یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۱:۱۰
پسرخاله نیما که مخالفش بود!

پسرخاله نیما که مخالفش بود!

نسبت خانوادگی خانلری با علی اسفندیاری (نیما یوشیج) به عنوان خاله‌زاده، یکی دیگر از ابعاد جالب زندگی اوست. نیما نخستین کسی بود که توجه خانلری جوان را به زیباشناسی و نمادپردازی شعر فرانسوی جلب کرد و حتی پیشنهاد کرد که واژه «ناتل»را به فامیل خود بیفزاید. با این حال، رابطه این دو خاله‌زاده با رشد نیما در شعر نو نیمایی و محافظه‌کاری ادبی خانلری رو به تیرگی نهاد.

محمد حسینی باغسنگانی - پژوهشگر فرهنگ و هنر - در یادداشتی با عنوان «کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری» که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده نوشته است:

«اول شهریورماه در تقویم فرهنگی ایران، سالروز درگذشت یکی از بی‌بدیل‌ترین، پرمناقشه‌ترین و در عین حال اثرگذارترین معماران هویت ملی و نوسازی فرهنگی در عصر معاصر است؛ دانشمندی چندوجهی، شاعری گران‌مایه، زبان‌شناسی نوآور و مدیری کارآمد که نامش با استواری زبان فارسی و شیوایی نثر معیار گره خورده است: دکتر پرویز ناتل خانلری.

او مردی بود که در پهنه فرهنگ ایران‌زمین نقشی چندگانه ایفا کرد؛ از شاعری غزل‌سرا و نوجو تا زبان‌شناسی شالوده‌شکن،ث و از مدیری فرهنگ‌آفرین تا سیاستمداری درگیر با ناملایمات روزگار. برای درک عمیق‌تر و همه‌جانبه این شخصیت بی‌نظیر، بازخوانی روایت‌ها و خاطرات مکتوب و شفاهی شاگردان مستقیم و هم‌عصران او اهمیتی دوچندان دارد. در این میان، گفتگوهای ثبت‌شده و آرشیو نگارنده با شاگردان طراز اول خانلری نظیر دکتر علی‌اشرف صادقی، دکتر مهدی نوریان، دکتر محمدرضا راشد محصل، دکتر رضا مصطفوی سبزواری، دکتر فتح‌الله مجتبایی و دکتر حکیمه دبیران، تصویری واقع‌بینانه، زنده، نقادانه و در عین حال ستایش‌آمیز از سلوک علمی، اخلاقی، اداری و فردی استاد به دست می‌دهد.

یکی شاگردان مستقیم او دکتر رضا مصطفوی سبزواری است. ایشان به به صراحت گفته است، پرویز ناتل خانلری متعلق به نخستین نسل فارغ‌التحصیلان دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران بود. نخستین کسی که موفق به اخذ این درجه علمی در ایران شد، شادروان دکتر محمد معین در سال ۱۳۲۱ بود و درست یک سال پس از او، در سال ۱۳۲۲، پرویز ناتل خانلری به همراه ذبیح‌الله صفا و حسین خطیبی از پایان‌نامه‌های خود دفاع کردند. این تقارن تاریخی نشان می‌دهد که خانلری در زمره پیشکسوتان مطلق و پایه‌گذاران اصلی این رشته در گستره دانشگاهی ایران زمین به شمار می‌آمد. پایان‌نامه دکتری او با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض فارسی و چگونگی تحول اوزان غزل» زیر نظر استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، دفاع شد؛ هرچند که در آن زمان، به دلیل رویکرد آواشناختی و نوآورانه‌اش که قالب‌های سنتی عروض عربی را به چالش می‌کشید، از سوی برخی ممتحنان سنتی مانند سیدمحمد تدین متهم به «بدعت علمی» یا الحاد ادبی شد، اما با حمایت و فراست مرحوم فروزانفر به تصویب رسید.

این موقعیت پیشگامانه، فرضیه‌ای جدی را در تاریخ‌نگاری ادبی ایران مطرح می‌سازد: آیا درست است که اگر خانلری فرزند چند دهه دیرتر بود، چندان چهره تاثیرگذاری از کار در نمی‌آمد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند تامل در شرایط جامعه‌شناختی و تاریخی دهه بیست و سی خورشیدی است. در آن زمان، دانشگاه تهران در آغاز راه خود بود و فضای بزرگی برای شالوده‌ریزی ساختارهای نوین فرهنگی وجود داشت. خانلری در دورانی ظهور کرد که پیوند میان دولت مدرن، ناسیونالیسم فرهنگی و نهادهای علمی در حال شکل‌گیری بود. او با نبوغ شخصی، روش‌مندی علمی و تسلط کم‌نظیرش بر زبان فرانسه و زبان‌شناسی نوین، توانست ساختارهایی چون انتشارات دانشگاه تهران، بنیاد فرهنگ ایران و سپاه دانش را پایه‌ریزی کند.

