روزبه آذر در گفتوگو با ایسنا درباره ایده شکلگیری اجرای پژوهشی موسیقی «روزبه آذر» و دغدغهای که پشت طراحی این برنامه قرار دارد، اظهار کرد: شرایط اجتماعی و اتفاقاتی که طی یک سال اخیر رخ داده، همواره برای من دغدغهمند بوده و تلاش کردهام خودم را با شرایط جامعه وفق دهم و متناسب با آن، اثر تولید کنم.
وی با اشاره به سابقه فعالیت خود در عرصه موسیقی، ادامه داد: از سال ۱۳۷۸ گروه خودم را تشکیل دادم و در این سالها افراد مختلفی به گروه اضافه یا از آن جدا شدهاند، اما مسیر اصلی فعالیت من همچنان موسیقی بوده است. حدود ۳۰ تا ۳۵ سال است که در حوزه موسیقی بیکلام فعالیت میکنم و این شیوه بخش مهمی از مسیر هنری من را شکل داده است.
این آهنگساز افزود: در اجرای جدید تلاش کردم فضای موسیقیام را تا حدی به سمت روایت ببرم؛ روایت اتفاقاتی که در این مدت بر مردم این کشور گذشته و بهخصوص اتفاقات یک سال اخیر. برای من مهم بود که موسیقی صرفاً شنیده نشود، بلکه بتواند مخاطب را با یک روایت و فضای ذهنی مشخص همراه کند.
آذر با اشاره به قطعه «ملکالموت» بیان کرد: این قطعه بیکلام است و سعی شده فضای آن کمی سینماتیک باشد و از حالت صرفاً خیالپردازانه فاصله بگیرد. موسیقی بیکلام میتواند برای هر مخاطب تعابیر متفاوتی داشته باشد، اما در این اجرا تلاش کردم با استفاده از افکتهای صوتی میان قطعات، برای هر اثر روایتی مشخص ایجاد کنم.
وی خاطرنشان کرد: مخاطب پیش از شنیدن هر قطعه، قصه آن را میشنود و سپس موسیقی اجرا میشود؛ بنابراین هر قطعه صرفاً یک اثر موسیقایی نیست و داستانی پشت آن قرار دارد. بخشی از این آثار از آلبومهای قبلی من انتخاب شده و در کنار آنها چند قطعه نیز به صورت تکترک ارائه میشود.
«حسنک»؛ روایتی از بیهقی با موسیقی خراسانی
این آهنگساز درباره قطعه «حسنک» گفت: این قطعه بر اساس داستان «حسنک وزیر» از ابوالفضل بیهقی نوشته شده است. در تنظیم آن از تکنیکهای موسیقی دوتار شمال خراسان و به طور کلی خراسان بزرگ، ازجمله منطقه ترکمنصحرا، استفاده کردهام و این عناصر را برای گیتار و سازهای زهی تنظیم کردهام.
آذر با اشاره به استفاده از عناصر موسیقی فرهنگهای مختلف در آثار خود، اظهار کرد: دغدغه اصلی من همواره موسیقی بیکلام در فرهنگهای مختلف بوده است. در دورههای مختلف روی موسیقی هند و موسیقی کولیهای رومانی نیز کار کردهام و در اجرای پیشرو بخشی از این مطالعات و تجربهها مورد استفاده قرار گرفته است.
وی افزود: هدف من از پرداختن به موسیقی فرهنگهای مختلف، نشان دادن پیوستگی انسان در نقاط مختلف جهان است. اگر به دنیای قدیم نگاه کنیم، فرهنگها همیشه در حرکت و تبادل بودهاند. برای مثال، جاده ابریشم تنها مسیر جابهجایی کالا نبود، بلکه فرهنگ نیز از طریق همین مسیرها از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میشد و نقاشی، سرود، نغمه و شیوههای مختلف هنری همراه کاروانها حرکت میکردند.
این آهنگساز ادامه داد: کولیها نیز به دلیل زندگی و سفرهای مداوم، نغمهها، اشعار، ترانهها و تمهای موسیقایی را از جایی به جای دیگر منتقل میکردند. هدف من نیز در موسیقی، نشان دادن همین پیوستگی انسانی و یادآوری این موضوع است که موسیقی میتواند مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را پشت سر بگذارد.
بازآفرینی فرهنگها بدون کپیبرداری
آذر درباره چگونگی ایجاد تعادل میان وفاداری به ریشههای موسیقی یک فرهنگ و نگاه شخصی هنرمند، بیان کرد: این یکی از سختترین کارهایی است که یک هنرمند، بهخصوص در موسیقی بیکلام، با آن مواجه است. در موسیقی باکلام، بخش زیادی از مفاهیم با کلمات منتقل میشود، اما در موسیقی بیکلام این ارتباط بیشتر به شهود و زیست هنرمند وابسته است.
وی ادامه داد: اگر این ارتباط شکل نگیرد، نتیجه کار صرفاً کپی کردن خواهد بود و بازآفرینی جدیدی اتفاق نمیافتد. هنرمند برای پیدا کردن زبان شخصی خود ناچار است تجربه و خطا کند و از این مسیر به شیوهای برسد که بتواند حرف تازهای بیان کند.
این آهنگساز با تأکید بر اهمیت مطالعه برای آهنگساز، افزود: اگر قرار است درباره موسیقی یک فرهنگ کار کنید، باید تاریخ، افسانهها و فرهنگ عمومی آن جامعه را نیز بشناسید. برای بازآفرینی درست باید در فرهنگهای دیگر عمیق شد و در عین حال شناخت عمیقی از فرهنگ ایرانی داشت؛ اما این شناخت باید بدون تعصب باشد.
آذر تصریح کرد: فرهنگ ایرانی در کنار نقاط قوت و ویژگیهای درجهیک، اشتباهاتی نیز داشته و فرهنگهای دیگر هم همین وضعیت را دارند. هنگام تحقیق درباره یک فرهنگ باید بتوان از جایگاه صرفاً ایرانی فاصله گرفت و با نگاهی باز، هنر و فرهنگ جوامع مختلف را بررسی کرد.
«روح زندگی» معیار انتخاب قطعات
وی درباره معیار خود برای انتخاب و خلق قطعات گفت: اگر بخواهم صرفاً اثری را کاور کنم، برایم مهم است که داستانی پشت آن وجود داشته باشد، اما درباره ساختههای خودم نمیتوانم خطکش از پیش تعیینشدهای داشته باشم. در هنر نمیتوان صرفاً با عقل روزمره کار کرد و خیال نیز باید در کنار عقل حضور داشته باشد.
این آهنگساز افزود: اگر بخواهم یک معیار مشخص برای قطعات این اجرا بیان کنم، تنها یک چیز برایم اهمیت دارد و آن «روح زندگی» است. در این قطعات باید روح زندگی جاری باشد، نه صرفاً غم و تیرگی. حتی اگر قطعهای درباره مرگ یا یک اتفاق تلخ باشد، باید نسبتی با زندگی داشته باشد.
آذر درباره «ملکالموت» توضیح داد: در این اجرا این قطعه را در قالب داستانی که روی پرده نمایش داده میشود، به فرشته مرگ تقدیم کردهام؛ با این مضمون که این قطعه هدیهای به فرشته مرگ است تا جان دیگران و بهخصوص جان کودکان را نگیرد. بنابراین حتی در قطعهای که موضوع آن مرگ است، دغدغه اصلی من زندگی است.
وی در پایان گفت: موسیقی زمانی میتواند اثرگذار باشد که از یک زیست واقعی، مطالعه، تجربه، خطا و ارتباط با انسانها و فرهنگهای مختلف شکل گرفته باشد. موسیقی بیکلام ظرفیت زیادی برای روایت دارد و تلاش کردهام در این اجرا از این ظرفیت استفاده کنم تا هر قطعه علاوه بر صدا، حامل یک داستان و تجربه انسانی باشد.
انتهای پیام