چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۸
کودتای ۲۸ مرداد؛ ترسیم هندسه‌ای جدید از نگاه به قدرت غرب

/گزارش/

کودتای ۲۸ مرداد؛ ترسیم هندسه‌ای جدید از نگاه به قدرت غرب

خراسان رضوی (ایسنا) - از کودتای ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ نمی‌توان صرفا به عنوان یک رویداد تاریخی در میان انبوه رخدادهای سیاسی ایران یاد کرد؛ چراکه این کودتا نقطه‌ عطفی است که مرزهای ذهنیت سیاسی حکومت‌ها را در ایران برای دهه‌ها ترسیم کرد.

این کودتا با طراحی مشترک سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا در قالب عملیات "آژاکس" و "چکمه" با هدف سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق اجرا شد، اما نه‌تنها به پایان نخست‌وزیری شخص مصدق انجامید، بلکه الگویی از مداخله خارجی را در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت کرد که تا به امروز، بر مناسبات قدرت و شکل‌گیری سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران نیز سایه افکنده است.

در واقع کودتای ۲۸ مرداد زخمی بر تن خسته ایران شد که برای همیشه باز ماند و هویت ساخت. در این جدال سیاسی میان تمرکز قدرت محمدرضا شاه پهلوی و سلطنت مشروطه، مشروطه‌خواهان باختند. این کودتا آغازی بر علنی‌شدن دیکتاتوری محمدرضا پهلوی به مدد ساواک و همچنین شروعی بر وابستگی هرچه بیشتر وی به آمریکا بود. محمدرضا از کودتای ۲۸ مرداد به عنوان رستاخیز ملی یاد کرد و تمام توان خود را به کار گرفت تا از مشروعیت مصدق بکاهد و خود را مقبول مردم نشان دهد. به همین جهت مصدق را فردی منفی‌باف، مشکوک و عوام‌فریب خواند و کودتا را امری اجتناب‌ناپذیر جلوه داد.

محمدرضاشاه اصناف و کسبه را در سالروز ۲۸ مرداد مجبور به چراغانی خیابان‌ها می‌کرد و هرگونه فعالیت سیاسی مخالف را ممنوع کرد. یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های ناشی از کودتا در تفکرات شاه، شکل‌گیری نگرشی امنیتی-نظامی به حکومت بود. او که سلطنت خود را مدیون قدرت‌های خارجی می‌دید، به این باور رسید که بقای تاج و تختش در گرو حمایت بی‌چون‌وچرای آمریکا و سرکوب هرگونه مخالفت داخلی است. به همین دلیل پس از این کودتا، ساواک توسط سازمان اطلاعاتی آمریکا «سیا» در ایران شکل گرفت و حکومت پهلوی در پیمان‌های امنیتی و نظامی حافظ منافع غرب عضو شد.

این تغییر نگاه، جهت‌گیری سیاست خارجی ایران را نیز دگرگون کرد و سیاست «موازنه منفی» پیشین که از سوی مصدق دنبال می‌شد، جای خود را به «وابستگی» کامل به غرب داد. شاه در عمل به این باور رسید که بهترین راه، اتحاد استراتژیک با آمریکا به عنوان متولی امنیت منطقه است. لذا حکومت پهلوی به عضویت پیمان نظامی بغداد (سنتو) در آمد. در ۱۴ اسفند ۱۳۳۷، موافقتنامه دفاعی ایران و آمریکا امضا شد که بر اساس آن، آمریکا خود را متعهد به کمک نظامی به ایران در صورت وقوع هرگونه تجاوز کرد. متعاقب آن، بیش از یک میلیارد دلار کمک نظامی به ایران اعطا و سیل نیروهای مستشاری و تجهیزات جنگی روانه ایران شد.

در سال ۱۳۴۸، با اعلام دکترین نیکسون، آمریکا تصمیم گرفت تا متحدانی در هر منطقه پیدا و مسئولیت حفظ امنیت را به آنها واگذار کند. شاه که رویای تثبیت ایران به عنوان یک قدرت بی‌رقیب نظامی در خلیج فارس را در سر داشت از این دکترین استقبال کرد و ایران به عنوان «ژاندارم منطقه» و حافظ منافع آمریکا در خلیج فارس انتخاب شد. به این منظور در دو دهه آخر سلطنت پهلوی، خرید تسلیحات از آمریکا به شدت تشدید شد. ایران در این دوره ده‌ها فروند جنگنده و ده‌ها میلیارد دلار تجهیزات نظامی پیشرفته از آمریکا خریداری کرد. در سال ۱۹۷۲، نیکسون به شاه چک سفید تسلیحاتی داد و به او اجازه خرید هر نوع تسلیحات متعارف آمریکایی را اعطا کرد. این قرارداد، عصر جدیدی در روابط نظامی دو کشور ایجاد کرد.

علاوه بر این، شاه که سعی در تحکیم روابط ایران با آمریکا داشت، بی‌قیدوشرط از جنگ ویتنام و سیاست‌های آمریکا در قبال رژیم اسرائیل حمایت کرد اما به گفته کارشناسان، این خریدهای نظامی و حمایت‌های همه‌جانبه از آمریکا چیزی جز وابستگی نظامی برای ایران به بار نیاورد تا حدی که ارتش ایران گوش به امر و نهی آمریکا سپرد.

کودتای ۲۸ مرداد؛ ترسیم هندسه‌ای جدید از نگاه به قدرت غرب

این رویدادها به وضوح نشان می‌دهد پس از کودتای ۲۸ مرداد، شاه به این باور رسید که بقای حکومتش در گرو اتکاء مطلق به حمایت آمریکاست و این باور، سیاست خارجی و ساختار نظامی-امنیتی ایران را تا آستانه انقلاب ۱۳۵۷ شکل داد. اما سرانجام، همین وابستگی و استبداد داخلی، بحران مشروعیت سیاسی، مذهبی، اقتصادی و بین‌المللی را برای حکومت پهلوی به ارمغان آورد و زمینه‌ساز انقلاب ۵۷ شد.

اما تأثیرات این کودتا به دوران پهلوی محدود نماند و به شکلی عمیق، هسته‌ مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی و سیاست‌های جمهوری اسلامی را شکل داد. گویی کودتای ۲۸ مرداد در اذهان ایرانیان دو عارضه‌ متناقض بر جای گذاشت؛ مانند یک جسم خارجی بر کالبد سیستم سیاسی ایران فرورفت و قدرت را در دستان شاه مقتدر اما وابسته نشاند. و از طرفی خاطره خیانت را چنان در ذهن ایرانیان گره زد که هر گونه اعتماد به غرب را با سوءظن همراه کرد.

تجربه‌ کودتا، مشروعیت سلطنت را به چالش جدی کشید. یرواند آبراهامیان، مورخ سرشناس، در این باره معتقد است که کودتای ۲۸ مرداد راه بنیادگرائی را گشود و با بی‌اعتبار کردن گفتمان ملی‌گرایی لیبرال و سکولار (مصدق)، میدان را برای گفتمان مذهبی-انقلابی که وعده‌ استقلال واقعی و مقابله با استبداد و استعمار را می‌داد، هموار کرد و به بحران مشروعیت دوران پهلوی دامن زد که تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی نه‌تنها از خاطره‌ کودتا برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های ضداستعماری خود بهره گرفت، بلکه این رویداد را به عنوان هشداری تاریخی درباره‌ عواقب وابستگی و غفلت از استقلال ملی مطرح کرد. روایت کودتا به عنوان نماد «نفوذ و مداخله‌ ایالات متحده» در امور ایران، پایه و اساس سیاست «نه شرقی، نه غربی» و مقاومت در برابر سلطه‌ خارجی را شکل داد.

سرنگونی یک دولت منتخب توسط عوامل خارجی و داخلی، الگویی از «تهدید دائمی» را در ذهنیت حاکمیت حک کرد. این نگاه، زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختارهای امنیتی موازی و تأکید بر بیداری و هوشیاری در برابر توطئه‌های بیگانگان شد. رهبر شهید انقلاب نیز در بیانات خود، کودتای ۲۸ مرداد را بخشی از «تاریخ دشمنی‌های ایران و آمریکا» معرفی کرده‌اند؛ روایتی که در گفتمان رسمی نظام، به‌ عنوان نماد دشمن‌شناسی و لزوم مقاومت در برابر قدرت‌های سلطه‌گر بازتولید شده است.

در نتیجه، این کودتا به عنوان مهم‌ترین سند «توطئه‌ خارجی» علیه اراده‌ ملی ایران، در حافظه‌ تاریخی و گفتمان سیاسی نظام جمهوری اسلامی نهادینه شد. این زخم باعث شد جمهوری اسلامی ایران هویت مبتنی بر «استقلال‌طلبی، نه به قدرت‌های بزرگ و ضدیت با غرب» را برای خود ترسیم کند.

۲۸ مرداد؛ مخرج مشترک تمام تحولات پس از سال ۳۲

مهدی نجف‌زاده -عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد- در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه تمام تحولات پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در آینه کودتا دیدنی است، اظهار کرد: از منظر روان‌شناسی سیاسی، کودتای ۲۸ مرداد تا حد زیادی سیستم سیاسی دوره پهلوی را به خود معطوف و چنان جراحت عمیقی بر روان و ذهنیت ایرانیان ایجاد کرد که تمام مصالح ملی و پدیده‌های پس از آن را تحت تأثیر قرار داد. به نظرم کودتای ۲۸ مرداد بیش از آنکه یک واقعه سیاسی تصور شود، جراحتی بر جای مانده است که فرهنگ سیاسی-اجتماعی و ذهنیت غالب حاکمان پهلوی و جمهوری اسلامی را به خود درگیر کرد. استقرار جمهوری اسلامی، فروپاشی نظام پادشاهی، نوع سیاست خارجی و سیستم سیاسی ضددموکراتیک تماما در آینه کودتا دیده می‌شود.

وی با اشاره به اینکه کودتای ۲۸ مرداد بیش از آنکه جراحتی سیاسی باشد، از بُعد اجتماعی دارای اهمیت است، اضافه کرد: نسبت به این واقعه روایات اغراق‌گونه بسیاری وجود دارد که ممکن است مبتنی بر واقعیت نباشد. وقتی روایت‌ها شکل می‌گیرند، جنبه دراماتیک مسئله پررنگ‌تر جلوه داده می‌شود. روایت اگر لباس واقعیت بپوشد، ارزشی ندارد، اما همین فراروایت‌ها پدیده‌های بعدی را تفسیر می‌کنند. ترس از بیگانگان مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از ۲۸ مرداد حاصل شد.

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی ادامه داد: تا پیش از کودتای ۲۸ مرداد، بیگانه‌هراسی تا حد زیادی بر جامعه ایران حاکم بود، اما پس از کودتا، بر عمق آن افزوده شد. وقتی به تاریخ می‌نگریم، حمله اعراب، ترک‌ها و مغولان، باعث شد بیگانه‌هراسی به گفتمان اصلی جامعه ایران تبدیل شود. وقتی واقعه ۲۸ مرداد رخ داد، مصداقی از همان در اختیار گرفتن امورات کشور توسط بیگانگان روایت شد. بنابراین بخش عمده‌ای از نظریات توهم توطئه در ایران که فقط مختص کشور ما هم نیست، بسیار تقویت شد.

کودتای ۲۸ مرداد؛ ترسیم هندسه‌ای جدید از نگاه به قدرت غرب
مهدی نجف‌زاده

نجف‌زاده با بیان اینکه شاه پهلوی چاره‌ این بیگانه‌هراسی را در نزدیکی با بیگانه می‌دید، اظهار کرد: او به شدت معتقد بود که انگلیس‌ها همه کشور را تسخیر کرده‌اند، پدرش را از قدرت برکنار کرده و برای امور کشور تصمیمات مهم می‌گیرند. پس راه‌حل را هم در همین نزدیکی می‌دید. گاهی برای اینکه از بیگانه آسیب کمتری ببینید، به آن نزدیکتر می‌شوید. در حالیکه جمهوری اسلامی مسیر دیگری را طی کرد و از تفکر «هر چه دورتر بهتر»، پیروی کرد. بنابراین، فرهنگ بیگانه‌هراسی به بیگانه‌ستیزی تبدیل شد و اثراتش را در سیاست خارجی و مسائل نفوذی و امنیتی گذاشت.

وی با تاکید بر لزوم ریشه‌یابی نوع ارتباطمان با غرب، گفت: اگر این ریشه‌یابی انجام نشود در روابطمان با غرب دچار کژاندیشی خواهیم شد. به طور کلی نوع ارتباطاتمان با غرب چهار مرحله را طی کرده است؛ زمانی که ایرانیان در اوایل دوره قاجار با غرب مواجه شدند، غرب یک عنصر ناشناخته بود. درست است که در طول تاریخ بیگانگان در نقش مغول و اعراب جلوه‌گر شده بودند، اما چیستی و چگونگی شناخت عنصر جدیدی به نام غرب، ذهن ایرانیان را به خود درگیر کرد. در مرحله دوم نیز این عنصر ناشناخته، یک ایران را شیفته خود کرد و ما ایرانیان به این نتیجه رسیدیم هرچه وجود دارد، از غرب برمی‌خیزد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه نقاط ضعف ما باعث شد مواهبی چون تفنگ، تمدن، کشتی و فتح دنیا در غرب، ما را مجذوب خود کند، ادامه داد: در سومین دوره متوجه شدیم همسان‌شدن با غرب نجات‌دهنده نیست، زیرا ایران فرهنگ و بستر تاریخی متفاوتی از غرب دارد و بیدار شدیم. به همین دلیل به نظرم جمهوری اسلامی در چارچوب مسائل جامعه‌شناختی نسبت به غرب موضع گرفت، نه نظریات ایدئولوژیک عده‌ای خاص. از سال ۱۳۲۰ وارد دوره چهارم شدیم و بیداری فرهنگ آغاز شد و در ۱۳۵۷ به اوج خود رسید. روایات و کتب به خوبی نشان از این بیداری دارد که انقلاب اسلامی در آن شکل گرفت و گفتمان غرب‌ستیزی را خلق کرد.

نجف‌زاده کودتای ۲۸ مرداد را مصداق نظریات امنیتی و توطئه‌محور دانست و بیان کرد: ۲۸ مرداد گوشه‌ای از توطئه‌های غرب بود که ما با انقلاب اسلامی به آن واکنش نشان دادیم. البته این ذهنیت مختص جمهوری اسلامی نیست. دیپلمات‌ها و مسئولان عرصه سیاست خارجی ما در دوره قاجار و پهلوی نیز ذهنیت بدبینانه نسبت به مسائل داشته‌اند. این نگرش کاملا تاریخی است. در اوایل انقلاب اسلامی، گراهام فولر، نویسنده و تحلیلگر سیاسی آمریکایی، در کتاب خود آورد که «خواه‌ناخواه وقتی با دیپلمات ایرانی وارد مذاکره می‌شود، نگرش بدبینانه دارد، زیرا بافت تاریخی ایران این را به او آموخته است»، لذا رابطه ما با غرب مبتنی بر امر واقع نبوده و با تفکرات تاریخی ما گره خورده است.

وی با اشاره به تقابل چنددهه‌ای جمهوری اسلامی با غرب و آمریکا، اظهار کرد: جامعه ایران سه دیدگاه ناشناختگی، شیفتگی، غرب‌هراسی و غرب‌ستیزی را پشت سر گذاشته است. به نظرم در این دنیای جدیدِ در حال جهانی‌شدن، بهتر است نگاه دیگری از خودمان و محیط پیرامونمان داشته باشیم. در این روزها ثابت شد غرب آن غولی نیست که تمام مقدرات را به دست گرفته باشد، بلکه محدودیت‌های خاص خودش را دارد. در دو دهه گذشته هم گفتمانی شتاب گرفت و به این نتیجه رسیدیم که باید از خودمان هم درک واقع‌گرایانه‌ای داشته باشیم.

عضو هیات علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه فردوسی اضافه کرد: از سوی دیگر ما درک کردیم که فضا همیشه توطئه‌محور نیست. بنابراین پیش‌بینی می‌کنم در چشم‌انداز آینده، تصویر روشنی از خودمان و محیط پیرامونمان خواهیم داشت. در این راستا باید حتما در خط تفکرات‌مان لحاظ شود که در دوره قاجار و پهلوی زندگی نمی‌کنیم، در دوره‌ای به سر می‌بریم که زمان و مکان در هم تنیده شدند و نگاه و جهان‌بینی ما را دستخوش تحول قرار می‌دهند. لذا معتقدم در حال ورود به دوره دیگری از مواجهه با غرب رسیده‌ایم و جمهوری اسلامی باید نگاه روشن‌بینانه و واقع‌گرایانه‌تری نسبت به محیط اطرافش برگزیند.

منابع استفاده شده در مقدمه:

کتاب کودتا، نوشته یرواند آبراهامیان

بررسی نقش کشورهای آمریکا و انگلیس در شکل‌گیری کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نوشته علیرضا کشاورزی نیا

بیانات رهبر شهید در سال ۱۳۹۴

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها