شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۰
فرسایش آمریکا، امتیاز ایران

نویسنده لبنانی واکاوی کرد؛

فرسایش آمریکا، امتیاز ایران

نویسنده و تحلیلگر لبنانی با بررسی روند جنگ ایران و آمریکا معتقد است این جنگ دیگر با یک ضربه نهایی تعیین تکلیف نخواهد شد، بلکه به جنگی فرسایشی تبدیل شده است که در آن، هر هزینه‌ای که آمریکا متحمل می‌شود، به یک امتیاز برای ایران تبدیل خواهد شد.

به گزارش ایسنا، «ناصر قندیل» نویسنده و تحلیلگر لبنانی در مقاله‌ای با عنوان «جنگی که با امتیازها تعیین می‌شود؛ ایران با هر امتیازی که آمریکا از دست می‌دهد، پیش می‌افتد» تأکید می‌کند که همه جنگ‌ها معیار یکسانی برای تعریف پیروزی و شکست ندارند و جنگ‌های سرنوشت‌ساز و موجودیتی، مانند جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی آمریکا، بر بسیج همه‌جانبه و اجماع داخلی استوار هستند و هدف آنها حذف طرف مقابل یا وادار کردن او به تسلیم کامل است، اما جنگ فرسایشی که یک قدرت بزرگ در خارج از مرزهای خود وارد آن می‌شود، غالباً جنگی انتخابی است که با وعده پیروزی سریع آغاز می‌شود، اما پس از ناکامی حملات نخست، به جنگی طولانی تبدیل می‌شود که جبهه داخلی و پایه صنعتی کشور برای آن آماده نشده‌اند.

قندیل در این یادداشت که در روزنامه البناء منتشر شده، می‌نویسد: در چنین جنگی، معادله نامتوازن است؛ آنچه برای قدرت بزرگ با یک جنگ انتخابی آغاز شده، برای طرف ضعیف‌تر به جنگی برای بقا تبدیل می‌شود. آمریکا می‌تواند جنگ را پایان دهد و به سرزمین خود بازگردد، بدون آنکه موجودیتش در معرض خطر قرار بگیرد؛ اما ایران نمی‌تواند از ایران خارج شود یا از عناصر قدرت و حاکمیت خود دست بکشد. بنابراین، واشنگتن برای پیروزی باید به اهداف خود دست یابد، در حالی که برای تهران کافی است مانع تحقق این اهداف شود. آمریکا به پیروزی قاطع نیاز دارد، اما برای ایران ایستادگی کافی است.

نویسنده تأکید می‌کند که جنگ آمریکا و ایران دیگر قابل تعیین تکلیف نیست و با یک ضربه نهایی نیز پایان نخواهد یافت؛ زیرا واشنگتن نمی‌تواند ایران را اشغال یا نظام آن را از میان بردارد و حملات اولیه نیز توانایی تهران برای پاسخگویی را از بین نبرده است.

به نوشته قندیل، این جنگ با «امتیازها» تعیین خواهد شد، اما بر اساس نظام محاسبه‌ای متفاوت؛ ایران نه‌تنها با امتیازهایی که خود به دست می‌آورد، بلکه با هر امتیازی که آمریکا از دست می‌دهد، پیروز می‌شود.

امتیاز نخست؛ قیمت نفت

قندیل نخستین امتیاز را قیمت نفت می‌داند. به نوشته وی، قیمت نفت برنت بار دیگر به حدود ۹۷ دلار رسیده است؛ این رقم در دورهای قبلی از ۱۰۰ دلار نیز عبور کرده بود. همچنین قیمت هر گالن گازوئیل در آمریکا به رکورد ۵.۸۵ دلار رسیده و قیمت بنزین نیز به ۴.۱۵ دلار افزایش یافته است؛ یعنی از زمان آغاز جنگ حدود ۳۹ درصد رشد کرده است.

به نوشته این تحلیلگر، ایران نیازی ندارد تنگه هرمز را به‌طور کامل ببندد؛ کافی است عبور و مرور در این مسیر را بی‌ثبات نگه دارد و هزینه حمل‌ونقل و بیمه را افزایش دهد. هر یک دلار افزایش قیمت هر بشکه نفت به هزینه‌های حمل‌ونقل و مواد غذایی، تورم و نرخ بهره منتقل می‌شود و در نهایت به یک رأی روزانه علیه جنگ در داخل آمریکا تبدیل خواهد شد.

امتیاز دوم؛ ذخایر نفت آمریکا

دومین امتیاز از نظر قندیل، ذخایر نفت آمریکا است. وی می‌نویسد واشنگتن در ماه مارس از آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی نفت خود خبر داد؛ اقدامی که در چارچوب آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفتی در سطح بین‌المللی انجام شد.

تا پایان ماه اوت، ذخایر نفت راهبردی آمریکا به ۲۸۶.۶ میلیون بشکه کاهش یافت که پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۲ محسوب می‌شود و انتظار می‌رود با تکمیل مقادیر برنامه‌ریزی‌شده، این ذخایر بیش از این نیز کاهش یابد.

قندیل می‌نویسد: ایران در هر دو حالت سود می‌برد؛ اگر واشنگتن از برداشت بیشتر خودداری کند، قیمت‌ها افزایش می‌یابد و اگر به برداشت ادامه دهد، ذخایر اختصاص‌یافته به شرایط اضطراری آینده کاهش پیدا می‌کند. ذخایر راهبردی می‌تواند قیمت امروز را کنترل کند، اما در مقابل توانایی آمریکا برای مدیریت بحران فردا را کاهش می‌دهد.

امتیاز سوم؛ ذخایر پدافند هوایی

قندیل سومین امتیاز را ذخایر پدافند هوایی آمریکا می‌داند. به نوشته وی، بر اساس برآوردهای آمریکایی، حدود دو سوم ذخایر سامانه پاتریوت و نیمی از ذخایر سامانه تاد مصرف شده است. ذخایر تاد پیش از جنگ حدود ۴۵۲ موشک برآورد شده بود و یک مقام آمریکایی نیز ذخایر باقی‌مانده را «بسیار پایین» توصیف کرده است.

نویسنده معتقد است که هزینه هر موشک رهگیر به میلیون‌ها دلار می‌رسد و تولید آن نیز ممکن است به دو سال زمان نیاز داشته باشد. بنابراین، شاید سرنگونی یک موشک ایرانی در ظاهر یک پیروزی تاکتیکی باشد، اما اگر برای این کار مهمات کمیاب و گران‌قیمتی مصرف شود که برای مقابله با چین و حفاظت از اروپا و کره جنوبی نیز در نظر گرفته شده‌اند، این اقدام می‌تواند به یک شکست راهبردی تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که موشک یا پهپاد ایرانی ارزان‌تر است و سریع‌تر امکان جایگزینی دارد.

وی تأکید می‌کند: بنابراین ایران نیازی ندارد در هر موج از حملات خود از پدافند عبور کند؛ کافی است آن را مجبور به فعالیت کند؛ چراکه هر رهگیری موفق، از یک هدف در امروز محافظت می‌کند، اما توانایی حفاظت از همان هدف در فردا را کاهش می‌دهد. هر موشک آمریکایی که در خلیج فارس شلیک می‌شود نیز از ظرفیت احتمالی آمریکا برای جنگی در اقیانوس آرام کاسته خواهد شد.

امتیاز چهارم؛ جبهه سیاسی داخلی آمریکا

به اعتقاد این تحلیلگر لبنانی، چهارمین امتیاز جبهه سیاسی داخلی آمریکا است. وی با استناد به نظرسنجی رویترز و ایپسوس می‌نویسد محبوبیت دونالد ترامپ از ۴۰ درصد در آغاز جنگ به ۳۳ درصد کاهش یافته است، در حالی که تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها با جنگ موافق هستند.

