سفیر و نماینده پیشین ایران در سازمان ملل در نیویورک تاکید کرد: برداشت غالب در چین برای مردم و دولت این کشور این است که جنگ آمریکا علیه ایران، صرفاً جنگ با ایران نیست، بلکه بخشی از یک الگوی گستردهتر یکجانبهگرایی برای گسترش سلطه آمریکا در جهان است.
وی گفت که باز بودن تنگه هرمز برای همگان مهم است، اما اصل جلوگیری از گسترش جنگ و یکجانبهگرایی نظامی موضوع مهمتری است.
این دیپلمات با سابقه ایران خاطرنشان کرد: منفعت واقعی چین نه در بسته بودن تنگه هرمز است و نه در ادامه جنگ؛ بلکه در پایان جنگ، بازگشت ثبات و اجرای تفاهمنامه اسلام آباد و ایجاد یک محیط قابل پیشبینی برای تجارت و توسعه است.
«غلامعلی خوشرو» سفیر و نماینده پیشین ایران در سازمان ملل در نیویورک در گفتوگوی اختصاصی با ایسنا درباره تحولات پرشتاب یک سال اخیر در غرب آسیا و نگاه برخی کارشناسان غربی در مورد تاثیر حمله آمریکا به ایران بر رویکرد آمریکا و چین و اینکه معتقدند آمریکا با ورود به این جنگها، بخشی از توان و ذخایر نظامی خود را که برای یک رویارویی احتمالی با چین نیاز داشت، مصرف کرده و در برابر رقیب اصلی خود یعنی چین الان ضعیفتر شده است، گفت: برای پاسخ به این سؤال ضمن اینکه باید به تحولات یک سال اخیر نگاه کرد، باید به مسیری که آمریکا و چین در 25 سال گذشته طی کردهاند، نیز توجه کنیم. همچنین مساله فقط این نیست که آمریکا در جنگ ایران چند موشک شلیک کرده یا چه مقدار از ذخایر نظامی خود را مصرف کرده است. مساله بزرگتر این است که دو قدرت اصلی جهان طی یک ربع قرن، قدرت خود را چگونه تولید و چگونه مصرف کردهاند.
وی با بیان اینکه «من این تفاوت را به صورت نمادین در «ورود چین به WTO در برابر ورود آمریکا به جنگ WAR» توصیف میکنم گفت: چین در سال ۲۰۰۱ وارد سازمان تجارت جهانی شد و تصمیم گرفت بخش بزرگی از توان خود را بر تولید، زیرساخت، آموزش، فناوری و نوآوری، تجارت و گسترش روابط اقتصادی با جهان متمرکز کند. همزمان آمریکا وارد جنگ در غرب آسیا شد؛ بعد عراق، سپس درگیریها و مداخلات متعدد در خاورمیانه و شمال آفریقا و نهایتاً جنگ با ایران. این به معنای آن نیست که چین در این مدت هیچ هزینه نظامی نداشته یا آمریکا توسعه اقتصادی نداشته است. بحث بر سر تعیین مسیر و روند حکمرانی است. یک طرف بخش بزرگی از قدرت خود را از راه تولید، توسعه و تجارت به دست آورده و طرف دیگر منابع ملی و اعتبار بینالمللی خود را در جنگهای پیدرپی پرهزینه، تلف کرده است.
چین دیگر فقط «کارخانه جهان» نیست
خوشرو گفت: نتیجه این دو مسیر را امروز در چند شاخص مهم میتوان دید. چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۲ تریلیون دلار مازاد تجارت کالایی داشت، در حالی که کسری تجارت کالایی آمریکا در همین سال ۱.۲ تریلیون دلار بود. چین امروز شریک اول تجاری حدود یکصد وچهل کشور مهم جهان است و حضور اقتصادی آن از آسیا و خاورمیانه تا آفریقا و آمریکای لاتین گسترش یافته است. در مقابل، ترامپ وزارت دفاع آمریکا را با گزافهگویی به وزارت جنگ تغییر داد و هر سال به نحو شگفتانگیزی بر بودجه نظامی افزوده و از خدمات عمومی کاسته است.
این دیپلمات با سابقه ایران، تصریح کرد: مهمتر اینکه چین دیگر فقط «کارخانه جهان» نیست چرا که در دو دهه گذشته از مرحله جذب سرمایه خارجی و مونتاژ به سمت فناوریهای پیشرفته حرکت کرده است؛ در خودروهای برقی، باتری، انرژی خورشیدی، شبکههای ارتباطی، هوش مصنوعی، رباتیک و هوافضا به یکی از قدرتهای اصلی جهان در نوآوری تبدیل شده است. البته آمریکا همچنان بزرگترین قدرت نظامی جهان و یکی از مراکز اصلی علم، سرمایه و فناوری است، اما در همان حال با کسری بودجه سالانه بسیار بالا، بدهی عظیم دولت و هزینههای گسترده تعهدات نظامی جهانی مواجه است؛ البته این وضعیت را نمیتوان لزوما به جنگها نسبت داد، از سوی دیگر نمیتوان هزینه چند دهه جنگ در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و دیگر نقاط را هم نادیده گرفت.
وی افزود: مساله فقط پول نیست؛ این جنگها برای آمریکا هزینه سیاسی، انسانی و اعتباری نیز داشته و بخشهایی از منطقه را برای سالها گرفتار بیثباتی کرده است. اکنون اگر به یک سال اخیر و جنگ ایران برگردیم، این روند برجستهتر شده است. آمریکا و اسرائیل وارد جنگی شدند که تصور میکردند میتوانند با یک عملیات سریع، ضربههای سنگین اولیه و غافلگیری، ایران را وادار به تسلیم کنند. حتی توهماتی درباره فروپاشی ساختار تصمیمگیری، فروپاشی روحیه مردم و ایجاد شکاف داخلی وجود داشت. اما ایران مقاومت کرد و بالعکس ساختار سیاسی و نظامی آن منسجمتر شد، جامعه در برابر حمله خارجی و جنگ تجاوزکارانه، به ریشههای ملی فرهنگی و تمدنی خود تکیه کرد و انسجام محکمتری از خود نشان داد.
خوشرو تصریح کرد که «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، طولانیتر و پرهزینهتر از چیزی شد که طراحان اولیه و دشمنان وحدت و استقلال ایران تصور میکردند.»
نماینده پیشین ایران در سازمان ملل در نیویورک با بیان اینکه «از نظر نظامی جنگ اخیر علیه ایران، برای آمریکا پر هزینه بود» در ادامه به ابعاد این جنگ و میزان اشراف چین به توان کمی و کیفی نظامی آمریکا پرداخت و گفت: مصرف حجم بالایی از مهمات پیشرفته، موشکهای دوربرد و رهگیرهای دفاع هوایی، فشار بر زنجیره تأمین و ضرورت حفاظت از تعداد زیادی پایگاه و نیروی نظامی در منطقه، همگی ظرفیتهایی هستند که نمیتوانند به طور همزمان و بدون محدودیت در شرق آسیا نیز به کار گرفته شوند. از طرف دیگر، چین در این جنگ مستقیماً درگیر نیست، اما با دقت آن را مشاهده میکند. میبیند ارتش آمریکا در یک جنگ واقعی چگونه عمل میکند، میزان مصرف مهمات آن چقدر است، سامانههای دفاع موشکی و پایگاههای آن چه توان و چه آسیبپذیریهایی دارند و در تنگه هرمز فاصله میان تهدید سیاسی و توان واقعی اجرای آن چه میزان است. بنابراین، مساله از نظر من فقط «کاهش چند درصدی ذخایر نظامی آمریکا» طی این جنگ اخیر نیست.
آثار جنگ آمریکا علیه ایران بسیار عمیق، دیرپا و راهبردی خواهد بود
وی با تاکید بر اینکه «مساله یک روند بزرگتر را نشان میدهد» تصریح کرد: آمریکا در حالی وارد جنگ دیگری شده که خودش چین را رقیب اصلی بلندمدت خود میداند. به همین دلیل معتقدم اثر جنگ آمریکا علیه ایران، فقط به دوران ترامپ محدود نخواهد شد. جایگزینی تجهیزات ممکن است انجام شود، دولتها هم تغییر میکنند، اما آثار یک انتخاب راهبردی ــ جنگهای طولانی، بدهی، فرسایش سیاسی، بیاعتمادی متحدان ــ بسیار عمیق، دیرپا و راهبردی خواهد بود.
خوشرو تاکید کرد: بنابراین میبینیم در حالی که چین در 25 سال اخیر نه در پیکار رویاروی نظامی بلکه در کارزار توسعه و فناوری، با هوشمندی و زمان سنجی آمریکا را در نوعی محاصره راهبردی گرفتار کرده است، جنگ آمریکا علیه ایران و آثار راهبردی منطقهای و جهانی آن نمونه آشکاری از شکست سیاستهای یکجانبه تحریمی، تعرفهای، امنیتی سازی، نظامیگری و سلطهجویی است.
این دیپلمات با سابقه ایران در پاسخ به این پرسش که بنابراین چین به لحاظ اطلاعاتی، امنیتی و نظامی توانسته از پس این جنگ، اطلاعات خوبی از آمریکا به دست آورده و نقاط ضعف آن را بهتر شناخت؟ گفت: این برداشت در کلیت درست است، البته نباید در آن اغراق کرد و گفت چین اکنون به همه اسرار نظامی آمریکا دست یافته است. مساله این است که وقتی آمریکا چین را مهمترین رقیب راهبردی خود میداند، طبیعی است که دو طرف همه رفتارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی یکدیگر را با دقت دنبال کنند. این رقابت الزاماً به معنای حتمی بودن جنگ نیست. اتفاقاً رهبران چین بارها بر ضرورت جلوگیری از تبدیل رقابت دو قدرت به جنگ تأکید کردهاند. اما وقتی امکان برخورد وجود دارد، طبیعی است که هر طرف عملکرد طرف دیگر را در میدان واقعی مطالعه کند. از این منظر، جنگ ایران برای چین بسیار مهم است.

وی خاطرنشان کرد: چین در یک میدان واقعی میبیند آمریکا چگونه نیرو جابهجا میکند، چه میزان مهمات مصرف میکند، سامانههای دفاعیاش چگونه عمل میکنند، پایگاههایش چه میزان آسیبپذیرند، خطوط لجستیکی تا کجا دوام میآورند و یک جنگ طولانی چه فشار سیاسی و اقتصادی بر واشنگتن وارد میکند. حتی مهمتر از تجهیزات، نحوه تصمیمگیری آمریکاست؛ چگونه ارزیابی نادرست اطلاعاتی یا سیاسی میتواند یک قدرت بزرگ را وارد جنگی کند که خروج از آن بسیار دشوارتر از ورود به آن است. برای استراتژیستها، این شاید از دانستن مشخصات یک موشک هم مهمتر باشد.
جنگ برای چین نوعی آزمایشگاه عملی شناخت قدرت آمریکا بوده است
خوشرو گفت که «این جنگ برای چین نوعی آزمایشگاه عملی شناخت قدرت آمریکا بوده است. آمریکا در میدان واقعی فقط تواناییهای خود را نشان نمیدهد؛ بلکه محدودیتها، فرسایش، نقاط آسیبپذیر و نحوه واکنشش زیر فشار را هم آشکار میکند. طبیعی است که چین، به عنوان رقیب اصلی بلندمدت آمریکا، همه این موارد را با دقت مطالعه کند.
معاون پیشین وزیر امور خارجه در پاسخ به این پرسش که بعد از مسائل امنیتی و سیاسی، اقتصاد و تجارت چین تا چه اندازه درگیر تحولات منطقه شده است؟ پیش از جنگ گفته میشد ایران به دلیل وابستگی چین به نفت منطقه نمیتواند تنگه هرمز را ببندد، اما با گذشت ماهها از جنگ، نه هنوز چین با بحران حاد انرژی روبهرو شده و نه ایران از بستن تنگه هرمز به خاطر چین سرباز زده است؟ گفت: برای فهم این موضوع باید میان وابستگی اقتصادی چین به منطقه و آسیبپذیری فوری چین تفاوت گذاشت. تردیدی نیست که خلیج فارس و تنگه هرمز برای چین بسیار مهم هستند؛ نه فقط به خاطر نفت و گاز، بلکه به خاطر حجم بزرگی از تجارت کالا. بسیاری از کشتیهایی که به این منطقه میآیند حامل کالاهای چینی هستند و اقتصاد چین به ثبات مسیرهای دریایی این منطقه نیاز دارد. اما تجربه چند ماه گذشته نشان داد که وابستگی به هرمز به معنای فلج شدن سریع چین نیست.
وی ادامه داد: چین طی سالها منابع انرژی خود را متنوع، ذخایر بزرگی ایجاد کرده، واردات از روسیه، آسیای مرکزی، آفریقا و دیگر مناطق را افزایش داده و شبکههای جایگزین برای تأمین انرژی ایجاد کرده است. بنابراین تا امروز چین هزینه مالی داده، اما دچار بحران حاد انرژی نشده است.

خوشرو گفت: با این حال، مساله برای چین فقط اقتصادی نیست چرا که پکن این جنگ را یک جنگ اقتصادی صرف نمیبیند، بلکه آن را یک مساله راهبردی و مرتبط با نظم بینالملل میداند.
وی تاکید کرد: از نظر چین، ایران در برابر حمله نظامی از موجودیت و حاکمیت خود دفاع میکند. از نگاه پکن نمیتوان حمله به یک کشور را نادیده گرفت و بعد فقط درباره پیامد آن، مثلاً بسته شدن هرمز، صحبت کرد. همین نگاه را در شورای امنیت هم دیدیم. چین با قطعنامهای درباره هرمز که از نظرش به ریشه جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل توجه کافی نداشت، همراه نشد. معنای آن این نیست که چین از بسته بودن تنگه خوشحال است؛ برعکس، چین یکی از کشورهایی است که بیشترین منفعت را در باز بودن آن دارد. اما در نگاه پکن مشکل را نمیتوان از علتش جدا کرد.
سفیر پیشین ایران در سوئیس تصریح کرد: به تعبیر دیگر، باز بودن هرمز برای همگان مهم است، اما اصل جلوگیری از گسترش جنگ و یکجانبهگرایی نظامی مهمتر است. بنابراین منفعت واقعی چین نه در بسته بودن هرمز است و نه در ادامه جنگ؛ بلکه در پایان جنگ، بازگشت ثبات و اجرای تفاهمنامه اسلام آباد و ایجاد یک محیط قابل پیشبینی برای تجارت و توسعه است.
مردم چین باور دارند که حمله آمریکا به ایران بخشی از الگوی یکجانبهگرایی گسترش سلطه آمریکا در جهان است
خوشرو در پاسخ به این پرسش که شما در تعاملاتی که در سالهای اخیر در سفر به چین داشتید با محافل مختلف سیاسی، دانشگاهی، رسانهای و تجاری مرتبط بودید، نگاه مردم و جامعه چین به جنگ در منطقه غرب آسیا چیست؟ نگاهشان به حمله آمریکا به ایران چگونه است؟ و اگر بخواهیم مشخصتر درباره نقش اسرائیل صحبت کنیم، فضای عمومی و رسانهای چین چه برداشتی از رفتار این رژیم دارد؟ با تاکید بر اینکه «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توجه بسیار زیادی را در محافل سیاسی، دانشگاهی، رسانهای، تجاری و حتی افکار عمومی چین جلب کرده است» اظهار کرد: برداشت غالب این است که این جنگ صرفاً جنگ با ایران نیست، بلکه بخشی از یک الگوی گستردهتر یکجانبهگرایی برای گسترش سلطه آمریکا در جهان است.
وی افزود: بسیاری از چینیها دلایل اعلامشده برای حمله به ایران را علت واقعی جنگ نمیدانند؛ بلکه آنها را توجیهاتی برای استفاده از زور میبینند. بهویژه در دوره ترامپ، وقتی همزمان از نسلکشی در غزه و حمله به لبنان و تهدید ونزوئلا، کوبا، گرینلند و مناطق دیگر صحبت میشود، این تصور تقویت میشود که مساله فراتر از یک اختلاف محدود با ایران است. اما از نظر من مهمترین تحول، تغییر تصویر ایران در ذهن بسیاری از چینیها بوده است.
