به گزارش ایسنا، «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا روز دوشنبه هفته جاری از طرح دولت ترامپ برای «انزوای اقتصادی ایران» پرده برداشت، اما در اظهارات بسنت به جزییات این طرح که به گفته او «تهاجمیترین کارزار اقتصادی برای خفه کردن اقتصاد یک کشور» است، اشارهای نشده و همین مسئله باعث شد تا بسیاری از کارشناسان نشست خبری بسنت را یک «نمایش سیاسی» و «طبلی توخالی» برای «جذب اذهان عمومی آمریکا» توصیف کنند.
«امیرعلی ابوالفتح»، کارشناس مسائل آمریکا درگفتوگو با ایسنا به نحوه اجرای طرح بسنت، چالشها و عواقب عملی آن علیه ایران پرداخت.
او در ارزیابی خود از طرح مذکور گفته است، دولت ترامپ پس از آنکه نتوانست در کارزار نظامی به یک پیروزی قابل توجه دست پیدا کند وآن را به عنوان یک موفقیت به حامیان خود در آستانه انتخابات میاندورهای بفروشد، به کارزار اقتصادی روی آورده تا شاید به این شکل حامیان خود را راضی کند.
از نظر محتوایی چیز تازهای به تحریمها اضافه نشده است
ابوالفتح ادامه داد: پس از آنکه بسنت جزئیات طرح را تشریح کرد، مشخص شد وضعیت ترسناکی که مقامهای آمریکایی توصیف میکردند با واقعیت فاصله دارد، زیرا اقتصاد ایران از پیش بهطور گسترده تحت تحریم بوده و همه حوزههایی که اکنون نام برده شدهاند، پیشتر نیز چندینبار و به بهانههای مختلف هدف تحریم قرار گرفتهاند. بنابراین از نظر محتوایی چیز تازهای اضافه نشده است؛ هرچند ممکن است فشار تحریمها افزایش یابد. در واقع، این اعلان جنگ بیش از آنکه علیه ایران باشد، علیه شرکای تجاری ایران است. هدفگذاری آن به اسم برخورد با اقتصاد ایران انجام شده، اما در عمل اقتصاد و فعالان اقتصادی کشورهای طرف معامله با ایران را هدف قرار میدهد.
این کارشناس مسائل آمریکا با بیان اینکه میزان اثرگذاری این سیاست به رفتار شرکای تجاری ایران بستگی دارد، گفت: اگر این کشورها و شرکتها با واشنگتن همراهی کنند، فشار بر ایران افزایش خواهد یافت و اگر به هر دلیل از همراهی خودداری کنند، اثر تحریمها کاهش مییابد.
او با تاکید بر اینکه نمیتوان این طرح را کاملاً بیاثر دانست گفت: در عین حال نباید از آن یک «کابوس» یا «آخرالزمان اقتصادی» ساخت. بخش مهمی از فضاسازی ایجادشده پیرامون آن تبلیغات و فشار روانی است.
چین متغیر اصلی موفقیت یا شکست طرح آمریکاست
ابوالفتح درباره احتمال موفقیت این طرح اظهار کرد: میزان موفقیت آن خیلی بالا نیست، زیرا موضوع فقط ایران نیست. اگر مسئله فقط ایران بود، ایران که از قبل تحت تحریم قرار داشت. مسئله اصلی این است که فشار آمریکا بر شرکای تجاری ایران چه نتیجهای خواهد داشت.
وی در تشریح رفتار احتمالی برخی شرکای ایران گفت: تاکنون شاهد قطع روابط تجاری امارات با ایران بودیم. عراق ممکن است با فشار بیشتری روبهرو شود و ظرفیت مقاومت آن کمتر باشد. ترکیه نیز معمولاً در سیاستهای اعلامی خود با آمریکا همراهی میکند، اما این همراهی در عمل به همان اندازه دیده نمیشود.

این تحلیلگر ادامه داد: روسیه با توجه به اینکه خود تحت تحریم قرار دارد و به همکاری با ایران نیازمند است و ترسی از تحریمهای آمریکا ندارد، احتمالاً همکاریهایش با تهران را ادامه خواهد داد.
ابوالفتح افزود: در نهایت، چین باقی میماند و باید دید این کشور با آمریکا همراهی میکند یا نه. اگر چین همراهی نکند، تحقق اهداف اعلامشده آمریکا با مانع جدی روبهرو خواهد شد.
به گفته وی، ممکن است موضوع ایران در تعاملات میان «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا و «شی جینپینگ» همتای چینی خود در سفر به واشنگتن نیز مطرح شود، اما در شرایط فعلی نمیتوان درباره میزان همراهی پکن با خواسته واشنگتن با قطعیت اظهارنظر کرد.
تحریمهای ثانویه ابزار تازهای برای آمریکا نیست
ابوالفتح در پاسخ به این پرسش که آمریکا برای همراهکردن شرکای تجاری ایران چه ابزارهایی در اختیار دارد، گفت: ابزار آمریکا اعمال قدرت و ارعاب است. از طرفی تحریمهای ثانویه پدیده تازهای نیست و واشنگتن از زمان اعمال این نوع تحریمها، همین روش را برای تحت فشار قرار دادن شرکتها، کشورها و حتی متحدان خود به کار گرفته است.
وی یادآور شد: بسیاری از شرکتها و متحدان آمریکا بهتدریج زیر فشار واشنگتن تن به محدودکردن همکاری با ایران دادهاند. کشورهای اروپایی نیز پس از خروج آمریکا از برجام، همکاریهای خود با ایران را قطع یا بهشدت محدود کردند.
این کارشناس مسائل آمریکا درباره امکان جلوگیری از همراهی کشورهای منطقه با واشنگتن اظهار کرد: ترس از آمریکا بسیار قویتر از امتیاز یا مشوقی است که میتوان به این کشورها داد.
ایران باید روابط خود با شرکای اقتصادی را تقویت کند
ابوالفتح درباره اهداف سیاسی و روانی کارزار آمریکا گفت تلاش واشنگتن برای تأثیرگذاری بر شرایط داخلی ایران دور از انتظار نیست، اما ایران نیز باید بر اقداماتی تمرکز کند که در اختیار خود دارد؛ از جمله ایجاد تحول در اقتصاد، رسیدگی به مسائل ارزی و گسترش ارتباط با شرکای اقتصادی.
وی ادامه داد: ما به نقطهای رسیدهایم که در شرایط فعلی باید با چین و روسیه کار کنیم. بخشهای دیگر جهان، با توجه به تحریمهایی که آمریکا اعمال کرده است، تمایل چندانی ندارند آشکارا با ایران همکاری کنند؛ بنابراین باید دید روابط با روسیه و چین چگونه میتواند حفظ شود.
این کارشناس مسائل آمریکا در عین حال تصریح کرد: روسیه و چین نه به این دلیل که از ایران خوششان میآید یا میخواهند منافع ایران را تأمین کنند، بلکه به این دلیل روابط خود را حفظ میکنند که منافع خودشان در معرض خطر است.
تحریمهای ثانویه مبنایی در حقوق بینالملل ندارد
ابوالفتح در بخش دیگری از این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره مبنای حقوقی تحریمهای ثانویه آمریکا از ابتدا تاکنون، گفت: این تحریمها هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارند و با قواعد بینالمللی در تعارض هستند، زیرا آمریکاییها قوانینی را که در نهاد قانونگذاری ملی خود تصویب کردهاند، به شرکتها و کشورهای دیگر تسری میدهند.
وی افزود: آمریکا قدرت دارد و انتظار دارد همه از تصمیمهایش تبعیت کنند. اگر شرکتی همراهی نکند، ممکن است تنبیه، جریمه یا تحریم شود و دسترسی خود را به شبکه بانکی از دست بدهد، از این رو تحریمهای آمریکا با همین سازوکار عمل کردهاند.
این کارشناس مسائل آمریکا در پایان گفت: وقتی یک شرکت یا پالایشگاه چینی از ایران نفت میخرد، آمریکا آن را تحریم میکند؛ نه به این دلیل که چنین اقدامی مبنای حقوقی بینالمللی دارد، بلکه این کار را با قدرت اعمال فشاری که در اختیار دارد، انجام میدهد.
انتهای پیام