گوهریسنا انزانی در گفتوگو با ایسنا، گفت: دورهمیهای گذشته بستر موثری برای انتقال تجربه و هویتبخشی بودند، چرا که روابط انسانی در آنها عمیق، مستمر و کمواسطه بود. ارتباط چهره به چهره فرصت میداد افراد زمان بیشتری کنار هم باشند و تجربهها از طریق گفتوگو، خاطرهگویی و مشاهده رفتار بزرگترها منتقل شود. چند نسل کنار هم بودند؛ کودک، نوجوان و جوان با داستان، آداب، ارزشها و شیوه زندگی نسلهای قبل آشنا میشدند و صحبتهای فرهنگی و خانوادگی بهطور طبیعی شکل میگرفت، رسانهها کمتر نقش داشتند و سرگرمی و ارتباطات بیشتر به خود جمع وابسته بود؛ در این فضا گفتوگو و ارتباط موثر، جایگاه بیشتری پیدا میکرد.
وی ادامه داد: دیدارها مستمر، منظم و خانوادگی بود و به شکلگیری اعتماد، شناخت متقابل و احساس تعلق کمک میکرد. فعالیتهای مشترک مانند غذا پختن، سفره انداختن، بازی و جمعکردن ظرفها، صمیمیت افراد را بیشتر میکرد. پیوندهای محلی (خانواده، همسایه و خویشاوندان) بخش مهمی از شبکه اجتماعی فرد بودند و تعلق به آن جمعها نقش پررنگتری در هویت فرد داشت.
این روانشناس با اشاره به اینکه با وجود افزایش کمی روابط، عمق آنها کاهش یافته است، اظهار کرد: اگرچه شبکههای اجتماعی و پیامرسانها امکان برقراری ارتباط سریع را فراهم کردهاند، اما بخش بزرگی از این تعاملات کوتاه، پراکنده و غیرحضوری هستند؛ تا جایی که حتی در محیطهای آموزشی، افراد ترجیح میدهند بهصورت آنلاین حضور یابند. در این بستر، گفتوگوهای عمیق و تبادل احساسات، خاطرات و ارزشها کمرنگتر شده است. البته نباید گذشته را بینقص دانست، زیرا در آن زمان نیز محدودیتها و تعارضات خاص خود وجود داشت؛ با این حال، «صمیمیت تفریحی» که یکی از ابعاد مهم صمیمیت است، در گذشته به شکلی پررنگتر میان اعضای خانواده جریان داشت و همنشینیها، درک متقابل و تفریحات جمعی، پیوند عمیقتری میان آنها ایجاد میکرد.
حضور مشترک، عامل تقویت امنیت عاطفی و صمیمیت
انزانی درباره تفاوت کیفیت روانی همنشینیهای سنتی با دورهمیهای دیجیتال امروز، گفت: در همنشینی سنتی حضور مشترک و احساسات هم مشترک بود، اما دورهمی دیجیتال صرفا یک ارتباط است. در همنشینی سنتی، فضای فیزیکی مشترک، نگاه، لحن صدا، تماس چشمی، سکوت و حتی فعالیتهای مشترکی مانند غذا خوردن و بازیکردن در ارتباط نقش داشتند. این موضوع حس تعلق، امنیت عاطفی و صمیمیت را تقویت میکرد و زمینه گفتوگوی عمیق، تخلیه هیجانی و درک احساسات دیگران را فراهم میکرد. ارتباط بین نسلها، انتقال تجربه و هویت خانوادگی بیشتر اتفاق میافتاد و احساس تنهایی کاهش پیدا میکرد.
وی اضافه کرد: دورهمی دیجیتال لزوما منفی نیست؛ برای مثال در تماسهای تصویری یا گروههای خانوادگی، فاصلههای جغرافیایی کاهش مییابد و افرادی که عزیزانشان در شهرهای دیگر یا خارج از کشور ساکناند، میتوانند با آنها در ارتباط باشند. با این حال، مشکل اینجاست که این ارتباطات معمولا کوتاه و پراکنده است. در بسیاری از موارد، فرد حین گفتوگو با خانواده، حواسش به دریافت پیامهای دیگر یا بررسی شبکههای اجتماعی است؛ در نتیجه، ذهن او در جای دیگری است و حضور واقعی در آن گفتوگو شکل نمیگیرد. این «عدم حضور ذهنی»، مانع از شکلگیری یک گفتوگوی صمیمانه و عمیق میشود.
به گفته وی، کاهش گفتوگوهای عمیق، شناخت عاطفی کمتر از اعضای خانواده، افزایش سوءتفاهم، افت صمیمیت، تشدید مقایسههای اجتماعی و فشار همیشگی برای در دسترس بودن، از جمله پیامدهای این تغییر در سبک ارتباطی است که در نهایت منجر به وابستگی بیش از حد به گوشی، افزایش استرس و نارضایتی میشود.
انزانی تاکید کرد که اگر فناوری در خدمت حفظ و تحکیم روابط باشد، نتیجه کاملا متفاوت خواهد بود و اعضای خانواده میتوانند از ابزارهای دیجیتال برای تسهیل دیدارها یا حفظ ارتباط در فواصل دور استفاده کنند؛ بنابراین، مساله اصلی، برچسب «سنتی» یا «دیجیتال» نیست، بلکه کیفیت حضور، عمق ارتباط و میزان توجه بیواسطه افراد به یکدیگر است. در گذشته، مدل همنشینیها بهگونهای بود که خانوادهها بیشتر با هم زندگی میکردند، اما امروز ما بیشتر در تماس هستیم. برای حفظ سلامت روان، باید پلههای صمیمیت را تقویت کنیم؛ کارهایی مانند گذراندن وقت مفید با یکدیگر، تفریحکردن، گفتوگو درباره افکار و احساسات و مشورت گرفتن از بزرگترها، همگی در بازسازی این صمیمیت نقش موثری دارند.
دورهمیهای قدیمی و نقش آنها در یادگیری کودکان
این روانشناس درباره ویژگیهای تعاملی دورهمیهای قدیم که امروزه رنگ باختهاند، بیان کرد: دورهمیهای گذشته نه لزوما به این دلیل که «گذشته بهتر بود» اثرگذارتر بودند، بلکه به این خاطر که ساختار آنها فرصتهای بیشتری برای همنشینی، مشارکت و یادگیری فراهم میکرد نقش موثرتری داشتند.
او در تشریح تاثیر این فضا بر کودکان افزود:برای کودکان، این فضا بسیار آموزنده بود؛ چرا که کودک صرفا تماشاگر نبود، بلکه بخشی از جریان زندگی در کنار بزرگترها محسوب میشد. او با گوش دادن به گفتوگوها، مشارکت در بازیها و مشاهده رفتار بزرگترها، مهارتهای اجتماعی، احساس مفید بودن و حس تعلق را تجربه میکرد. در این بستر، ارزشهایی نظیر احترام، همکاری، گذشت و مسئولیتپذیری بهصورت عملی و نه صرفا کلامی منتقل میشد. در واقع، آموزش تنها از طریق گفتار نبود، بلکه در بستر زندگی جمعی رخ میداد؛ فضایی که بهصورت کاملا ناخودآگاه، آموزههای حیاتی را به کودک منتقل میکرد.
این روانشناس درباره کارکرد این دورهمیها برای بزرگسالان نیز تصریح کرد: برای بزرگسالان نیز این دورهمیها فراتر از سرگرمی، در حکم یک «شبکه حمایتی» عمل میکردند؛ فضایی که در آن میتوانستند از تجربیات یکدیگر بهرهمند شوند، مشکلاتشان را مطرح کنند، احساسات خود را به اشتراک بگذارند و از همدلی و همراهی اعضای خانواده برخوردار شوند.

انتهای پیام