حسین اعتمادفر، کارگردان فیلم «آخرین روز جهان اتفاق افتاد»، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: این فیلم روایتی نقاشیمحور از جنگ، خیال و امید است که داستان دختری را روایت میکند که در رویاهای خود تنها داراییاش، یعنی گل آفتابگردانش، را حفظ و شاد نگه میدارد و میکوشد خورشید را به خانه بیاورد. هدف ما نشان دادن قدرت دنیای خیال و درون انسان در شرایط پیچیده و دشوار بیرونی بود.
وی افزود: حدود چهار تا پنج سال است که به همراه تعدادی از دانشآموختگان و دانشجویان پیشین، گروه فیلمسازی «رخ فیلم» را راهاندازی کردهایم. اعضای این گروه عمدتاً از دانشجویان و دانشآموختگان رشتههای مختلف ازجمله مهندسی و فیلمسازی هستند و تلاش کردهایم بخشی از خلأ موجود در حوزه خدمات هنری، بهویژه هنرهای نمایشی و سینما در دانشگاه فردوسی مشهد را به شکلی متفاوت جبران کنیم.
اعتمادفر ادامه داد: در کنار تولید فیلم، فعالیتهای دیگری نیز داشتهایم؛ ازجمله مجوز تأسیس کالج هنرهای نمایشی برای دانشگاه فردوسی را دریافت کردهایم و یک استارتاپ برای نمایش فیلمهای کوتاه در پارک فناوری دانشگاه راهاندازی کردهایم. فعالیت گروه ما بر سه محور تولید، آموزش و ارائه یا نمایش فیلم کوتاه است و تمرکز اصلی فعلی نیز بر همین حوزه قرار دارد. «آخرین روز جهان اتفاق افتاد» پنجمین فیلم کوتاهی است که قصد ساخت آن را داریم.
این کارگردان درباره تجربههای پیشین گروه گفت: نخستین فیلم ما «تفنگ چخوف» بود که با وجود تغییراتی در ترکیب تیم، توانست جوایز خوبی در سطح بینالمللی کسب کند و انگیزه مضاعفی برای ادامه مسیر به ما داد. معمولاً یک فیلم کوتاه دو تا سه سال در چرخه جشنوارهها قرار میگیرد تا ظرفیتهای نمایشی خود را محک بزند. سه فیلم دیگر ما نیز در همین چرخه هستند و یکی از آنها با عنوان «پرده سبز» سال گذشته در جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور داشت.
وی درباره شکلگیری ایده «آخرین روز جهان اتفاق افتاد» بیان کرد: این پروژه یکی از دو کار سنگین گروه ماست و تلاش کردیم روایتی متفاوت از تأثیر یک رویداد بر زندگی انسانها ارائه دهیم. به همین دلیل به دنبال داستانی لطیف، انسانی، شیرین، فانتزی و کودکانه بودیم. طرح اولیه درباره دختربچهای شکل گرفت که برای زنده و شاد نگه داشتن گل آفتابگردانش، میخواهد خورشید را به خانه بیاورد.
اعتمادفر افزود: برای رسیدن به فضای هنری مورد نظر، از میان منابع هنری، ادبی و تصویری به آثار ونسان ونگوگ رسیدیم. گل آفتابگردان، خورشید و حالوهوای نقاشیهای او با جهان قصه تناسب داشت و در نهایت بستر بصری فیلم را بر پایه آثار ونگوگ طراحی کردیم؛ بهگونهای که انگار دخترک در دنیای نقاشیهای او زندگی میکند.
این کارگردان تصریح کرد: یکی از پیچیدهترین بخشهای پروژه، ساخت همین فضا بود. نمونههایی از بازآفرینی بخشی از آثار ونگوگ در برخی موزهها وجود دارد، اما ما قرار بود فضایی حدود ۱۰۰ مترمربع بسازیم؛ خانهای که شبیه یک نقاشی باشد. حفظ فضای نقاشیها در طراحی صحنه و تبدیل آن به یک فضای واقعی، کار بسیار دشواری بود و دکور و تجهیز صحنه نیز زمان و انرژی زیادی گرفت.
انتقال جهان نقاشی به قاب سینما
وی با بیان اینکه ایده فیلم اقتباس مستقیم از داستان یا متن خاصی نیست، گفت: ایده فیلمنامه از عناصر موجود در نقاشیهای ونگوگ گرفته شده است. بیش از آنکه از یک داستان اقتباس کنیم، از فضای تصویر و نقاشی الهام گرفتیم و تلاش کردیم یک جهان تصویری متعلق به نقاشی را به مدیوم فیلم منتقل کنیم. روایت نیز بیش از هر چیز بر پایه تصویر شکل گرفته است.
اعتمادفرد ادامه داد: فیلم صرفاً درباره جنگ نیست، بلکه بر تقابل میان دنیای خیال و واقعیت تمرکز دارد. فضای فیلم به دو بخش درون و بیرون خانه تقسیم میشود؛ درون خانه رنگی، زیبا و نقاشیگونه است و بیرون خانه سرد، تیره و سیاه. بیرون، عرصه جنگ و تهدید است و حتی خورشید که نماد روشنایی، مهربانی و امید است، مورد هجوم قرار میگیرد. در مقابل، دختر بچه با تمام سادگی و معصومیتش تلاش میکند گل آفتابگردانش را زنده نگه دارد و خورشید را به خانه بیاورد.
دنیای رنگی کودک در برابر جهان خاکستری جنگ
این فعال حوزه فیلم کوتاه درباره پیام فیلم گفت: شاید دنیای واقعی خاکستری باشد، اما از نگاه ما دنیای رنگی، امید و خیال برنده نهایی است. در روزهایی که جنگ حال انسانها را بد میکند، میتوان از زاویهای دیگر درباره جنگ حرف زد؛ از نگاه کودکی که در خانه مانده و در عین سادگی برای نجات روشنایی تلاش میکند. در نهایت، این نگاه به ما میگوید شاید حقیقت نهایی در دنیای خیال و امید باشد، نه خشونت و آشوب.
وی درباره بازیگران و عناصر بصری فیلم اظهار کرد: فیلم عملاً تکبازیگر است و سه نقش اصلی دارد؛ دختر، خورشید و گل آفتابگردان. نقش خورشید با استفاده از منابع نوری و تجهیزات مدرنی که از تهران تهیه شده و در ایران کمتر در دسترس است، خلق شده است. نقش آفتابگردان نیز با تلفیق فیلمبرداری و هوش مصنوعی ساخته میشود. نقش اصلی را ارغوان همدانچی ایفا میکند که پیشتر در یک فیلم بلند سینمایی کودک نیز تجربه بازی داشته است.
اعتمادفرد درباره حمایت از پروژه گفت: از حمایت مالی مورد انتظارمان بهطور کامل برخوردار نشدیم. از ابتدا نیز انتظار انجام پروژه از سوی دانشگاه را نداشتیم و انجمن سینمای جوان نیز چارچوبها و ملاحظات خاص خود را دارد. بنابراین تلاش کردیم هزینهها را از بخش خصوصی تأمین کنیم، اما فرهنگ حمایت از چنین پروژههایی در مشهد هنوز بهدرستی شکل نگرفته است.
این کارگردان تأکید کرد: بیش از حمایت مالی، به حمایت معنوی نیاز داشتیم و همچنان به آن نیاز داریم. این پروژه ظرفیت بینالمللی شدن و دیده شدن در جشنوارههای مهم جهان را دارد و برای استفاده از حمایتهای بینالمللی نیز ارتباطهایی برقرار کردهایم. هدف ما این است که نشان دهیم در کشوری که درگیر جنگ است، جوانانی با حوصله و تلاش محصولی باکیفیت تولید میکنند.
وی درباره دشواریهای تولید گفت: فیلمبرداری به پایان رسیده و حدود سه ماه بهطور مداوم درگیر ساخت لوکیشن بودیم. پروژه به دلیل استفاده از متریال سنگین، با کمبود امکانات مواجه شد و شرایط جنگی نیز این مشکلات را بیشتر کرد؛ گاهی یونولیت، رنگ، چوب یا آهن در دسترس نبود. با وجود همه این مشکلات، پروژه را در همین شرایط پیش بردیم و کوتاه نیامدیم.
اعتمادفر درباره اکران فیلم نیز گفت: تا زمان برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران و جشنوارههای هدف، امکان اکران عمومی گسترده نداریم، زیرا میتواند بر حضور فیلم در جشنوارهها تأثیر بگذارد. با این حال، برای شهریورماه یکی دو نمایش خصوصی و محدود برنامهریزی کردهایم تا عوامل دوباره گرد هم بیایند و علاقهمندان و حامیان احتمالی نیز با پروژه آشنا شوند.
مشهد؛ شهری با ظرفیت تولید فیلم کوتاه و چالش تأمین مالی
این فعال حوزه فیلم کوتاه درباره وضعیت تولید فیلم کوتاه در مشهد اظهار کرد: مشهد از نظر نیروی انسانی ظرفیت قابل قبولی دارد و میتوان با نیروهای موجود، فیلمهایی با کیفیت مناسب تولید کرد؛ اما دو چالش اصلی وجود دارد. نخست، کمبود حامیان مالی با نگاه حرفهای به فیلم کوتاه و دوم، شکل نگرفتن گفتمان میان صنایع و فیلم کوتاه است. برای مثال، هزینه چاپ چند تراکت ممکن است به صدها میلیون تومان برسد، در حالی که با همین هزینه میتوان یک فیلم کوتاه با حضور چند جوان باکیفیت تولید کرد که در صورت دیده شدن، محصولی ماندگار خواهد بود.
وی تصریح کرد: یکی دیگر از مشکلات، نبود یک ابزار تخصصی برای نمایش و توزیع فیلم کوتاه است. پلتفرمهایی مانند فیلیمو فیلم کوتاه را در کنار سایر محصولات خود عرضه میکنند، اما پلتفرم تخصصی این حوزه وجود ندارد. ما در حال کار روی چنین بستری هستیم و امیدواریم این پلتفرم طی سه ماه آینده به نتیجه برسد و امکان عرضه تخصصی آثار فیلمسازان را فراهم کند.
انتهای پیام