علیرضا فولادی قم پژوه و استاد دانشگاه کاشان در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:
نگارنده بر اساس پیشنهادهای ریشهشناختی چند نام مربوط به قم، گمانهای را در این باره مطرح میسازد و بحث ممتع راجع به جوانب دیگر آن را بر عهده متخصصان دیگر رشتههای مرتبط میگذارد.
مولف تاریخ قم این نظر را مطرح میسازد که نام قم، مخلّص و معرّب نام کمیدان است. این نظر او درست است و فعلا به ریشهشناسی نادرست وی از نام کمیدان کار نداریم. آنچه میتواند به ریشهشناسی درست این نام یاری برساند، نام ممّجان است که در کنار کمیدان، دو بخش عمده قم قرن چهارم را تشکیل میدادهاند.
در منابع جغرافیایی قرون اولیه اسلامی، نام ممّجان به صورت منیجان و نام کمیدان به صورت کمندان آمده است. این شکل ها با مقایسه، به ما میگویند احتمالا روند تغییر در نام ممّجان اینگونه بوده است: خُمانیگان، مانیگان، منیجان، ممّجان، و در نام کمیدان، اینگونه: خُمانیگان، کمندان و کمیدان.
در این صورت، با همریشگی این دو نام و وجود نام خُمانی یا همای ملقب به چهرآزاد یا چهرزاد در ریشه آنها مواجهیم که دیرینه قم را دستکم تا دورهی هخامنشیان عقب میبرد و بدان، وجهی دینی میبخشد، زیرا این همای، نواده لهراسب و به روایتی، دختر ملک حارث، پادشاه مصر و همسر بهمن و این بهمن، نواده لهراسب بوده است.
آنچه درباره این دو شخصیت شهرت دارد، این است که اولا همای، سی و یک سال، پادشاهی ایرانشهر را بر عهده داشته است و در آبادانی آن کوشیده است و ثانیا شاه لهراسب، پس از عزلتنشینی به یاری زردشت شتافته است.
در حاشیه بگویم به نظر میرسد لقب چهرآزاد یا چهرزاد برای همای، تغییریافته «خشَثرَدارَ» باشد و آن، ریشه «شهریار» است. ظاهرا دلیل کاربرد این لقب برای همای این بوده است که با وجود چند همای در تاریخ ایرانشهر، به وسیله این لقب، میان آنان، تمایز مییافته است.
اکنون بپردازیم به ریشه نام یکی دیگر از مناطق قم کهن که جزو آبادیهای هفتگانه آن بوده است: مالون. نگارنده احتمال میدهد نام این آبادی نیز با روند تغییر خُمانیگان/ خُمالیون/ مالون پدید آمده باشد.
میزان و نوع تغییرات در این نام های سهگانه نشان میدهد که نخست مالون ایجاد شده است و بعد، ممّجان و بعد، کمیدان. همچنین جا دارد بگوییم، مالون در جایی اطراف مقبره امامزاده احمد بن قاسم یا به آوایش قمی، «شامَدقاسم»، بوده است و این مقبره در قبرستان آن قرار داشته است، و ممّجان نیز ابتدا در شرق همان مالون تا حدود بلوار پانزده خرداد امروزی پدید آمده است و بعد، با همین عرض و با تراکمهای جمعیتی نامتقارن، دامنه آن به سمت رودخانه فعلی کشیده است و سراسر محلهها را تا این رودخانه پوشش داده است. میماند کمیدان که آن هم پس از ممّجان، در جانب شمال شرقی رودخانه پا گرفته است و از میدان نو تا حدود میدان سعیدی و تا وادیالسلام وسعت داشته است.
بیگمان این تحول جغرافیایی، مبتنی بر تغییرات مکانی آبراههای قم بوده است، تا جایی که میتوان دریافت، این شهر در دوره پیشااسلامی، دو آبراه در جنوب و شمال داشته است و از قضا، آبراه جنوب آن که بعدها نام رودخانه صفیآباد پذیرفته است، آب بیشتری میگرفته است، ولی بعدها آبراه شمال آن که همین رودخانه فعلی باشد، آب بیشتری گرفته است و از این رو حرکت ممّجان از جنوب به شمال، یعنی تا نزدیک رودخانه جدید، رخ داده است و این حرکت در ادامه تا شمال شرقی همین رودخانه، یعنی کمیدان اتفاق افتاده است.
بیدلیل نیست مولف تاریخ قم میکوشد بگوید جلنبادان که نیمه شمالی ممّجان قرن چهارم را تشکیل میداده است، ابتدا جزو ممجّان نبوده است.
در پایان جا دارد بیفزاییم که طبق یکی از روایات، قم را قمساره بن لهراسف ساخته است. حال این پرسش پیش میآید که با توجه به وجود طبیعی تحریفات در این دست روایات جغرافیایی_اسطورهای، آیا منظور از قمساره، همان "خُمانی خشَثرَدارَ" نیست؟
سه نکته پایانی را بگوییم و بگذریم:
۱. طبق تاریخ قم، این شهر در قرن چهارم، محله یا دهی به نام خُمَیهِن داشته است که همچنان با نام همای مرتبط مینماید و به خصوص شبیه ریشه نام خمین است.
۲. با تحلیل دقیق ریشه دو نام دیگر مربوط به قم، یعنی بابلان و قزدان (بعدها قزوان/غزوان)، دیرینه این شهر ممکن است تا دورهی حضور بابلیان و شاخهی کاسی از قوم کاس در ایرانشهر، برسد.
۳. همچنان به منابع دسترسی ندارم.
انتهای پیام