به گزارش ایسنا، «احمد بهجه» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل مالی و اقتصادی لبنانی در یادداشتی در روزنامه «البناء» نوشت: جهان با نگرانی، تشدید جنگ اقتصادی بیسابقه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را دنبال میکند؛ جنگی که واشنگتن با اعمال مجموعه گستردهای از تحریمها آن را دنبال میکند و وزیر خزانهداری آمریکا این تحریمها را «شدیدترین تحریمها در تاریخ» توصیف کرده است.
به نوشته این تحلیلگر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده است هر کشوری که هرگونه «شریان حیاتی» برای ایران فراهم کند، هدف تحریم قرار خواهد گرفت. این تصمیم آمریکا پس از توصیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به ترامپ اتخاذ شده است؛ بر این اساس که محاصره اقتصادی ایران برای ۲، سه یا ۶ ماه میتواند تهران را به تسلیم وادار کند. این در حالی است ۲ جنگ نظامی پیشین علیه ایران نتوانست به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی یا وادار کردن تهران به پذیرش سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی منجر شود.
پیامدهای معکوس تحریم برای آمریکا
با این حال، نویسنده معتقد است اجرای تحریمها آمریکا را در برابر کشورهای متعدد؛ ازجمله چین قرار خواهد داد که اقتصادشان به نفت ایران وابسته است. این تحریمها میتواند موجب تشدید بیثباتی در بازار جهانی نفت شود؛ بازاری که پیش از این نیز تحت تأثیر بسته بودن تنگه هرمز قرار داشته است.
بهجه معتقد است که آثار این تحریمها از همان زمان اعلام آنها نمایان شده و قیمت هر بشکه نفت برنت به ۹۴ دلار افزایش یافته است؛ موضوعی که، بحران اقتصادی جهانی را تشدید کرده و آمریکا نیز از پیامدهای آن متأثر خواهد شد.
به نوشته این تحلیلگر، در مقابل، ایران خود را برای مقابله با «تروریسم اقتصادی» پیش رو آماده کرده و راهبرد «تشدید در برابر تشدید» را در پیش گرفته است. وی با اشاره به هشدار مقامهای ارشد ایران نوشت: تهران اعلام کرده است هر کشوری که با تحریمهای آمریکا همراهی و از آن حمایت کند، با واکنش شدید روبهرو خواهد شد و اجازه نخواهد داد حتی یک قطره نفت از خلیج فارس خارج شود.
بهجه همچنین با اشاره به سابقه چهار دهه تحریم علیه ایران نوشت که تهران توانسته است با رویکردی واقعگرایانه با تحریمها مقابله کند و بخش قابل توجهی از تولید نفت خود را از طریق شرکتهای بزرگی که مبادلات مالی آنها از نظام مالی آمریکا عبور نمیکند، به فروش برساند.
وی افزود که ایران در این مدت توانسته است نیازهای اساسی دولت و شهروندان خود را تأمین کند و بخش قابل توجهی از نیازهای مردم در حوزه غذا، دارو و سایر نیازهای ضروری زندگی را فراهم سازد. به نوشته او، ایران همچنین در حوزههای علمی، صنعتی، فناوری، تسلیحاتی و برنامه هستهای صلحآمیز پیشرفتهایی داشته است که آثار آن در سالهای اخیر آشکارتر شده است.
این تحلیلگر در ادامه این پرسش را مطرح میکند که در رویارویی اقتصادی جدید میان ایران و آمریکا، کدام طرف پیروز خواهد شد.
برگ برنده ایران
وی در تشریح عوامل مؤثر بر این رویارویی، نخست به «همبستگی مردمی و حمایت از دولت و نظام» در ایران اشاره کرد و افزود که این موضوع بهویژه در مقاطع سرنوشتساز کشور نمود بیشتری پیدا میکند.
عامل دوم از نگاه نویسنده، «وحدت تصمیمگیری در سطح ساختار سیاسی و نیروهای مسلح» ایران است. بهجه در این باره نوشته است که با وجود اختلاف دیدگاهها درباره برخی مسائل سیاسی و اقتصادی، تصمیمهایی که پس از بحث و بررسی اتخاذ میشوند، از سوی همه پذیرفته شده و مبنای عمل قرار میگیرند.
وی تأکید کرد که هر دو عامل، بهویژه در جریان جنگ اخیر آمریکا علیه ایران، خود را در عرصه عملی نشان دادهاند.
چالشهای ترامپ
بهجه در ادامه یادداشت خود آورده است: در مقابل، آمریکا از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ با مجموعهای از بحرانهای سیاسی، اقتصادی، مالی و اجتماعی مواجه شده است. وی مهمترین چالش را اختلافات شدید میان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات دانست.
این نویسنده همچنین به انتقادهای داخلی از عملکرد ترامپ اشاره کرد و نوشت که دموکراتها و نزدیک به نیمی از جمهوریخواهان، بر اساس نظرسنجیها، ترامپ را به استفاده از نفوذ خود و بهرهگیری از منابع دولتی برای افزایش ثروت خود و خانوادهاش متهم میکنند.
بهجه در بخش اقتصادی نیز سیاستهای تعرفهای ترامپ را عامل افزایش قیمتها، کاهش رشد اقتصادی و افزایش فشار بر شهروندان میداند و معتقد است که افزایش هزینههای زندگی، از جمله در پی افزایش قیمت نفت پس از بسته شدن تنگه هرمز، بر مشکلات اقتصادی آمریکا افزوده است.
وی همچنین با اشاره به کسری بودجه و افزایش بدهی عمومی آمریکا می گوید که بدهی این کشور از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و در آینده نزدیک نشانهای از بازگشت توازن مالی مشاهده نمیشود.
این تحلیلگر با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، «عامل زمان» را به سود ایران ارزیابی کرده و معتقد است که تهران با تکیه بر تجربه تاریخی خود در مقاومت، صبر راهبردی و استفاده از زمان برای فرسوده کردن رقیب و آمادهسازی ابزارهای جدید مقابله، میتواند از این عامل بهره ببرد.
بهجه در ادامه آورده است که «مدیریت زمان» میتواند یکی از نقاط قوت ایران در رویارویی اقتصادی با آمریکا باشد؛ چراکه تهران با در اختیار داشتن عناصر و ابزارهای قدرت مورد نیاز، از ظرفیت پیروزی در جنگ اقتصادی برخوردار است.
وی در پایان از دولت آمریکا میخواهد واقعیتهای موجود را بپذیرد و رویکرد سیاسی و اقتصادی خود، بهویژه در قبال ایران و کشورهای منطقه، را تغییر دهد.
انتهای پیام