کار خیر در حافظه اجتماعی ایرانیان، تنها به بخشیدن مال و دستگیری از نیازمندان محدود نمیشود؛ از ساخت مدرسه و درمانگاه و وقف زمین و بنا گرفته تا دستگیری بینامونشان از خانوادهای نیازمند، بخش مهمی از تاریخ اجتماعی این سرزمین با نام کسانی گره خورده است که بخشی از داشتههای خود را برای دیگری کنار گذاشتهاند.
در تبریز، نام خیرانی چون حاج کریم مردانیآذر و حاج یعقوب صادق نوبری با بخشی از تاریخ نیکوکاری و خدمت اجتماعی این شهر گره خورده است؛ خیرانی که کار خیر را در ساخت مدرسه و بیمارستان، توسعه مراکز درمانی، وقف و حمایت از خانوادههای کمبرخوردار معنا کردند.
حاج کریم مردانیآذر به همراه برادران فقیدش، بیش از ۴۴۰ مدرسه با ۵۵۰ کلاس درس در مناطق مختلف کشور احداث کردهاند و بیمارستان کودکان «زهرا مردانیآذر» نیز از اقدامات شاخص این خاندان در حوزه سلامت است.
حاج یعقوب صادق نوبری نیز با ساخت و توسعه بخشهای درمانی، احداث حدود ۴۰ مدرسه در تبریز و روستاهای اطراف، اهدای صدها دستگاه دیالیز و ساخت مجتمع مسکونی ۹۶ واحدی برای خانوادههای کمبرخوردار، نمونه دیگری از خیرخواهیای است که آثار آن در زندگی نسلهای مختلف باقی مانده است که بیمارستان جامع سرطان تبریز از آخرین نمونههای خیرخواهی آن بزرگمرد است.
خیرین در دورههای مختلف، متناسب با نیازهای جامعه و امکانات زمانه، شکلهای متفاوتی از نیکوکاری را رقم زدهاند؛ اما پرسش امروز این است که در میان تغییرات گسترده سبک زندگی، اقتصاد و مناسبات اجتماعی، این فرهنگ چه سرنوشتی پیدا کرده است؟
نسلی که با اینترنت، شبکههای اجتماعی و شیوههای تازه ارتباط و مشارکت بزرگ شده، الزاماً همان شیوههای نیکوکاری نسلهای پیشین را دنبال نمیکند. شاید خیرخواهی امروز کمتر در قالبهای شناختهشده گذشته دیده شود و بیشتر در کمکهای خرد، فعالیتهای داوطلبانه، پویشهای اجتماعی و استفاده از مهارت و زمان نمود پیدا کند.
در این میان، این پرسش جدی مطرح است که آیا نسل جدید از فرهنگ کار خیر فاصله گرفته یا جامعه هنوز خیرخواهی او را با معیارهای گذشته میسنجد؟ پاسخ به این پرسش، ما را به بررسی ماهیت کار خیر، جایگاه خیرین و مسیری میرساند که فرهنگ نیکوکاری از گذشته تا امروز طی کرده است.
نسل جدید بیخیر نشده؛ مصداقهای کار خیر تغییر کرده است / تغییر سبک زندگی، چهره کار خیر در نسل جدید را دگرگون کرده است
شمایل منصوری، استاد گروه فلسفه دانشگاه تبریز در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تغییر فرهنگ و سبک زندگی نسل جدید، گفت: خیرخواهی در میان جوانان از بین نرفته است، بلکه معیارها و مصداقهای کار خیر نسبت به نسلهای گذشته تغییر کرده و باید این تغییر را در تحلیل رفتار نسل جدید مورد توجه قرار داد.
وی اظهار کرد: یکی از مهمترین تفاوتهای نسل جدید با نسل گذشته، حرکت از معیارهای کلان و سنتی به سمت معیارهای فردی است. در گذشته، سنت، عرف، مذهب و آموزههای بزرگان نقش پررنگتری در تعیین معیارهای زندگی داشت، اما با تغییر سبک زندگی، این معیارها جای خود را تا حدودی به نگرشها و انتخابهای فردی دادهاند.
وی ادامه داد: این تغییر به معنای منتفی شدن کار خیر در میان نسل جوان نیست، بلکه نوع نگاه و مصداقهایی که برای آنها کار خیر معنا پیدا میکند، متفاوت شده است. اگر در گذشته ساخت مسجد، مدرسه و درمانگاه از مصادیق شناختهشده کار خیر بود، امروز توجه به محیط زیست، حیوانات یا آموزش مهارت به دیگران نیز میتواند برای نسل جدید مصداق خیرخواهی باشد.
نسل جدید نتیجهگرا است؛ کار خیر باید با سبک زندگی امروز هماهنگ شود
این استاد دانشگاه افزود: برای مثال، جوان یا نوجوانی که یک حیوان آسیبدیده را تیمار میکند، برای آن دارو تهیه میکند و زمینه بازگشت آن به زندگی طبیعی را فراهم میکند، از نگاه خود در حال انجام کار خیر است. همچنین آموزش مهارتهایی مانند کار با رایانه و اینترنت به فردی که امکان دسترسی به این آموزشها را ندارد، میتواند شکل دیگری از کمک به دیگران باشد.
وی با بیان اینکه میل به خیرخواهی و کمک به دیگران همچنان در انسان وجود دارد، گفت: برای همراه کردن نسل جوان با امور خیر نمیتوان با تحمیل نظر پیش رفت، بلکه باید نگاه و سبک زندگی این نسل را شناخت و از ظرفیتهای موجود در آن در مسیر اهداف مفید استفاده کرد.
وی درباره عوامل مؤثر بر کاهش مشارکت در امور خیر نیز مطرح کرد: مشکلات اقتصادی، تورم و میزان درآمد افراد قطعاً بر مشارکت در امور خیر تأثیر دارد، اما همه مسئله به اقتصاد محدود نمیشود و تغییر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی اهمیت بیشتری دارد.
اقتصاد تنها مانع مشارکت در امور خیر نیست؛ بیاعتمادی هم اثرگذار است
منصوری بیان کرد: برخی تبلیغات و سوءتبلیغات نیز موجب افزایش بیاعتمادی شده است و این تصور در جامعه وجود دارد که برخی خیریهها کمکهای جمعآوریشده را در مسیرهای دیگری یا اهداف شخصی هزینه میکنند؛ مسئلهای که منحصر به نسل جوان نیست و در میان سایر گروههای سنی نیز شنیده میشود.
وی با اشاره به ویژگیهای نسل جدید گفت: نسل امروز عملگرا و هدفگراست، اما بیشتر به دنبال نتایج زودبازده است و میخواهد نتیجه اقدامات خود را سریعتر ببیند. نسلی که در فضای مجازی، اینترنت و شبکههای اجتماعی رشد کرده، به دریافت سریع اطلاعات و نتیجهگیری سریع عادت کرده و حوصله کارهای زمانبر و طولانیمدت را مانند گذشته ندارد.
وی تأکید کرد: اگر هدفگذاریها در حوزه امور خیر متناسب با تغییر تفکر و سبک زندگی نسل جدید انجام شود، هم میتوان به افراد نیازمند کمک کرد و هم میل به کمک به دیگران را در نسل جوان شکوفا کرد.
کار خیر از «کمک به یک فرد» فراتر میرود و به «ساختن جامعه» تبدیل میشود
مریم یوسفی، استاد حوزه و دانشگاه نیز در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه کار خیر در فرهنگ دینی و ایرانی صرفاً یک رفتار فردی یا کمک مالی به دیگران نیست، اذعان کرد: کار خیر یکی از سازوکارهای مهم برای تقویت اخلاق، همبستگی اجتماعی و سلامت روان جامعه است و مفاهیمی مانند زکات، صدقه و انفاق، علاوه بر بُعد عبادی، کارکرد اجتماعی عمیقی دارند.
وی بیان کرد: از منظر فردی، کار خیر میتواند به انسان احساس معنا، رضایت درونی و تعلق اجتماعی بدهد و زمانی که فرد احساس میکند وجود او برای دیگری منشأ اثر و گرهگشا است، احساس مفید بودن و ارزشمندی بیشتری پیدا میکند. رفتارهای نوعدوستانه همچنین میتواند با کاهش احساس انزوا و تقویت ارتباطات اجتماعی همراه باشد، هرچند ارزش کار خیر در فرهنگ دینی پیش از هر چیز به نیت الهی و خیرخواهی انسان بازمیگردد.
وی با اشاره به آثار اجتماعی امور خیر افزود: جامعهای که افراد آن نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت بیشتری دارند، در برابر بحرانها مقاومتر است و زمانی که مردم احساس کنند در شرایط دشوار تنها نیستند، اعتماد، همکاری و همدلی افزایش پیدا میکند؛ بنابراین کار خیر، اگر به شکل درست و شفاف انجام شود، میتواند از یک اقدام فردی به منبعی برای اعتماد و همبستگی عمومی تبدیل شود.
این استاد حوزه و دانشگاه درباره مفهوم «برکت» ناشی از کار خیر نیز گفت: برکت در نگاه دینی مفهومی فراتر از افزایش کمی مال یا امکانات است و ممکن است یک بخشش کوچک، زنجیرهای از اعتماد، همکاری و نیکوکاری ایجاد کند و اثر آن بسیار فراتر از ارزش اولیه آن باشد.
وی ادامه داد: برکت میتواند در کیفیت زندگی، آرامش روانی، روابط انسانی، اعتماد اجتماعی و گسترش فرهنگ نوعدوستی ظهور پیدا کند. یک رفتار خیرخواهانه میتواند رفتار خیرخواهانه دیگری را به دنبال داشته باشد و فردی که از جامعه حمایت دریافت کرده، ممکن است در آینده خود حامی فرد دیگری شود؛ این همان نقطهای است که کار خیر از «کمک به یک فرد» فراتر میرود و به «ساختن جامعه» تبدیل میشود.
شفافیت، حلقه مفقوده اعتماد جوانان به خیریههاست
وی شفافیت را یکی از مهمترین پیششرطهای اعتماد عمومی به خیریهها دانست و گفت: نسل جوان میخواهد بداند کمک او دقیقاً در چه مسیری هزینه میشود و چه اثری بر زندگی یک انسان یا حل یک مسئله اجتماعی گذاشته است و این مطالبه را نباید صرفاً نشانه تردید یا بیاعتمادی دانست، بلکه میتوان آن را نشانه مسئولیتپذیری اجتماعی و مطالبهگری آگاهانه دانست.
یوسفی اضافه کرد: شفافیت واقعی فقط اعلام میزان دریافت و هزینهکرد منابع نیست، بلکه مردم باید بدانند چه مسئلهای شناسایی شده، چه میزان منابع برای آن اختصاص یافته، چه اقدامی انجام شده و در نهایت چه نتیجهای به دست آمده است؛ بنابراین باید از «گزارش هزینه» به سمت «گزارش اثر» حرکت کنیم.
وی با اشاره به ضرورت تغییر شیوه فعالیت خیریهها برای ارتباط با جوانان اظهار کرد: خیریهها باید از مدل سنتی کمک مالی فراتر بروند و امکان مشارکت جوانان در داوطلبی، آموزش، ایدهپردازی، تولید محتوا، مهارتآموزی و طراحی و ارزیابی پروژههای اجتماعی را فراهم کنند؛ چراکه جوانان الزاماً توان مالی بالایی ندارند، اما میتوانند زمان، تخصص، مهارت، ارتباطات و خلاقیت خود را در اختیار مسائل اجتماعی قرار دهند.
وی تأکید کرد: در مسیر جذب نسل جدید، شفافیت نباید به قیمت خدشهدار شدن کرامت افراد نیازمند تمام شود و خیریهها میتوانند درباره اثرگذاری فعالیتهای خود گزارش دهند، بدون اینکه عزت و حریم خصوصی افراد نادیده گرفته شود.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه درباره راه تبدیل جوانان از کمککنندگان مقطعی به کنشگران دائمی امور خیر گفت: یکی از مهمترین عوامل، «تجربه اثرگذاری» است؛ جوان زمانی احتمال بیشتری دارد که کار خیر را ادامه دهد که ببیند مشارکت او واقعاً مسئلهای را حل کرده است.
کار خیر را از مناسبتها به سبک زندگی تبدیل کنیم
وی بیان کرد: نباید فرهنگ خیر را فقط به مناسبتها و بحرانها محدود کرد، بلکه باید آن را به یک عادت کوچک و مستمر در زندگی روزمره تبدیل کرد. اختصاص بخشی از درآمد، زمان مشخصی در ماه، آموزش یک مهارت، کمک به یک دانشآموز یا حمایت از یک فعالیت اجتماعی میتواند بخشی از این فرهنگ باشد و زمانی که خیرخواهی به رفتار منظم تبدیل شود، بهتدریج از یک عمل به یک سبک زندگی تبدیل خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: اگر همیشه جوان را فقط دریافتکننده دستور یا اهداکننده پول بدانیم، مشارکت او محدود خواهد ماند، اما اگر به او فرصت دهیم یک مسئله اجتماعی را شناسایی کند، برای آن راهحل پیشنهاد دهد و در اجرای آن مسئولیت بپذیرد، از یک کمککننده به یک کنشگر اجتماعی تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام