این بیانیه که در ۶ بند تدوین و به امضای تشکلهای مختلف کشور رسیده است از سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خواسته است «درباره واگذاری مدیریت حافظیه و سعدیه به هیات امنای غیرتخصصی و نامرتبط تجدیدنظر شود.»
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
«جناب آقای دکتر صالحی امیری
وزیر محترم میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی
با سلام و احترام
آثار و مجموعههای تاریخی و فرهنگی ایرانزمین، گنجینههایی گرانسنگ و بخشی از سرمایهی هویتی و فرهنگی این سرزمین هستند که اهمیت و آوازهی بسیاری از آنها فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران گسترش یافته و در مواردی، بخشی از خاطرهی جمعی جهانیان و میراث مشترک بشری را شکل میدهند. از اینرو، مدیریت، حفاظت و بهرهبرداری از چنین آثاری، نیازمند بالاترین سطح از حساسیت، دانش تخصصی، دقت نظر، پاسخگویی و رعایت شأن تاریخی و تمدنی ایران و مردمان این سرزمین است. در همین چارچوب، انتشار اخبار و اظهاراتی از استاندار فارس دربارهی بررسی طرح واگذاری مدیریت دو مجموعهی ارزشمند و بیبدیل حافظیه و سعدیه در شهر شیراز از ساختار فعلی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و سپردن مدیریت آنها به هیات امنا، موجب شکلگیری نگرانیهایی در میان فعالان حوزهی میراثفرهنگی و تشکلهای مردمنهاد شده است.
بر اساس اخبار منتشرشده، ظاهرا قرار است این شیوه مدیریت به صورت پایلوت و آزمایشی و به عنوان الگویی برای مدیریت برخی از مجموعههای تاریخی و فرهنگی در سطح کشور مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اهمیت استثنایی حافظیه و سعدیه، به نظر میرسد پیش از هرگونه تصمیم نهایی، ابعاد تخصصی، حقوقی، مدیریتی، حفاظتی و اجتماعی این طرح نیازمند بررسی دقیقتر و کارشناسی همهجانبه است. در این خصوص، نکات زیر شایستهی توجه است:
۱. ضرورت حفظ مدیریت تخصصی میراثفرهنگی
وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، علیرغم کاستیها و نقدهایی که ممکن است نسبت به عملکرد آن در دورههای مختلف وجود داشته باشد، همچنان اصلیترین نهاد تخصصی کشور در زمینه سیاستگذاری، حفاظت، مرمت، مدیریت و معرفی میراث تاریخی و فرهنگی ایران به شمار میرود. حضور کارشناسان و متخصصان حوزههای مختلف میراثفرهنگی و وجود تجربه انباشته مدیریتی و کارشناسی در این نهاد، سرمایهای است که در هرگونه تغییر ساختار مدیریتی باید مورد توجه قرار گیرد. تجربه مدیریت برخی بناها و مجموعههای تاریخی توسط دستگاههایی خارج از ساختار تخصصی میراثفرهنگی نیز نشان داده است که تفاوت رویکردهای مدیریتی، حفاظتی و بهرهبرداری میتواند پیامدهای نامناسبی برای حفاظت از آثار تاریخی به همراه داشته باشد. از این رو، هرگونه تغییر در شیوهی مدیریت آثار تاریخی باید به گونهای طراحی شود که جایگاه دانش و نظر کارشناسی حوزه میراثفرهنگی تضعیف نشود و مسئولیت اصلی حفاظت از اثر در یک ساختار تخصصی و پاسخگو باقی بماند.
۲. اهمیت رویکرد فرهنگی و عمومی در مدیریت حافظیه و سعدیه
حافظیه و سعدیه صرفا دو مجموعه تاریخی در محدوده جغرافیایی شهر شیراز یا استان فارس نیستند. این دو مجموعه با نام و آثار دو تن از بزرگترین شاعران و اندیشمندان فرهنگ و ادب فارسی، یعنی حافظ و سعدی، پیوند خوردهاند و از جایگاهی ویژه در حافظهی فرهنگی ایرانیان و علاقهمندان به فرهنگ ایران در سراسر جهان برخوردارند. بنابراین، مدیریت این دو مجموعه نمیتواند صرفا بر مبنای ملاحظات اداری، اقتصادی، عمرانی یا گردشگری انجام شود، بلکه باید همزمان واجد رویکردی عمیقا فرهنگی، حفاظتی، علمی و عمومی باشد. نحوه مواجهه با مردم، گردشگران داخلی و خارجی، پژوهشگران، هنرمندان، دانشگاهیان و علاقهمندان به ادبیات و فرهنگ ایران، بخشی از ماموریت فرهنگی این مجموعههاست و باید در هر مدل مدیریتی مورد توجه جدی قرار گیرد.
۳. نگرانی درباره ترکیب، حدود اختیارات و پاسخگویی هیات امنا
بدیهی است استفاده از ظرفیت هیاتهای امنا در مدیریت برخی نهادها و مجموعههای فرهنگی، فینفسه امری نامتعارف یا مردود نیست و در برخی کشورها نیز از این الگو استفاده شده است. آنچه موجب نگرانی است، نحوهی شکلگیری این هیات، ترکیب اعضا، شیوه انتخاب آنان، حدود اختیارات، جایگاه کارشناسان میراثفرهنگی، سازوکار تصمیمگیری و مهمتر از همه، نحوه پاسخگویی در برابر تصمیمات و پیامدهای احتمالی آن است. چنانچه مدیریت یک مجموعهی تاریخی به هیات امنا واگذار شود، ضروری است موارد زیر به صورت شفاف مشخص باشد:
مسئولیت نهایی حفاظت و صیانت از اثر بر عهده چه نهادی خواهد بود؟
نظر کارشناسان و متخصصان میراثفرهنگی چه جایگاهی در تصمیمات هیات امنا خواهد داشت؟
حدود اختیارات هیات امنا در حوزهی مرمت، تغییرات کالبدی، بهرهبرداری، درآمدزایی و برنامههای فرهنگی چیست؟
اعضای هیات امنا با چه سازوکاری انتخاب و بر عملکرد آنان نظارت خواهد شد؟
در صورت بروز خسارت یا آسیب به اثر، مسئولیت حقوقی و مدیریتی متوجه چه شخص یا نهادی خواهد بود؟
نبود پاسخ روشن به این پرسشها میتواند در آینده زمینهساز تعارض مسئولیتها و کاهش پاسخگویی مدیریتی شود.
۴. ضرورت جلوگیری از غلبهی ملاحظات سیاسی و مدیریتی بر حفاظت از میراث
آثار تاریخی و فرهنگی کشور به ویژه مجموعههایی با اهمیت ملی و جهانی، نیازمند نوعی ثبات مدیریتی و استمرار سیاستهای حفاظتی هستند که نباید با تغییرات مدیریتی و سیاسی دچار نوسان جدی شوند. از این منظر، نگرانی اصلی آن نیست که مدیریت یک مجموعه توسط مسئولان استانی انجام شود؛ بلکه مساله آن است که تغییرات مدیریتی و سیاسی احتمالی در سطح استان یا کشور، بر تصمیمات تخصصی مربوط به حفاظت، مرمت و بهرهبرداری از این مجموعهها غلبه پیدا نکند. حافظیه و سعدیه به دلیل جایگاه ویژهی خود، نمیتوانند محل آزمون و خطایی قرار گیرند که پیامدهای احتمالی آن متوجه سرمایهای غیرقابل جایگزین باشد.
۵. نبود تجربه ارزیابیشده در زمینهی اجرای چنین الگویی در کشور
در صورتی که هدف از ایجاد هیات امنا، آزمودن یک الگوی جدید مدیریتی برای مجموعههای تاریخی کشور باشد، شایسته است پیش از اجرای آن در مجموعههایی با اهمیت ملی و حساسیت اجتماعی بالا، مطالعات کارشناسی لازم انجام شود و تجربههای داخلی و بینالمللی مرتبط مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین لازم است اهداف، شاخصهای ارزیابی، حدود اختیارات، دورهی آزمایشی، سازوکار نظارت و معیارهای موفقیت این مدل مدیریتی از پیش مشخص شود. در غیر این صورت، اجرای آزمایشی چنین مدلی در مجموعههایی همچون حافظیه و سعدیه میتواند با ریسکها و پیامدهای احتمالی غیر قابل جبران همراه باشد.
۶. ضرورت توجه به جایگاه ملی و فرامنطقهای حافظیه و سعدیه
حافظیه و سعدیه اگرچه در شهر شیراز و استان فارس قرار دارند، اما اهمیت آنها فراتر از تقسیمات اداری و جغرافیایی کشور است. این دو مجموعه بخشی از سرمایهی فرهنگی ملی ایران و نمادهایی از ادبیات، اندیشه و فرهنگ ایرانی هستند و مخاطبان آنها تنها شهروندان یک استان یا حتی یک کشور نیستند. از این رو، شایسته است هرگونه تغییر در شیوهی مدیریت آنها با مشارکت و نظرخواهی از متخصصان مستقل میراثفرهنگی، دانشگاهیان، صاحبنظران حوزه ادبیات و فرهنگ، تشکلهای مردمنهاد و سایر ذینفعان مرتبط انجام شود.
با توجه به موارد فوق، به نظر میرسد در صورت اصرار بر آزمودن مدل هیات امنا در مدیریت مجموعههای تاریخی، مناسبتر باشد این اقدام ابتدا در مجموعههایی با حساسیت اجتماعی و فرهنگی کمتر و با پیچیدگیهای مدیریتی قابل کنترلتر آغاز شود. در چنین شرایطی میتوان ضمن ارزیابی توانمندیهای این مدل، نقاط ضعف و کاستیهای احتمالی آن را شناسایی و برطرف کرد و پس از ارزیابی نتایج، دربارهی تعمیم آن به مجموعههای مهمتر تصمیم گرفت. این رویکرد میتواند از تبدیل آثار شاخص و غیرقابل جایگزینی همچون حافظیه و سعدیه به محل آزمون و خطای مدیریتی جلوگیری کند. بر این اساس، ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن احترام به تلاشهای وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برای یافتن شیوههای کارآمدتر مدیریت و بهرهبرداری از ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری کشور، درخواست میکنیم:
۱. تصمیمگیری درباره واگذاری مدیریت حافظیه و سعدیه به هیات امنا تا انجام بررسیهای تخصصی و کارشناسی همهجانبه مورد بازنگری قرار گیرد.
۲. پیش از هر گونه اجرای آزمایشی، حدود اختیارات، ترکیب، شیوهی انتخاب اعضا، مسئولیتها و سازوکار پاسخگویی هیات امنا به صورت شفاف و کارشناسی تعیین شود.
۳. جایگاه و مسئولیت نهاد تخصصی میراثفرهنگی و کارشناسان این حوزه در هر مدل مدیریتی به صورت روشن و تضمینشده حفظ شود.
۴. در صورت ضرورت اجرای آزمایشی این مدل، ابتدا مجموعهای با حساسیت و ریسک کمتر برای این منظور انتخاب شود.
۵. در فرآیند تصمیمگیری، از ظرفیت کارشناسان مستقل، دانشگاهیان، متخصصان میراثفرهنگی، صاحبنظران حوزه فرهنگ و ادب و تشکلهای مردمنهاد مرتبط استفاده شود.
حافظیه و سعدیه سرمایههایی متعلق به یک دستگاه، یک مدیر، یک استان یا حتی یک نسل نیستند؛ بلکه بخشی از حافظهی فرهنگی و سرمایه تاریخی ایران و از سرمایههای ارزشمند فرهنگ بشری به شمار میروند. از این رو، تصمیمگیری دربارهی آیندهی مدیریتی آنها شایسته نهایت احتیاط، تدبیر و بهرهگیری از خرد جمعی و تخصص کارشناسی است.»
موسسات، تشکلها و انجمنهای مرتبط با حوزههای فرهنگ، میراث، گردشگری و صنایعدستی کشور که این بیانیه را امضا کردهاند، بدین شرح است:
انجمن بومگردان تدبیر پارس – استان فارس
انجمن پارسیگان مهربوم – استان تهران
انجمن پیشکسوتان هنرهای سنتی – استان فارس
انجمن تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
انجمن تاریخ و میراث ایرانیان
انجمن توانافزایان زندگی سبز (اتازیس)
انجمن توسعه حیات شهر – استان قزوین
انجمن جوانان سپید پارس – استان مازندران و فارس
انجمن حامیان میراث فرهنگی شهرستان کازرون – استان فارس
انجمن حامیان میراثفرهنگی و گردشگری کمارج – استان فارس
انجمن دوستداران آثار تاریخی و مفاخر شهر نوشآباد – استان اصفهان
انجمن دوستداران تیمره شهرستان گلپایگان – استان اصفهان
انجمن دوستداران حافظ
انجمن دوستداران میراث شاهرود قدیم – استان سمنان
انجمن دوستداران میراثفرهنگی تاریانا – استان خوزستان
انجمن دوستداران میراثفرهنگی داراب – استان فارس
انجمن دوستداران میراثفرهنگی مرودشت – استان فارس
انجمن دوستداران میراثفرهنگی و صنایعدستی و گردشگری شهرستان تیران و کرون – استان اصفهان
انجمن دوستداران میراثفرهنگی هوتو – استان مازندران
انجمن دوستدران یادمانهای ماندگار – استان قزوین
انجمن دیدهبان استهبان – استان فارس
انجمن دیدهبان میراث و تمدن کارمانیا – استان کرمان
انجمن صلح آب – استان سمنان
انجمن عمارات محروسه ایران
انجمن فرزندان پارسه – استان فارس
انجمن فرهنگی افراز – استان تهران
انجمن فرهنگی گردشگری زیگورات شوش – استان خوزستان
انجمن متخصصین مرمت بناها و بافتهای تاریخی – استان آذربایجان شرقی
انجمن مجموعهداران ایران
انجمن معرفی و حفظ آثار و بناهای تاریخی شهرستان گراش – استان فارس
انجمن مفاخر معماری ایران
انجمن میراثداران ایل ماندگار ممسنی – استان فارس
بنیاد کازرون پژوهی – استان فارس
پویش ملی نجات بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی ایران
خانه فرهنگ جاودان
دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران
رفتگران طبیعت – استان گلستان
کانون بارگاه مهر – استان اصفهان
کانون زنان بازرگان مشهد – استان خراسان رضوی
کانون دیدهبان حقوق حیوانات
کانون فرهنگی جوانان فرید سبز تمیشه کردکوی – استان گلستان
کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان
کمیته پیگیری حفاظت از خانههای تاریخی – استان تهران
گروه فرهنگی ایل شاهسون – استان فارس
گروه کلاهکنی شهر لطیفی لار – استان فارس
مجموعه تاریخی تکیه برنجی شاهرود – استان سمنان
مرکز دارابشناسی – استان فارس
موزه آب شاهرود – استان سمنان
موزه مرکز اسناد مردمی و هویت فرهنگی شاهرود – استان سمنان
موزه هنر معاصر شاهرود – استان سمنان
موسسه آوای طبیعت پایدار – استان تهران
موسسه تهران، مطالعات کلانشهر – استان تهران
موسسه سیراف پارس موزه – استان بوشهر
موسسه مطالعات تاریخ شفاهی اندیشه معاصر
موسسه مطالعات جهانباغ ایرانیان (باغ ایرانی)
موسسه مطالعات منظر پایدار
موسسه مطالعاتی توسعه سازههای آشوری
موسسه مهرآیین استان سبز – استان گیلان
انتهای پیام