شادروان دکتر محمدرضا راشد محصل استاد دانشگاه اهواز سال‌ها پیش در گفت‌وگویی با نگارنده به همین ضرورت تاریخی اشاره کرده و معتقد بود که خانلری پیش از شروع هر کاری، ابتدا «ضرورت وجودی» آن کار را عمیقاً درک می‌کرد و به همین دلیل آثارش همواره جنبه کاربردی و اصلاحی داشت. اگر خانلری چند دهه دیرتر متولد می‌شد، شاید در تالارهای شلوغ و ساختارهای بروکراتیک و تکراری دانشگاه‌های امروز، فرصتی برای چنین شالوده‌شکنی‌ها و نهادسازی‌های کلانی نمی‌یافت؛ هرچند که جوهر نخبگی و قلم سحرآمیز او همواره او را در هر عصری متمایز می‌ساخت، اما بی‌تردید «فضای خالی» و نیازهای شدید نوسازی فرهنگی در نیمه نخست سده چهاردهم، سکوی پرتاب بی‌نظیری برای تجلی همه‌جانبه کاریزمای علمی و اجرایی او فراهم آورد.

تعارض‌های تدریس

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها و مجادلات پیرامون کارنامه پرویز ناتل خانلری، زیست دوگانه او به عنوان یک «ادیب‌ سیاستمدار» است. شاگردان او تصاویری کاملاً متناقض از حضور او در کلاس درس و در محیط اداری ارائه می‌دهند. دکتر علی‌اشرف صادقی در گفتگوی تفصیلی خود با نگارنده با صراحتی علمی فاش می‌کند که خانلری هنگامی که سر در سیاست داشت و درگیر مناصب دولتی چون معاونت وزارت کشور در دوران اسدالله علم یا سناتور مجلس سنا بود، مدرس خوبی در کلاس درس نبود. صادقی به یاد می‌آورد که خانلری با اکراه و بی‌میلی سر کلاس‌ها حاضر می‌شد، پویایی کلاس‌های پرشور فروزانفر، همایی یا معین را نداشت و در کلاس شوق و تمرکز کافی نشان نمی‌داد...

این بی‌حوصلگی و سردی در تدریس، علاوه بر مشغله‌های فرساینده دیوانی، از یک سوگ عمیق و جان‌کاه خانوادگی نیز آب می‌خورد. فرزند خردسال و دلبند او، آرمان، در سال ۱۳۳۸ بر اثر ابتلا به سرطان خون درگذشت. این فاجعه عاطفی، روح خانلری و همسرش زهرا کیا را عمیقاً درهم کوبید.

خانم دکتر حکیمه دبیران در خاطرات خود از کلاس‌های درس خانلری به نگارنده گفته است که اواخر سال‌های ۴۸ و ۴۹، استاد به دلیل مشغله‌های فراوان اداری و افسردگی ناشی از سوگ فرزند، تدریس را غالباً به دستیاران جوانی مانند دکتر هرمز میلانیان واگذار می‌کرد و کلاس‌ها سرد و بی‌رمق برگزار می‌شد. با این حال، این سکه روی دیگری نیز دارد. خانلری هرچند در کلاس‌های روتین دانشگاه تمرکز و حوصله زیادی نداشت، اما در محیط اداری و در جایگاه مدیریت کلان فرهنگی، وظایف مهم علمی خود را به نحو احسن و با وسواسی شگفت‌انگیز انجام می‌داد. همچنین دکتر محمدرضا راشد محصل به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کند؛ او می‌گوید با وجود آنکه خانلری در عالی‌ترین سطوح مدیریتی کشور قرار داشت، شخصاً فرم‌های چاپی و نمونه‌های مطبعه‌ای تک‌تک ۲۵۰ کتاب منتشرشده در بنیاد فرهنگ ایران را خط‌به‌خط می‌خواند و تصحیح می‌کرد. حاصل این تعهد و دقت ذره‌بینی آن بود که کتاب‌های منتشرشده در بنیاد فرهنگ، عاری از غلط‌های مطبعه‌ای و اشتباهات چاپی مرسوم بودند.

پسرخاله نیما که مخالفش بود!

خانلری در محیط کار اداری‌اش، یک آزمایشگاه پژوهشی واقعی پدید آورده بود که در آن از نخبگان جوان دکتری حمایت مادی و معنوی می‌کرد. او به دانشجویان خارجی از شبه‌قاره، افغانستان و پاکستان بورس تحصیلی می‌داد و آن‌ها را در پروژه‌های تصحیح متون بنیاد به کار می‌گماشت تا بتوانند معیشت خود را تامین کنند؛ خدمتی که دکتر مصطفوی سبزواری به عنوان رایزن فرهنگی سابق در پاکستان، عظمت آن را در ترویج زبان فارسی در مرزهای فراملی ستوده است. درون‌مایه اصلی مجادلات درباره خانلری، ورود او به دستگاه قدرت پهلوی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. علی‌اشرف صادقی با یادآوری احساسات دانشجویان آن دوره به نگارنده می‌گوید که دانشجویان با تمایلات ملی‌گرایانه و مصدقی، به شدت از ورود چهره برجسته‌ای چون خانلری به معاونت اسدالله علم شوکه و خشمگین بودند. آن‌ها معتقد بودند ارزش فرهنگی سراینده شعر «عقاب» بسیار فراتر از آن است که به مهره‌ای برای یک حکومت کودتا تبدیل شود.

کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری
حلقه شاگردان و ارادتمندان دکتر پرویز ناتل خانلری در شبه قاره هند | از چپ به راست: دکتر سید نقی نجوا، پروفسور شعیب عظیمی، پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی، پروفسور نورالحسن انصاری، پروفسور سید امیر حسن عابدی.، پروفسور عطا کریم برق، پروفسور شریف النساء انصاری
کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری
پروفسور نورالحسن انصاری و پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی از شاگردان دکتر پرویز ناتل خانلری همکلاسی های دکتر شفیعی کدکنی در این عکس دیده می شود ... کنار خانم سمت راست

با این وجود، خانلری همواره از تریبون مجله سخن و نامه‌هایش دفاع می‌کرد که ورود او به سیاست برای خدمت به ایران و نجات فرهنگ ملی از چنگال تباهی بوده است. او نفوذ سیاسی‌اش را وثیقه ساختن نهادهایی چون بنیاد فرهنگ ایران و طرح ساختاری «سپاه دانش» کرد؛ طرحی که به تعبیر محمود خوشنام در یادداشتی که سال‌ها پیش نوشته، هرچند شهرتش بیشتر نصیب سیاست‌مداران عصر شد، اما هدف خانلری تنها با سواد کردن روستاییان فرودست ایران بود تا از اتلاف وقت جوانان دیپلمه در سربازی جلوگیری کند و آنان را به سفیران دانایی در اعماق روستاهای ایران بدل سازد.

علاوه بر این باید همین جا یادی کنیم از یکی از شاگردان ارزشمند دکتر خانلری، بزرگمردی که زبان و ادبیات فارسی در هندوستان مدیون اوست. دکتر عبدالودود اظهر دهلوی، همکلاسی دکتر شفیعی کدکنی در دوران تحصیل نزد استاد خانلری در دانشگاه تهران... استاد اظهر دهلوی به نگارنده از سجایای علمی و اخلاقی استادش پرویز ناتل خانلری گفته است که اگر استاد خانلری من و تنی چند از علاقه‌مندان به زبان فارسی را در کلاس‌های درس خودشان نمی پذیرفتند و از ما حمایت نمی‌کردند مطالعات علمی درباره زبان و ادبیات فارسی در تمام شبه قاره به انتها می‌رسید. چرا که در دوران ما علمای فن می‌دانند که زبان فارسی در هند چون انسان رو به قبله‌ای در حال موت بود.

دکتر اخلاق آهن که خود با یک واسطه از شاگردان شاگرد استاد خانلری به حساب می‌آید به نگارنده گفته است که «دو استاد من از شاگردان مستقیم و دست‌پرورده خاص استاد خانلری برای زندگی‌بخشی و تقویت زبان فارسی در هندوستان و شبه قاره بوده‌اند؛ پرفسور عبدالودود اظهر دهلوی و استاد نورالحسن انصاری که هر دو زانوی ادب شاگردی در پیشگاه دکتر خانلری زده‌اند و هر دو ناجیان زبان و ادبیات فارسی در شبه قاره هستند و هر دو بر این شاگردی بر خود می‌بالیدند و مفتخر بودند.»

قسمت اول برنامه رادیویی «فرزانگان فرهنگ» در آیین گرامیداشت دکتر پرویز ناتل خانلری، ۱۳۹۵ با تهیه و تألیف محمد حسینی باغسنگانی، راوی شادروان بهروز رضوی.
 

قسمت دوم برنامه رادیویی «فرزانگان فرهنگ» در آیین گرامی داشت دکتر پرویز ناتل خانلری، ۱۳۹۵ با تهیه و تألیف محمد حسینی باغسنگانی، راوی شادروان بهروز رضوی.
 

قسمت سوم برنامه رادیویی «فرزانگان فرهنگ» در آیین گرامی داشت دکتر پرویز ناتل خانلری، ۱۳۹۵ با تهیه و تألیف محمد حسینی باغسنگانی، راوی شادروان بهروز رضوی.
 

قسمت پایانی برنامه رادیویی «فرزانگان فرهنگ» در آیین گرامی داشت دکتر پرویز ناتل خانلری، ۱۳۹۵ با تهیه و تألیف محمد حسینی باغسنگانی، راوی شادروان بهروز رضوی.


رویارویی اصحاب ربعه و ادبای سبعه

یکی از جذاب‌ترین فصل‌های تاریخ ادبی معاصر ایران، تقابل نظری و زیستی میان دو گروه نخبگان ادبی در دهه‌های نخستین قرن چهاردهم خورشیدی است: «اصحاب ربعه» در برابر «ادبای سبعه». گروه ربعه که شامل صادق هدایت، مجتبی مینوی، بزرگ علوی و مسعود فرزاد بود، این نام را به عنوان دهن‌کجی به گروه سنتی و بانفوذ «ادبای سبعه» (که شامل بهار، اقبال آشتیانی، فروزانفر، رشید یاسمی، خانلری، سعید نفیسی و قزوینی بود) برگزیدند. ادبای سبعه در آن سال‌ها تمام تریبون‌های دانشگاهی، مجلات رسمی و انتشارات دولتی را در انحصار داشتند و از دید جوانان ربعه، نمایندگان کهنه‌پرستی و تکرار ملال‌آور سنت‌های منجمد ادبی بودند. پاتوق اصحاب ربعه کافه‌های تجددخواهی چون کافه فردوسی و کافه نادری تهران بود؛ جایی که در آن، به تعبیر مجتبی مینوی، با تعصب می‌جنگیدند، برای آزادی قلم می‌کوشیدند و صادق هدایت مرکز دایره عصیان و آفرینشگری آنان بود.

