سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۷:۴۶
کارشناس لبنانی: موفقیت قمار اقتصادی آمریکا به اراده دیگر کشورها بستگی دارد

کارشناس لبنانی: موفقیت قمار اقتصادی آمریکا به اراده دیگر کشورها بستگی دارد

کارشناس نظامی لبنان معتقد است طرح جدید آمریکا مبنی بر اعمال شدیدترین تحریم‌های اقتصادی علیه ایران در واقع ممکن است سخت‌ترین تلاش برای در تنگنا قرار دادن اقتصاد ایران در دهه‌های اخیر باشد. اما موفقیت آن به عاملی بستگی دارد که واشنگتن به طور کامل کنترلی بر آن ندارد و آن «اراده سایر کشورها» است.

به گزارش ایسنا، منیر شحاده، کارشناس مسائل نظامی و راهبردی لبنان در مقاله‌ای با اشاره به تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران و تهدید سایر کشورها درباره پایبندی به اجرای آنها نوشت: اختلاف میان ایالات متحده و ایران دیگر بر سر تحریم‌های سنتی که تهران طی دهه‌های گذشته به آن عادت کرده، نیست؛ بلکه تقابل کنونی وارد مرحله‌ای کاملا متفاوت شده است؛ مرحله‌ای که عنوان اصلی آن، تلاش برای خفه کردن اقتصاد ایران و بستن هرگونه مجرای حیاتی برای بقای آن است. واشنگتن این بار قصد دارد تحریم‌ها را «فرامرزی» کند؛ به این معنا که هدف تنها خودِ ایران نیست، بلکه واشنگتن تمامی کشورها، شرکت‌ها، بانک‌ها و حتی کشتی‌های نفت‌کش‌ را که به طهران در دور زدن این محاصره کمک کنند، هدف قرار می‌دهد. با این حال، برنامه‌های آمریکا از همان لحظه نخست با یک چالش بنیادین روبه‌رو شده است: چین.

پکن درخواست ایالات متحده برای مشارکت در منزوی ساختن ایران را رد کرده و وزارت امور خارجه چین اعلام کرده است که تحولات را از نزدیک زیر نظر خواهد داشت و برای حفاظت از حقوق و منافع خود، اقدامات لازم را انجام می‌دهد. چین با تأکید بر اینکه فشار و تحریم، راهکار حل منازعات بین‌المللی نیست، موضع خود را روشن کرده است.

بدین ترتیب، چین از یک شریک تجاری ساده برای ایران، به آزمونی برای توانایی ایالات متحده بدل شده است؛ آزمونی که مشخص می‌کند آیا آمریکا می‌تواند تحریم‌های ملی خود را به قواعدی الزام‌آور برای کل اقتصاد جهانی تبدیل کند یا خیر.

چین؛ روزنه‌ای که بستن آن دشوار است

اهمیت چین نه تنها در ابعاد اقتصاد آن، بلکه در جایگاه استراتژیک این کشور در اقتصاد ایران نهفته است. طبق داده‌های منتشر شده توسط رویترز، چین سال‌هاست که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب می‌شود و میانگین خرید روزانه آن در سال گذشته حدود ۱.۴ میلیون بشکه بوده است. اگرچه در ماه‌های اخیر، تحت فشارهای ناشی از تحریم‌های آمریکا، حجم خریدها کاهش یافته، اما پالایشگاه‌های مستقل چینی همچنان به خرید نفت ایران ادامه می‌دهند.

نکته حائز اهمیت این است که بخش بزرگی از این تجارت، با ارزهایی غیر از دلار و از طریق شبکه‌های حمل‌ونقل و واسطه‌هایی انجام می‌شود که نظارت و اعمال تحریم بر آن‌ها بسیار پیچیده است. دقیقا مشکل واشنگتن همین‌جا آشکار می‌شود. ایالات متحده ممکن است بتواند یک پالایشگاه چینی، یک شرکت کشتیرانی یا یک بانک را هدف تحریم قرار دهد، اما هنگامی که می‌کوشد چین را به عنوان یک دولت مجبور به قطع روابط نفتی با ایران کند، در واقع وارد تقابل با یک قدرت اقتصادی عظیم می‌شود که خود نیز ابزارهای متقابلی برای پاسخگویی در اختیار دارد.

بنابراین، پرسش دیگر این نیست که آیا واشنگتن می‌تواند چین را تحریم کند؟ بلکه پرسش این است: آیا واشنگتن می‌تواند چین را وادار کند برای به زانو درآوردن ایران، از منافع اقتصادی و راهبردی خود چشم‌پوشی کند؟ پکن تاکنون آمادگی خود را برای اعطای چنین پیروزی‌ به واشنگتن نشان نداده است.

روسیه؛ دومین روزنه

اگر چین بزرگ‌ترین روزنه اقتصادی باشد، روسیه را باید روزنه راهبردی دانست. مسکو خود از مدت‌ها پیش هدف تحریم‌های گسترده غرب قرار دارد؛ ازاین‌رو، تحریم‌های اضافی لزوما نمی‌تواند برای وادار کردن این کشور به قطع روابطش با تهران، عامل بازدارنده کافی باشد. همچنین همکاری روسیه و ایران تنها به حوزه نفت و تجارت محدود نمی‌شود و عرصه‌های حمل‌ونقل، انرژی و روابط راهبردی را نیز دربرمی‌گیرد. بااین‌حال، روسیه نیز مانند چین لزوما آمادگی ندارد به خاطر ایران وارد یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار با آمریکا شود. محتمل‌تر آن است که مسکو از توانمندی تهران برای مقاومت حمایت کند و مسیرهای تجاری و سیاسی در اختیار آن قرار دهد، اما در عین حال، حاشیه‌ای برای مانور خود حفظ کند. این بدان معناست که مسکو می‌تواند به ایران برای شکستن محاصره کمک کند، بی‌آنکه مستقیما وارد جنگ اقتصادی آمریکا شود.

ترکیه، عراق و پاکستان؛کشورهایی در جست‌وجوی «منطقه خاکستری»

کشورهای دیگری نیز وجود دارند که به‌سادگی نمی‌توان آن‌ها را در زمره «سرپیچی‌کنندگان از تحریم‌ها» یا «مطیعان واشنگتن» قرار داد که ترکیه یکی از این کشورهاست. آنکارا عضو پیمان آتلانتیک شمالی است و روابط اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای با آمریکا و اروپا دارد؛ اما هم‌زمان، کشور همسایه ایران است و منافع مستقیم تجاری و انرژی با تهران دارد. ازاین‌رو، برای ترکیه دشوار خواهد بود که مرزهای اقتصادی خود با ایران را به‌طور کامل مسدود کند. سناریوی محتمل‌تر برای آنکارا این است که سعی کند در منطقه خاکستری حرکت کند: پایبندی به آنچه واشنگتن نمی‌تواند بر سر آن مصالحه کند و حفظ حداقل سطح تجارت و روابط با تهران.

وضعیت عراق حساس‌تر است. بغداد روابط تجاری، انرژی و جغرافیایی با ایران دارد و هرگونه تلاشی برای قطع کامل این روابط بسیار پرهزینه خواهد بود.

اما مرز طولانی پاکستان با ایران و منافع تجاری و جغرافیایی آن، این کشور را به کاندیدای حفظ برخی کانال‌ها با تهران تبدیل می‌کند، حتی اگر رسما به برخی از اقدامات ایالات متحده پایبند باشد.

بنابراین، ممکن است لزوما شاهد اعلام این مورد از سوی کشورها نباشیم: (ما تحریم‌های ایالات متحده را نقض می‌کنیم). در عوض، ممکن است شاهد چیزی پیچیده‌تر باشیم:(ما رسما از تحریم‌ها پیروی می‌کنیم، اما همه درها را نمی‌بندیم). این همان چیزی است که واشنگتن نگران است به شبکه گسترده‌ای از روزنه ها برای دور زدن تحریمها مبدل شود.

هند: متحد واشنگتن و دارای منافع با ایران

هند یکی از دشوارترین موارد خواهد بود. دهلی نو در سال‌های اخیر یک همکاری استراتژیک پیشرفته با واشنگتن ایجاد کرده است، اما در عین حال، نمی‌خواهد به راحتی از منافع خود در ایران دست بکشد. بنابراین، اگر هند تحت تحریم‌های ثانویه قوی ایالات متحده قرار گیرد، ممکن است خرید نفت ایران را کاهش دهد، اما احتمالا به دنبال معافیت یا حفظ برخی کانال‌های اقتصادی خواهد بود.

ایران با کشورهای پایبند به تحریم چه خواهد کرد؟

در اینجا موضوع وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر می‌شود. ایران تنها به گفتن این مطلب که در برابر تحریم‌های آمریکا مقاومت خواهد کرد بسنده نکرده، بلکه هشدار داده است که کشورهایی که به این «جنگ اقتصادی» آمریکا بپیوندند، ممکن است به هدف واکنش‌های ایران تبدیل شوند؛ در حالی که گزارش‌ها حاکی از آن است که تهران کشورهای همکاری‌کننده در تحریم‌ها را در زمره دشمنان خود قلمداد می‌کند. این تهدیدها را باید در یک چارچوب سیاسی و نظامی درک کرد، نه به عنوان اعلام خودکار اقدام نظامی علیه هر کشوری که تحریم‌ها را اجرا می‌کند. احتمال می‌رود واکنش ایران، «تدریجی و گزینشی» باشد.

گزینه نخست: فشار اقتصادی

کشوری که درهای خود را به روی ایران می‌بندد، خود نیز ممکن است بازار ایران را از دست بدهد.

تهران می‌تواند تجارت خود را به سمت چین، روسیه، ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی هدایت کند. این بدان معناست که تحریم‌ها ممکن است به سلاحی دو لبه تبدیل شوند: کشوری که روابط تجاری خود را با ایران قطع می‌کند، در واقع بازار ایران را از دست می‌دهد و تهران نیز به دنبال جایگزین‌های جدید برای آن کشور خواهد بود.

گزینه دوم: انرژی

این اهرم، خطرناک‌ترین گزینه است. ایران کشوری کلیدی در منطقه خلیج فارس است و از موقعیت راهبردی ویژه‌ای در تنگه هرمز برخوردار است.

تهدیدهای اخیر ایران به تحریم‌ها و احتمال هدف قرار دادن منافع کشورهایی گره خورده است که در فشار اقتصادی علیه تهران مشارکت می‌کنند. از سوی دیگر، شاهد تردد دریایی در این تنگه به شدت کاهش یافته است؛ در حالی که در شرایط عادی، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از این منطقه عبور می‌کند.

بنابراین، ایران قادر است با تهدید امنیت انرژی، هزینه تحریم‌ها را بالا ببرد که برای خود ایران نیز هزینه خواهد داشت و ممکن است قدرتهای جهانی را به واکنش نظامی مستقیم وادار کند . 

بنابراین، تهران احتمالا از تهدید بستن مسیرهای انرژی به عنوان یک عامل بازدارنده قبل از استفاده واقعی از آن به عنوان سلاح  استفاده خواهد کرد.

گزینه سوم: اقتصاد موازی

تحریم‌ها ایران را بیشتر به سمت اقتصاد سایه سوق می‌دهد. شرکت‌های واسطه، ارزهای محلی، مبادله کالا به کالا، مسیرهای حمل و نقل غیرمستقیم، طبقه‌بندی مجدد مبدا نفت و بانک‌های غیردلاری، همگی ابزارهایی هستند که تهران در سال‌های اخیر از آنها استفاده کرده است.

تجربه تجارت نفت با چین نشان می‌دهد که بخشی از نفت ایران از طریق ترتیباتی به پالایشگاه‌های چین می‌رسد که ردیابی آن را دشوارتر می‌کند، در حالی که برخی از تسویه حساب‌ها با ارز چین انجام می‌شود.

بنابراین، تحریم ایالات متحده می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد:

هرچه حلقه محاصره تنگ‌تر شود، ایران و شرکایش بیشتر به سمت ایجاد یک سیستم تجاری غیردلاری سوق داده می‌شوند. این بزرگترین مشکل استراتژیک برای ایالات متحده است.

گزینه چهارم: فشار سیاسی و امنیتی

اگر کشوری تصمیم بگیرد که نه تنها از تحریم‌ها پیروی کند، بلکه به طور فعال در اجرای آنها مشارکت کند یا به واشنگتن برای ضربه به اقتصاد ایران کمک کند، رابطه با آن کشور می‌تواند به یک رویارویی سیاسی و امنیتی تبدیل شود. ایران هشدارهایی داده است که منافع کشورهایی را که در این کارزار اقتصادی به ایالات متحده کمک می‌کنند، هدف قرار خواهد داد. اما اشتباه است که فرض کنیم پاسخ لزوما نظامی خواهد بود. ایران گزینه‌های کم‌هزینه‌تر و قابل انکارتری دارد، مانند فشار سیاسی، تغییر مسیر تجارت، استفاده از نفوذ منطقه‌ای خود یا هدف قرار دادن منافع اقتصادی کشور هدف. آیا ایران از هر کشوری که از تحریم‌ها پیروی کند، انتقام خواهد گرفت؟ احتمالا خیر. این نکته‌ بسیار مهمی است. کشورهایی که از ترس تحریم‌های آمریکا از تحریم‌ها پیروی می‌کنند، با کشوری که داوطلبانه تصمیم می‌گیرد نقش اصلی را در محاصره‌ ایران ایفا کند، متفاوت خواهند بود.

بنابراین، می‌توان سه سطح از واکنش ایران را پیش‌بینی کرد:

سطح اول: کشورهایی که از ترس واشنگتن از تحریم‌ها پیروی می‌کنند؛ تهران سعی خواهد کرد روابط خود را با آنها حفظ کند و منتظر تغییر شرایط باشد.

سطح دوم: کشورهایی که از تحریم‌ها پیروی می‌کنند اما کانال‌های تجاری محدودی را حفظ می‌کنند؛ ایران سعی خواهد کرد از این کانال‌ها بهره‌برداری کند و به تدریج آنها را گسترش دهد.

سطح سوم: کشورهایی که به طور فعال در محاصره ایران مشارکت دارند؛ در اینجا، پاسخ ایران می‌تواند شدیدتر باشد، به خصوص اگر منافع اقتصادی یا امنیت ملی ایران تهدید شود.

وجه تمایز بزرگ: چین ممکن است بدون جنگ از ایران محافظت کند. موضع چین مهمترین عنصر است. پکن برای کمک به ایران نیازی به اعلام اتحاد نظامی با این کشور ندارد. کافی است که چین به خرید نفت ادامه دهد، از یوان در تجارت استفاده کند، تحریم‌های یکجانبه ایالات متحده را رد کند و به شرکت‌های خود اجازه دهد تا در محدوده‌ای که مناسب می‌داند با ایران معامله کنند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تحریم‌های ایالات متحده علیه شرکت‌های چینی، تجارت نفت ایران را به طور کامل متوقف نکرده است.

بنابراین، چین می‌تواند کاری بسیار خطرناک برای واشنگتن انجام دهد: زنده نگه داشتن اقتصاد ایران بدون شلیک حتی یک گلوله. نبرد واقعی، ایران نیست، بلکه سیستم مالی جهانی است. اهمیت این مرحله جدید در همین جا نهفته است. اگر واشنگتن موفق شود چین، هند، ترکیه، عراق، روسیه و سایر کشورها را مجبور به قطع روابط خود با ایران کند، ثابت خواهد شد که تحریم‌های ایالات متحده می‌توانند خود را بر اقتصاد جهانی تحمیل کنند.

اما اگر چین امتناع کند، روسیه مانور دهد، کشورهای همسایه کانال‌های خود را حفظ کنند و هند همچنان به دنبال معافیت باشد، آنگاه تجربه ایران به الگویی برای سایر کشورهایی تبدیل خواهد شد که می‌خواهند وابستگی خود را به سیستم مالی ایالات متحده کاهش دهند.

این بدان معناست که جنگ اقتصادی علیه ایران می‌تواند به نبردی بزرگتر تبدیل شود: آیا دلار همچنان قادر به تحمیل اراده واشنگتن بر جهان خواهد بود، یا جهان شروع به ساخت جایگزین‌های واقعی برای آن خواهد کرد؟

واشنگتن سلاحی قدرتمند دارد، اما ایران سلاح زمان را در اختیار دارد. ایالات متحده، دلار، سیستم بانکی جهانی، بازار آمریکا و شبکه‌ای گسترده از ائتلاف‌ها را در اختیار دارد. اما ایران چیز دیگری نیز دارد: تجربه گسترده در زندگی با تحریم‌ها. اقتصاد ایران آموخته است که چگونه در یک محیط بسته فعالیت کند، چگونه از واسطه‌ها استفاده کند، چگونه مسیرهای تجاری را متنوع کند، چگونه به دنبال ارزهای جایگزین باشد و چگونه تحریم‌ها را از یک دیوار به یک هزارتو تبدیل کند. این بدان معنا نیست که ایران آسیبی نخواهد دید. برعکس، بهای اقتصادی سنگینی خواهد پرداخت. رهبری ایران نیز وجود بحران‌های اقتصادی و فشارهای فزاینده را پذیرفته است.

اما سوال این است: آیا ایالات متحده می‌تواند این درد اقتصادی را به فروپاشی سیاسی تبدیل کند؟ این قمار واقعی است. محاصره آمریکا یا یک جنگ اقتصادی جهانی؟ طرح جدید آمریکا در واقع ممکن است سخت‌ترین تلاش برای در تنگنا قراردادن اقتصاد ایران در دهه‌های اخیر باشد. اما موفقیت آن به عاملی بستگی دارد که واشنگتن به طور کامل کنترلی بر آن ندارد: اراده سایر کشورها.

چین از تبدیل شدن تحریم‌های آمریکا به قانون بین‌المللی خودداری می‌کند، روسیه دلایل استراتژیکی برای کمک به تهران دارد، در حالی که ترکیه، عراق، پاکستان و هند به دنبال ایجاد تعادل بین منافع خود و ایران و ایالات متحده هستند.

در مقابل، کشورها و شرکت‌هایی وجود دارند که از ترس سیستم مالی آمریکا، پیروی کامل از این تحریم‌ها را انتخاب می‌کنند. اما پاسخ ایران به همه یکسان نخواهد بود. این کشور سعی خواهد کرد کسانی را که می‌تواند مهار کند، به کسانی که همچنان با آن معامله می‌کنند پاداش دهد، به دنبال بازارها و مسیرهای جایگزین باشد و هزینه محاصره را برای واشنگتن و متحدانش افزایش دهد، و اهرم‌های انرژی، مسیرهای دریایی و فشار منطقه‌ای را روی میز نگه دارد.

اینجا وضعیت حتی خطرناک‌تر می‌شود: ترامپ می‌خواهد ایران را کاملا محاصره کند، چین می‌گوید کشورش مشمول تحریم‌های آمریکا نیست و تهران می‌گوید کسانی که در محاصره آن مشارکت دارند، از پاسخ آن در امان نخواهند بود. بنابراین، نبرد بعدی ممکن است: آمریکا در مقابل ایران نباشد. بلکه آمریکا و سیستم مالی آن در مقابل ایران و شبکه‌ای از کشورها باشد که اجازه نمی‌دهند تحریم‌های آمریکا به قانون بین‌المللی تبدیل شوند.

در نهایت، این درگیری با تعداد تحریم‌هایی که واشنگتن صادر می‌کند، تعیین نمی‌شود، بلکه با تعداد کشورهایی که می‌تواند آنها را مجبور به اجرای آنها کند، تعیین می‌شود. یک محاصره صرفا به این دلیل که آمریکا آن را اعمال می‌کند، بین‌المللی نمی‌شود، بلکه زمانی بین‌المللی می‌شود که جهان با اجرای آن موافقت کند.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان