شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۵۹
استقبال از کتابِ نویسنده‌ ناموفق

استقبال از کتابِ نویسنده‌ ناموفق

هشتاد سال پس از نخستین انتشار رمان «الیزابت» نوشته اریک رومر، ترجمه‌ای انگلیسی آن بازنشر شده و با نقدهای درخشان منتقدان روبرو شده است.

به گزارش ایسنا، در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، موریس شرر نویسنده ۲۴ ساله داستانی درباره عاشقان جوان در یک شهر کوچک فرانسه در دوران پیش از جنگ نوشت اما برای محافظت از خانواده کاتولیک خود در برابر رسوایی از نام مستعار ژیلبر کوردیه استفاده کرد، اما این رمان با عنوان «الیزابت» در آن زمان چندان تأثیر گذار نبود و به سرعت از چرخه خارج شد.

پس از آن موریس شرر بدون تردید تصمیم گرفت با نام دوم مستعار خود «اریک رومر» شانس خود را به عنوان یک فیلمساز امتحان کند.

هشتاد سال پس از اولین انتشار و شانزده سال پس از مرگ اریک رومر، رمان «الیزابت» با ترجمه انگلیسی از آرون کرنر بازنشر شده و با نقدهای درخشان روبرو شده است و به عنوان یک اثر کلاسیک مدرن و داستانی حیاتی برای کارگردان برنده جوایز فیلم‌هایی چون «زانوی کلر»، «پرتو سبز» و «شب من در کنار مود» مورد تحسین قرار گرفته است. 

رومر که نام اصلی اش  ژان ماری موریس هنری شیرر است، زمانی که «الیزابت» را نوشت به عنوان روزنامه‌نگار آزاد در پاریس تحت اشغال نازی‌ها کار می‌کرد. رومر که از شکست کتاب آزرده شده بود، به نقد فیلم روی آورد و نهایتا به کارگردانی رسید و به عضویت نسل فیلمسازان موج نوی سینمای فرانسه شامل کلود شابرول، ژان-لوک گدار و فرانسوا تروفو درآمد. او بعدها گفت: «دیگر به ادبیات اعتقاد نداشتم. احساس می‌کردم زمانش گذشته است و سینما جایگزین آن شده است.»

آدریان مارتین - منتقد و متخصص موج نوی سینمای فرانسه - می‌گوید که استفاده رومر از بداهه‌پردازی به فیلم‌هایش حس تازگی و آزادی بخشیده است: «او با گروهی بسیار کوچک، گاهی سه یا چهار نفر، فیلمبرداری می‌کرد و آنچه برایش مهم بود، خودانگیختگی بازیگران و دیالوگ بود. او دوست نداشت، برداشت‌های متعدد انجام دهد. حتی زیاد دوست نداشت بازیگران را کارگردانی کند. گاهی در اتاق دیگری بود در حالی که صحنه فیلمبرداری می‌شد و فریاد می‌زد "فقط انجامش بده!" و هرچه بازیگران به او می‌دادند، بیشتر همان چیزی بود که می‌خواست.»

رومر در زندگی شخصی خود فردی مرموز باقی ماند. گاهی ادعا می‌کرد که در شهر تول متولد شده و گاهی در نانسی؛ گاهی نام واقعی‌اش موریس است و گاهی ژان-ماری. مارتین می‌گوید: «اساساً او همیشه حرفه خود را از مادرش پنهان می‌کرد. مادرش شرمنده می‌شد و فیلم‌سازی را حرفه‌ای کثیف می‌دانست. والدینش فکر می‌کردند او معلم است و این شغلی قابل‌قبول و محترمانه بود. اما آنها هرگز نمی‌دانستند که او درباره فیلم‌ها می‌نویسد و در نهایت آنها را کارگردانی می‌کند. تمام زندگی بزرگسالی او برای آنها کاملاً مخفی بود.»

آثار محبوب رومر شامل «زانوی کلر» (۱۹۷۰)، «پائولین در ساحل» (۱۹۸۳)، سریال «قصه‌های چهار فصل» (۱۹۹۰-۱۹۹۸)، عمدتا بر اشتباهات و سردرگمی‌های جوانان بی‌قید فرانسوی متمرکز است. 

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری