سهیلا صمیمی، در حاشیه همایش کودکان و بحرانهای اجتماعی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت توجه به این موضوع اظهار کرد: اختلالات روانی اگر در مراحل اولیه شناسایی نشوند، میتوانند به صورت زنجیروار منجر به بروز آسیبهای اجتماعی شدیدتر شوند که هزینه جبران آنها برای کل جامعه بسیار سنگین خواهد بود.
وی در همین راستا به اجرای طرح مدیریت سلامت روان اشاره کرد که از اردیبهشت ماه جاری به صورت کشوری توسط سازمان بهزیستی به اجرا درآمده است.
این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی، در این خصوص توضیح داد: این طرح با هدف مدیریت نظاممند سیستم سلامت روان و بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی مردم طراحی شده است تا بتوان محیطی حمایتی ایجاد کرد که در آن افراد پیش از رسیدن به نقطه بحران، شناسایی و تحت پوشش قرار گیرند.
صمیمی با استناد به پژوهشهای انجام شده و بررسی نتایج افرادی که در سامانه سنجش سلامت شرکت کردهاند، اعلام کرد: حجم قابل توجهی از شهروندان به دلیل تجربه تروماها و اختلال پس از سانحه، نیازمند ارجاع به سطح دوم خدمات تخصصی بودهاند و این موضوع نشان دهنده فشار روانی شدیدی است که سالهای اخیر بر جامعه وارد شده است.
این کارشناس آسیبهای اجتماعی با ابراز نگرانی شدید از شکاف عمیق میان ارائه خدمات و آگاهی مردم، اظهار کرد: بسیاری از مراجعین در بدترین شرایط روحی به مراکز مراجعه میکنند، صرفاً به این دلیل که از وجود خدمات مشاوره رایگان بیاطلاع بودهاند.
وی برای تبیین این معضل به موردی که در آن فردی در مراحل پیشرفته بحران و در آستانه اقدام به خودکشی قرار داشت، اما هنگام تماس و پیگیری مشخص شد که او حتی از وجود خدمات مشاوره خبر نداشته اشاره کرد.
صمیمی تأکید کرد: این عدم آگاهی در بین شهروندان یکی از بزرگترین و خطرناکترین معضلات فعلی است؛ زیرا در حالی که خدمات سازمان بهزیستی به طور رایگان ارائه میشود، نبود اطلاعرسانی صحیح میتواند منجر به فوت عزیزان و درگیر شدن کل یک خانواده در غم و بحرانهای بعدی شود.
وی در ادامه به وضعیت سلامت روان کودکان پرداخت و هشدار داد: آمار اضطراب در کودکان نسبت به سالهای گذشته به شدت افزایش یافته است و این روند صعودی بسیار نگرانکننده است.
این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی، معتقد است که کودکان به دلیل عدم توانایی در مدیریت استرسهای محیطی، سریعتر از بزرگسالان دچار اختلال میشوند و اگر این اضطرابها در سنین پایین شناسایی و درمان نشوند، در آینده به اختلالات شخصیتی و رفتاری پیچیدهتری تبدیل خواهند شد.
صمیمی خاطرنشان کرد: برای مقابله با این وضعیت، باید نگاهی جامع به بدنه اجرایی دولت داشت؛ به گونهای که از طریق آموزش به کارمندان ادارات، بسیاری از مشکلات فردی شهروندان که با یک شنیدن ساده، همدلی و پذیرش در همان سطح اولیه قابل حل هستند، باید مدیریت شوند تا فشار بر مراکز تخصصی کاهش یابد و شهروندان در همان برخورد اول با سازمانهای دولتی احساس حمایت کنند.
وی همچنین بر لزوم تدوین یک پروتکل جامع و بینبخشی میان وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی و سایر ارگانهای مرتبط تأکید و تصریح کرد: سلامت روان نباید تنها به عنوان وظیفه یک سازمان دیده شود، بلکه باید طرحی جامع برای آموزش و ارتقای سلامت روان تمامی کارمندان دولت طراحی شود تا آنها بتوانند به عنوان اولین حلقه شناسایی، افراد نیازمند را تشخیص دهند.
این پژوهشگر آسیبهای اجتماعی درباره عدالت در دسترسی به خدمات، تأکید کرد: محلات حاشیهنشین و روستاهای هدف باید با دقت بسیار بیشتری شناسایی شوند تا بتوانند از طرحهای حمایتی مانند سراج بهرهمند گردند؛ چراکه در حال حاضر بسیاری از ساکنان روستاها یا محلات خاص، به طور کلی از وجود این طرحها و خدمات رایگان اطلاع ندارند و همین موضوع باعث ایجاد نقاط کور در شبکه سلامت روان شهرستانها شده است.
وی در ارائه راهکارهایی افزود: برای پوشش این نقاط کور، باید از تمامی شبکههای نفوذ اجتماعی استفاده کرد و معلمان، مدرسان، هیئتهای علمی دانشگاههای آزاد و به ویژه شبکه بهداشتی روستاها را به عنوان بازوان اجرایی شناسایی به کار گرفت تا هیچ فرد نیازمندی در هیچ نقطهای از کشور بدون حمایت باقی نماند.
صمیمی تأکید کرد: سازمان آموزش و پرورش و دانشآموزان، مهمترین و بهترین جامعه هدف برای مداخلات پیشگیرانه هستند و باید برنامهای جامع برای آموزش مهارتهای تابآوری، فنون حل مسئله، مهارتهای زندگی و مدیریت هیجانات در مدارس گنجانده شود تا نسل آینده در برابر نوسانات روانی و فشارهای اجتماعی مقاومتر شود و بتوان از بروز بحرانهای اجتماعی در سالهای آتی جلوگیری کرد.
انتهای پیام
