حجتالاسلام والمسلمین عباس نصیریفرد در گفتوگو با ایسنا درباره رویکرد امام صادق(ع) در مواجهه با جریانهای فکری مختلف و درسهای آن برای امروز اظهار کرد: دوران امام جعفر صادق(ع) یکی از دورههای مهم شکلگیری و تکوین اندیشه اسلامی بود که با افول امویان، قدرتگیری عباسیان و گسترش مباحث کلامی، فقهی و اعتقادی همراه شد. در چنین فضایی، امام صادق(ع) به جای رویکردی انفعالی یا تقابلی، مواجههای علمی، استدلالی و گفتوگومحور را دنبال کردند. ایشان در مدینه به آموزش و تربیت علمی پرداختند و حلقهای از دانشمندان و متکلمان را شکل دادند و منابع تاریخی نیز از حضور پیروان و دانشپژوهانی با گرایشهای مختلف در محضر ایشان گزارش کردهاند.
وی افزود: در گزارشهای مربوط به مناظرات امام صادق(ع)، نکته مهم این است که استدلال ایشان غالباً از مبانی مورد قبول طرف مقابل آغاز میشد؛ یعنی ابتدا مسئله و پیشفرضهای مخاطب فهم میشد و سپس استدلال بر اساس عقل، تجربه، قرآن یا مبانی مشترک پیش میرفت. در برخی گزارشها نیز گفتوگوهای امام با منکران خدا و پیروان ادیان دیگر نقل شده است. بنابراین میتوان سیره علمی امام صادق(ع) را بر اصولی همچون شنیدن پیش از پاسخ دادن، شناخت دقیق دیدگاه مخالف، استدلال به جای تحقیر، استفاده از عقل و برهان، تفکیک شخص از اندیشه و تبدیل اختلاف فکری به فرصتی برای تولید علم استوار دانست.
این استاد دانشگاه ادامه داد: این مسئله برای امروز اهمیت مضاعفی دارد. در فضای مجازی، بسیاری از اختلافات پیش از آنکه به «اختلاف علمی» تبدیل شوند، به «تقابل هویتی و شخصی» تبدیل میشوند. سیره امام صادق(ع) به ما میآموزد که جامعه علمی سالم، جامعهای نیست که در آن اختلاف نظر وجود نداشته باشد؛ بلکه جامعهای است که اختلاف نظر را با منطق، اخلاق و دانش مدیریت کند. از این منظر، الگوی امام صادق(ع) را میتوان در دانشگاه، حوزه، رسانه و شبکههای اجتماعی به کار گرفت؛ یعنی گفتوگو باید برای کشف حقیقت باشد، نه مناظره برای شکست دادن طرف مقابل.
مکتب امام صادق(ع)؛ علم از انتقال معارف تا تولید اندیشه
نصیریفرد درباره عواملی که موجب شد مکتب علمی امام صادق(ع) به یک جریان مهم علمی و فکری تبدیل شود، بیان کرد: مهمترین ویژگی این مکتب، تبدیل علم از انتقال محدود معارف به نظامی برای تربیت علمی و تولید اندیشه بود. نخستین عامل، شرایط تاریخی عصر امام بود؛ انتقال قدرت از امویان به عباسیان موجب بیثباتی سیاسی و در مقاطعی فراهمشدن فرصت بیشتری برای فعالیت علمی شد و امام صادق(ع) از این فرصت برای گسترش آموزش و تربیت شاگردان استفاده کردند.
وی افزود: دومین عامل، تنوع علمی این مکتب بود. میراث منسوب به امام صادق(ع) تنها در یک حوزه محدود نماند و در فقه، حدیث، تفسیر، کلام، اخلاق و مباحث عقلی گسترش یافت. سومین عامل، تربیت شاگرد بود. در گزارشهای تاریخی از شخصیتهایی مانند هشام بن حکم، محمد بن مسلم، هشام بن سالم، مؤمن طاق و دیگران به عنوان شاگردان و اصحاب علمی امام یاد شده است که برخی از آنان بعدها به چهرههای برجسته علمی تبدیل شدند.
این استاد دانشگاه درباره عدد مشهور «۴۰۰۰ شاگرد» نیز گفت: این عدد در منابع متأخر و گزارشهای سنتی بسیار مشهور است و آثاری از ابنعقده نیز شمار راویان امام صادق(ع) را حدود ۴۰۰۰ نفر دانستهاند؛ اما از نظر روششناسی تاریخی، نباید این رقم را بدون توضیح، معادل «۴۰۰۰ دانشجوی تماموقت در یک دانشگاه» تلقی کرد.
نصیریفرد ادامه داد: عامل چهارم، گسترش دانش از طریق شبکه شاگردان بود. اهمیت مکتب امام فقط در تعداد شاگردان نبود، بلکه شاگردان دانش آموختهشده را به مناطق مختلف منتقل کردند و در شکلگیری مراکز علمی دیگر نقش داشتند. همچنین در منابع غیراِمامی نیز جایگاه علمی امام مورد توجه قرار گرفته و شاگردی شخصیتهایی مانند مالک بن انس و ابوحنیفه در محضر ایشان گزارش شده است. بنابراین راز ماندگاری این مکتب را میتوان در فرمول «تولید علم، تربیت عالم، گفتوگوی علمی، شبکهسازی علمی و انتقال دانش» خلاصه کرد؛ مفاهیمی که امروز از آنها با عنوان اکوسیستم علم، شبکه دانش و تربیت پژوهشگر یاد میشود.
روش امام صادق(ع) در مناظره؛ الگویی برای فضای اجتماعی و مجازی
این استاد دانشگاه درباره روش امام صادق(ع) در مناظره و الگوی آن برای امروز گفت: در مناظره از منظر امام صادق(ع)، هدف غلبه بر انسان نیست؛ بلکه غلبه بر جهل و آشکار شدن حقیقت است. گزارشهای متعددی از گفتوگوهای علمی ایشان با مخالفان فکری و مذهبی نقل شده که نشان میدهد امام به جای صدور حکم صرف، وارد فرآیند استدلال میشدند و با پرسش، مبانی فکری مخاطب را روشن میکردند.
نصیریفرد افزود: از این سیره میتوان چند قاعده برای گفتوگوی امروز استخراج کرد؛ نخست، فهم دیدگاه مخالف پیش از نقد آن است. در فضای مجازی، افراد گاه با نسخهای تحریفشده از سخن طرف مقابل بحث میکنند، در حالی که امام ابتدا مسئله را از زبان مخاطب دریافت میکردند. دوم، سؤال به جای حمله است؛ سؤال دقیق میتواند ضعف یا تناقض یک استدلال را بدون تخریب شخصیت مخاطب آشکار کند. سوم، استدلال به جای برچسب است؛ عباراتی مانند «بیسواد»، «منحرف»، «ضد دین»، «غربزده» یا «افراطی» نباید جای استدلال را بگیرند.
وی با اشاره به اهمیت اخلاق علمی در سیره امام صادق(ع) اظهار کرد: اصل چهارم، اخلاق علمی است. امام برای علم، آداب و اخلاق قائل بودند و در گزارشهایی از ایشان بر تواضع، شنیدن، سکوت و عمل به علم تأکید شده است. بنابراین علم بدون اخلاق، از منظر این مکتب به کمال نمیرسد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر بخواهیم پیام مکتب امام صادق(ع) را برای زمانه خود در یک جمله بیان کنیم، امام به ما میآموزد که در مواجهه با اختلاف فکری، نه از گفتوگو فرار کنیم و نه به تخریب طرف مقابل روی بیاوریم؛ بلکه با شناخت دقیق دیدگاهها، عقلانیت، استدلال، اخلاق و تربیت انسانهای دانشمند، میدان اختلاف را به میدان تولید علم تبدیل کنیم.
نصیریفرد تصریح کرد: شاید مهمترین درس امروز این باشد که تمدن علمی با حذف مخالفان ساخته نمیشود؛ بلکه با تربیت انسانهایی شکل میگیرد که بتوانند با مخالف خود گفتوگو کنند، استدلال او را بفهمند، استدلال خود را عرضه کنند و در نهایت حقیقت را بر منافع شخصی و گروهی مقدم بدارند.
انتهای پیام