این بازیگر که مسئولیتهای اجرایی همچون مدیریت دفتر امور استانها در اداره کل هنرهای نمایشی، مدیریت تماشاخانه سنگلج و مجموعه تئاترشهر و سرپرستی اداره کل هنرهای نمایشی را عهدهدار بوده، مدیریت را برای بازیگری که روی صحنه نفس کشیده و مقابل دوربین رفته، همچون یک سم میداند با این حال تاکید داد که مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی را به عنوان تکلیفی فرهنگی پذیرفته تا همکاران و همصنفانش در شرایط بهتری فعالیت کنند.
او در این گفتگو درباره برگزاری چهل و پنجمین جشنواره تئاتر فجر به صورت ملی یا بینالمللی و نیز استعفای کورش سلیمانی از مدیریت مجموعه تئاترشهر نیز سخن گفت.
این گفتگو پیش از اعلام رسمی انتخاب ایوب آقاخانی به عنوان دبیر این دوره از جشنواره انجام شد که بخش اول آن پیشتر بر خروجی ایسنا قرار گرفت.
آنچه پیشرو دارید، دیگر مباحث مطرح شده در این گفتگوست.
در شرایط بسیار دشواری مدیریت مرکز هنرهای نمایشی را بر عهده گرفتید و با توجه به سابقهتان در مدیریت تماشاخانه سنگلج، مجموعه تئاترشهر و سرپرستی اداره کل هنرهای نمایشی، قطعاً برای خودتان ایدهها و برنامههایی داشتید. با توجه به مسائل و مشکلاتی که به صورت عمومی در کشور وجود دارد و مشکلاتی که به صورت خاص در تئاتر داریم، فکر میکنید چقدر در این مسئولیت بتوانید کارایی داشته باشید؟
همانطور که اشاره کردید در موقعیت خاصی قرار گرفتیم و این وضعیت، در کشور، عمومی است. مساله ژئوپلیتیک، جنگ، تنشهای روانی، شرایط اجتماعی و ... همه مشاغل را تحت تاثیر قرار میدهد ولی مهم، این است که تئاتر در بدترین شرایط هم، یک وظیفه و رسالت اجتماعی دارد. در این دوره هنرمندان ما ایثار و از خود گذشتگی بسیاری از خود نشان دادند. آنان روی صحنه اعلام حضور کردند و حالا بر صحنههای مختلف نمایش اجرا میکنند. از سوی دیگر کشور ما در وضعیت جنگی قرار دارد که طبیعتا بر بودجه و مناسبات فرهنگی تاثیر میگذارد ولی هیچ یک از اینها برای من به عنوان یک نگرانی محسوب نشد. به من تکلیفی شد و امیدوارم بتوانم به عنوان کهنه سربازی در وزارت فرهنگ و اشاد اسلامی و خادمی کوچک در حوزه تئاتر، کمک کنم. با این انگیزه آمدم. طبیعتا ایدههای مدیریتی و برنامههای اجرایی هم دارم ولی در حال حاضر برای سر و سامان دادن به وضعیت تئاتر باید یک نگاههایی را تقویت کنیم. به این معنا که در گام اول، باید بتوانیم به قوانینی که وجود داشته، سروسامان بدهیم، به تسهیلگری امور و رونق اقتصادی فکر کنیم. تعارف که نداریم در وضعیت عادی و حتی اگر جنگ هم نبود، ما همیشه در زمینه اقتصادی در تئاتر مشکل داشتیم. در حالیکه معتقدم یکسانسازی درآمد و اقتصاد هنر به شکلهای مختلف در فضای تئاتر تعریف شده ولی این تعاریف به خروجی اجرایی نرسیده است. به عنوان نمونه با راهاندازی تماشاخانههای خصوصی به عنوان پتانسیلهایی برای جذب جوانان و استعدادیابی، راهی برای شکوفایی یکسری کارهای خلاقانه ایجاد شد ولی الان میبینیم در تماشاخانههای خصوصی، به نوعی ستارگان سینما و تئاتر کار میکنند و گویی هدف اصلی راهاندازی آنها در اولویت دوم قرار گرفته است.

ـ همان گونه که اشاره کردید، تئاتر حتی در شرایط غیرجنگی هم از نظر اقتصادی تحت فشار و نیازمند حمایت دولت است. خود شما به عنوان بازیگر در بسیاری از آثار نمایشی حضور داشتهاید و میدانید که یک گروه برای اینکه کارش را به صحنه برساند، چقدر باید تلاش بکند اما در حال حاضر به دلیل شرایط اقتصادی، ضرورتهایی مانند دکور یا لباس از تئاتر ما حذف شده است. ضمن اینکه در این چند ساله نقش حمایتگری دولت هم کمرنگ شده. یعنی اگر زمانی دولت کمکهزینههایی پرداخت میکرد، حالا هم بودجه دولت محدود شده و هم آن کمکهزینهها واقعاً پاسخگو نیست. از سوی دیگر از رسالت اجتماعی تئاتر صحبت کردید ولی وقتی هنرمند به لحاظ اقتصادی تامین نباشد، ممکن است به بیراهه یا کجراهه هم کشیده شود. به عنوان یک مدیر و هنرمند دغدغهمند، چه راهکاری برای این وضعیت دارید؟
در ابتدای عرایضم عرض کردم لازم است که یک بازنگری داشته باشیم. در حال حاضر حمایت دولت به معنای آن است که بودجهای به هنرمند تئاتر بدهد که او کار کند. این مسیر باید آنالیز بشود و تعریفهای جدید خود را پیدا کند. ما حمایت از تولید داریم، یا حمایت از توزیع یا حمایت از مصرفکننده. شکل کلی حمایت این است ولی اینکه کدام یک از اینها در سیستم مدیریتی میتواند برای ما آورده بهتری داشته باشد و به تقویت زیرساختهای اصلی ما بینجامد، موضوعی است که باید به آن فکر کنیم. باز هم از تماشاخانههای خصوصی مثال میزنم. ظاهرا بسیاری از آنها خوب هم کار میکنند چون مجموعهای متشکل از سالن تئاتر، رستوران،کافه و ... دارند و میتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند. تازگی هم که خودشان تولیدات نمایشی هم انجام میدهند و به عنوان مجری تولید و ... فعالیت میکنند و این امیدوار کننده است که تماشاخانههای خصوصی از صرفا سالن بودن به سمت جریان تئاتر خصوصی حرکت میکنند.
وقتی از شرایط اقتصادی صحبت میکنم، لاجرم مقصودم، دادن پول نیست بلکه ما حمایتهای دیگری که میتوانیم داشته باشیم، نداریم و در این زمینه محدودیتهایی داریم. مثلاً محدودیت در اینترنت یا فضای تبلیغاتی که باعث میشود رونق اقتصادی لازم را نداشته باشیم. بنابراین اگر بخواهم بازگردم به پرسش شما، لازم است که یک بازنگری در سرفصلهای حمایتهای اندکی که دولت به عنوان بودجه حمایتی تعریف کرده، داشته باشیم، اینکه حمایت از بخش خصوصی چیست، حمایت از بخش دولتی چیست و چرا باید این حمایت به این شکل انجام بشود. باید به راههایی برسیم که حمایت دولت را به توسعه پایدار و یا حداقل روشنتری در آینده هدایت کند که در این گفتگو مجال باز کردن این بحث نیست.
ـ موضوع بسیار مهم دیگر، بحث بازسازی و بهسازی مجموعههای تئاتریمان است مانند تماشاخانه سنگلج، مجموعه تئاترشهر و تالار هنر و ... به کرات از مدیران شنیدهایم که بودجههای عمرانی برای بازسازی و بهسازی این مجموعهها معمولاً محدود است و از آنجا که بحث امنیت این مجموعهها هم مطرح است، این موضوع ایجاد نگرانی میکند. در دوره مدیریتتان در تماشاخانه سنگلج نشان دادید که در این زمینه هم دغدغهمند هستید. حالا در جایگاه مدیر کل هنرهای نمایشی برنامهای دارید برای همکاری با وزارت میراث فرهنگی یا شهرداری و دیگر نهادها و کسانی که میتوانند به مجموعه وزارت ارشاد کمک کنند؟
نگهداری اماکن تئاتری پروتکلهایی دارد و ما کمی از استانداردهایی که در این حوزه وجود دارد، دور هستیم. در همه جای دنیا تئاترها فصلهای تعطیلی دارند که ما در ایران نداریم. ما از ۷ فروردین که روز هنرهای نمایشی است، فعالیتمان را آغاز میکنیم و میخواهیم تا ۲۵ اسفند کار کنیم و همه هم به این سیستم عادت کردهایم چون هرگزاستانداردها را رعایت نکردهایم. در حالی که در دنیا تئاترها هم مانند مدارس، یک زمان تعطیلی دارند که در آن، تعمیرات و بهسازی را انجام میدهند و ساختمان تئاتر میتواند نفسی بکشد ولی ما این کار را انجام نمیدهیم و این چنین است که ساختمانهایمان دارد فرسوده میشود و در مقابل، برای بازنگری در بودجه تعمیرات هم، پیشنهادی را به صورت رسمی و مکتوب ارایه کردهام. برنامه من این است که در بحث بودجه، یک سرفصل بودجه اختصاصی برای مجموعه تئاتر شهر و تماشاخانه سنگلج به عنوان دو سالنی که در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند، داشته باشیم. سعی داریم با مساعدت وزارت فرهنگ و همراهی مجلس و سازمان برنامه و بودجه ردیف مستقلی برای تعمیر و نگهداری و مرمت اماکن خاصمان، ایجاد شود. البته باید ردیف بودجه تئاتر شهر و سنگلج در مجلس تصویب بشود چراکه این بودجه ربطی به بودجههای عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد. وزارتخانه فقط بودجه عمرانی دارد که طبیعتا کفاف هزینههای تعمیرات و ساخت و ساز بناهای فرهنگی در کل کشور را نمیدهد و دیگر اینکه هر سازمان و ارگانی که بخواهد برای نگهداری، تجهیز و به روزرسانی این سالنها قدمی بردارد، بنده به عنوان یک فعال تئاتری، قدردان آن هستم.
به تازگی خدمت آقای دکتر ناظم، مدیرعامل محترم شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری بودم و به دعوت ما، ایشان بازدیدی از تئاتر شهر انجام دادند. طبق نظرشان قرار است سردر و درهای چوبی مجموعه با نظر کارشناسی میراث، ساب بخورد. فکر میکنم بیش از ۴۰ سال است که به این امور رسیدگی نشده. در دورههای قبلی سازمان زیباسازی شهرداری، اواخر مدیریت بنده و زمان مدیریت آقای پیمان شریعتی، نورپردازی مجموعه تئاترشهر انجام شد.
این گونه ساختمانها باید از کمک نهادهای مردمنهاد مانند شهرداری بهرهمند شوند و البته هر زمانی که سراغشان رفتیم، انصافا نه نگفتهاند و همواره پای کار بودهاند. ولی مواردی مانند بهسازی، ایمنسازی و به روز رسانی مجموعههای ما آنچنان زیاد است که هر چقدر کار میکنیم، باز هم کم است. درباره حریم مجموعه تئاترشهر، خوشبختانه با مساعدت وزارت میراث فرهنگی، شهرداری، خود مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر طرحهای عمرانی و شخص آقای دکتر صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که خیلی پیگیر بودند، داریم به مرحله بهرهبرداری نزدیک میشویم. خود محوطه مجموعه تئاترشهر میتواند آوردگاه خوبی برای اجرای برنامههای اجتماعی تئاتری باشد و تصویر جدیدتری از فعالیتهای تئاتر را ارائه بدهد.
ـ پیشتر آقای جمشیدی، مدیر دفتر طرحهای عمرانی عنوان کردند که بخش دوم پروژه حریم به تامین اعتبار وابسته است و ابراز امیدواری کردند که این اتفاق رخ بدهد. شما خبر تازهتری دارید؟
فاز اول که شامل تعمیر دیواره و درهاست، انجام شده. همان طور که میدانید، خود این دیوار هم جزء طراحیهای زیبای معماری است و به عنوان یک اثر معنوی هنری ثبت شده است. برای شروع فاز دوم که شامل طراحی و چیدمان و مبلمان این مجموعه است، قرار است لنداسکیپی داشته باشیم که میتوانیم این کار را به مرور انجام بدهیم. یعنی خللی در فعالیتهای ما نخواهد داشت. مساله اصلی این بود که آن نردههای آهنی آبی رنگ که خیلی هم مورد انتقاد جامعه مخاطب و هنرمندان تئاتر بود، برداشته شده است و فکر میکنم این بخش ظرف این یک ماه به پایان میرسد و میتوانیم از محوطه استفاده کنیم. طراحیهای بعدی شامل حوض، باغچهها، درختکاری و ... است. چیدمانی که ما پیشبینی کردهایم، ایجاد غرفه کتاب، غرفه هدیه و صنایع هنرهای نمایشی است. ما فعالیت خود را ادامه میدهیم و این بخشها را به تدریج انجام خواهیم داد. یعنی قرار نیست اجرای این بخشها برای ما مشکلساز بشود. ما کارمان را انجام میدهیم، هر زمان هم که بودجه رسید که فکر میکنم با سرسختی که از آقای جمشیدی سراغ دارم، دنبالش خواهد بود، به زودی این اتفاق رخ بدهد، فاز دوم را آغاز خواهیم کرد.

ـ حالا که بحث تئاترشهر است، درباره تغییر مدیریت مجموعه صحبتی داشته باشیم. در بسیاری موارد، با تغییر یک مدیر، زیر مجموعههای آن نیز تغییر میکند ولی تغییر مدیریت مجموعه تئاترشهر در مقطع اخیر، برای بخشی از جامعه تئاتری پرسشبرانگیز بود و بعد از اعلام استعفای آقای سلیمانی، از سخنان بعضی از دوستان تئاتری این گونه برداشت شد که بحث اختیارات مطرح بوده. با توجه به سابقه خود شما به عنوان مدیر این مجموعه، فکر میکنید مدیر مجموعهای مانند تئاترشهر چقدر باید اختیارات داشته باشد؟
هر مدیریتی اختیارات تعریفشده خود را دارد. درباره استعفای آقای سلیمانی، ما بعد از این استعفا با ایشان صحبت کردیم یعنی از جانب رابطه خودم با ایشان مطمئنم ولی درباره بحث اختیارات که مطرح میکنید، خودشان در این زمینه چیزی نگفتند ممکن است بعضی از دوستان در مورد موضوع اشراف کافی نداشته باشند ولی اظهار نظر میکنند. اطلاعی ندارم که وضعیت آقای سلیمانی قبل از حضور بنده چگونه بوده ولی وقتی من خدمت دوستان رسیدم به آنان گفتم هر برنامهای دارید، با قدرت ادامه بدهید. ما کنارتان هستیم. آقای سلیمانی هم کاملا پذیرفت. ایشان ۳۱ تیر ماه استعفای خود را ارایه کرد در حالیکه حدود یک هفته پیش از آن با هم صحبت کرده بودیم و مجدداً ایشان را دعوت به کار کردم. همان طور که میدانید، ایشان از طرف دانشگاه خواجه نصیر، مامور به خدمت بودند و ما پیگیر تمدید همکاریشان بودیم چراکه خواهان ادامه این همکاری بودیم. در دو سه جلسهای که با هم داشتیم، متوجه شدم که ایشان بیشتر از خودِ مجموعه تئاترشهر دلگیری داشتند. به هر حال وقتی مسئولیت قبول میکنیم، حرف و حدیثها زیاد است و نمیدانم این حرفها از چه جهتی بود ولی ایشان تاکید داشت که اگر فکر کنم، به هر دلیلی، نمیتوانم مفید واقع شوم، سعی میکنم نباشم. من نیز به ایشان گفتم برای من که همیشه عزیزید زیرا ایشان یکی از دوستان خوب من هستند. به هر حال به ایشان گفتم داریم نامه تمدید همکاریتان را میزنیم که به من گفتند یک روز فرصت بدهید و بعد از ظهر همان روز، دیدم استعفایشان را در پاکت محرمانهای برای من فرستادند ولی یک ساعت بعد کارکنان مجموعه تئاترشهر گفتند که ایشان خداحافظی کردهاند که اتفاقا روز اول اجرای آقای میرمنتظمی هم بود و این استعفا خیلی ناگهانی شد. به هر صورت، با توجه به صحبتهایی که داشتیم، دیدم تصمیمشان را گرفتهاند و ما نیز به تصمیم ایشان احترام گذاشتیم.
از طرف دیگر مجموعه به آن مهمی هم که نمیتوانست بدون مدیر بماند. بنابراین از آقای اصغر خلیلی که ایشان هم از دوستان مشترک ما و مدرس و کارگردان تئاتر هستند، دعوت به همکاری کردیم. به ایشان نیز تاکید کردم که شما مدیر آن مجموعه هستید و در انتخاب آثار، کار حرفهای خود را انجام بدهید همچنانکه به جدولی که آقای سلیمانی تنظیم کرده بودند، هم پایبند ماندیم زیرا تعهدات ایشان، تعهدات مجموعه است. این گونه نیست که با تغییر مدیر، با تعهدات قبلی کاری نداشته باشیم بلکه ادامه دهنده برنامه ایشان هستیم چه در زمینه تک اجرایی شدن که جزو کارهای خوب آقای سلیمانی بود و چه درباره هر چیز دیگری که فکر میکنیم به نفع مجموعه یا ساختمان تئاترشهر است. چون ساختمان تئاتر را بخشی از وجود خود میدانم و با هر چیزی که بخواهد به آن آسیب بزند یا باعث نازل شدن سلیقه و سطح حرفهای کار باشد، مخالفت خواهم کرد. بنده با توجه به روحیاتی که از همکارانم دارم، آنان را در حوزه وظایف خودشان، مختار و آزاد گذاشتهام. اینکه چه اتفاقی افتاده که بعضی از دوستان چنین تعبیری داشتند، خدا میداند.
ـ کمتر از ۶ ماه تا برگزاری جشنواره تئاتر فجر باقی مانده، جشنوارهای که به عنوان ویترین تئاتر ایران شناخته میشود. پیشتر شاهد حضور گروههای خارجی خوبی در این جشنواره بودیم ولی شاید با شرایط امسال نتوانیم انتظار داشته باشیم که جشنواره به صورت بینالمللی برگزار شود.
جشنواره فجر و همه جشنوارهها برای جامعه هنرمندان و خانواده تئاتر مهم هستند و جایگاه خود را دارند. جشنواره فجر، به لحاظ وسعت، مهمترین جشنواره ماست. با توجه به فضای عمومی کشور و کارهای به جا ماندهای که مدام هم زیادتر میشود، برنامههای ما تغییراتی کرد. ما معمولاً دو تا جشنواره را در شش ماهه اول سال برگزار میکردیم و دو سه جشنواره را در شش ماهه دوم اما امسال همه این جشنوارهها به خاطر شرایط پیشآمده، به ۶ ماهه دوم سال منتقل شده و ترافیک کاری خواهیم داشت ولی مشخصاً درباره فجر و ملی یا بینالمللی بودن آن باید بگویم، جشنواره بینالمللی تئاتر فجر جایگاه خود را دارد و اصلاً هم مسالهمان این نیست که حتماً ملی باشد یا بینالمللی. جشنوارهای مانند این جشنواره در تئاتر ما آنقدر اعتبار دارد که افراد، حتی از خارج از کشور برای شرکت در آن درخواست دارند تا با حضور در این جشنواره، امضایی بزنند. این آورده هنر ایران است و ربطی به هیچ مدیر یا سیاستگذاری ندارد. مقصودم این است که جشنوارهها را مصادره نکنیم چون گاهی این بحث پیش میآید که جشنواره فجر متعلق به دولت است در حالیکه جشنواره تئاتر فجر و همه جشنوارههای دیگر متعلق به هنرمندانی هستند که با حضور خود در دورههای مختلف این جشنواره چه به عنوان دبیر یا داور یا گروه شرکتکننده، به آن اعتبار دادند و این چنین است که هنرمندی مانند پیتر شومان از دل امریکا به صورت خودجوش و بدون اینکه ما از او بخواهیم برای افتتاحیه جشنواره تئاتر عروسکی تهران مبارک به شهدای مدرسه میناب ادای احترام میکند و این آدم در سابقه کاریاش هم هست همچنانکه در زمان جنگ ویتنام هم واکنش خود را نشان داده. او خود را به عنوان یک کنشگر هنر در دنیا تثیبت کرده. درباره جشنواره تئاتر فجر، گروههایی از خارج از کشور اعلام آمادگی کردهاند. اتفاقاً قدرتی که ایران در این جنگ از خود نشان داد، به هر حال بازتاب فرهنگی هم دارد. فعلا شخصا درباره بینالمللی یا ملی بودن جشنواره فجر بحثی ندارم. این موضوع به نظر دبیر جشنواره بستگی خواهد داشت؛ اینکه بخش بینالملل حضوری باشد یا مانند جشنواره نمایش عروسکی آنلاین باشد و ... اینها مسائلی است که شورای سیاستگذاری باید تصمیمگیری کند.
جمع کردن این شورا بسیار سخت بود چون هریک مشغله کاری خودش را داشت. خوشبختانه افرادی در آن حضور دارند که سابقه کارهای اجرایی هم دارند. هدف ما این بود که یک شورای تشریفاتی نداشته باشیم. انتخاب دبیر از سوی شورای سیاستگذاری، تصمیم درستی بود که متاسفانه در بعضی دورهها به آن بیتوجهی کرده بودیم. میپذیرم که انتخاب دبیر، کمی دیر شد ولی با توجه به شرایط فعلی کشور، من فکر میکنم انشاءالله سالی شلوغ و پر ترافیک کاری خواهیم داشت همین که هنرمندان در وضعیت جنگی و با علم به این وضعیت، روی صحنه هستند، نکته مهمی است. از سوی دیگر استقبالی که از سوی تماشاگران انجام شده و عطشی که برای دیدن تئاتر شکل گرفته، مرا بسیار امیدوار کرده به جشنوارههای خاص این دوره. با توجه به شرایطی که داریم، معتقدم جشنواره فقط برگزاری یک رویداد نخواهد بود بلکه پیامد اجتماعی بسیار بسیار مهمی برای کشور و حتی در سطح جهانی خواهد داشت چرا که هنرمندان کنشگری خود را داشتند.

ـ از شور و اشتیاقی که بعد از جنگ در تئاتر ایجاد شده، فرمودید. واقعاً هم به لحاظ حضور گروههای نمایشی و هم از نظر استقبال تماشاگران، خیلی از نمایشها با استقبال تماشاگر مواجه شدند و هنرمندان هم نشان دادند که در شرایط سخت هم کار میکنند و ترسی هم ندارند ولی جسته گریخته از یکسری گروهها میشنویم که سختگیریهایی وجود دارد. مثلاً نمایشی که بعد از پشتسر گذاشتن تمام مراحل قانونی، مجوز گرفته و روی صحنه رفته، همچنان گرفتاری دارد و مواردی به گروه تذکر داده میشود. به عنوان یک بازیگر میدانید که این شرایط برای یک گروه نمایشی، چقدر دشوار است.آیا مانند ساز و کار بودجه، در ساز و کار شورای نظرات و ارزشیابی هم قرار هست بازنگری صورت بگیرد؟
یکی از دستوراتی که آقای وزیر در حکم به بنده ابلاغ فرمودند، این به روز رسانیها بود. در واقع کارآمدی تسهیلگری که یکی از راهکارهای آن، بازگشت دوباره به قوانین و آیین نامههاست. یکسری قوانین بالادستی داریم که خارج از تصمیمگیری ماست. اما یکسری آییننامههای اجرایی داریم که باید در آن دخل و تصرف داشته باشیم و آنها را به روز رسانی کنیم. با توجه به اقتضائات فعلی، یکی از این آییننامهها، همین آیین نامههای شورای ارزیابی و صدور پروانه اجرای نمایشی است. حتی در زمینه به کارگیری واژهها ما باید کار کنیم چون ما شورایی داریم که بعد از ارزیابی، پروانه اجرای نمایش را صادر میکند. ما مجوز نداریم بلکه پروانه اجرای نمایش داریم. یعنی خود این واژگان تعاریفی دارند که برای ما مسئولیتهایی را ایجاد میکند. این موضوع حتماً جزو کارهایم هست و برای اطلاعاتتان عرض کنم که سه چهار سالی بود که شورای مرکزی ارزیابی و صدور پروانه اجرایی نمایش، نداشتیم. در حالیکه طبق آییننامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دو ماهی هست که این شورا شکل گرفته و یکی از کارهایش، بازنگری در همین ضوابط و مقررات است که آنها را به شورای عالی هنر و شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد بدهیم.
درباره نظارتی که در حین اجرای نمایشها انجام میشود، به دلیل پیشینه بازیگری خودم میگویم وقتی بازبینی انجام میشود، تعاملی باید شکل بگیرد. زیرا وقتی کسی از بیرون کار را میبیند، نگاهی دارد و باید به این نگاه بیرونی احترام گذاشت. این نگاه بیرونی میتواند سلایق مختلفی داشته باشد ولی بخشی از برآیند فکری جامعه است و میتوان به آن فکر کرد و نسبت به آن انعطاف نشان داد. درباره نظارتهای حین اجرا، گاهی به جلسات کارشناسی برمیگردد که مثلا گفته شده این صحنه میتواند این باز برخورد را داشته باشد که شاید به نمایش آسیب بزند یا این لباس، پوشش، دیالوگ و... میتواند پیامدهایی داشته باشد و ما هم بر مبنای اعتمادمان به هنرمند به همکارمان میگوییم پروانه اجرای نمایش صادر بشود ولی بعد از صدور پروانه نمایش، میبینیم گروه، کار خودش را میکند. بنابراین مجدداً با آنان وارد صحبت میشویم که طبیعتا ناراحت میشوند. ضمن اینکه این وضعیت برای من هم به عنوان خدمتگزار تئاتر دردسرساز است چون باید مجدداً یک نشست کارشناسی دیگر برگزار کنیم و افرادی از بیرون بیایند و خلاصه این روند، وقتگیر است. چرا باید دوباره کاری کنیم، چون از اعتماد و تعاملی که شکل گرفته، خارج شدهایم و یک طرف از خروجی که مورد تایید دو طرف بوده، تمکین نکرده است.
گاهی دوستان میگویند با همین تغییرات، جلو برویم تا ببینیم چه پیش میآید، طبیعتا مشکلاتی پیش میآید. به هر حال در جامعه ما هم مانند هر جامعه دیگری، تفکرات و سلایق مختلف وجود دارد. بحث ما این نیست که کاری سانسور بشود، بحث ما این است که هنرمند و کارش آسیب نبینند. با همین رویکرد، هرگز خودم و همکارانم نگاه سلبی نداشتهایم و پیش از هر اتفاقی سعی میکنیم آگاهی لازم را به یکدیگر بدهیم و لازمه این کار این است که بیشتر به یکدیگر اعتماد کنیم.

ـ درباره حمایت از گروهها صحبت کردیم و گفتید که میتوانیم در این زمینه کارهایی انجام بدهیم. در حال حاضر در زمینه اینترنت و تبلیغات مشکلاتی داریم و همچنان هم فیلترینگ وجود دارد که سبب شده با وجود رفع بخشی از مشکلات، هنوز دسترسی به اینترنت برای یکسری از افراد دشوار باشد. از آنجاکه با شهرداری در حال رایزنی هستید، آیا این امکان وجود دارد که بتوانیم امکانات دیگری را مثلا تبلیغات شهری را جایگزین کنیم؟
همکاران من در روابط عمومی زحمت این کار را کشیدهاند و با مساعدت شهرداری حدود ۱۰ یا ۱۵ بیلبورد از عکس تئاتر شهر در سطح شهر به صورت رایگان و با محتواهایی درباره کلیت تئاتر، خواهیم داشت. امیدواریم بتوانیم تا برطرف شدن مشکلات اینترنت، شرایط تبلیغات محیطی و شهری را پررنگ کنیم. علاوه بر این، میکوشیم پلتفرم و سامانهای که در اختیار خودمان و متعلق به تئاتر ایران است، با شرایط ویژهتری در خدمت هنرمندان عزیز قرار بگیرد.
ـ گفتگوی ما به انگیزه هفته دولت انجام میشود. با توجه به دغدغهای که شما همواره نسبت به تئاتر استانها داشتهاید، اگر خبر خوشی در این زمینه دارید، ممنون میشویم که بفرمایید.
ساماندهی وضعیت انجمنها جزو برنامههای ماست که از فضای انتصابی به فضای دموکراتتر و مردمسالاری و شایستهسالاری برسدکه بخشی از آن ، قبل از حضور بنده انجام شده و بعد از بنده هم ادامه خواهد داشت. در این راستا، انتخابات انجمنهای هنرهای نمایشی، واگذاری اماکن نمایشی به انجمنها و تقویت انجمنهای هنرهای نمایشی به عنوان نهادهای صنفی و حتی مردمی هنر نمایش، برنامههایی است که داریم بر آن کار میکنیم. در کنار این، به دلیل بالا بودن سطح تولیدات استانها، برنامههایی داریم مانند راهاندازی تئاتر شهر استانها و تماشاخانههای دائمی که لاجرم همه بودجه آن از بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تامین نمیشود بلکه از همه نهادها کمک میگیریم. مثلا شهرداری در بسیاری از استانها این کار را انجام داده و تئاتر شهر و تماشاخانههای دائمی ایجاد کرده است. اینها جزو برنامههایمان است که انشالله بتوانیم آنها را محقق کنیم.
ـ برگردیم به بخش اول صحبتمان، آقای نادری عموم مردم شما را به واسطه فعالیتهایتان در زمینه بازیگری میشناسند و حالا مسئولیت مرکز هنرهای نمایشی را بر عهده گرفتهاید که کار پرزحمت و وقتگیری است. آیا پذیرش این مسئولیت، سبب نمیشود که از حرفه اصلیتان دور بشوید؟ در این زمینه دغدغهای ندارید؟
حرف دلم را زدید و ممکن است با لحن غمانگیزی به این پرسش پاسخ بدهم. بله دغدغه من، تئاتر و بازیگری برای خودم بود و وقتی مسئولیت قبول میکنم، به دغدغه تئاتر پاسخ میدهم ولی دغدغه بازیگری خودم از بین میرود. به همین دلیل ناچار شدم پروژههایی را که داشتم هم در تئاتر و هم کار تصویری، رد کنم چون حس کردم باید در سنگر دیگری کمک کنم. طبیعتاً بعضی از همکارانم این موضوع را درک میکنند و میگویند این مسئولیت به ضرر تو شد ولی ما خوشحالیم. از این پیامها ممنونم ولی عموم مردم که این شرایط را نمیدانند، وقتی در خیابان به من میگویند دیگر نیستی، انگار کسی با چاقو به قفسه سینهام میزند. نمیتوانم توضیح بدهم که من رفتهام در اتاقی و پشت میزی نشستهام تا بستر مناسبی برای فعالیت همکاران و همصنفانم مهیا کنم ولی طبیعتاً برای فعالیت شخصیام دردآور است اما نمیخواهم خیلی تلخ صحبت کنم اما مدیریت برای کسی که روی صحنه نفس کشیده، زندگی کرده و جلوی دوربین بوده، یک سم است. با این حال حس میکنم باید این کار را انجام بدهم و تمام قد در خدمت جامعه تئاتر و هنر این کشور خدمت خواهم کرد.

انتهای پیام