علیاکبر کوششگران در سلسله جلسات که با موضوع «خراسان؛ دیدهها و شنیدهها»، در مکتب بافت مشهد برگزار شد، اظهار کرد: برای شناخت مساجد تاریخی خراسان باید از نگاه صرفا کالبدی و مذهبی به این بناها فاصله گرفت و آنها را در پیوند با زندگی اجتماعی، فرهنگ و باورهای مردم مورد بررسی قرار داد.
وی با اشاره به مفهوم انسان خراسانی، افزود: پیوند انسان خراسانی با فضاهای عمومی و محوری مساجد، بخشی از حافظه جمعی این منطقه را شکل داده است و مسجد در بسیاری از شهرها و روستاهای خراسان، فراتر از یک فضای عبادی، بخشی از ساختار اجتماعی و فضایی شهر محسوب میشود.
مدیر گروه معماری و شهرسازی دانشگاه مشهد با اشاره به چالشهای مدیریت میراث فرهنگی در کشورهای در حال توسعه، گفت: یکی از مسائل مهم، وجود نوعی پارادوکس میان دوره سنت و مفهوم مدرن میراث فرهنگی است. بخش عمدهای از مصادیق میراث فرهنگی متعلق به دورههایی پیش از شکلگیری مدرنیسم است. مفهوم «میراث فرهنگی» مفهومی مدرن است که با نگاه انسان معاصر تعریف شده است. در کشورهای در حال توسعه، این پارادوکس میان ریشههای سنتی آثار و ابزارهای مدرن مدیریت میراث فرهنگی، بهویژه در مساجد خود را نشان میدهد. در بسیاری از نقاط، ازجمله اصفهان، شاهد نوعی تقابل میان جنبه عبادی و جنبه گردشگری مساجد تاریخی هستیم؛ بهگونهای که گاهی وجه عبادی و معنوی بنا در برابر جنبه تماشایی و گردشگری آن کمرنگ میشود.
میراث ملموس بدون میراث ناملموس کامل نیست
کوششگران با تفکیک میان میراث ملموس و غیرملموس، تصریح کرد: میراث ملموس شامل مجموعه ساختههای بشر است، در حالی که میراث غیرملموس، رفتارها، باورها و شیوههای زیست را دربرمیگیرد.
مدیر گروه معماری و شهرسازی دانشگاه مشهدبا اشاره به چالش اصلی در میراث فرهنگی جهانی، خاطرنشان کرد: چالش اصلی این است که در رویکردهای موجود به میراث فرهنگی جهانی، توجه زیادی به رفتارها میشود اما در بسیاری از موارد، باورها و جهانبینیهایی که در شکلگیری یک اثر نقش داشتهاند، مورد توجه کافی قرار نمیگیرند.
وی ادامه داد: وقتی میان ساختار معماری و دلیل ساخت آن، یعنی باور و جهانبینی مذهبی، ارتباط برقرار نشود، شکافی در درک صحیح از بنا ایجاد میشود. اگر میراث فرهنگی صرفاً به عنوان یک موزه یا ویترین مورد توجه قرار گیرد، از معنای اصلی خود فاصله خواهد گرفت. بنابراین باید میان تماشای یک اثر تاریخی و حضور در جریان حیات آن، توازن برقرار شود.
کوششگران آموزش را یکی از الزامات مدیریت صحیح میراث فرهنگی دانست و گفت: در مواجهه با بناهای تاریخی، هم میزبان و هم میهمان باید نسبت به ظرفیتهای فرهنگی و مذهبی محیط آگاهی داشته باشند. مطابق با اصول مطرحشده در منشورهای بینالمللی گردشگری، اگر میزبان و گردشگر نسبت به ویژگیهای فرهنگی و مذهبی یک محیط شناخت کافی نداشته باشند، ممکن است تداخلهای ناخواستهای ایجاد شود.
مدیر گروه معماری و شهرسازی دانشگاه مشهد بیان کرد: آموزش صحیح میتواند مانع از آن شود که میراث فرهنگی صرفا به کالایی برای کسب درآمد تبدیل شود و در عین حال به حفظ اصالت بنا و شان اجتماعی و فرهنگی آن کمک کند.
وی با اشاره به ویژگیهای مساجد تاریخی خراسان، گفت: این منطقه از نظر ایجاد توازن میان جریان عبادی و ظرفیتهای گردشگری، ویژگیهای خاصی دارد. مساجد تاریخی خراسان را باید به صورت جامع مورد توجه قرار داد. بناهایی که از یک سو نمونههایی ارزشمند از معماری و میراث فرهنگی هستند و از سوی دیگر همچنان میتوانند محل زیست، حضور اجتماعی و حیات عبادی مردم باشند. حفظ این توازن، نیازمند آن است که مسجد تاریخی صرفا به عنوان یک اثر برای تماشا دیده نشود بلکه ارتباط آن با انسان، باور، رفتار و زندگی اجتماعی نیز در فرآیند حفاظت و معرفی مورد توجه قرار گیرد.
مسجد جامع، ستون فقرات شهرهای تاریخی خراسان است
در ادامه ملیحه کروخی، کارشناس و پژوهشگر مکتببافت، اظهار کرد: در سفرهای خراسانگردی معمولا با یک نگاه تخصصی وارد بناهای تاریخی، مساجد و دیگر آثار میشویم اما در این جلسه تلاش کردیم نگاه یک بازدیدکننده معمولی را به این بناها منتقل کنیم. تصور اولیه این بود که مسجد یک مکان عبادت با شاخصهای مشخص و پلان خاص خودش است اما هر بار که به یکی از شهرهای خراسان قدم گذاشتیم مسجد من را بیشتر شگفتزده کرد.
کارشناس و پژوهشگر مکتببافت با اشاره به نقش مسجد جامع در شناخت شهرهای تاریخی، گفت: مسجد جامع، چه در شهری که هنوز پویا است و چه در شهری که کاملا متروکه شده معمولا باقی میماند و میتوان با پیدا کردن آن، نشانی از شهر و ساختار آن به دست آورد. مسجد جامع آخرین عنصری بود که ظاهرا مقاومتش در برابر زوال شهر شکسته میشد و حتی اگر شهر متروکه شده باشد به دلیل تقدسی که مسجد داشت، سالم باقی میماند یا دستکم نشانههای آن حفظ میشد.
وی با بیان اینکه مسجد جامع، ستون فقرات شهر است، تصریح کرد: وقتی وارد یک شهر جدید میشویم، برای اینکه ستون فقرات شهر را پیدا کنیم، ابتدا به دنبال مسجد جامع میگردیم و بعد بررسی میکنیم بازار از چه طرفی به مسجد متصل شده است و سپس محلات را در ذهن خود جانمایی میکنیم. این کار سرعت درک و شناخت فضای شهر را برای ما بسیار بیشتر کرده است.
مسجد شاهد جریان زندگی در شهر است
کروخی با اشاره به مسجد جامع بشرویه، بیان کرد: فضای مقابل این مسجد بسیار پررونق است و مسجد در هسته مرکزی شهر قرار گرفته و همچنان کارکرد خود را حفظ کرده است. در اینجا موزه بودن و کارکرد مذهبی مسجد هیچ تضادی با یکدیگر ندارند؛ همچنین مسجد عتیق تربت جام نیز از بناهای شگفتانگیز خراسان است و این مسجد مانند یک فرد اصیل و کهنسال در مجموعه شیخ جام نشسته و عظمت و زیبایی خود را به رخ میکشد.
کارشناس و پژوهشگر مکتببافت با اشاره به مسجد کرمان، افزود: محراب باشکوه این مسجد حیرتانگیز است و نوع نگهداری این مجموعه نیز برای ما جالب بود؛ چراکه این بنا به صورت خانوادگی و نسل به نسل نگهداری شده است. در شرق خراسان با مردمی بسیار فروتن و سادهدل مواجه شدیم و دیدن مساجد برای ما بسیار راحت بود. در مسجد خواجه عبدالله، زمانی که وارد شدیم، مولویهای شهرستانهای مختلف حضور داشتند و درباره مسابقات قرآن صحبت میکردند و با وجود ظاهر متفاوتتری گردشگران اما با مهماننوازی کامل از گردشگران پذیرایی کردند این رفتار نشان از این بود که گردشگر برای آنها جایگاه مشخصی دارد و میان حرمت مسجد و حضور گردشگر میتوان تعادل ایجاد کرد.
کروخی مسجد زوزن را یکی از شگفتانگیزترین تجربههای خود در سفرهای خراسانگردی دانست و گفت: وقتی در زوزن میایستید و میبینید بسیاری از بخشهای شهر زیر آوار قرار گرفته، با خود میگویید چه تمدنی در اینجا وجود داشته که چنین بنایی از آن باقی مانده است. این بنا انسان را دوباره در زمان حرکت میدهد و امکان تصویرسازی ذهنی از گذشته را فراهم میکند. در این مسجد همزمان میتوان عظمت و ظرافت را دید؛ هم بنا بسیار باشکوه است و هم تزئینات ظریف و جذابی دارد.
مسجد رقه؛ روایت چند دوره تاریخی
کارشناس و پژوهشگر مکتببافت با اشاره به مسجد رقه، خاطرنشان کرد: این مسجد ابتدا دو ایوان داشته و در دوره صفوی دو ایوان دیگر به آن اضافه شده و به مسجدی چهارایوانه تبدیل شده است. در این مسجد تفاوت مداخلات دوره صفوی با بخشهای قدیمیتر کاملا قابل مشاهده است؛ طاقهای قدیمیتر فرم متفاوتی دارند و طاقهای دوره صفوی جناقی هستند. ناصرخسرو نیز در قرن چهارم از این منطقه یاد کرده است.
مسجد مزار؛ کارکرد مذهبی در کنار کارکرد دفاعی
وی با اشاره به اینکه مسجد مزار در کنار کارکرد مذهبی، پناهگاهی برای دیدهبانی بوده است، تصریح کرد: در این مسجد، انسان بر جغرافیا غلبه کرده و بنا را متناسب با نیازهای خود ساخته است، اما در مزار، انسان جغرافیا را پذیرفته و مسجد را با شرایط محیطی هماهنگ کرده است. مسجد مزار علاوه بر کارکرد مذهبی، یک بنای پناهگاهی نیز بوده است. در بالای کوه، جایگاهی برای دیدهبانی وجود داشته و هنگام حمله به روستا، مردم در مسجد جمع میشدند و درهای مسجد بسته میشد.
کروخی گفت: دیدهبانها نیز از مسیری شبیه تونل وارد مسجد میشدند و با قرار دادن سنگ بزرگی در ورودی، مسیر را مسدود میکردند. مسئله امنیت در اینجا با معماری مسجد و حتی خانههای روستا پیوند خورده بود. در برخی خانههای این منطقه نیز فضاهای پنهانی برای مواقع خطر وجود داشته است؛ بنابراین به نظر میرسد مسئله امنیت در معماری این منطقه اهمیت بسیار زیادی داشته است.
کارشناس و پژوهشگر مکتببافت با اشاره به اهمیت کتیبههای مساجد تاریخی، بیان کرد: امروز یکی از نخستین چیزهایی که در یک مسجد جامع دنبال میکنیم، کتیبهها هستند؛ زیرا کتیبهها دانش بسیار خوبی درباره تاریخ و فضای فرهنگی بناها در اختیار ما قرار میدهند.
وی با اشاره به مسجد جامع قائن و دیگر مساجد تاریخی خراسان، بیان کرد: در بسیاری از این مساجد ازجمله در بیرجند، گناباد و قائن با تغییر جهت قبله مواجه شدیم و بررسی محراب و جهتگیری آن برای ما جالب بود.
کروخی با اشاره به اینکه مسجد تاریخی سنگان خواف نمونهای از ظرافت هنر آجرکاری است، تصریح کرد: این مسجد فضای کوچکی دارد اما در گوشهگوشه آن تکنیکهای مختلف آجرکاری دیده میشود.
یادگارینویسی نشان از ردپای انسان در بناهای تاریخی
کارشناس و پژوهشگر مکتببافت با اشاره به مسئله یادگارینویسی در مساجد تاریخی، تصریح کرد: وقتی به این مساجد میرویم، باید به یادگاریهایی که مردم در دورههای مختلف بر دیوارها نوشتهاند نیز توجه کنیم. در برخی از این بناها شعرها و نوشتههایی دیده میشود که حتی در منابع موجود نیست. ممکن است فردی در قرنهای گذشته در لحظهای که ذوق هنری پیدا کرده، شعری را با خط خوش بر دیوار نوشته باشد و همان نوشته امروز به بخشی از حافظه تاریخی بنا تبدیل شده باشد.
کروخی خاطرنشان کرد: وقتی مسیرهای خراسان را طی میکنیم و میبینیم انسانها در گذشته برای رسیدن به مقصد، ایستگاه به ایستگاه این مسیرها را طی میکردند، این یادگاریها نشان میدهد چه عشق و علاقهای به این مسیر و سلوک وجود داشته است.
در ادامه، رضا صادقی، طراح و مرمتگر بناهای تاریخی، اظهار کرد: یکی از مهمترین تفاوتهای معماران گذشته با معماران امروز، لمس مصالح است. آنها از سنین بسیار پایین با مصالح و فرآیند ساخت مواجه میشدند و معماری را بصورت عملی میآموختند.
وی با بیان اینکه این آموزش فقط انتقال دانش فنی نبوده است، افزود: فرد از کودکی در محیطی قرار میگرفت که مجموعهای از آداب، سلسله مراتب و روابط حرفهای در آن وجود داشت. در این نظام، فردی به عنوان استاد یا سرمعمار، مدیریت مجموعهای از مشاغل مرتبط با ساخت را بر عهده داشت.
این طراح و مرمتگر بناهای تاریخی با اشاره به تفاوت ساخت خانه و مسجد، بیان کرد: وقتی یک خانه ساخته میشود، کارفرما معمولاً یک فرد یا یک خانواده است و معمار باید نیازهای همان خانواده را در نظر بگیرد اما در ساخت مسجد، مخاطب بنا تمام جامعه است. وقتی قرار است مسجد ساخته شود، معمار با بنایی مواجه است که مخاطب آن مردمند. بنابراین مسجد از این جهت با خانه تفاوت اساسی دارد و ساخت آن از نظر مفهومی و اجتماعی پیچیدهتر است.
وی با اشاره به مساجد تاریخی خراسان، تصریح کرد: یکی از نکات جالب در معماری خراسان این است که با وجود توانمندی معماران بومی، در دورههای مختلف از معمارانی از سرزمینهای دیگر نیز استفاده شده است. برای مثال، حضور قوامالدین شیرازی در ساخت مسجد گوهرشاد پرسشهای مهمی ایجاد میکند؛ اینکه چرا یک معمار از شیراز به خراسان دعوت میشود و چه تجربه و تبحری داشته که ساخت چنین بنایی به او سپرده شده است. این موضوع درباره استاد محمد اصفهانی و ارتباط او با سمرقند و دیگر مناطق نیز قابل بررسی است.
اهمیت معماری خراسان بر ایوان
این طراح و مرمتگر بناهای تاریخی با اشاره بهویژگی متفاوت مساجد خراسان، بیان کرد: یکی از پرسشهای مهم در معماری خراسان، تاکید ویژه بر ایوان است. در حالی که در برخی مناطق دیگر، شبستان یا گنبدخانه میتواند عنصر اصلی مسجد باشد در خراسان به نظر میرسد ایوان جایگاه بسیار پررنگی پیدا کرده است.
وی اضافه کرد: اگر به مسجد گوهرشاد نگاه کنیم، با وجود اهمیت گنبدخانه، زمانی که وارد مسجد میشویم، گنبدخانه عنصر غالبی نیست که بلافاصله خود را به مخاطب تحمیل کند در حالی که گنبد گوهرشاد بیشتر از بیرون و در ارتباط با منظر شهری دیده میشود. این تاکید بر ایوان در مساجد تاریخی خراسان موضوعی قابل توجه است. در مسجد جامع گناباد، مسجد زوزن و دیگر نمونههای تاریخی، استقرار ایوانها و سپس شبستانها و گلدستهها، کیفیت خاصی به ساختار مسجد داده است.
صادقی با اشاره به اهمیت ایوان در خراسان، خاطرنشان کرد: هنوز برای ما یک پرسش جدی است و نیاز به پژوهش بیشتری دارد. برخی تحقیقات احتمال میدهند که ایوان در ابتدا نقشی متفاوت داشته و سپس در ساختار مسجد تقویت شده است اما شواهد باستانشناسی موجود در همه موارد چنین فرضیهای را تایید نمیکند.
مسجد موزهای برای جامعه تاریخی است
این طراح و مرمتگر بناهای تاریخی با بیان اینکه مسجد در گذشته تنها یک بنای عبادی نبوده است، گفت: مسجد از همان ابتدا علاوه بر کارکرد عبادی، نوعی نقش موزهای نیز داشته است؛ چراکه در جامعهای که دسترسی مردم به رسانهها و منابع تصویری بسیار محدود بود، مسجد یکی از مهمترین فضاهای عمومی برای مواجهه با هنر، خط، نقش و ادبیات محسوب میشد.
صادقی افزود: مسجد بعنوان یک بنای عمومی و عامالمنفعه فرصت مناسبی برای بروز هنر فراهم میکرد. به همین دلیل است که در مساجد تاریخی خراسان شاهد حجم قابل توجهی از کاشیکاری، آجرکاری، کتیبه و نقوش هستیم. هنرمند در این فضا فرصتی پیدا میکرد تا تمام توان هنری و فرهنگی خود را به نمایش گذارد.
وی با اشاره به دیدگاه استادان معماری درباره کاشیکاری، اظهار کرد: کاشیها مجاز و جایگزین گل هستند؛ یعنی وقتی وارد چنین فضایی میشویم، گویی وارد باغی شدهایم که نقوش و تزئینات آن جایگزین طبیعت شدهاند.
مسجد یک رسانه عمومی در گذشته بوده است
صادقی با بیان اینکه مسجد در گذشته نوعی رسانه عمومی بوده است، خاطرنشان کرد: مسجد در یک دوره تاریخی، رسانهای ویژه بود. مردم بسیاری از موضوعات فرهنگی، هنری و اجتماعی را در همین فضا تجربه میکردند. حتی با وجود اختلافات قومی و مذهبی که در برخی دورهها وجود داشته، گاهی میبینیم چند محراب، کتیبه یا مجموعهای از تزئینات با مضامین متفاوت در یک مسجد در کنار یکدیگرر باقی ماندهاند. این موضوع نشان میدهد مسجد ظرفیت پذیرش لایههای مختلف فرهنگی را داشته است. این فضا فرصتی برای ابراز هنری بود؛ زیرا جامعه در آن دوره با فقر بصری مواجه بود و رسانههای متنوع امروزی وجود نداشتند.
معماری مسجد امروز، ادامه گذشته یا رویکردی تازه؟
این طراح و مرمتگر بناهای تاریخی با اشاره به ساخت مسجد در دوره معاصر، گفت: امروز اگر بخواهیم مسجدی بسازیم، این پرسش مطرح است که آیا باید همان مسیر معماری گذشته را ادامه دهیم یا به سمت سادهسازی حرکت کنیم. این موضوع یکی از بحثهای جدی میان معماران است و رویکردهای متفاوتی نسبت به آن وجود دارد.
صادقی در ادامه به سازمان فضایی مساجد خراسان اشاره کرد و گفت: در معماری خراسان نوعی تناسب میان فضای پوشیده و فضای باز دیده میشود. برای مثال، در مسجد گوهرشاد، شبستانهای متعددی در پیرامون ایوانها شکل گرفتهاند و به تدریج فضای پوشیده به ساختار اولیه افزوده شده است. به نظر میرسد در برخی نمونهها ابتدا ایوانها سامان یافتهاند و سپس شبستانها در پسزمینه آنها شکل گرفتهاند. این مسئله از نظر ساختاری و نحوه اتصال اجزا بنا نیز قابل بررسی است.
وی با اشاره به نقش عناصر عمودی مسجد در منظر شهر، اظهار کرد: در مناطقی که استفاده از سقف تخت امکانپذیر بوده، مسجد از نظر منظر شهری ممکن است شاخص کمتری داشته باشد؛ زیرا گنبد، ایوان و گلدسته عناصری هستند که امکان دیده شدن بنا از فاصله دور را فراهم میکنند.
این طراح و مرمتگر بناهای تاریخی با بیان اینکه در خراسان نیز این مسئله را میتوان مشاهده کرد، گفت: هنگامی که به زوزن نزدیک میشویم، ایوانها نخستین عناصری هستند که از فاصله دور توجه ما را جلب میکنند. در گناباد و فریومد نیز عناصر عمودی و ایوانها نقش مهمی در منظر شهری دارند.
صادقی ادامه داد: اگر مسجدی تماما با سقف تخت ساخته شود، از نظر شاخصبودن در سطح شهر، عناصر کمتری برای دیدهشدن خواهد داشت؛ در حالی که گنبد، گلدسته و ایوان میتوانند مسجد را به یک نشانه شهری تبدیل کنند. به همین دلیل در برخی مناطق، اگر مسجد در بافتی پلکانی قرار گرفته باشد، گاهی آن را در نقطهای با گشایش فضایی یا در یک پیچ قرار میدهند تا امکان دیده شدن عناصر شاخص آن از فاصله دور وجود داشته باشد.
انتهای پیام