پرویز ناتل خانلری در این میان موقعیتی کاملاً استثنایی و دوجانبه داشت. او از سویی خاله‌زاده نیما و از دیگر سو شاگرد مستقیم فروزانفر، بهار و اقبال آشتیانی (از ارکان ادبای سبعه) بود و عمیقاً به اصول علمی و تتبع ذره‌بینی آنان احترام می‌گذاشت. از سوی دیگر، در اواخر دهه ده خورشیدی، توسط ایران‌شناس نامدار چک، یان ریپکا، به حلقه اصحاب ربعه در کافه فردوسی معرفی شد و سال‌ها همنشین صمیمی صادق هدایت، بزرگ علوی و مجتبی مینوی گردید. خانلری خود در خاطراتش اقرار کرده است که در میان کشمکش این دو گروه ایستاده بود و می‌کوشید موضع متعادلی میان سنت و تجدد برقرار کند. او نه می‌توانست دقت متنی و دانش عمیق سنتی فروزانفر را رها کند و نه قادر بود از جاذبه فکری، عصیان هنری و جهان‌نگری مدرن هدایت و علوی چشم بپوشد. به قول مسعود فرزاد این چاقوکشی ادامه دارد...

این موقعیت برزخی و واسطه‌ای، تاثیر عمیق و بی‌سابقه‌ای بر مسیر ادبیات فارسی بر جای گذاشت. خانلری با پیوند دادن دانش فنی و عروض سنتی با نگاه زیباشناختی نوین فرانسوی و سوربن، جریان «اعتدال ادبی» را پایه‌ریزی کرد که مانیفست آن در مجله سخن تجلی یافت. این جریان که به «مکتب سخن» یا نئورومانتیک‌های معاصر (با حضور شاعرانی چون نادر نادرپور، فریدون توللی و هوشنگ ابتهاج) معروف شد، معتقد بود که شعر مدرن فارسی نباید پیوند خود را با موسیقی کلام و سنت‌های عروضی قطع کند، بلکه باید زبان، تصاویر و مفاهیم خود را متناسب با جهان امروز نو بسازد. این رویکرد معتدل، بر خلاف تندروی‌های سوررئالیستی و دادائیستیِ کسانی چون تندر کیا در جنبش شاهین یا صاحب جیغ بنفش هوشنگ ایرانی در خروس جنگی، توانست شعر نو را در میان بدنه جامعه آکادمیک و طبقه متوسط تحصیل‌کرده مقبول سازد و جریانی پویا از نقد ادبی علمی و نثر معیار پیراسته پدید آورد که ادبیات معاصر را از خطر گسست کامل فرهنگی نجات داد.

جوهر موسیقی و نسبت خانوادگی با نیمای مردستان

جوهر وجودی پرویز ناتل خانلری با شعر و موسیقی سرشته شده بود. او از کودکی به واسطه دوستی دیرینه‌اش با روح‌الله خالقی - موسیقیدان بزرگ - با ساختار نغمه‌ها آشنا شد، برای برخی ساخته‌های خالقی ترانه سرود و مدتی نیز ویلن نواخت. هرچند او بعدها نواختن ساز را رها کرد، اما این درک موسیقایی عمیق، در تمام تار و پود نثر روان و شعر استوار او جریان یافت.

ایران خانم خالقی، همسر گرامی استاد روح‌اللّه خالقی در سال ۱۳۸۰ در خانه استاد خالقی در خیابان فرشته به نگارنده گفته است که روابط خالقی و خانلری بیش از این حرف‌هاست. خود من که همسر خالقی بودم، سال‌ها منشی شخصی دکتر خانلری بودم و حامل پیغام و پسغام این دو هنرمند و ادیب...

خانه‌ای که به لطف و مرحمت میراث فرهنگی آن دوران با خاک یکسان شد و تمام خاطرات خالقی بزرگ را بر باد داد. خانه‌ای که روح‌اللّه خالقی در زیر زمین آن خانه اغلب بهترین آثار خودش را از جمله «ای ایران» و «می ناب» و شاهکارهای دیگرش را آفرید. خانه‌ای که بخشی از تاریخ ادب و هنر ایران زمین بود و حالا یک برج بتونی بی‌خاصیت بیش نیست. در این زمینه بعدها بیش از این روشنگری خواهد شد. 

نثر فاخر و پیراسته خانلری که دکتر علی‌اشرف صادقی و نادر نادرپور آن را به نوعی معیار نثر فارسی سده اخیر خوانده‌اند، نثری آهنگین و صیقل‌خورده، گویی موسیقی ملایمی در پس‌زمینه آن طنین‌انداز است. او با تکیه بر همین دانش آواشناسی که در انستیتو فونتیک سوربن یاد گرفته بود، کتاب ارزشمند وزن شعر فارسی را نوشت و با جایگزین کردن تکیه و آواهای کوتاه و بلند به جای افاعیل سنتی عروض عربی، عروض فارسی را بر پایه‌ای علمی استوار ساخت؛ کاری که به گفته دکتر تقی عابدی - پژوهشگر هندوستانی ساکن کانادا - در گفتگوی خود با نگارنده، تا شبه‌قاره هند امتداد یافت و کتاب عروض خانلری به سند و مرجع اصلی پژوهشگران هند و پاکستان تبدیل شد و حتی رموز شاعری را به ادبیات اردو آموزش داد.

در قلمرو شعر، شاهکار ماندگار استاد خانلری مثنوی بلند «عقاب» است که آن را با فروتنی به دوست نزدیکش، صادق هدایت، تقدیم کرد. عقاب که تبلور روان‌شناختی فرار از ذلت و ترجیح مرگ کوتاه اما باشکوه در اوج آسمان بر عمر دراز و کثیف زاغ در لجن‌زار است، به یکی از نمادهای اصلی عزت انسانی در حافظه جمعی ایرانیان بدل شد. خانم دکتر حکیمه دبیران به نگارنده گفته است که چگونه دانش‌آموزان و دانشجویانش با خواندن این شعر حماسی برانگیخته می‌شدند و داستان‌های کوتاهی بر اساس مانیفست آزادگی عقاب خلق می‌کردند. دکتر فتح‌الله مجتبایی نیز در خاطرات خود تعریف می‌کند که فریدون توللی و نادر نادرپور شیفته شعر عقاب بودند و توللی ابیات آن را در سفرهای خارجی از حفظ برای دیگران می‌خواند.

نسبت خانوادگی خانلری با علی اسفندیاری (نیما یوشیج) به عنوان خاله‌زاده، یکی دیگر از ابعاد جالب زندگی اوست. نیما نخستین کسی بود که توجه خانلری جوان را به زیباشناسی و نمادپردازی شعر فرانسوی جلب کرد و حتی پیشنهاد کرد که واژه «ناتل» (نام منطقه‌ای کهن در مازندران) را به فامیل خود بیفزاید. با این حال، رابطه این دو خاله‌زاده با رشد نیما در شعر نو نیمایی و محافظه‌کاری ادبی خانلری رو به تیرگی نهاد. خانلری در مصاحبه‌های صریح خود با صدرالدین الهی در کتاب «نقد بی‌غش»، با همان غرور علمی مخصوص به خود، نیما را «شاعری الکن» می‌نامد که نه خودش جدی است و نه شعرش بر روی کاغذ انسجام دارد. او معتقد بود شعر نیما تنها زمانی که توسط خودش خوانده می‌شود جذاب است، اما مکتوب آن آشفته است و هرگز به پای فصاحت، میهن‌پرستی و استواری ادبی ملک‌الشعرا بهار نمی‌رسد. خانلری خود را با افتخار شاگرد بهار می‌دانست و تفاوت بهارِ ادیب و فصیح را با نیمای الکن، تفاوت زمین تا آسمان قلمداد می‌کرد؛ دیدگاهی تند که نشان‌دهنده عمق پایبندی خانلری به فصاحت زبانی و هنجارهای ساختاری سنت ادبی بود.

میراث علمی کاروان‌سالار ...

پرویز ناتل خانلری در طول حیات خود، از غرور نخبگی فراوانی برخوردار بود؛ غروری که گاه سایه‌ای بر روابط علمی و میراث او می‌افکند. دکتر علی‌اشرف صادقی در واکاوی انتقادی خود با نگارنده به جنبه‌های مکتوم و در سایه کتاب عظیم تاریخ زبان فارسی اشاره می‌کند. صادقی فاش می‌سازد که بخش عمده‌ای از بدنه متنی و استخراج شواهد این کتاب حاصل کار فشرده و تیمی دستیاران و نخبگان جوان دکتری در بنیاد فرهنگ ایران بوده است. دستیارانی چون علی رواقی، شفیعی کدکنی، شمیس شریک‌امین و فرنگیس پرویزی فیش‌های متون کهن را برای او استخراج کردند و در بخش زبان‌های باستانی نیز محسن ابوالقاسمی دانش تخصصی خود را بی‌دریغ در اختیار او گذاشت، اما خانلری در مقدمه کتاب اشاره شایسته‌ای به نام این همکاران علمی و جوان خود نکرد.

افزون بر این، صادقی به روحیه منتقدناپذیر خانلری اشاره کرده و به نگارنده می‌گوید که وقتی او اشتباهات فاحش آواشناختی و تاریخی کتاب تاریخ زبان فارسی (نظیر جابجا نوشتن قرن چهارم قبل از میلاد با قرن چهارم میلادی در خصوص اوج تمدن یونان) را طی مقالاتی مستند نقد کرد، خانلری به دلیل غرور علمی‌اش هرگز حاضر به اصلاح آن‌ها در چاپ‌های بعدی نشد و حتی مانع ترجمه آثار رقیب مانند کتاب «لازار» گردید تا اتوریته علمی خودش مخدوش نشود.

کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری
مهندس هوشنگ طاهری سردبیر مجله سخن و شوهر خواهر ایران خانم درودی و استاد سخن دکتر پرویز ناتل خانلری

فرجام زندگی این کاروان‌سالار ادبی تلخ رقم خورد. او به مدت صد روز در زندان اوین حبس کشید و با خطر جدی اعدام روبرو بود. نجات او از مرگ، همان‌طور که دکتر فتح‌الله مجتبایی و علی‌اشرف صادقی به نگارنده گفته‌اند، مدیون وساطت مرحوم مرتضی مطهری بود؛ چرا که مطهری پیش از انقلاب به سبب ممانعت خانلری از انتشار کتاب «خاورشناس مجارستانی»، ایگناس گلدزیهر (Ignaz Goldziher)  که از اسلام‌شناسان و حدیث‌پژوهان غربی به شمار می‌رفت به او راهنمایی داشته است. چنان که گفته‌اند مطهری از دکتر خانلری خواسته که بنیاد فرهنگ کتابی از او را منتشر نکند. او که احترام عمیقی برای خانلری قائل بود، نظرش مورد اقبال قرار می‌گیرد. 

خانلری سال‌های پایانی عمر خود را در فقر و بیماری سپری کرد و با وجود دعوت‌های مکرر گروه‌های خارج از کشور، هرگز حاضر به ترک خاک ایران نشد و با همان جمله معروفش که «من گیاهی هستم که ریشه‌هایم در این خاک است و در خاک دیگر خشک می‌شوم»، ماندن در وطن را برگزید تا اینکه در چنین روزی اول شهریور ۱۳۶۹ چهره در نقاب خاک کشید. کارنامه علمی آن دانشی مرد، چه از منظر نقد منصفانه شاگردانش و چه از نگاه ستایش‌آمیز هم‌عصرانش، او را برای همیشه در عرصه تاریخ فرهنگی معاصر ایران به عنوان کاروان‌سالار راستین سخن جاودانه ساخته است.

در ادامه این مقاله به چند بحث پرداخته می‌شود که اینجا مجال انتشارش نیست:

سوگ فرزند و تأثیر آن بر خانلری

فردگرایی در آفرینش ادبی

خاستگاه موسیقایی در تکوین آواشناسی و اصلاح عروض فارسی

رواداری و غرور نخبگی

فرجام مادی و اخلاقی خانلری

کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری
دستخط خانلری در تأیید محمدرضا شفیعی کدنکی برای تدریس در دانشگاه تهران
کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری
تصویر مجوز مجله سخن

...................

منابع

۱. ابطحی، منوچهر. سرگذشت موسیقی ایران به روایت روح‌الله خالقی. تهران: صفی‌علیشاه، ۱۳۶۵. (بررسی زمینه‌های ترانه‌سرایی خانلری با همکاری خالقی و پیوند عمیق شعر با ساختار نغمه‌ها). ۲. اشرف صادقی، علی. گفتگو با نگارنده (محمد حسینی باغسنگانی) درباره زندگی و کارنامه دکتر پرویز ناتل خانلری. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، تهران، ۱۳۹۴. (واکاوی کلاس‌های درس خانلری، مشغله‌های سیاسی او، کار گروهی در نگارش تاریخ زبان فارسی و چالش‌های علمی استاد). ۳. افشار، ایرج. پیمان پایدار با فرهنگ ایران: یادنامه دکتر پرویز ناتل خانلری. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۰. (شامل سال‌شمار تفصیلی خدمات فرهنگی و علمی خانلری و کارنامه انتشارات دانشگاه تهران). ۴. امین‌پور، قیصر. سنت و نوآوری در شعر معاصر. تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳. (بررسی پیوند سنت‌های عروضی با جریان نوآوری معتدل در مکتب سخن). ۵. بهنامی، احمد. "بررسی انتقادی کتاب تاریخ تحلیلی زبان فارسی". پژوهش‌نامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی، دوره ۲۲، شماره ۹ (آذر ۱۴۰۱): ۹۷-۱۱۲. (بررسی تطبیقی و آشکارسازی خطاهای راه یافته به کتاب‌های تاریخی پیرامون تطور زبان فارسی). ۶. پورنامداریان، تقی. خانه‌ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد. تهران: سروش، ۱۳۸۹. (بررسی تقابل‌ها و تأثیرات متقابل نیما یوشیج و جریان شعر سنتی و نیمه‌سنتی). ۷. جمشیدی، مسعود. احوال و آثار دکتر پرویز ناتل خانلری. تهران: طرح نو، ۱۳۷۹. (مروری جامع بر خدمات دیوانی، علمی و ادبی دکتر خانلری در سده اخیر). ۸. حداد، جمانه. مرایا العابرات الأنام (آینه‌های زنان معاصر). ترجمه نرگس کیخا. رساله دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان، ۱۳۸۴. (تحلیل ساختارهای استعاری و تصاویر زیباشناختی زن در ادبیات تطبیقی عربی و فارسی). ۹. حسینی باغسنگانی، محمد. ساختار کوب متجدد: چراغداران فکر و فرهنگ ایران. تهران: ایسنا، ۱۴۰۳. (بررسی جایگاه ادبی و خانوادگی خانلری، تقابل با نیما یوشیج و سلوک علمی او با بهار). ۱۰. خوشنام, محمود. پرویز ناتل خانلری؛ از ادبیات تا موسیقی. لندن: بی‌بی‌سی فارسی، ۱۳۹۴. (توضیح گرایش‌های موسیقایی خانلری در جوانی، دوستی با خالقی و تأثیر موسیقی بر وزن شعر فارسی). ۱۱. دبیران، حکیمه. گفتگو با نگارنده (م.ح. باغسنگانی) درباره خاطرات آموزشی و اداری دکتر خانلری. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، تهران، ۱۳۹۵. (مرور خاطرات کلاس تاریخ زبان فارسی، احترام متقابل استاد و دانشجو و سبک مدیریتی او در فرهنگستان). ۱۲. راشد محصل، محمدرضا. گفتگو با نگارنده (م. ح. باغسنگانی) درباره منش علمی و انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، مشهد، ۱۳۹۰. (توضیح دقت وسواس‌گونه خانلری در نمونه‌خوانی فرم‌های چاپی بنیاد فرهنگ و ارسال کتاب به کشورهای همسایه). ۱۳. رحیمی، فائزه، حسین قربانپور آرانی و علیرضا فولادی. "رویکردهای نقد ادبی در مجله سخن". فنون ادبی، دوره ۱۵، شماره ۱ (بهار ۱۴۰۲): ۱-۱۸. (بررسی سه رویکرد نقد کلاسیک، پیشامدرن و مدرن در طول دوره‌های انتشار مجله سخن). ۱۴. رستگار فسایی، منصور. زندگی و آثار دکتر پرویز ناتل خانلری. تهران: طرح نو، ۱۳۷۹. (بررسی بیوگرافی تفصیلی، اشعار، تصحیح‌های کلاسیک و نقش او در تاسیس بنیاد فرهنگ ایران). ۱۵. زرین‌کوب، عبدالحسین. شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب. تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۳. (تحلیل شعر عقاب و جایگاه آن به عنوان شاهکار شعر نمادین معاصر). ۱۶. شفیعی کدکنی، محمدرضا. با چراغ و آینه: در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران. تهران: سخن, ۱۳۹۰. (بررسی سیر تطور شعر معاصر و جایگاه مکتب سخن در تلفیق سنت و تجدد). ۱۷. صادقی، علی‌اشرف. "تاریخ زبان فارسی اثر دکتر خانلری". راهنمای کتاب، سال ۱۳، شماره ۱۰-۱۲ (اسفند ۱۳۴۹): ۷۸۷-۷۹۷. (نقدی علمی و موشکافانه بر جلد اول کتاب تاریخ زبان فارسی و لغزش‌های علمی آن). ۱۸. عابدی، تقی. گفتگو با نگارنده (م.ح. باغسنگانی) درباره جایگاه علمی دکتر خانلری در شبه‌قاره هند. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، تورنتو، ۱۳۹۴. (توضیح تأثیر نظریه عروضی خانلری بر ادیبان اردو، تفاوت رباعی با دوبیتی و نقد اوزان رباعیات اقبال). ۱۹. علوی، بزرگ. پنجاه سال گذشته ادبیات فارسی در نخستین کنگره نویسندگان ایران. تهران: اندیشه، ۱۳۲۵. (تحلیل سخنرانی تاریخی خانلری درباره دگرگونی‌های نثر معاصر و لزوم هماهنگی با جهان جدید). ۲۰. قنبری، فرهاد. "دکتر پرویز ناتل خانلری و غارتگر بیت‌المال؟". صدای معلم، شماره ۲۲۶۸۲ (شهریور ۱۴۰۱): ۲-۴. (روایتی تلخ از روزهای بازداشت خانلری، فقر پایانی او و پارادوکس اتهامات مادی با زندگی پاکدستانه‌اش). ۲۱. کیخا، نرجس و مسعود اکبری‌زاده. "تطبیق تصویر استعاره‌ای زنان در اشعار فروغ فرخزاد و جمانه حداد". مطالعـات هـنر اسـلاف، سال پانزدهم، شماره ۳۵ (پاییز ۱۳۹۸): ۱۲۱-۱۳۸. (بررسی تطبیقی تصاویر عاطفی، ترس، تنهایی و اعتراض اجتماعی در شعر معاصر ایران و عرب). ۲۲. لنگرودی، شمس. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: مرکز، ۱۳۷۰. (بررسی روند شکل‌گیری شعر نو، تقابل ربعه و سبعه و تلاش‌های سخن در تعدیل تندروی‌های ادبی). ۲۳. مجتبایی, فتح‌الله. گفتگو با نگارنده (م. ح. باغسنگانی) درباره خاطرات شخصی و فرجام زندگی دکتر خانلری. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ, تهران، ۱۳۹۴. (توضیح آراستگی ظاهری، وساطت مطهری برای آزادی او، فقر پایانی و شعرخوانی توللی از اشعار خانلری). ۲۴. مصطفوی سبزواری, رضا. گفتگو با نگارنده (م.ح. باغسنگانی) درباره پیشینه تحصیلی و خدمات فرامرزی دکتر خانلری. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، تهران، ۱۳۹۴. (مرور پیشگامی خانلری در اخذ دکتری، تحصیل در سوربن و خدمات او به استادان و دانشجویان شبه‌قاره). ۲۵. ناتل خانلری، پرویز. تحقیق انتقادی در عروض فارسی و چگونگی تحول اوزان غزل. رساله دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، ۱۳۲۲. (نخستین پژوهش دانشگاهی که عروض فارسی را بر پایه هجاهای کوتاه و بلند تبیین کرد). ۲۶. ناتل خانلری، پرویز. وزن شعر فارسی. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷. (ویرایش منقح رساله دکتری که عروض را از قید افاعیل تکراری عربی رها ساخت). ۲۷. ناتل خانلری، پرویز. ماه در مرداب (مجموعه اشعار). تهران: معین، ۱۳۴۳. (شامل برجسته‌ترین سروده‌های رمانتیک و حماسی شاعر از جمله مثنوی عقاب). ۲۸. ناتل خانلری، پرویز. تاریخ زبان فارسی (دوره پنج جلدی). تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۸. (اثر مرجع در حوزه دستور تاریخی، واج‌شناسی و تکامل زبان دری). ۲۹. ناتل خانلری، پرویز. نقد بی‌غش: خاطرات دکتر خانلری از هدایت و دیگران. به کوشش صدرالدین الهی. تهران: معین، ۱۳۹۳. (شامل گفتگوهای صریح و چالش‌برانگیز خانلری درباره نیما، هدایت، چوبک و بهار). ۳۰. نوریان، مهدی. گفتگو با نگارنده (م.ح. باغسنگانی) درباره بدیع‌الزمان فروزانفر و پرویز ناتل خانلری. آرشیو شفاهی فرزانگان فرهنگ، اصفهان، ۱۳۹۹. (روایت صحنه ادای احترام خانلری به فروزانفر در کنگره فضل‌الله همدانی و خاطره امتحان دارالفنون). ۳۱. یاحقی، محمدجعفر. چون سبوی تشنه: تاریخ ادبیات معاصر فارسی. تهران: جامی، ۱۳۷۵. (بررسی جامع مکاتب ادبی معاصر و نقش جریانساز مجله سخن در هدایت استعدادها).

