جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۱:۲۰
بزهکاری در پسران نوجوان، حاصل خشونت خانگی علیه زنان

پیامدهای خشونت خانگی بر نوجوانان

بزهکاری در پسران نوجوان، حاصل خشونت خانگی علیه زنان

در تحقیق جدیدی که توسط یک پژوهشگر ایرانی انجام شده است، رابطه میان خشونت خانگی علیه زنان و شکل‌گیری برخی زمینه‌های آسیب و انحراف در نوجوانان پسر بررسی شده است.

به گزارش ایسنا، بزهکاری نوجوانان سال‌هاست به عنوان یکی از مسائل مهم اجتماعی مورد توجه قرار دارد. وقتی نوجوان در سنین شکل‌گیری شخصیت، هویت و الگوهای رفتاری خود قرار دارد، محیط خانواده می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آینده او داشته باشد. خانواده در حالت سالم، محل امنیت، محبت، آموزش و یادگیری قواعد زندگی است؛ اما اگر همین محیط با تنش، تحقیر، درگیری و خشونت همراه شود، ممکن است آثار عمیقی بر روح و رفتار فرزندان بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از پژوهش‌ها بر این نکته تأکید دارند که برای فهم ریشه برخی آسیب‌های اجتماعی در نوجوانان، باید پیش از هر چیز به وضعیت خانواده و کیفیت روابط میان اعضای آن توجه کرد.

در میان آسیب‌های خانوادگی، خشونت خانگی علیه زنان جایگاهی بسیار حساس دارد. این پدیده فقط یک مسئله فردی یا خصوصی نیست، بلکه پیامدهای آن می‌تواند به فرزندان و در نهایت به جامعه نیز سرایت کند. زنی که در خانه در معرض خشونت جسمی، کلامی، روانی، اقتصادی یا اجتماعی قرار می‌گیرد، ممکن است نتواند نقش عاطفی و تربیتی خود را به شکل مطلوب ایفا کند و در عین حال، فرزندان نیز هر روز شاهد الگوهایی از رفتار ناسالم باشند. در چنین شرایطی، نوجوان ممکن است احساس امنیت، تعلق، اعتماد و آرامش خود را از دست بدهد. همین مسئله ضرورت بررسی علمی این موضوع را بیشتر می‌کند که خشونت علیه زنان در خانواده چگونه می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌های رفتاری و حتی گرایش به بزهکاری در نوجوانان شود.

حمیدرضا محمدزاده مهنه، استادیار گروه حقوق و جرم‌شناسی دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی (ع) در همین زمینه تحقیقی انجام داده است. این پژوهش به طور مشخص به رابطه میان گونه‌های مختلف خشونت خانگی علیه زنان و شکل‌گیری زمینه‌های بزهکاری در میان نوجوانان پسر پرداخته است. تمرکز مطالعه بر نوجوانانی بوده که خود درگیر بزهکاری شده‌اند و تجربه مواجهه با خشونت در خانه را نیز داشته‌اند. به این ترتیب، پژوهش تلاش کرده است روشن کند که هر نوع خشونت در خانه چه اثر مشخصی بر وضعیت روانی و رفتاری این نوجوانان بر جای می‌گذارد.

این تحقیق از نوع کاربردی بوده و داده‌های آن از دو مسیر کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شده است. در بخش میدانی، از پرسشنامه استفاده شده و جامعه آماری شامل تعدادی از نوجوانان پسر حاضر در کانون اصلاح و تربیت تهران بوده است؛ نوجوانانی که مرتکب بزهکاری شده و سابقه مواجهه با خشونت در خانه را داشته‌اند. در مجموع ۴۷ پرسشنامه میان این افراد توزیع شد. سپس داده‌های به‌دست‌آمده با نرم‌افزار آماری، تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌های این پژوهش نشان دادند که انواع مختلف خشونت خانگی، پیامدهای متفاوتی برای نوجوانان دارد. بر اساس نتایج، خشونت اجتماعی علیه زنان در خانواده با گرایش نوجوانان به فرار از منزل ارتباط داشته است. همچنین خشونت کلامی با بی‌علاقگی به زندگی و افسردگی در نوجوانان همراه بوده است. در کنار این موارد، خشونت جسمی علیه زنان با کاهش عزت نفس نوجوانان ارتباط نشان داده است. عزت نفس، یعنی ارزشی که فرد برای خود قائل است، و کاهش آن می‌تواند نوجوان را در برابر آسیب‌های بعدی آسیب‌پذیرتر کند.

نتایج همچنین نشان داد خشونت اقتصادی علیه زنان با گرایش نوجوانان به کسب درآمد نامشروع ارتباط دارد و خشونت روانی نیز با گرایش آنان به دخانیات و مصرف مواد مخدر همراه است. در جمع‌بندی نهایی، پژوهش تأکید می‌کند که خشونت خانگی علیه زنان فقط به همان رابطه میان زن و مرد محدود نمی‌ماند، بلکه می‌تواند نوجوانان را به سمت افسردگی، فرار از خانه، کاهش اعتماد به نفس، مصرف مواد و رفتارهای ناسالم اقتصادی سوق دهد. بر همین اساس، پژوهشگر بر ضرورت اقدام نهادهای فرهنگی، آموزشی و مسئولان مرتبط برای کنترل این پدیده در جامعه تأکید کرده است.

اهمیت این یافته‌ها که در «فصلنامه مطالعات پیشگیری از جرم» وابسته به پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده‌اند، در آن است که نشان می‌دهند بزهکاری نوجوانان را نباید فقط از زاویه رفتار فردی یا انتخاب شخصی دید. بخشی از این مسئله می‌تواند ریشه در تجربه‌های تلخ روزمره در خانه داشته باشد. نوجوانی که در فضای خشونت‌بار بزرگ می‌شود، ممکن است کم‌کم احساس کند خشونت، بی‌ثباتی، ترس و بی‌احترامی اموری عادی هستند. از سوی دیگر، چنین فضایی می‌تواند توان او را برای حل مسئله، کنترل هیجان، امید به آینده و برقراری رابطه سالم با دیگران کاهش دهد. به همین دلیل، پیشگیری از خشونت خانگی می‌تواند به طور غیرمستقیم راهی برای کاهش بخشی از آسیب‌های اجتماعی در میان نوجوانان باشد.

بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، خانواده دارای نقش بنیادی در رشد سالم نوجوانان است و پدر و مادر نخستین افرادی هستند که پایه‌های شخصیت، ارزش‌ها و معیارهای فکری نوجوان را شکل می‌دهند. اگر در چنین محیطی به‌جای حمایت و آرامش، خشونت و فشار روانی حاکم باشد، احتمال بروز اضطراب، افسردگی و اعتماد به نفس پایین در نوجوان بیشتر می‌شود؛ عواملی که می‌توانند زمینه‌ساز اختلال در سازگاری با محیط و افزایش احتمال گرایش به بزهکاری شوند. همچنین در بخش پیشنهادها، بر لزوم گسترش پژوهش‌های بیشتر، حمایت همه‌جانبه از زنان، برگزاری کلاس‌های آموزشی، آگاه‌سازی نسبت به حقوق، توسعه مراکز مشاوره خانواده و سازوکارهای جبران خسارت تأکید شده است.

انتهای پیام

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی