به گزارش ایسنا، مجله نیوزویک نوشت: بمبهای اتمی هرگز مانع جنگ نشدهاند. جنگهای اوکراین و ایران، ناکارآمدی نظریه «بازدارندگی هستهای» را بهوضوح نشان میدهند. برخلاف باور رایج، داشتن سلاح هستهای کشورها را در برابر حملات متعارف مصون نمیکند.
مائو تسهتونگ، رهبر انقلابی چین در سخنرانی سال ۱۹۴۶ خود، سلاحهای هستهای را «ببر کاغذی» خواند و استدلال کرد که نمیتوان از آنها برای جنگی استفاده کرد که هدفش سلطه بر ملتهای دیگر باشد، چون چنین جنگهایی دقیقا همان چیزی را نابود میکنند که متجاوز میخواهد بر آن مسلط شود. مائو بعدا توسعه بمب اتمی چین را تایید کرد، اما اگر از منظر وقایع امروزی نگاه کنیم، ارزیابی اولیهاش کاملا درست بود.
حتی کارشناسان سیاستگذاری که به دکترین بازدارندگی اعتقاد داشتهاند، اکنون آشکارا آن را زیر سوال میبرند. «رز گوتمولر» مقام پیشین آمریکا و ناتو در مقالهای با عنوان «شکست عجیب بازدارندگی هستهای» برای فارن افرز استدلال کرد که «کشورها برای مدتها تصور میکردند داشتن سلاح هستهای مطمئنترین تضمین امنیت آنهاست»، اما حملات اوکراین به روسیه نشان میدهد که بازدارندگی کار نمیکند.
گوتمولر این ناکامی را به تغییر ماهیت جنگها نسبت میدهد، اما تاریخ نشان داده که سلاحهای هستهای همواره در بازدارندگی ناکام بودهاند. در سال ۱۹۷۳، مصر و سوریه به رژیم صهیونیستی حمله کردند. در سال ۱۹۸۲، آرژانتین برای مدتی جزایر فالکلند را از بریتانیا تصرف کرد. ویتنام در جنگ طولانیمدت خود از زرادخانهی هستهای آمریکا اصلا نترسید. هند و پاکستان که هر دو مسلح به سلاح هستهای هستند، در سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۲۵ حملات متعارفی علیه یکدیگر انجام دادند.
در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ که جهان به شدت به جنگ هستهای نزدیک شد، این بازدارندگی نبود که از فاجعهی اتمی جلوگیری کرد، بلکه به قول دین اچسون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، «شانس محض و احمقانه» بود.
حمله اسرائیل و آمریکا که هر دو دارای سلاح هستهای هستند، به ایران نیز یادآور دیگری است که بازدارندگی آنطور که نظریهپردازیهای منظم دکترین بازدارندگی پیشبینی میکنند، عمل نمیکند.
تهران از پاسخ دادن هراسی به خود راه نداده و موشکهای بالستیک متعارف و پهپادهایی را بهسوی اراضی اشغالی و پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیجفارس و اردن شلیک کرده است. آمریکا را مجبور کرده که پای میز مذاکره برگردد.
آنچه رفتار روسیه، آمریکا و اسرائیل درباره سلاحهای هستهای آشکار میکند، آن چیزی نیست که طرفداران دکترین بازدارندگی از آن سخن میگویند؛ اینکه دارندگان سلاح هستهای فقط با اتکای به این سلاحها جسارت میکنند که قوانین بینالمللی را نادیده بگیرند، رفتار تهاجمی داشته باشند و به کشورهای دیگر حمله کنند.
در حالی که طرفداران بازدارندگی هستهای ادعا میکنند که این دکترین ثبات جهانی را تقویت کرده و از درگیری جلوگیری میکند، بهنظر میرسد که عکس این قضیه صادق است. اثرات حمله به اوکراین و جنگ آمریکایی–اسرائیلی علیه ایران یعنی بیثباتی اقتصادی، ناامنی ژئوپلیتیکی و تقلید متجاوزانه سایر کشورها، ما را به سمت جهانی با حاصلجمع صفر و فاسد پیش میبرد.
پیمان منع سلاحهای هستهای سازمان ملل متحد (TPNW) که پنج سال پیش لازمالاجرا شد و در حال حاضر ۱۰۰ کشور آن را امضا کردهاند، مسیری قابل تایید و عادلانه برای حذف سلاحهای هستهای فراهم میکند تا هیچ کشوری با این سلاحها تهدید نشود.
در دنیایی که رقابت قدرتهای بزرگ و خودخواهی «من اول» با شدت تمام بازگشته است، پیمان مذکور نشان میدهد که گفتوگوی چندجانبه و دیپلماسی هنوز کاملا زنده است. گزینه عاقلانه برای همه این است که توهم بازدارندگی را کنار بگذارند و برای جلوگیری از نابودی خود، دور هم جمع شوند.
انتهای پیام