محمدجواد برزگر در گفتوگو با ایسنا، با تشریح الزامات مدیریت استراتژیک در روزگار دگرگونیهای ساختاری اظهار کرد: هنگامی که یک تکانه سنگین به سازمان اصابت میکند، بزرگترین خطر، سکون و تعلل است؛ زیر آتش هیچ تصمیمی کامل و بینقص نیست، اما هر روز تأخیر، هزینهای غیرقابل جبران بر بدنه سازمان تحمیل میکند.
وی با اشاره به واکنشهای روانی اعضای تیم در مواجهه با شرایط بحرانی تصریح کرد: انسانها در نااطمینانی شدید معمولاً به سه روش واکنش نشان میدهند که شامل ورود به درگیریهای فرسایشی، طفره رفتن و گریز از بار مسئولیت، یا میخکوب شدن و انتظار برای حل خودبهخودی بحران است. نکته حیاتی اینجاست که این واکنشها، بهویژه انفعال و سردرگمی، در لایههای تیمی به شدت مسری است و اگر رهبری سازمان نتواند ریتم و انضباط عملیاتی را تثبیت کند، کل پیکره سازمان فلج خواهد شد.
نویسنده کتاب «کدبرتری» با تبیین اصول کلیدی مدیریت در شرایط اضطرار افزود: تصمیمگیری پویا و انعطافپذیر، اولویتدهی به ارتباطات شفاف و بدون تأخیر با بدنه سازمان، حضور مدیر در خط مقدم چالشها و شناخت واقعی ابعاد بحران، ستونهای اصلی تابآوری سازمانی هستند. نوآوری در این شرایط یک ژست فانتزی نیست، بلکه ضرورت بقا و راه عبور از بنبستهاست.
برزگر با اشاره به ابزارهای عملیاتی مدیران در هدایت تیمهای زیر فشار بیان کرد: ارزیابی مدام موقعیت، بازتنظیم سیگنالهای ارتباطی متناسب با اخبار روز و تمرکز ویژه بر حمایت روانی از افراد، از وظایف غیرقابل اغماض رهبران است. ایجاد زمانهای بازیابی روحی و جسمی، برگزاری دورهمیهای صمیمی و ساختن محیطی امن برپایه صداقت که در آن کارکنان بدون ترس صدای خود را برسانند، انسجام تیمی را در بالاترین حد حفظ میکند.
وی حوادث پیشبینینشده را برای مدیران تطبیقپذیر به منزله رانندگی فرمول یک در باران دانست و گفت: در این شرایط، حوادث به جای ویرانگر بودن، به فرصتی برای سبقت و شکوفایی تبدیل میشوند. در حوزه تخصیص منابع نیز مدیران هوشمند هرگز تمام ظرفیت خود را صرف پروژههای سنگین، پرریسک و آزمودهنشده نمیکنند؛ بلکه ابتدا با انجام آزمایشهای کوچک و کمهزینه، بازخورد واقعی میگیرند و پس از اطمینان، توپهای اصلی را شلیک میکنند.
برزگر در پایان با اشاره به ریشه تابآوری سازمانی در انضباط فردی رهبران یادآور شد: توجه به سلامت جسمی، ورزش منظم و تعادل میان کار و زندگی، اسلحه پنهان رهبران در روزگار بحران است؛ چرا که تابآوری یک سازمان هرگز فراتر از تابآوری فردی مدیران و اعضای آن نخواهد رفت. ثبت تجربیات زیسته و روایت بومی این چالشها توسط مدیران داخلی، سرمایه دانشی ارزشمندی است که میتواند مسیر عبور از بحرانهای مشابه را هموار کند.
انتهای پیام