پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۶:۱۲
۲۰۲۶ سال طلایی پاکستان؛ جهشی پایدار یا موجی زودگذر!

۲۰۲۶ سال طلایی پاکستان؛ جهشی پایدار یا موجی زودگذر!

پاکستان در سال ۲۰۲۶ با تکیه بر میانجی‌گری در مناقشه ایران و آمریکا، ریاست دوره‌ای سازمان همکاری شانگهای و گسترش پیمان‌های دفاعی و امنیتی، بیش از هر زمان دیگری در کانون تحولات منطقه‌ای قرار گرفته است؛ اما اقتصاد شکننده، بحران مزمن افغانستان و محدودیت‌های ساختاری در سیاست خارجی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا اسلام‌آباد توان تبدیل این دستاوردهای مقطعی به یک جایگاه راهبردی پایدار را خواهد داشت یا نه؟

به گزارش ایسنا، «سمیه مروتی» کارشناس مطالعات گروه مطالعات مسائل افغانستان و پاکستان (افپاک) در یادداشتی اختصاصی برای ایسنا به بررسی سیاست و رویکرد پاکستان در سال 2026 در منطقه و چالش‌های این کشور در عرصه سیاست داخلی و منطقه‌ای پرداخت. 

متن این یادداشت به شرح زیر است: 

۲۰۲۶ سال طلایی پاکستان؛ جهشی پایدار یا موجی زودگذر!

«در سال ۲۰۲۶، پاکستان در موقعیتی بی‌سابقه از مناسبات راهبردی خود ایستاده است. از ابتدای آن، ریاست دوره‌ای بر سازمان همکاری شانگهای، میانجی‌گری در جنگ ایران و آمریکا، و امضای پیمان دفاعی مکه با ترکیه و عربستان، این کشور را به کانون تحولات منطقه‌ای کشانده است. اما پرسش اینجاست که این جهش دیپلماتیک، در بستر واقعیت‌های ساختاری پاکستان تا چه اندازه پایدار است و آیا اسلام‌آباد می‌تواند از الگوی تاریخی «بهره‌برداری مقطعی از بحران‌ها» عبور کند یا بار دیگر پس از فروکش کردن امواج، به همان وضعیت شکننده پیشین بازخواهد گشت.

فرهنگ راهبردی پاکستان همواره بر «کارت‌سازی خلاقانه» در بزنگاه‌ها استوار بوده است؛ از حمایت از جهاد افغانستان در دهه هشتاد تا نقش‌آفرینی نانوشته در مذاکرات صلح آمریکا و طالبان. اما نقطه ضعف همیشگی این رویکرد، «زمان‌مندی» آن بوده است؛ به محض عبور نیاز بازیگران بزرگ، پاکستان دوباره به اولویت‌های فرعی آنان تبدیل شده است. آنچه این بار تفاوت ایجاد می‌کند، تلاش اسلام‌آباد برای نهادینه‌سازی نقش خود از طریق ریاست بر نهادی چون شانگهای و امضای پیمان‌های دفاعی، نظامی و امنیتی (عربستان، قطر، سومالی و ...) است. با این حال، این نهادینه‌سازی در عمل با دو مانع جدی روبروست: نخست، اقتصاد شکننده‌ای که با بدهی خارجی نزدیک به ۱۳۰ میلیارد دلار، کسری پایدار بودجه و وابستگی شدید به واردات انرژی، هرگونه تعهد راهبردی بلندمدت را با ریسک شکست مواجه می‌سازد؛ دوم، بحران همیشگی افغانستان که هر لحظه امکان سرریز امنیتی به ایالت‌های مرزی پاکستان و بی‌ثباتی داخلی دارد و می‌تواند تمامی دستاوردهای دیپلماتیک را در کوتاه‌ترین زمان تحت‌الشعاع قرار دهد.

۲۰۲۶ سال طلایی پاکستان؛ جهشی پایدار یا موجی زودگذر!

در مورد میانجی‌گری در جنگ ایران و آمریکا، باید اذعان کرد که اسلام‌آباد با درکی عمیق از پیوند امنیت خارجی و ثبات داخلی، وارد میدان شد؛ چراکه بسته‌شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و انسداد مرزی با ایران، می‌توانست مستقیماً اقتصاد وابسته پاکستان را هدف قرار دهد و همچنین ایالت ناآرام بلوچستان را به کانون بحران تبدیل کند. اما واقعیت تلخ آن است که پاکستان در این میانجی‌گری، بیش از آنکه «تسهیل‌گر بی‌طرف» باشد، «ذی‌نفع مستقیم» است. این کشور به دنبال آن است که از این رهگذر، همزمان دو هدف را تأمین کند: از یک سو، جایگاه خود را در نزد افکار عمومی جهان اسلام و کشورهای هم‌سود ارتقا دهد، و از سوی دیگر، با تکیه بر همکاری راهبردی با چین، اهرمی در مقابل آمریکا و علیه هند بسازد. اما دستاورد این میانجی‌گری، هرچند در کوتاه‌مدت اعتباری برای اسلام‌آباد به ارمغان آورده، در میان‌مدت به پروژه‌های مشخص اقتصادی و اراده واقعی طرفین گره خورده است. بی‌آنکه این پروژه‌ها به نتیجه ملموسی برسند، اعتبار میانجی‌گری به‌سرعت رنگ می‌بازد و پاکستان دوباره در صف بازیگران قابل اغماض قرار می‌گیرد. 

ریاست دوره‌ای بر سازمان همکاری شانگهای در سپتامبر ۲۰۲۶، بی‌تردید برگ برنده‌ای است که پاکستان به‌ندرت در اختیار داشته است. این جایگاه به اسلام‌آباد اجازه می‌دهد تا بر دستورکار نشست‌ها، محورهای همکاری، و حتی چگونگی تعامل با هند اثر بگذارد و روایت خود را از مناقشات دوجانبه (به‌ویژه کشمیر) در سطحی جهانی مطرح کند. اما این اهرم نهادی نیز با محدودیت‌هایی جدی همراه است: نخست، شانگهای سازمانی است که تصمیمات آن عمدتاً مبتنی بر اجماع چین و روسیه شکل می‌گیرد و ریاست پاکستان، بیش از آنکه به معنای «رهبری» باشد، از منظر «تسهیل‌گر اجرایی» باید دیده شود. دوم، پاکستان برای تبدیل این ریاست به سرمایه‌ای پایدار، نیازمند طرح ابتکاراتی است که منافع ملموسی برای دیگر اعضا (به‌ویژه کشورهای آسیای مرکزی) داشته باشد؛ پیشنهادهایی چون تأسیس چارچوب حاکمیتی هوش مصنوعی یا میزبانی نمایشگاه تاب‌آوری، هرچند خلاقانه، اما در سایه بحران‌های واقعی منطقه (نظیر امنیت غذایی، انرژی و ترانزیت) ممکن است به‌عنوان اقدامات حاشیه‌ای تلقی شوند. همچنین، در حوزه اقتصادی، ریاست پاکستان بر شانگهای می‌تواند به تسریع پروژه‌های ترانزیتی نظیر راه‌آهن ازبکستان ـ افغانستان ـ پاکستان کمک کند، اما این پروژه‌ها بدون حل مسئله افغانستان که اکنون در جنگی سرد با پاکستان است، عملاً در هاله‌ای از ابهام باقی می‌مانند.

در سنجش کلی وضعیت، پاکستان با دو راهبرد موازی در حال حرکت است: از یک سو، خود را به «پل اتصال» میان نظم اوراسیایی با محوریت چین، روسیه و ایران و نظم خاورمیانه‌ای با محوریت ترکیه و عربستان تبدیل می‌کند؛ از سوی دیگر، با پذیرش نقش «تسهیل‌گر بحران‌ها»، این پیام هوشمندانه را ارسال می‌کند که در صورت بازگشت به حاشیه، از ظرفیت بالای خود در بی‌ثبات‌سازی منطقه به‌ویژه از طریق افغانستان به‌عنوان اهرم فشار استفاده خواهد کرد. اما این استراتژی دوگانه، به‌شرطی کارآمد است که پاکستان از «ظرفیت بالقوه» به «طرح بالفعل» در حوزه‌های زیربنایی و اقتصادی عبور کند؛ چیزی که تاکنون به‌دلیل ضعف مدیریت داخلی، فساد ساختاری و نبود سرمایه‌گذاری خارجی پایدار، محقق نشده است.

۲۰۲۶ سال طلایی پاکستان؛ جهشی پایدار یا موجی زودگذر!

در پایان، نگاهی به دلالت‌های این تحول برای ایران ضروری است. پاکستان ۲۰۲۶، دیگر همسایه صرف یا کریدوری منفعل نیست؛ بلکه به بازیگری تبدیل شده که همزمان در شانگهای و پیمان مکه حضور دارد و می‌تواند نقش «تسهیل‌گر» یا «هزینه‌ساز» را در قبال تهران ایفا کند. از یک سو، ریاست پاکستان بر شانگهای، بستری برای همکاری فنی و ترانزیتی با ایران فراهم می‌کند، و از سوی دیگر، نزدیکی اسلام‌آباد به ریاض و آنکارا، می‌تواند به کاهش نقش سنتی ایران در معادلات خاورمیانه بیانجامد. ایران ناگزیر است در مواجهه با این پاکستان، واقعیت تاثیر و تاثر را بپذیرد: فارغ از میزان اثرگذاری ایران بر روندهای نوپدید پاکستان، آنچه در شرابط فعلی با تأکید بر شرایط «نه جنگ و نه صلح» اخیر برای ایران حایز اهمیت است، مدیریت رفتار، اطمینان از همکاری در تمامی سطوح با تأکید بر احترام به خطوط مرزی و تأمین امنیت در بزنگاه‌ها و تضمین عبور ترانزیتی است. پاکستان با تجربه جنگ هند و افغانستان ناگزیر در مسیری گام نهاده که باید بر اتصال تشکیلات نظامی ـ امنیتی خود به دیگر کشورها و شبکه‌سازی دفاعی و امنیتی تضمین‌شده بیندیشد.

سیاست بهینه و مطلوب تهران، شراکتی هوشمندانه و رصد دائمی و دقیق تحرکات این بازیگر با تأکید بر بخش نظامی و امنیتی آن در منطقه و فراتر از آن است؛ چراکه هرگونه بی‌توجهی به این تحول، ممکن است ایران را در موقعیتی منفعل و وابسته به تصمیمات اسلام‌آباد قرار دهد. پاکستان امروز، نه تهدیدی تمام‌عیار و نه فرصتی بی‌قید و شرط، بلکه واقعیتی است که باید با آن در سطحی متفاوت و با نگاهی فراتر از همسایگی سنتی مواجه شد.»

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان