۲۳ سال پیش، در مردادماه سال ۱۳۸۲، خبرنگار موسیقی ایسنا به منزل ایرج رفت و به گپوگفت با او پرداخت. آن زمان، ایرج به نکاتی پرداخت که شاید امروز پس از دو دهه همچنان موضوعیت داشته باشند. ایرج از خطر فراموشی موسیقی اصیل ایرانی گفته بود که امروز حتی زنگ خطر آن نسبت به آن دوره پر سر و صداتر است. او در آن برهه از کمکار شدن هنرمندان سرشناسی گفته بود که فعال نبودن آنها، موجب ایجاد خلا امروزی در موسیقی اصیل ایرانی شده است.
ایرج خواجهامیری همچنین در آن زمان، گویی که آینده را پیشبینی کرده باشد، از کم شدن خوراک موسیقی مناسب برای مخاطب گفته و تأکید کرده بود که موسیقی ایرانی چنان ظرفیتهایی دارد که میتوان آن را بسته به شرایط جامعه بهروز کرد و مطابق سلیقه مردم تولید اثر داشت.
اما ایرج در آن زمان سخنانی هم داشت که امروز پس از درگذشتش، بازخوانی آنها تأملبرانگیز و شاید تأثربار است؛ خواسته بود تا دیر نشده به او و دیگر هنرمندان بزرگی چون خودش اجازه برگزاری کنسرت داده شود، اما در نهایت کنسرتی برگزار نشد.
در آن گفتوگوی ایسنا، او از فعالیت هنری خود، اینکه چه شد به سمت موسیقی رفت، دلیل خواندنش برای سینما، همکاری با سازمان تبلیغات اسلامی، موسیقی سنتی و موسیقی اصیل سخن گفته بود که اکنون پس از گذشت نزدیک به یک هفته از درگذشت او و در آستانه برگزاری مراسم یادبودش (۲۶ مردادماه) آن را بازخوانی میکنیم.
در ادامه مشروح این گفتوگوی ایسنا با ایرج را که در سال ۱۳۸۲ انجام شد، میخوانید.
کمی از خودتان بگویید. چه شد که به سمت موسیقی رفتید و نخستین آموزشها را نزد چه کسی فرا گرفتید؟
من در ۱۱ دیماه ۱۳۱۱ در روستای خالدآباد نطنز، به دنیا آمدم. هماکنون پنج فرزند دارم، سه پسر و دو دختر که پسر آخرم احسان، آهنگساز و خواننده است و استاد مشوق او خودم بودهام و بهزودی از او یک اثر قابل توجه روانه بازار میشود. پدربزرگم خواننده بود و ردیف میدانست. پدرم هم ردیفها را از او یاد گرفت ومن هم از پدرم. از ۶ سالگی آواز میخواندم و عاشق این کار بودم، البته از تعزیهخوانیهایی که به مناسبتهای مذهبی در محلهها آواز میخواندند هم نکات زیادی را فرا گرفتم، طوری که در کلاس دوم ابتدایی؛ یعنی ۸ سالگی ردیفها را میدانستم، تا کلاس ۶ ابتدایی که برای ادامه تحصیل به تهران آمدیم.
من آن زمان به وسیله حمید وفادار به شادروان ابوالحسن صبا معرفی شدم. دو سال در محضر استاد آموزش دیدم و سپس به وسیله او به رادیو معرفی شدم و چون معرفم استاد صبا بود از من امتحان نگرفتند. آن زمان که ضبط صوت نبود و صدا مستقیم پخش میشد، من جزو خوانندگان این رادیو بودم و بعدها هم وارد ارتش شدم.

شما سرهنگ بازنشسته ارتش هستید. آیا آن زمان برای فعالیت موازی موسیقی محدودیتی نداشتید؟
شبهای جمعه، ارتش برنامه موسیقی داشت که من اجرا میکردم. بعد هم خودم افسر شدم تا اینکه با درجه سرهنگ دومی بازنشسته شدم. در آن زمان خوانندگانی چون دردشتی، قوامی، قمی، رشیدی، دلکش و روحبخش، گلپایگانی، و شجریان در رادیو آواز میخواندند.
ارتش هم با برنامههای من مخالفتی نداشت و در کنار این امر، با پیدایش سینما و تولید فیلمهای فارسی که در آن همه نوع آهنگ اعم از غزل، تصنیف، محلی و آواز ساخته میشد به سمت موسیقی فیلم رفتم. همچنین دو تا سه آهنگ پاپ خواندم که موفقیتآمیز بود؛ یعنی به گونهای میخواستم این موسیقی را هم تجربه کنم.

اشعار آثار خود را چگونه برمیگزیدید؟
از آنجایی که به مکمل بودن شعر و موسیقی اعتقاد دارم، همیشه سعی داشتم شعرهای درجه یک را در آثارم بهکار بگیرم. آثار شعرایی چون تورج نگهبان، بیژن ترقی، ابوالقاسم حالت و البته کارهای مربوط به فیلم فارسی که شاعرانش افرادی چون پورهاشمی، منزوی، شمسا و... بودند.
با کدام آهنگسازان کار کردهاید؟
با اکثر آهنگسازان قدیمی کار کردهام به جز «یاحقی» که از او آهنگی در رادیو نخواندم اما برای جبران امر در یکی از فیلمها، قطعهای را از مرحوم یاحقی اجرا کردم.
آیا همانند امروز کنسرت برگزار میشد؟
آن زمان، کنسرت، زیاد متداول نبود؛ چراکه مردم مستمرا از رادیو و تلویزیون موسیقی میشنیدند.

چه شد که در فیلم فارسی خواندید؟
به خاطر دارم کلاس ششم بودم که در یکی از فیلمهای سردار ساکر هندی (بلبل مزرعه با بازی مرحوم مجید محسنی) آواز خواندم. بعد هم که همکاریام با محمد علی فردین، در فیلم «آقای قرن بیستم» شروع شد. این ارتباط چنان تنگاتنگ شد که هر جا او بود من هم بودم و هرجا که من بودم او هم بود. مشوق اصلی من در این راه دکتر کوشان و سیامک یاسمی بودند. برخی دوستان هنرمند در آن زمان نمیدانم از روی حسادت بود یا دلسوزی، به من میگفتند تو خواننده برنامه گلها هستی چرا درفیلمها آواز میخوانی؟ اما من اعتقاد داشتم طرفداران فیلمها به مراتب صدها برابر رادیو و تلویزیون بودند؛ چون سینما آن زمان از اعتبار خاصی برخوردار بود.
چه کسی برای اجرای آثار شما در فیلمها بهترین انتخاب بود؟
همکاری متقابل من و فردین فوقالعاده بود و در پیشرفت هم موثر بودیم، به گونهای که دریافتهای ما نزدیک به هم بود. من آن زمان بابت هر آهنگ ۷ هزار تومان میگرفتم، قریبا معادل یا نزدیک دستمزد بازیگر نقش اول.
به غیر از مجید محسنی و فردین، جای رضا فاضلی، رضا بیک ایمانوردی، منوچهر وثوق، منوچهر صادقپور، ملک مطیعی هم آواز خواندم. در این اجراها آهنگها قبل از فیلم تعیین میشد، البته فردین خوب اجرا میکرد اما بقیه نه چندان.
پس از انقلاب فعالیتهای شما چگونه ادامه یافت؟
فعالیتهای موسیقی من در رادیو تا ۲ ماه قبل از انقلاب تداوم داشت. از طرف رادیو و تلویزیون وقت هم کنسرتهایی را درخارج از کشور برگزار میکردم تا اینکه انقلاب شد.
پس از انقلاب، از طرف تبلیغات اسلامی سفرهایی ۱۱ ماهه را برای برگزاری کنسرت به کانادا، آمریکا، آلمان و سوئد آغاز و مجددا به ایران بازگشتم و در این اجراها، موسیقی اصیل ایرانی را به بهترین نحو ممکن معرفی کردیم.
آیا موسیقی اصیل با موسیقی سنتی متفاوت است؟
موسیقی اصیل با موسیقی سنتی، تفاوت دارد؛ در موسیقی سنتی، ارکسترهایی که با سازهای ایرانی مینوازند آثاری تا حدی خستهکننده بیرون میدهند اما در موسیقی اصیل، آهنگها عمدتا با آواز، ترانه و تصانیف اجرا میشوند.
چرا موسیقی ما امروز به این وضع دچار شد؟
البته نه تنها موسیقی، که اصولا کار هنری مشوق میخواهد و در دهههای اخیر به موسیقی اصیل ایرانی و اکثر موسیقیدانان قدیمی کمتوجهی شد. عمده اینها به کار گرفته نشدند یا کنارهگیری کردند و موسیقی ما راکد ماند و در جا زد. از همین رو بود که شاهد درخشش موسیقیدانان بزرگ نبودیم البته افرادی چون افتخاری و اصفهانی خوش درخشیدند اما اینها آهسته آهسته به سمت موسیقی جاز حرکت میکنند. چرا؟ نمیدانم، اما خود من از موسیقی غیراصیل ایرانی خوشم نمیآید و سعی دارم اصالتها را حفظ کنم.
البته اینطور که من شنیده و خواندهام این موسیقی ایرانی یک دهم آن موسیقی نیست که در قدیم از لحاظ قسمتها و گوشهها و آهنگها موجود بوده است. این موسیقی هر چند سینه به سینه حفظ شده است اما به مروز بخشهایی از آن از بین رفته است. همین موسیقی است که وابسته به ملیت و زبان یک کشور بوده و جزو میراث فرهنگی آن کشور محسوب میشود.

برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی چه باید کرد؟
برای حفظ این موسیقی باید تلاش کرد و از قدیمیها خواست تا آثار قابل توجهی را ارائه کنند. خودم هم تصمیم گرفته بودم تا آموزش این موسیقی را آغاز کنم. قرار بود که شهرداری هم کمک کند اما آنها دنبال کار نرفتند و حالا درصددم با دریافت مجوز از ارشاد تدریس این موسیقی را آغاز کنم.
همانطور که گفتم تاریخ موسیقی اصیل ایرانی مشخص نیست، اما این موسیقی از لحاظ ردیف تکمیل است؛ یعنی ظرافتهایی در درون خود مستتر دارد که در دل باقی موسیقیها دیده نمیشود. این موسیقی در گذشته به وسیله تعزیه حفظ شده است. همچنین در ۷ دستگاه و ۵ مایه کاملا تکمیل است و میشود رویش کار کرد و ریتم تند و جالبی تحویل داد که به مراتب از موسیقی جاز و راک جالبتر است. اما با بیتوجهی به این حوزه و رواج موسیقی پاپ، موسیقی اصیل ایرانی در حال محو شدن و نسل جوان در حال فراموشی ما هستند.
با توجه به اینکه رادیو در آن سالها تاثیری مستقیم در موسیقی ایرانی داشت، حال اگر به نوعی به نقش صدا و سیمای امروز در معرفی این هنر بپردازیم، میبینیم که برنامههای این رسانه نسبت به سالهای گذشته بهتر شده است. منتهی همه میخواهند خواننده شوند، در صورتی که خوانندگی در وهله اول صدا میخواهد. الان هرکسی صدای معمولی دارد، بهتر از دیگران خرج میکند که اثری را بیرون دهد و این به مرور کارها را خراب میکند؛ یعنی صداهای غیرقابل قبولی برای عامه وارد بازار میشود.
پس در این آشفته بازار عدهای مدام نوار روانه بازار میکنند و ضرر میدهند، در صورتیکه ما عمری اینکاره بودهایم و حالا نه پول داریم و نه شهرت.
بازخوانی آثار قدیمی هم تا حدی معلول همین امر است، آهنگسازان قدیمی هم که حال آهنگ ساختن ندارند یا دلشان نمیخواهد این کار را انجام دهند؛ لذا خوانندهها دست خالی شده و اجبارا به بازخوانی آثار گذشته روی میآورند. خود من چندی قبل به یکی از شعرای معروف گفتم که چند تا شعر خوب میخواهم ولی او به من گفت که حال شعر گفتن ندارم!
در مجموع این عوامل مردم را زده میکند. به خاطر دارم اوایل آواز در رادیو پخش نمیشد و من و گلپا آوازهایی را عرضه کردیم که مردم به کلی تصانیف را فراموش و آوازها را زمزمه کردند. در اینجا صحبت عرضه و تقاضاست و الان هم آهنگهایی که سر زبانهاست عمدتا آهنگها و تصانیف قدیمی هستند، درحالی که کارهای امروزی، عمدتا یکنواخت هستند. آن زمان مگر آهنگساز خوب چند تا داشتیم؟ اصلا کسی به خود اجازه نمیداد آهنگساز خطابش کنند اما امروزه هر کسی خود را آهنگساز مینامند در شرایطی که گاها برخی از اینها ردیف نمیدانند!

آیا عضو خانه موسیقی هستید؟
عضو خانه موسیقی هم نیستم و این اولین باری است که من این اصطلاح و بودن چنین چیزی را از شما خبرنگاران میشنوم.
ایراد کار موسیقی ما کجاست؟
باید توجه کنیم که ایراد کار موسیقی ما، عرضه نشدن خوب در سطح ملی و بینالمللی است. موسیقی ما زمانی خوب عرضه میشود که ارکسترهای مطرحی در سطح جهان داشته باشیم. همین «یانی» یک یونانی است که آهنگهای شرق و غرب را با تخیلات مغزی خود تلفیق و قطعات جالبی درست کرده که روزانه از رسانههای بزرگ جهان بارها و بارها در حال پخش است. پس اگر ما هم قصد رشد داریم باید دست هنرمندان را باز بگذاریم و اجازه دهیم تا آثار خوبی را عرضه کنند. خود من نهایت ۲ تا ۳ سال دیگر بتوانم آواز بخوانم پس مسولان اجازه دهند من کنسرت برگزار کنم، چندی قبل هم که با مجوز رسمی ارشاد و اماکن در کرج اجرای برنامه داشتم، عدهای به سالن ریختند و همه چیز را بر هم زدند. بعد هم که مسولان به من گفتند شما نوار ارائه کنید نه کنسرت! سوال من این است که مگر ما در این کشور نبودیم؟ به جرات میگویم هنرمند داخل هیچ سیاستی نیست و من قبلا هم ۲ بار با همکاری سازمان تبلیغات در خارج از کشور کنسرت برگزار کردم. سالم رفتم و سالم آمدم. چرا باید بقیه کنسرت دهند و من ندهم، دلیل این امر چیست؟ در شرایطی که مردم استقبال عجیبی از این اجراها کردند کار ما هم که ارائه موسیقی اصیل ایرانی است. به هر حال، من دلیلش را نمیدانم، شاید آنها بهتر میدانند.
انتهای پیام