وی می‌گوید: با نزدیک شدن انتخابات کنگره در ماه نوامبر، دیگر نمی‌توان جنگ را به‌عنوان یک پیروزی سریع معرفی کرد، بلکه این جنگ به باری تبدیل شده است که افزایش قیمت سوخت، هزینه‌های نظامی، مصرف ذخایر تسلیحاتی و نبود چشم‌انداز پایان جنگ را در خود جمع کرده است.

قندیل می‌نویسد: جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، زمانی که از نامیدن این رویارویی به‌عنوان «جنگ» خودداری کرد، در واقع این معضل را نشان داد؛ اما او نیز نتوانست زمان پایان آن را مشخص کند.

این در حالی است که واشنگتن بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی و حدود ۲۰ ناو جنگی در منطقه دارد. به نوشته قندیل، انکار عنوان «جنگ» در شرایطی که نیروها و حملات همچنان ادامه دارند، نشانه پایان جنگ نیست، بلکه بیانگر دشواری دفاع از آن در برابر رأی‌دهندگان آمریکایی است.

امتیاز پنجم؛ شکست ایجاد اجماع بین‌المللی بر سر تحریم‌ها

پنجمین امتیاز، شکست تلاش واشنگتن برای ایجاد اجماع بین‌المللی درباره تحریم‌ها است. قندیل در این باره می‌نویسد: اینکه واشنگتن برای نخستین بار در کارزار کنونی خود، یک بانک ترکیه‌ای را به اتهام انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین تحریم کرده، نشان می‌دهد نظام محاصره و تحریم، نظامی بین‌المللی نیست، بلکه آمریکایی است و حتی برخی کشورها و نهادهای عضو ناتو نیز از آن تبعیت نکرده‌اند.

به نوشته وی، بدون پیوستن چین، روسیه و کشورهای بزرگ آسیایی به تحریم‌ها، که نشست شانگهای نیز ناممکن بودن چنین اقدامی را نشان داده است، تحریم‌ها می‌توانند به ایران آسیب وارد کنند، اما قادر به خفه کردن اقتصاد ایران یا وادار کردن تهران به تسلیم نخواهند بود.

جنگ با امتیازها

قندیل در ادامه می‌نویسد: امتیازها به این ترتیب جمع می‌شوند: افزایش قیمت نفت، کاهش ذخایر نفتی، کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر، افزایش شکاف داخلی، نزدیک شدن انتخابات و شکست بین‌المللی کردن تحریم‌ها. به نوشته وی، آمریکا می‌تواند تأسیسات را نابود کند، فرماندهان را ترور کند و موشک‌ها را رهگیری کند، اما این امتیازهای نظامی زمانی ارزش خود را از دست می‌دهند که به نتیجه سیاسی تبدیل نشوند.

به اعتقاد این نویسنده لبنانی، اگر جنگ پایان یابد و ایران همچنان باقی بماند، توانایی مخالفت و مذاکره از موضع برابر را حفظ کند، در آن صورت واشنگتن حملات نظامی زیادی را پشت سر گذاشته، اما ایران جنگ را با امتیازها برده است. در چنین شرایطی حلقه فشار ناشی از فرسایش هرچه بیشتر بر گردن آمریکا تنگ خواهد شد و همین فرسایش، آمریکایی‌ها را بار دیگر به سوی راه‌حل سیاسی و اعزام میانجی‌ها برای دستیابی به این راه‌حل سوق خواهد داد.

وی می‌نویسد: همان‌گونه که پذیرش یادداشت تفاهم برای آمریکا دشوار بود، اما در نهایت آن را پذیرفت، بازگشت به همان تفاهم یا توافقی هم‌سطح با آن نیز می‌تواند نتیجه‌ای تکراری باشد که ریشه اصلی آن در فرسایش ناشی از جنگ قرار دارد.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان