چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۲
دام واشنگتن برای سوریه از رهگذر تقابل با حزب‌الله لبنان

دام واشنگتن برای سوریه از رهگذر تقابل با حزب‌الله لبنان

واشنگتن بر مقامات جدید سوریه فشار می‌آورد تا عرصه را بر حزب‌الله تنگ کرده و آن را تضعیف کنند؛ این در حالی است که دمشق در میان محاسبات درهم‌تنیده ترکیه، ایران و رژیم صهیونیستی همچنان نسبت به کشیده شدن به یک رویارویی تمام‌عیار و پرهزینه با این حزب محتاط است.

به گزارش ایسنا، بررسی دقیق تاریخ الگویی تکرارشونده را آشکار می‌سازد: قدرت‌های بزرگ تا زمانی که بتوانند اهداف خود را از طریق نیروهای نیابتی محقق کنند و بار مادی و معنوی درگیری را یک ‌تنه بر دوش آن طرف‌ها بگذارند، به ‌ندرت تن به رویارویی مستقیم می‌دهند.

ادوارد لوتواک، استراتژیست آمریکایی در مقاله‌ای با عنوان «به جنگ فرصتی بدهید»، طرحی را ارائه می‌دهد که در تحلیل رفتار قدرت‌های بزرگ دقیق است. لوتواک بر لزوم اجازه دادن به تداوم و تشدید درگیری‌های منطقه‌ای تا زمانی که هر دو طرف خودشان را از پا درآورند، تأکید می‌کند و می‌گوید نباید با حماقت دیپلماتیک یا مداخله مستقیم خارجی جلوی آنها را گرفت زیرا دشمنان ناگزیر یکدیگر را تا نقطه فروپاشی خسته می‌کنند.

طبق گزارش الاخبار، در همین حال، واشنگتن خود را به «ساختار استراتژیک» از راه دور محدود می‌کند؛ تعیین نقش‌ها، ترغیب طرفین و تنظیم سرعت. این دقیقا همان مسیری است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا هنگام تلاش برای سوق دادن دولت جدید سوریه به رهبری ابومحمد الجولانی ملقب به احمد الشرع به سمت رویارویی با حزب‌الله در لبنان دنبال کرده است.

وسوسه دمشق برای تقابل با حزب‌الله در بقاع

این تحولات در چارچوب وسوسه کردن دمشق جدید با ایده‌ یک مأموریت تاریخی صورت می‌گیرد: تبدیل جغرافیا و مشروعیت نوپای آن به خطی دفاعی و در عین حال، پتکی کوبنده علیه دارایی‌ها و نفوذ حزب‌الله. دولت آمریکا با ترغیب دمشق به برچیدن زیرساخت‌های موشکی حزب‌الله در دره البقاع و نابودی تأسیسات راهبردی واقع در شرق البقاع نزدیک مرز سوریه، در حال بازآفرینی این ایده‌ قدیمی اما نو است. همزمان، واشنگتن مقامات لبنانی را چه از منظر سیاسی و چه امنیتی مستقیما مسئول منزوی‌ کردن و مهار حزب‌الله در عرصه داخلی می‌داند.

رویکرد واشنگتن بر توزیع بار مسئولیت‌ها و نقش‌ها برای دستیابی به اهداف با کمترین هزینه ممکن استوار است؛ محافل آمریکایی بر این باورند که اگر رژیم صهیونیستی درگیر جنگ‌های فرسایشی و طولانی‌مدت در لبنان شود، متحمل هزینه‌های راهبردی و سیاسی سنگینی خواهد شد؛ هزینه‌ای که می‌تواند تمام محاسبات این رژیم و ایالات متحده را دگرگون سازد. از همین رو، ترامپ در تلاش است تا با انتقال این هزینه به بازیگران محلی از بار سنگینی که بر دوش اسرائیل قرار دارد، بکاهد.

در سطحی دیگر، شرط‌بندی آمریکا بر این ایده استوار است که کشاندن حزب‌الله به یک جنگ فرسایشی شدید، صرفا به محدودیت‌های عملیاتی در میدان نبرد منجر نخواهد شد، بلکه به جدا کردن مسیر تحولات داخلی لبنان از بستر گسترده‌تر درگیری میان آمریکا و ایران و تضعیف نظام کنونی منطقه‌ای کمک خواهد کرد. این امر عملا موجب انزوای حزب‌الله شده و آن را از عمق راهبردی حیاتی که بر آن تکیه دارد، محروم می‌سازد.

علاوه بر این، محافل تصمیم‌گیرنده در اراضی اشغالی همچنان با بدبینی و تردیدی عمیق به دولت سوریه می‌نگرند و آن را گزینه‌ای با پیامدهای بلندمدت غیرقابل‌پیش‌بینی تلقی می‌کنند. از همین رو، هدف آن است که دو طرفی که واشنگتن و تل‌آویو آن‌ها را تهدید می‌دانند یعنی حزب‌الله و دولت جدید سوریه به ورطه درگیری‌ فرساینده کشانده شوند؛ درگیری که در آن هر یک توان دیگری را تحلیل ببرد و در نهایت، هر دو طرف با از دست دادن نفوذ و مشروعیت خود، تضعیف و فرسوده شوند.

بررسی دقیق اظهارات رسمی دمشق، رویکردی عمل‌گرایانه را آشکار می‌سازد که هدایتگر اقدامات دولت جدید است. الشرع که میراث‌دار باری سنگین و کشوری است که از سال‌ها جنگی فرساینده به ستوه آمده به‌خوبی واقف است که نمی‌تواند تن به خطر افتادن در این تله‌ ماهرانه طراحی‌شده بدهد چرا که اولویت‌های کنونی رهبری سوریه نه معطوف به گسیل نیروها یا نبردهای برون‌مرزی بلکه متمرکز بر بازسازی زیرساخت‌های ویران، احیای اقتصادی آسیب ‌دیده و تحکیم پایه‌های حکومتی نوپا است.

در نتیجه، دمشق امروز با معادله‌ای ظریف روبه‌روست: نه می‌خواهد در دام میدان نبرد بیفتد و نه مشروعیت سیاسی و مردمی خود را با پذیرفتن نقش‌هایی که بوی تقابل به نمایندگی از تل‌آویو می‌دهد، از دست بدهد. دمشق حتی گمانه‌ زنی‌های اطلاعاتی که در برخی محافل در مورد پاکسازی احتمالی سوریه از تروریست‌های خارجی و عناصر افراطی و تسهیل عبور آنها به عرصه لبنان منتشر می‌شود به عنوان یک سناریوی بسیار خطرناک می‌بیند زیرا شعله‌های بحران‌های صادراتی ناگزیر ابتدا عامل محرک خود را می‌سوزاند.

ترکیه نمی‌گذارد سوریه در تله بیفتد

محاسبات سوریه در خلأ و جدا از سبک و سیاق گسترده‌تر آن صورت نمی‌گیرد، بلکه این محاسبات بر پایه معادله‌ای استوار است که با نقش ترکیه به‌عنوان پوششی راهبردی برای نظام دمشق ارتباط دارد. آنکارا با درک کامل پیچیدگی‌ها و پیوندهای متقابل این عرصه، رویکردی عمل‌گرایانه در پیش گرفته است: این کشور مانع از آن می‌شود که اسرائیل به برتری مطلق یا آزادی عمل بی‌قیدوشرط در منطقه دست یابد به‌ویژه پس از آنکه لحن رسمی اسرائیل از تمرکز صرف بر تهدید ایران به تهدید آشکار برای مهار ترکیه در منطقه تغییر یافت. ازاین‌رو، ترکیه با بهره‌گیری از اعتبار راهبردی خود تلاش می‌کند تا از افتادن دولت جدید سوریه در این دام جلوگیری کند چرا که هدف قرار دادن حزب‌الله و تبدیل دمشق به دژی تدافعی برای امنیت رژیم صهیونیستی را تهدیدهایی مستقیم و ساختاری علیه امنیت ملی خود می‌داند.

تهدیدهای ایران لایه‌ای تازه از پیچیدگی به این وضعیت می‌افزاید و حاکی از آن است که هرگونه مداخله در عرصه لبنان، موجب حملات موشکی ایران به عمق خاک سوریه خواهد شد. افزون بر این، ادعاهایی درباره بسیج نیروهای الحشد الشعبی عراق برای پیشروی به داخل خاک سوریه مطرح است؛ امری که این حکومت نوپا را در وضعیتی شبیه به افتادن بین انبردست قرار می‌دهد و آن را میان حملات همه‌جانبه و ناآرامی‌هایی از هر سو گرفتار می‌سازد.

به نظر می‌رسد که درگیری نظامی تمام‌عیار سوریه با حزب‌الله در داخل لبنان در حال حاضر بعید باشد و در هر صورت، هزینه‌هایی گزاف و کمرشکن در پی خواهد داشت.

با توجه به احتمال تداوم فشارهای ایالات متحده و افزایش مطالبات واشنگتن برای دریافت تضمین‌های امنیتی، دمشق احتمالا رویکردی عمل‌گرایانه‌تر و کم‌هزینه‌تر را برمی‌گزیند؛ یعنی روی آوردن به درگیری‌های مرزی محدود. این راهبرد، بدون آنکه طرفین را در دام رویارویی تمام‌عیار گرفتار کند، رضایت طرف قدرتمندتر را جلب خواهد کرد.

این اقدام دست‌ کم مستلزم تشدید کنترل‌های مرزی و برخورد با شبکه‌های قاچاق، در کنار انجام عملیات‌های محدود امنیتی و میدانی در نوار مرزی است. با این حال این رویکرد احتمالا شامل حفظ حاشیه‌ای امن برای باز نگه داشتن خط حیاتی تدارکاتی حزب‌الله هرچند با سرعتی کمتر نیز خواهد بود بی‌آنکه قواعد بازی را که برآمده از محاسبات دقیق و توازن قدرت در دمشق و آنکارا است، نقض کند.

درک واقعیت سوریه توسط حزب‌الله لبنان

در جبهه لبنان، حزب‌الله از طریق مواضع رسمی و اظهارات شیخ نعیم قاسم، دبیرکل خود تلاش می‌کند تا فضایی مثبت ایجاد کرده و نشانه‌هایی از حسن‌نیت نسبت به مقامات دمشق بروز دهد. این اقدامی هوشمندانه است که بیش از هر چیز ناشی از درک این واقعیت توسط حزب‌الله است: اینکه سوریه سرنوشتی گریزناپذیر است که تاریخ و جغرافیا آن را رقم زده‌اند و عمل‌گرایی سیاسی ایجاب می‌کند که با هر کسی که زمام قدرت را در آنجا در دست دارد تعامل صورت گیرد حتی اگر این تعامل در سطحی حداقلی باشد.

این روی خوش نشان دادن محتاطانه با هدف خنثی کردن نقشه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی و جلوگیری از تحقق طرح ادوارد لاتواک صورت می‌گیرد؛ طرحی که تصور می‌کند همه در یک حمام خون ویرانگر و همه‌جانبه فرو خواهند رفت که در آن همه طرف‌ها به یک اندازه متحمل ضرر و ویرانی می‌شوند و در نهایت رژیم صهیونیستی پیروز اصلی خواهد بود.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان