دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۲۱
مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!

مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!

یک مطالعه جدید توضیح می‌دهد که چرا مردم احساس می‌کنند مجبورند موهای خود را بکنند.

به گزارش ایسنا، تریکوتیلومانیا(Trichotillomania) همان بیماری کندن موهای سر، ابرو، مژه یا جاهای دیگر بدن به شکل خودخواسته است.

طبق اسناد تاریخی، اولین اشاره‌های کتبی به آن در اپیدمی‌های سوم بقراط، در ۴۱۰ سال قبل از میلاد مسیح دیده می‌شود. حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح، ارسطو در اخلاق نیکوماخوس در مورد رذایل نوشت و «عادت کندن مو یا جویدن ناخن» را ذکر کرد.

تریکوتیلومانیا که «اختلال کندن مو» نیز نامیده می‌شود، به عنوان یک رفتار تکراری متمرکز بر بدن طبقه‌بندی می‌شود و می‌تواند منجر به ریزش مو و اختلال روانی یا اجتماعی قابل توجه شود.

این بیماری بین ۱ تا ۲ درصد از مردم ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می‌دهد، هر دو جنسیت را به طور مساوی تحت تأثیر قرار می‌دهد و اغلب در کنار سایر بیماری‌های روانی مانند اضطراب و افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)، اختلال وسواس فکری-عملی(OCD) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) دیده می‌شود.

یک توضیح رایج برای تریکوتیلومانیا، تنظیم هیجانی است. اینکه کندن مو به افراد کمک می‌کند تا با احساسات ناخوشایندی مانند اضطراب، تنش یا ناامیدی کنار بیایند و پس از اتمام عمل احساس آرامش کنند، اما تحقیقات قبلی شواهد متناقضی را برای حمایت از ایده تنظیم هیجانی ارائه داده‌اند، زیرا کندن مو می‌تواند زمانی که فرد حواسش پرت است یا حتی از انجام آن آگاه نیست نیز اتفاق بیفتد.

برای درک بهتر آنچه در لحظه اتفاق می‌افتد، محققان بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ ۶۱ بزرگسال مبتلا به تریکوتیلومانیا را به مدت ۱۰ روز تحت نظر گرفتند.

این تیم در مطالعه جدید خود که در مجله روانپزشکی جامع منتشر شده است، می‌نویسد: اکثر مطالعات موجود عمدتاً بر رفتار تمرکز دارند و میل و عوامل اساسی که ممکن است بر آن تأثیر بگذارند را نادیده می‌گیرند.

بنابراین محققان تصمیم گرفتند اطلاعات بیشتری در مورد این میل و پیامدهای آن کشف کنند. آنها به جای اینکه از شرکت‌کنندگان بخواهند هر شب، تمام روز خود را در یک دفترچه خاطرات به یاد بیاورند که روشی رایج برای جمع‌آوری این نوع داده‌ها است، از یک ارزیابی لحظه‌ای اکولوژیکی استفاده کردند.

این رویکرد افراد را ترغیب می‌کند تا احساسات و اعمال خود را در لحظه ثبت کنند تا اینکه احساسات ساعت‌ها قبل را به یاد بیاورند.

شرکت‌کنندگان در این مطالعه، روزانه بین ساعت ۸ صبح تا ۱۰ شب، هفت سوال دریافت می‌کردند که از آنها خواسته می‌شد وضعیت عاطفی فعلی خود، شدت میل به کندن مو و اینکه آیا از زمان ارزیابی قبلی موهای خود را کشیده و کنده‌اند یا خیر را گزارش دهند. آنها همچنین می‌توانستند دوره‌های کندن مو را در حین وقوع گزارش دهند.

این کار منجر به ۲۵۵۷ ارزیابی لحظه‌ای و ۷۰۲ دوره کندن مو برای تجزیه و تحلیل مطالعه شد.

وقتی افراد تمایلات قوی‌تری را گزارش می‌کردند، احتمال گزارش یک دوره کندن مو در آن ارزیابی به طور قابل توجهی بیشتر بود. تمایلات قوی‌تر در یک ارزیابی، کندن مو را در ارزیابی بعدی نیز پیش‌بینی می‌کرد.

دوره‌های قبلی کندن مو نیز به همین ترتیب، احتمال وقوع دوره دیگری را بیشتر می‌کرد که نشان‌دهنده تداوم رفتار در طول یک روز است، اما حالات عاطفی بسیار کمتر از تمایلات پیش‌بینی‌کننده بودند.

احساسات منفی از جمله احساساتی مانند اضطراب، خشم، غم، گناه و عصبی بودن با تمایلات قوی‌تر در زمانی که افراد آنها را تجربه می‌کردند، مرتبط بودند. همچنین نشخوار فکری، خستگی و کسالت همینطور بود. در همین حال، احساسات مثبت با تمایلات ضعیف‌تر مرتبط بودند.

یک حالت عاطفی یا رفتاری موسوم به «کسالت» برجسته بود. کسالت، هم دوره‌های بعدی کندن مو و هم کندن مو را در همان ارزیابی پیش‌بینی می‌کرد. در همین حال، خستگی، میل‌های قوی‌تر را پیش‌بینی می‌کرد، اگرچه با خود کندن مو مرتبط نبود.

بنابراین به جای اینکه کندن مو در درجه اول پاسخی به پریشانی عاطفی باشد، این رفتار ممکن است گاهی اوقات به تحریک منفی و همچنین فقدان آن مرتبط باشد.

نویسندگان می‌گویند: حالت‌های کم‌انرژی ممکن است در آسیب‌پذیری برای این تمایلات نقش داشته باشند.

محققان به نظریه‌ای اشاره می‌کنند که در آن رفتارهای تکراری به تنظیم سطوح تحریک درونی کمک می‌کنند و به طور بالقوه باعث می‌شوند که کندن مو در حالت‌های کم برانگیختگی یا کسالت بیشتر محتمل باشد.

آنها می‌گویند: نقش پیش‌بینی‌کننده مداوم کسالت و خستگی به طور خاص نشان می‌دهد که مدل‌هایی که منحصراً بر اختلال تنظیم عاطفی تمرکز می‌کنند، ممکن است ناکافی باشند.

این بدان معنا نیست که احساسات بی‌ربط هستند. احساسات منفی و سایر حالات درونی می‌توانند بخشی از تجربه یک میل باشند، حتی اگر به طور قابل اعتمادی باعث رفتاری که در پی آن می‌آید، نشوند.

محققان همچنین تأکید می‌کنند که تریکوتیلومانیا ممکن است برای همه به یک شکل عمل نکند و ممکن است زیرگروه‌هایی وجود داشته باشد.

این مطالعه شامل یک نمونه نسبتاً کوچک عمدتاً شامل زنان بود و شرکت‌کنندگان باید به اندازه کافی انگیزه داشتند تا یک پروتکل نظارت فشرده 10 روزه را تکمیل کنند که هر دو از محدودیت‌های قابل توجه در این پژوهش هستند.

ارزیابی‌ها می‌توانستند تا چهار ساعت از هم فاصله داشته باشند، به این معنی که تغییرات سریع در احساسات یا تمایلات می‌توانست بین آنها اتفاق بیفتد و ثبت نشود.

با این حال، یافته‌ها نشان می‌دهد که درک تریکوتیلومانیا ممکن است نیاز به فراتر رفتن از این فرض داشته باشد که استرس، غم یا اضطراب باعث می‌شود کسی موهایش را بکشد.

سوال مفیدتر می‌تواند این باشد که چه اتفاقی بین یک میل و یک عمل می‌افتد که از جمله آن می‌توان به بررسی کسالت، تحریک، تجربیات حسی، نشانه‌های محیطی و آگاهی از خود میل به این کار پرداخت.

این پژوهش در مجله Comprehensive Psychiatry منتشر شده است.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی