به گزارش ایسنا، «شب نهم ربیعالاول ۱۳۴۴ هجری قمری» تاریخ تولدی است که پشت قرآن خانوادگیشان برای زادروز اسماعیل سعادت نوشتهاند که میشود پنجم مهر ۱۳۰۴ هجری شمسی؛ فرزند اول خانواده سعادت بود که در خوانسار متولد شد.
او دوران تحصیل را با مکتب آغاز کرد:«بس مبارک بود چون فرّ هما/ اول کارها به نام خدا. تحصیل را در مکتب با خواندن طوطیوار همین شعر شروع کردم از روی یک کتاب درسی که به آن «پنج اَلْحمد» (به خوانساری: پِنْجِلْحَم) میگفتند. هدف پنج الحمد و بعد از آن «عم جزو» تعلیم قرائت قرآن بود، و برای همین بود که این کتاب الفبا را با اعراب و تنوین یاد میداد. الفبا هم الفبای عربی بود، پ و چ و ژ و گاف نداشت. بعد از اینکه پنجالحمد و عمّجزو را در این مکتب مقدماتی تمام کردم و با قرائت قرآن آشنا شدم.»
البته او از سر شیطنت کودکی به مکتب نرفت و او را به دبستان دولتی بردند: « یک روز صبح که به مکتب میرفتم، در راه به چند تا از بچههای هم سن و سال خودم برخوردم که بازی میکردند. من بیاختیار در بازی آنها شرکت کردم و آنقدر از این کار لذت بردم که کیفم را در سوراخی در دیوار باغ کنار کوچه پنهان کردم و تا ظهر با بچهها بازی کردم. ظهر که شد کیفم را برداشتم و به خانه رفتم. دو سه روزی کارم این بود، تا اینکه یکی از بستگان نزدیکم مرا در راه دید. متوجه گریزپایی من شد، مرا به مکتب برد و آهسته در گوش معلم چیزی گفت و پیدا بود که سفارش کرد که تقصیر مرا نادیده بگیرد. به پدرم هم که مرد سختگیری بود، چیزی نگفت. ولی همین باعث شد که در سال تحصیلی بعد مرا به دبستان دولتی بردند.»
سعادت که توانایی خواندن و نوشتن را داشت، تحصیلات ابتدایی خود را از پایه دوم شروع کرد و دبستان را با موفقیت به پایان رساند. اما به دلیل نبود دبیرستان در شهر خوانسار، یک سال از ادامه تحصیل بازماند. سال بعد دبیرستانی در خوانسار افتتاح شد و او توانست مسیر تحصیلی خود را ادامه دهد.
اسماعیل سعادت در سال ۱۳۲۲ شمسی تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی گلپایگان آغاز کرد و سال اول را در آنجا گذراند. او پس از پایان سال تحصیلی به خوانسار بازگشت و در آنجا با تشویق محمدحسین مشایخ فریدنی برای ادامه تحصیل به دانشسرای تهران آمد و در سال دوم دانشسرا که احسان یارشاطر معاونش بود ثبت نام کرد. وی در سال ۱۳۲۴ شمسی دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و تصمیم داشت در اداره فرهنگ خوانسار استخدام شود، اما به تهران آمد و به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و کار آموزگاری را از دبستان راستی آغاز کرد.
او به دلیل اشتباهی در حوزه امتحانی، از شرکت در کنکور حقوق که اولویت اصلی او بود، بازماند و به ناچار در کنکور زبانهای خارجی شرکت کرد. او توانست در رشته زبان و ادبیات فرانسه _که بهصورت خودآموز فراگرفته و زبان انتخابی دبیرستانش بود_ در دانشگاه تهران پذیرفته شود. او در سال ۱۳۲۷ وارد دانشگاه تهران شد و استادانی چون موسی بروخیم، عیسی سپهبدی، رهاوی و پاکروان بهره داشت، همچنین با هوشنگ اعلم، عبدالله توکل و ابوالحسن نجفی همدرس بود و هر سه در سال ۱۳۳۱ فارغالتحصیل شدند.
سعادت پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، به تدریس در دبیرستان پرداخت. اولین ترجمهاش از زبان فرانسه، ترجمه کتاب «زندگی میکل آنژ اثر رومن رولان بود که در سال ۱۳۳۴ توسط انتشارات نیل منتشر شد و جایزه بهترین ترجمه سال را از مجله سخن دریافت کرد. او درباره ترجمه این کتاب گفته بود: «آن سالها در یکی از خیابانهای غرب تهران دو تا کتابفروشی کتابهای خارجی بودند که یکی کتابفروشی «هاشت» بود که کتابهای فرانسه وارد میکرد و دیگری اگر اشتباه نکنم، کتاب فروشی ملس بود که هم کتابهای انگلیسی وارد میکرد و هم کتابهای فرانسه. من غالباً به آنها سر میزدم و کتاب میخریدم. یک روز در کتابفروشی به کتاب «زندگی میکل آنژ» رومن رولان برخوردم. میدانستم که رومن رولان سه چهار کتاب درباره زندگی مردان نامی نوشته است. یک نسخه از آن خریدم. مقدمه آن مرا سخت تحت تأثیر قرار داد، یعنی تحت تاثیر زندگی غمانگیز میکل آنژ قرار گرفتم. وقتی تمام کتاب را خواندم، خودم را به نوعی با احساسات رومن رولان نسبت به میکل آنژ شریک دیدم، و آن رنجی را که میکل آنژ در زندگی هنری خود تحمل کرده بود، با تمام وجود رنج آشنایی خودم احساس کردم. احساس کردم و فهمیدم که همین تحمل رنج بود که گوهر هنری او را پرورده است. مخصوصاً ستایشی که رومن رولان در مقدمه این کتاب از رنج و شادی، هر دو، میکند بسیار منقلب کننده است.»
سپس او به همکاری با بنگاه ترجمه و نشر کتاب دعوت شد و به مدت هفت سال در این مرکز فعالیت داشت و به ویرایش کتابهای ترجمهشده پرداخت. او پس از مدتی به همکاری با انتشارات فرانکلین دعوت شد و در دورههای مدیریت نجف دریابندری و سپس کریم امامی، مسئولیت ویرایش و مقابله آثار ترجمهشده را بر عهده داشت.
سعادت پس از بازنشستگی در سال ۱۳۵۶ شمسی به فعالیتهای علمی و فرهنگی ادامه داد و به «سازمان ویرایش و تولید فنّی» وابسته به دانشگاه آزاد ایران پیوست.
با تأسیس مرکز نشر دانشگاهی در سال ۱۳۵۹، او همکاری خود را با این مرکز آغاز کرد و در کنار احمد سمیعی گیلانی و حسین معصومی همدانی به ویرایش مطالب در مجله «نشر دانش» پرداخت. در سال ۱۳۶۳، با راهاندازی مجله «معارف»، سردبیری آن را بر عهده گرفت و طی بیست سال، نقش مهمی در توسعه و پیشبرد اهداف این نشریه ایفا کرد. سرانجام، در سال ۱۳۸۳، پس از دو دهه فعالیت مستمر در مرکز نشر دانشگاهی، از همکاری با این مرکز کنارهگیری کرد.
او همچنین از سال ۱۳۶۷ به عضویت شورای کتاب سروش درآمد و بعدها به عنوان یکی از اعضای شورای عالی ویرایش در صداوسیما نیز فعالیت کرد. این شورا که شامل چهرههای برجستهای مانند موسی اسوار، احمد سمیعی گیلانی، رضا سیدحسینی، علی اشرف صادقی و دیگران بود، نقش مهمی در ارتقای کیفیت زبان فارسی در برنامههای صداوسیما ایفا کرد.
سعادت در سال ۱۳۷۷ شمسی به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و از همان ابتدا در کارگروه شیوه املایی فرهنگستان فعالیت داشت. در سال ۱۳۷۹ شمسی، سرپرستی گروه تحقیقات ادبی را بر عهده گرفت و به عنوان مجری طرح تدوین دانشنامه زبان و ادب فارسی منصوب شد.
او در سه عرصه ترجمه و ویرایش و تالیف کارهای فراوانی کرده است، از جمله ترجمههای «زندگی میکل آنژ» اثر رومن رولان، «تلخکامیهای سوفی» اثر کنتس دو سگور، «ایزابل» اثر آندره ژید، «کشفیات نوین در روان پزشکی» اثر کلیفورد آلن، «شیر و جادوگر» اثر سی. اس. لویس، «عصر بدگمانی» اثر ناتالی ساروت، «میکروبها» اثر آیزاک آسیموف، «اخلاق» اثر جورج ادوارد مور، «انرژی» اثر آیزاک آسیموف، «پیشگامان روانپزشکی» اثر کلیفورد آلن، «تفسیر قرآنی و زبان عرفانی» اثر پل نویا، «سرود نیبلونگن حماسه قوم ژرمن» «ژان غرغرو ژان خنده رو» اثر کنتس دو سگور.
او به تدریج به ترجمه آثار فلسفی، فکری و کلامی پرداخت که به گفته خودش این کار به خاطر علاقه شخصی خود به فلسفه بوده و ادعایی در این زمینه ندارد. او آثار بسیاری را برای علاقهمندان این رشته بر جای گذاشته است: «بخشی از تاریخ فلسفه» اثر کاپلستون، «از ولف تا کانت»، «سیر فلسفه در جهان اسلام»، «رساله در اصلاح فاهمه» اثر اسپینوزا، «اسپینوزا» اثر راجر اسکروتن، «مسئله اختیار در تفکر اسلامی و پاسخ معتزله به آن» اثر شیخ بو عمران، «مونتنی» اثر پیتر برک، «تاریخ فلسفه» (قرن هفدهم) اثر امیل بریه، «تاریخ فلسفه» (قرن نوزدهم) اثر امیل بریه و «گفتارهایی درباره رسالت دانشمند»، اثر یوهان گوتلیب فیشته.
در روزهای ابتدایی شهریور ماه سال ۱۳۹۹، سعادت به دلیل شکستگی استخوان در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت؛ و سرانجام در دوازدهم شهریور همان سال به علت سکته قلبی ناشی از لخته شدن خون در ریه جان خود را از دست داد.
انتهای پیام