جنگ اخیر تصور مردم چین درباره ایران را تغییر داد
این دیپلمات با سابقه ایران تصریح کرد: پیش از جنگ اخیر، بخشی از برداشت چینیها از ایران تحت تأثیر رسانههای غربی بود؛ کشوری تحت تحریم، دارای مشکلات اقتصادی و اجتماعی و شاید آسیبپذیر در برابر آمریکا. اما جنگ این تصویر را تغییر داد. چینیها دیدند ایران برخلاف بسیاری از پیشبینیها مقاومت کرد؛ ساختار سیاسی و نظامی آن از هم نپاشید؛ جامعه در برابر حمله خارجی انسجام بیشتری نشان داد و توان دفاعی ایران نیز جدیتر از چیزی بود که بسیاری تصور میکردند. من شاهد بودم که شجاعت، وطندوستی و مقاومت مردم ایران برای چینیها چه میزان مایه تحسین است. بسیاری به این نتیجه رسیدهاند که ایران قویتر و جامعه ایرانی منسجمتر از تصویری است که پیش از جنگ در ذهنشان وجود داشت. البته با وجود اشتراکات عمیق فرهنگی و معنوی و ارتباطات گسترده اقتصادی، هنوز ایران حضور رسانهای، دانشگاهی و اندیشکدهای قابل قبولی در چین ندارد. تبیین شرایط و موقعیت و رویکرد ایران نیاز به حضور و مشارکت گستردهتر است.
خوشرو خاطرنشان کرد: همزمان، نگاه به آمریکا در بین مردم چین، منفیتر شده است. آمریکا بیشتر به عنوان قدرتی دیده میشود که برای حفظ برتری خود مدام از زور استفاده میکند.
مردم چین اسرائیل را رژیمی اشغالگر و تجاوزکار میدانند
وی درباره نگاه مردم چین به رفتار و سیاست اسرائیل و رهبرانش خاطرنشان کرد: نگاه غالب در فضای عمومی و رسانهای چین بهشدت نسبت به اسرائیل انتقادی است و اسرائیل بیشتر به عنوان رژیمی اشغالگر و عاملی تجاوزکار دیده میشود که با اتکا به حمایت آمریکا دامنه جنگ را گسترش داده است.
مقام پیشین وزارت امور خارجه تاکید کرد که «جنگ اخیر، تصویر آمریکا را در چین منفیتر و قدرت آنرا سستتر و سیاستش را مغشوشتر جلوه داد و تصویر ایران را مثبتتر و قدرت ایران را مستحکمتر و سیاست ایران را با تدبیرتر نشان داد.
نماینده پیشین ایران در سازمان ملل با بیان اینکه تغییر تصویر ایران نزد مردم چین، میتواند باعث گشایش جدیدی در روابط ایران و چین شود و در بلندمدت بر نگاه نخبگان و جامعه چین به جایگاه ایران و حتی ظرفیت همکاری راهبردی دو کشور در توسعه و تکنولوژی اثر بگذارد گفت: ایران برای بهرهبرداری از این شرایط باید از ظرفیتهای بینظیر چین آگاهی یابد و با نگاه راهبردی، نه پروژهای و با رویکردی مشارکتی نه صرفا تجاری و با برنامهای فراگیر و جدی نه از سر تفنن و اضطرار وارد کار با چین شود.
انتظار داریم چین نقش فعالتری برای جلوگیری از جنگ ایفا کند
خوشرو در پاسخ به این پرسش که چین در مواضع اعلامی و اعمالی خود از ایران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل حمایت کرده و در تلاشهای میانجیگرانه نیز نقش داشته است. با این حال گاهی شنیده میشود که چین از ایران میخواهد هرچه سریعتر به سمت صلح پایدار و توافق با آمریکا حرکت کند و تفاهمها دوباره اجرا شود. اگر وضعیت «نه جنگ، نه صلح» یا بالعکس «هم جنگ و هم مذاکره» ادامه یابد، نگاه چین به ایران چگونه خواهد بود؟ آیا حمایت سیاسی پکن ادامه پیدا میکند؟ اظهار کرد: موضع چین در این زمینه نسبتاً روشن است. چین اصولاً با جنگ و گسترش درگیری مخالف است و همیشه بر مذاکره و راهحل سیاسی تأکید دارد. اما این موضع به معنای این نیست که کشوری که مورد حمله قرار گرفته حق دفاع از خودش را نداشته باشد. چین هم تجاوز و توسل به زور را محکوم میکند و هم از راهحل سیاسی حمایت میکند؛ این دو با هم تناقضی ندارند.
وی ادامه داد: طبیعی است که چین از ایران بخواهد هر جا امکان رسیدن به یک صلح واقعی و پایدار وجود دارد، مسیر مذاکره را باز نگه دارد. ایران هم نشان داده که مخالف مذاکره نیست. مساله اصلی اعتماد و قابلیت اجرای توافق است.
این مقام پیشین وزارت امور خارجه تصریح کرد: در چند مقطع، ایران در شرایطی که مذاکره جریان داشت با حمله نظامی مواجه شد و حتی بعد از تفاهم نیز اقداماتی صورت گرفت که اعتماد را تضعیف کرد.
خوشرو گفت: صلح زمانی پایدار است که طرفین بدانند توافقی که امروز امضا میشود، فردا نقض نخواهد شد. تا زمانی که پکن ببیند ایران از حاکمیت و امنیت خود دفاع میکند و در عین حال باب یک راهحل سیاسی معقول را نبسته است، دلیلی برای تغییر اساسی موضع چین وجود ندارد. البته ما در ایران انتظار داریم چین نقش فعالتری برای جلوگیری از جنگ ایفا کند. این انتظار قابل فهم است. چین امروز یک قدرت بزرگ و عضو دائم شورای امنیت است و هرچه قدرتش بیشتر میشود، انتظار از مسئولیت بینالمللی آن نیز بیشتر خواهد شد.
این دیپلمات با سابقه ایران با تاکید بر اینکه یک تفاوت مهم میان نگاه چین و آمریکا به منطقه غرب آسیا وجود دارد تصریح کرد: چین مشکل خاورمیانه را صرفاً یک مشکل امنیتی نمیبیند بلکه معتقد است بدون توسعه، امنیت پایدار ایجاد نمیشود. در نگاه چینی، اگر اقتصاد، زیرساخت، تجارت و همکاری منطقهای رشد کند، زمینه جنگ نیز کاهش پیدا میکند. به عبارتی معتقد است اگر بخواهیم ابتدا با زور و جنگ «امنیت» ایجاد کنیم و بعد انتظار توسعه داشته باشیم، معمولاً به نتیجه معکوس میرسیم. بنابراین چین در برابر ایران همزمان از دو چیز حمایت میکند: حق دفاع از خود و باز ماندن راه دیپلماسی. باید توجه داشت که این دو را نباید در برابر هم قرار داد.
چین به دلیل جنگ و درگیری در منطقه، از غرب آسیا عقبنشینی نمیکند
وی در پاسخ به این پرسش که جنگ در غرب آسیا و معطل ماندن توافقهای راهبردی سیاسی و اقتصادی چین با کشورهای منطقه، بهویژه عربستان و امارات، چه تأثیری بر اقتصاد و برنامههای بلندمدت چین در پی جنگ و درگیری در منطقه خواهد داشت؟ گفت: طبیعی است که جنگ بسیاری از پروژههای اقتصادی در غرب آسیا را با دشواری مواجه کند؛ از تجارت و حملونقل گرفته تا سرمایهگذاری، انرژی، زیرساخت و توافقهای بلندمدت چین با کشورهای منطقه. اما نکته اساسی این است که چین منشأ اصلی این ناامنی را صرفاً در اختلافات داخلی منطقه نمیبیند. از نگاه پکن، حملات نظامی، گسترش حضور نظامی و استفاده از پایگاههای منطقهای برای جنگ، همان محیطی را تخریب میکند که توسعه و تجارت به آن نیاز دارد.

خوشرو گفت: چین خوب میداند که نمیتوان یکی از بزرگترین کشورهای منطقه را مورد حمله قرار داد و بعد انتظار داشت همه مسیرهای تجاری و پروژههای توسعهای بدون مشکل ادامه پیدا کند. همانطور که گفتم جنگ برای چین فقط یک مساله سیاسی نیست؛ مستقیماً هزینه توسعه را بالا میبرد. با این حال تصور نمیکنم چین به دلیل این مشکلات از غرب آسیا عقبنشینی کند. برعکس، منطقه برای چین از نظر انرژی، تجارت، اتصال آسیا به اروپا و آفریقا و حتی آینده نظم جهانی بیش از اندازه مهم است.
چین سعی دارد رقابت با آمریکا را مدیریت کند
وی درباره سفر آتی رئیسجمهور چین به آمریکا و احتمال مواضع محتاطانهتر درباره تحولات منطقه از سوی چین با بیان اینکه باید «درباره رابطه چین با "آمریکای ترامپ" واقعبین بود» تصریح کرد: چین با دولتی در آمریکا مواجه است که سیاستهایش بهسرعت در نوسان است و در تجارت، تعرفه، امنیت و روابط با متحدان مواضع متناقضی اتخاذ کرده است. پکن این مساله را بهخوبی میداند و به همین دلیل سعی میکند رقابت با آمریکا را مدیریت کند، بدون آنکه وارد تقابل شتابزده شود.
خوشرو گفت: چین با آمریکا مذاکره میکند، اما همزمان ظرفیت اقتصادی، فناوری و روابط بینالمللی خود را افزایش میدهد. بنابراین نباید تصور کرد چون سفر مهمی میان رهبران دو کشور در پیش است، چین سیاست خود در غرب آسیا را تا آن زمان معلق میکند یا برای رضایت آمریکا از منافع راهبردی خود در منطقه صرفنظر خواهد کرد.
احتمال دور شدن چین از ایران یا منطقه ضعیف است
نماینده پیشین ایران در سازمان ملل در نیویورک در پاسخ به اینکه ممکن است چین برای آرامش در روابط با آمریکا به نوعی از وارد شدن به مساله ایران و جنگ عمدا پرهیز یا دوری کند؟ اظهار کرد: اساساً احتمال دور شدن چین از ایران یا منطقه را ضعیف میدانم. اتفاقاً جنگ یک نکته مهم را درباره ایران نشان داده است؛ ایران کشوری است با توان بالای دفاع از خود، قدرت ملی و انسجام اجتماعی. ایران بارها نشان داده که به دنبال توسعه، مذاکره و تعامل است و خواهان جنگ نیست در عین حال برای پیشگیری از جنگ، همیشه آماده دفاع است. اگر ما بتوانیم این دو تصویر را کنار هم تثبیت کنیم ــ ایرانِ توانمند در دفاع و ایرانِ آماده توسعه و همکاری ــ امکان همکاری بلندمدت با چین میتواند حتی بیشتر از تصورمان باشد.
وی خاطرنشان کرد: مساله اصلی برای ایران این نیست که نگران باشد چین میرود یا میماند؛ سؤال مهمتر این است که ما چه برنامهای برای مشارکت بلندمدت چین با ایران داریم؟
خوشرو گفت: رابطه با چین نباید فقط به موضوع صادرات نفت و خریدوفروش روزمره انرژی محدود شود. باید به سمت سرمایهگذاری مشترک در زمینه زیرساخت، صنایع جدید، فناوری، انرژی، هوش مصنوعی، حملونقل و پروژههای توسعهای بلندمدت حرکت کنیم. اگر ایران بتواند امنیت، ثبات و پروژههای اقتصادی قابل اجرا عرضه کند، منافع دو کشور بسیار بیشتر از آن است که یک بحران مقطعی آنها را از یکدیگر دور کند.
این دیپلمات با سابقه ایران در پایان تاکید کرد: ایران نه به دنبال جنگ است و نه از دفاع از خود عقبنشینی میکند؛ چین هم نه از غرب آسیا کنار میرود و نه میتواند نسبت به بیثباتی آن بیتفاوت باشد. بنابراین نقطه اتصال دو کشور، توسعه، ثبات و یک نظم منطقهای مبتنی بر منافع مشترک به دور از جنگ و تجاوز است.
انتهای پیام
