نمایش «دو سر و یک کلاه» نوشته ژان ماری پییم با ترجمه و کارگردانی محمدرضا خاکی به تازگی اجرای خود را در تالار دکتر ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است.
خاکی در گفتگو با ایسنا با ارایه توضیحاتی درباره اجرای این نمایش عنوان کرد که اجرای تئاتر در شرایط اقتصادی فعلی، مرا به یاد دوران دبیرستان میاندازد، زمانی که پولی نداشتیم و دکور و وسایل مورد نیاز نمایش را از خانه میآوردیم.
او درآغاز درباره انتخاب نمایشنامه «دو سر و یک کلاه» توضیح داد: مدت ها از زمان بازنشسته کردن اجباری من از کار دانشگاهیام میگذرد، در این سالها بیشتر مشغول ترجمه آثار نمایشی (نمایشنامه و متون تئوریک تئاتر) بودهام . همانطور که میدانید فروش کتاب افت چشمگیری پیدا کرده و تیراژ کتابهای تئاتری به ۲۰۰ نسخه رسیده است، آن هم در زمانی که هرسال حدود ۷۵۰۰ نفر دانشجوی تئاتر در گرایشها و سطوح مختلف آن در دانشگاه داریم. من به سهم خودم تعداد قابل توجهی نمایشنامه جدید ترجمه کردهام و همچنان ادامه میدهم.
او اضافه کرد: اخیرا فرصتی پیش آمد که در تئاتر ایرانشهر نمایشی اجرا کنم. میدانید که داشتن نوبت سالن برای اجرا خیلی دشوار شده است. نمایشنامه «دو سر و یک کلاه» اثر ژان-ماری پییم جزو نمایشنامههایی است که چند سال پیش و همزمان با اپیدمی کرونا ترجمه کرده بودم و چند سالی هم از انتشار آن میگذشت. نمایشنامه خوش ساختِ معاصری است که فضای درونی و مفاهیم اجرایی آن با وضعیت تئاتر معاصر ما همخوانی قابل توجهی دارد. داستان این نمایش درباره زندگی و کار دو برادر است که هر دو بازیگر تئاتر هستند و ما در این نمایش شاهد مشکلات و سختیهای زندگی هنری و حرفه ای آنان هستیم. این مشکلات بخصوص در جوامعی که هنر و فرهنگ به طور عام و تئاتر به طور خاص، دچار بینظمی شده و تحت تسلط سرمایهداری، آن هم سرمایهداری کور اداره میشود، بیشتر به چشم میآید.
خاکی با اشاره به افت و خیزهای تئاتر در دهههای اخیر یادآوری کرد: فراموش نکنید که پس از خصوصی سازیهای دوره ریاست جمهوری آقای احمدینژاد وضعیت تئاتر هم یکباره دگرگون و خصوصی سازی شد و حرکت به سوی تئاترهای به اصطلاح «بساز و بفروش» شدت گرفت و برخی پولهایی که ابتدا به سوی سینما رفتند و سینما را «سرشاراز زیبایی! » کردند و کارش را ساختند؛ حالا، با حمایت از حضور برخی از «سلبریتیها» دارند تئاتر راهم به مسیر دلخواه خود می اندازند و «سرشاراز همان زیباییها» میکنند.
خاکی با ابراز تاسف از تغییر برخی از مناسبات تولید در تئاتر امروز ایران ادامه داد: در حال حاضر میبینیم کسانی که نمایشگاه اتوموبیل دارند یا دلار فروش هستند، به سرمایهگذاری در تئاتر علاقهمند شدهاند و این رویکرد قابل تاملی است و به لحاظ جامعه شناسیِ مخاطب هم، واقعاً قابل مطالعه است.
او با اشاره به افزایش نمایشهای روی صحنه در سالهای اخیر ادامه داد: وقتی سایتهای فروش بلیت تئاتر را باز میکنید، با تعداد زیادی نمایشهای روی صحنه مواجه میشوید که بخش عمدهای از آنها نمایشهای فقط سرگرمکنندهاند که به سرعت و با حداقل توجه به ضرورتهای اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز ساخته شدهاند و برخیشان هم با قیمت بلیتهایی روی صحنه میروند که با اطمینان میگویم اکثریت خانوادههای طبقه متوسط هم توان خرید بلیت آنها را ندارند؛ از دانشجویان، بازنشستگان، کارگران و طبقات فرو دست، دیگر سخن نمیگویم.
این کارگردان پیشکسوت افزود: شخصا برخی نمونههای چنین نمایشهایی را روی صحنه دیدهام که به روشنی پیداست که فقط محض پول در آوردن ساخته شدهاند. من مخالف اجرای نمایشهای سرگرمکننده نیستم و تنوع در تئاتر را هم دوست دارم اما توجه به کیفیت این اجراها نشان میدهد که داریم به سمت ناکجاآباد میرویم. از سوی دیگر حمایت دولت از تئاتر تقریبا به صفر رسیده و همه اینها وضعیت دشواری را پیشروی این هنروران و فعالان تئاتر قرار داده است. مدیریت تئاتر ما با هیچ یک از استانداردهای این رشته قابل ارزیابی نیست و هیچ نوع برنامهریزی آیندهگرا و توسعهمحوری هم وجود ندارد. معلوم نیست چه آیندهای جز فقر و بیکاری برای این همه جوان مشتاق که دانشجوی تئاتر شدهاند، رقم خواهد خورد.
او با ابراز تاسف از اینکه در حال حاضر به دلیل تغییر مناسبات تولید تئاتر، گروههای نمایشی در رقابتی ناسالم قرار گرفتهاند، هشدار داد: وقتی حرف اول و آخر را پول میزند و وقتی دستمزد یک بازیگر سلبریتی به واسطه حضور در مجموعهها و آثار تصویری، معادل حقوق یک سال یک استاد دانشگاه است، یعنی تئاتر در مسیر خوبی قرار ندارد.
خاکی، وضعیت فعلی تئاتر را غمانگیز خواند و افزود: هیچ چشماندازی برای تئاتر نداریم و هیچ معلوم نیست گفتمان تئاتر امروز ایران چیست و چگونه میتوان آن را ارزیابی یا تعریف کرد.
این مدرس تئاتر با ابراز ناخشنودی از وضعیت تدریس تئاتر گفت: اگر میخواهید که تئاتر بهتری داشته باشید به بهبود وضعیت آموزش آن در دانشگاهها فکر کنید؛ بسیاری از شرح درسهای ما در دانشگاه قدیمی شدهاند و کارایی لازم را ندارند. درباره موضوع مهمی مانند «دراماتورژی»، ما حتی دو واحد درسی هم نداریم. از سوی دیگر با وجود حدود هفت یا هشت هزار دانشجوی تئاتر که سالانه مشغول تحصیل تئاتر هستند، تیراژ کتابهای تئاتری به ۲۰۰ نسخه رسیده است که متاسفانه همین تعداد اندک هم خوانده نمیشوند.
خاکی ادامه داد: پیش از اینکه تصمیم به اجرای این نمایش بگیرم، قصد داشتم نمایشنامه دیگری را با حضور ۱۰-۱۵ بازیگر مستعد و جوان روی صحنه ببرم که شرایطش فراهم نشد. تمرین همین نمایش هم با اینکه تنها دو بازیگر دارد، هیچ آسان نبود. دو ماه تمرین کردیم و ۲ هفته مانده به اجرا، یکی از آن دو، که یک نو بازیگر بود، گروه را ترک کرد و درخواست دستمزدی برابر با ۶ ماه حقوق یک استاد دانشگاه را داشت. رفتن او از گروه، سبب تاخیر در اجرای ما شد، چرا که آمادهسازی نمایش با حضور بازیگری جدید، کاری دشوار و زمانبر بود، اما خوشبختانه این مشکل با حضور بازیگری بهتر، تواناتر و با تجربهتر که تناسب فیزیکی بهتری هم با نقش داشت، بر طرف شد.
او در عین حال با ابراز خرسندی از همکاری با گروه اجرایی نمایشش ادامه داد: خوشحالم با گروهی جوانِ با قابلیت و بااخلاق کار میکنم. داریم با حداقلها کار میکنیم. از سوی دیگر دو اجرایی بودن سالن اجرا هم، سبب شد از بسیاری از ایدههای طراحیمان چشمپوشی کنیم و همه شرایط را طوری پیش ببریم که برای گروه دیگری که با ما اجرا دارند، مزاحمتی ایجاد نکنیم. گروه دیگر اما ... بگذریم! درباره مسایل و مشکلاتی که در هنگام آماده کردن این اجرا شاهدش بودم، حرفهای زیادی دارم که بهتر است ناگفته بماند.
خاکی در پایان گفت: دچار نوعی آشفتگی در وضعیت کاری و اقتصادی دشوار بازیگران تئاتر هستیم که با مضمون نمایش «دو سر و یک کلاه» و شرایط دشوار زندگی پرسوناژهای درون این نمایش، مطابقت دارد. به گمانم لازم است که هر بازیگر، یا دانشجوی تئاتر و یا هر تماشاگر تئاتر دوستی، اجرای این نمایشنامه را ببیند. نمایشی آموزنده و پر معنا درباره زندگی و کار همه بازیگران تئاتر است. به خاطر نداشتن تهیهکننده و نبود بودجه لازم برای تبلیغات، این فقط تماشاگران بودهاند که عامل تبلیغ کار ما و معرفی آن به دوستانشان شدهاند. با اطمینان میگویم که نمایشنامهای خوب و اجرایی آبرومندانه توسط دو بازیگر خلاق است، و خوشبختانه تاکنون با بازخوردهایَ مثبت تماشاگران محدودی که داشتهایم، هم رو به رو شده است. ما به نیمه زمان اجرایمان رسیدهایم و چشم به راه دیدار تماشاگران تئاتر دوست و دوستان تئاتریمان هستیم. لطفا بیایید و این نمایش را ببینید؛ اگر با اجرای آن همراه و همدل شوید هم خواهید خندید و هم گریهتان خواهد گرفت، مثل همان دو ماسک مشهور تئاتر که تمثیلی جهانی از (اندوه و شادی) در نمایش است.
به گزارش ایسنا، نمایش «دو سر و یک کلاه» نوشته ژان ماری پییم با ترجمه و کارگردانی محمدرضا خاکی با بازی ناصر علی پاشا و حمید رشید هر شب ساعت ۱۸:۴۵ در تالار دکتر ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه میرود.

انتهای پیام