشاره به تکرار انتقادها درباره عملکرد اطلاعرسانی دولتها گفت: مسئله اطلاعرسانی دولت، موضوعی محدود به یک دولت خاص نیست و در دولتهای مختلف تکرار شده است. و حتی با توجه به تاکید رهبر شهید بعد از سال ۱۳۸۳ ، دولتها همچنان ضعفهایی در توضیح تلاشهای خود برای مردم دارند.
محمد گلزاری با اشاره به فعالیت شورای اطلاعرسانی دولت در زمینه بازطراحی نظام ارتباطی کشور گفت: این موضوع با مصوبه هیات وزیران مورد بررسی قرار گرفت و تلاش شد نظام جامع ارتباطی دولت بازطراحی شود.
وی توضیح داد: در این پروژه، نظام ارتباطات دولتی ۲۳ کشور مورد بررسی و مطالعه تطبیقی قرار گرفت. این کشورها بر اساس نوع نظام سیاسی و شرایط مختلف دستهبندی شدند و در کنار کشورهای مختلف، نمونههایی از کشورهای همسایه و کشورهایی با ساختار سیاسی نزدیک به ایران نیز مورد بررسی قرار گرفتند.
محمد گلزاری مهمترین نتایج این پژوهش را ضرورت تجمیع نهادهای موازی اطلاعرسانی دانست و گفت: باید این کار از دولت آغاز شود و سپس به سایر بخشهای حاکمیتی تسری پیدا کند.
وی تأکید کرد: وقتی از ارتباطات دولتی صحبت میکنیم، نمیتوان سیاستگذاریهای پراکنده داشت و اجازه داد افراد و نهادهای متعدد، هر کدام به صورت جداگانه تصمیم بگیرند.
محمد گلزاری با اشاره به تجربه جنگ ۱۲ روزه گفت: این اتفاق نشان داد که در حوزه اطلاعرسانی و ارتباطات، زمانی میتوان عملکرد متفاوتی داشت و حتی در سطح جهانی دیده شد که نظام ارتباطی کشور چابک باشد.
وی افزود: در شرایط جنگ، افراد و مجموعهها به سرعت به یکدیگر دسترسی داشتند و به جای برگزاری جلسات متعدد، در کوتاهترین زمان ممکن تصمیمگیری میکردند. شرایط به گونهای بود که همه احساس نیاز میکردند با همگرایی بالا و در هماهنگی با یکدیگر عمل کنند.
به گفته وی، نتیجه این هماهنگی در حوزه ارتباطی نیز قابل مشاهده بود و حتی برخی رسانههای خارجی و مقامات آمریکایی به موفقیت ایران در این زمینه اذعان کردند.
وی ادامه داد: در آن شرایط، حتی سفارتخانههای ایران نیز پیامها و تولیدات متفاوتی ارائه کردند. این اتفاق نتیجه احساس همبستگی، همگرایی و چابکی بود و نشان داد که اگر نظام ارتباطی کشور بتواند سریع و هماهنگ عمل کند، امکان دستیابی به نتایج متفاوت وجود دارد.

محمد گلزاری با توجه به نقش روابط عمومیها گفت: یکی از مسائل مهم در حوزه ارتباطات دولتی، تکثر ساختارها و تعدد بخشهای تصمیمگیر است. در کنار این مسئله، وضعیت روابط عمومیها نیز نیازمند توجه جدی است.
گاهی در کنار بحث روابط عمومی، بلافاصله از «ناکارآمدی» صحبت میشود اما واقعیت این است که روابط عمومی در ساختار نظام اداری کشور، یکی از ضعیفترین بخشهاست.
بر اساس اطلاعاتی که از سازمان اداری و استخدامی وجود دارد، حدود ۵۰۰۰ شغل مرتبط با روابط عمومی در کشور تعریف شده است که از این تعداد، حدود ۳۰۰۰ نفر در پُستهای مرتبط مشغول به کار هستند. بخش قابل توجهی از نیروهای فعال نیز اساساً نیروهای تخصصی حوزه ارتباطات و روابط عمومی نیستند و از حوزههای دیگری وارد این بخش شدهاند. ضمن اینکه ضعفهای جدیای نیز در جایگاه شغلی و حرفهای و آموزشی روابط عمومی وجود دارد.
محمد گلزاری با توجه به موضوع اقتصاد رسانه گفت: ما به دلایل مختلف، بهتدریج اقتصاد رسانه را تضعیف کردهایم و در نتیجه، مرجعیت رسانه نیز آسیب دیده است. رسانهای که از نظر اقتصادی ضعیف باشد، نمیتواند نیروی حرفهای خود را حفظ کند، نمیتواند روی تولید محتوای باکیفیت سرمایهگذاری کند و نمیتواند برای توسعه فعالیت خود برنامهریزی بلندمدت داشته باشد. امروز بسیاری از خبرنگاران و نیروهای تحریریه مجبورند در چند رسانه فعالیت کنند تا بتوانند حداقلهای زندگی خود را تأمین کنند. اگر این وضعیت را با دهههای گذشته مقایسه کنیم، در دهه ۷۰ و حتی سالهای ابتدایی فعالیت حرفهای روزنامهنگاران، کار کردن در یک یا دو رسانه میتوانست شرایط اقتصادی قابل قبولی ایجاد کند اما امروز شرایط به گونهای تغییر کرده که بسیاری از نیروهای رسانهای برای تأمین حداقلها مجبور به چندشغله بودن هستند.
محمد گلزاری در ادامه گفت: در کنار مشکلات اقتصادی، نقش و جایگاه رسانه نیز بهتدریج تضعیف شده است. رسانهها را تا حد زیادی به پوششدهنده اخبار مقامات و رویدادهای رسمی تبدیل کردهایم و بعد از آنها میپرسیم چرا مرجعیت رسانهای ندارند و چرا مردم اخبار خود را از منابع دیگری دریافت میکنند. اگر میخواهیم رسانه مرجعیت داشته باشد، باید امکان فعالیت حرفهای و اقتصادی برای آن فراهم کنیم. چطور انتظار داریم رسانههای داخلی در سطح منطقهای و بینالمللی رشد کنند و اثرگذار باشند، وقتی اقتصاد رسانه در داخل کشور تضعیف شده است؟ امروز باید از خودمان بپرسیم چرا رسانه منطقهای و بینالمللی قدرتمند نداریم و چرا رسانههای ما نمیتوانند همپای رسانههای منطقه رشد کنند.
صداوسیما؛ مسئلهای فراتر از سیاست
محمد گلزاری با توجه به مشکلات ساختاری و محتوایی صداوسیما گفت:
مسئله صداوسیما نیز فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ این موضوع هم ابعاد سیاسی دارد و هم ابعاد عملکردی و ارتباطی.
وی افزود: مسئله فقط اختلاف سیاسی نیست. کاهش مخاطب، افت برخی برنامهها و کاهش جذابیت رسانه ملی نیز باید جدی گرفته شود. امروز باید پرسید مردم تا چه اندازه حاضرند بخش قابل توجهی از زمان خود را برای تماشای برنامههای صداوسیما اختصاص دهند. حتی در برنامههای مهمی مانند مسابقات ورزشی جام جهانی با خبرنگاری مواجه بودیم که میخواست از اخبار سیاسی بگوید.
وی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: اگر قرار است در حکمرانی جدید تحول بزرگی ایجاد شود، در کنار مسائلی مانند اقتصاد و انرژی، یکی از ستونهای اصلی این تحول باید نحوه شکلگیری رابطه میان حاکمیت و مردم باشد.
محمد گلزاری گفت: این رابطه بدون یک نظام ارتباطی و اطلاعرسانی کارآمد شکل نمیگیرد و به همین دلیل نظام ارتباطی و اطلاعرسانی کشور نیازمند تغییرات بنیادی است.
به گفته وی، در حوزه ارتباطات دولتی باید ساختارها اصلاح، موازیکاریها کاهش، جایگاه روابط عمومیها تقویت، آموزشها بهروز و شبکه ارتباطی دولت از مرکز تا روستا منسجم شود.
وی افزود: در حوزه اطلاعرسانی نیز باید اقتصاد رسانه تقویت شود، مرجعیت رسانهای بازسازی شود، نسبت صداوسیما با دولت و جامعه مورد بازنگری قرار گیرد و درباره فضای مجازی نیز از رویکردهای صرفاً سلبی عبور کنیم.
او در پایان تأکید کرد: اگر هدف، تقویت رابطه حاکمیت با مردم و بازسازی سرمایه اجتماعی است، نظام ارتباطی و اطلاعرسانی باید یکی از اولویتهای اصلی اصلاحات در حکمرانی جدید باشد.
انتهای پیام