Azarang, Abdolhossein. "KHANLARI, PARVIZ." Encyclopaedia Iranica. Published January ۱, ۲۰۰۰; last updated May ۱۴, ۲۰۱۷. https://doi.org/۱۰.۱۱۶۳/۲۳۳۰-۴۸۰۴_EIRO_COM_۱۱۳۹۰. (A comprehensive biography detailing Khanlari's scientific achievements, translations, and editorial role in Sokhan).

Boroujerdi, Mehrzad. Rethinking the Legacy of Intellectual-Statesmen in Iran. Richmond, VA: VTechWorks, ۲۰۱۸. (An academic exploration of the paradoxes of elite figures who combined literary mastery with public and administrative reform).

Hardie, John. Persian Literature: Ancient and Modern. London: Chapman Press, ۲۰۱۰. (An overview of classical structures of Persian poetry and the ۲۰th-century transitions).

Hardman, James M. "From Cutting Edge to Rough Edges: On the Transnational Foundations of Persian Poetry." International Journal of Persian Literature, vol. ۸, no. ۱ (September ۲۰۲۳): ۶۱-۸۵. (A study of the cross-cultural aesthetics of modern Iranian poetry and global modernisms).

Hillmann, Michael Craig. False Dawn: Persian Poems (۱۹۵۱-۱۹۸۴) by Nader Naderpour. Austin, TX: Literature and Culture Series, ۱۹۸۶. (Investigating the rise of the "Sokhan School" and the development of moderate modernism in the mid-۲۰th century).

Lazard, Gilbert. The Formation of the Persian Language. Translated by H. Milanian. Paris: Peeters, ۱۹۹۵. (A seminal work on Early New Persian linguistics, which initially competed with Khanlari's historical descriptions).

Milani, Abbas. "Parviz Natel Khanlari." In The Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, ۱۹۴۱-۱۹۷۹, ۹۷۱-۹۷۷. Syracuse, NY: Syracuse University Press, ۲۰۰۸. (A sociological and biographical critique of Khanlari's career as a senator, minister, and his post-revolutionary trials).

Orsatti, Paola. The Oxford Handbook of Persian Linguistics. Oxford: Oxford University Press, ۲۰۱۸. (Detailing the historical periods of Persian and modern research on historical grammar and phonetics).

Sonboldel, Farshad. "Another Avant-Garde: Rethinking Tondar Kia's Approach to Poetic Expression in a Transnational Context." International Journal of Persian Literature, vol. ۸ (۲۰۲۳): ۱۷-۶۳. (Analyzing the conflict between radical modernist movements and the moderate neoclassical aesthetics supported by Sokhan).

 انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری