دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۱۵
روایت شبی که ورزشگاه نصیری یزد فقط میزبان فوتبال نبود

روایت شبی که ورزشگاه نصیری یزد فقط میزبان فوتبال نبود

یزد (ایسنا) - گاهی برای تغییر چهره یک ورزشگاه، نه گل‌های بیشتری لازم است و نه ستاره‌های بزرگ؛ کافی است چند هزار صدا از سکوها بلند شود. آن شب، نصیری با حدود ۴ هزار بانوی هوادار، ۹۰ دقیقه تشویق و یک گل در دقیقه ۸۳، روایت دیگری از فوتبال را تجربه کرد.

 پیش از آنکه توپ در زمین به گردش درآید، اتفاق مهم دیگری در ورزشگاه شهید نصیری یزد رخ داده بود؛ سکوها شکل دیگری گرفته بودند.

بادکنک‌های آبی در میان تماشاگران دیده می‌شد و رنگ آبی، بیشتر از همیشه در سکوهای نصیری خودنمایی می‌کرد. حدود چهار هزار بانوی هوادار برای تماشای دیدار چادرملو اردکان و شمس‌آذر قزوین خود را به ورزشگاه رسانده بودند؛ مسابقه‌ای که قرار بود برای آنها تنها ۹۰ دقیقه تماشای فوتبال نباشد، بلکه تجربه‌ای متفاوت از حضور در یک شب فوتبالی باشد.

این حضور در پی تصمیم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال شکل گرفت؛ اما آنچه در ادامه اتفاق افتاد، بیشتر از خود تصمیم، اهمیت داشت: سکوهایی که آرام و بدون حاشیه، تمام انرژی خود را صرف تشویق تیمشان کردند.

سوت آغاز که زده شد، دیگر تفاوت چندانی میان زمین و سکو وجود نداشت. هر حمله چادرملو با واکنش تماشاگران همراه می‌شد و هر بار که توپ به حوالی محوطه جریمه شمس‌آذر می‌رسید، نگاه‌ها به زمین دوخته می‌شد. فوتبال فقط روی چمن جریان نداشت؛ روی سکوها هم ادامه داشت.

۹۰ دقیقه با یک تیم

چادرملو در زمین برای رسیدن به نخستین برد فصل تلاش می‌کرد و روی سکوها، هواداران برای رسیدن به همان لحظه انتظار می‌کشیدند.

نیمه نخست با وجود سرعت بالای بازی و انتقال‌های سریع دو تیم، بدون گل تمام شد. موقعیت‌های مستقیم گلزنی چندان پرتعداد نبود، اما این مسئله باعث نشد شور و هیجان سکوها فروکش کند.

در سوی دیگر، شمس‌آذر هم بیکار نبود. ضدحملات این تیم در نیمه دوم چند بار دروازه چادرملو را تهدید کرد و ادسون ماردن با واکنش‌های خود مانع از باز شدن دروازه میزبان شد.

روایت شبی که ورزشگاه نصیری یزد فقط میزبان فوتبال نبود

هر چه زمان می‌گذشت، انتظار بیشتر می‌شد

۹۰ دقیقه بدون حاشیه؛ بدون اتفاقی که فوتبال را از مسیر خودش خارج کند. سکوها برای فوتبال آمده بودند و همان را دنبال کردند؛ تشویق، هیجان، نگرانی و شادی.

وقتی انتظار، در دقیقه ۸۳ به فریاد تبدیل شد

بازی به دقایق پایانی نزدیک می‌شد. هنوز خبری از گل نبود و هر لحظه این احتمال بیشتر می‌شد که چادرملو در خانه نیز با تساوی متوقف شود.

اما فوتبال گاهی برای تغییر یک شب، فقط به یک لحظه نیاز دارد.

دقیقه ۸۳ فرا رسید، رضا محمودآبادی توپ را به محوطه جریمه فرستاد. رنه بوبوی، مهاجم چادرملو، در تلاش نخست موفق به باز کردن دروازه نشد؛ اما توپ برگشتی دوباره مقابل او قرار گرفت و این بار مهاجم چادرملو فرصت را از دست نداد و توپ وارد دروازه شمس‌آذر شد.

برای چند لحظه، تمام آن انتظار، اضطراب و امیدی که روی سکوها جمع شده بود، به یک‌باره به شادی تبدیل شد.

صدای تشویق بالا گرفت و ورزشگاه شهید نصیری برای لحظاتی همان چیزی شد که فوتبال بدون سکو نمی‌تواند باشد؛ جایی که یک گل در زمین، هزاران واکنش در بیرون زمین ایجاد می‌کند.

این بار شادی فقط برای یک گل نبود. شادی برای گلی بود که بعد از ۸۲ دقیقه انتظار به ثمر رسیده بود؛ گلی که چادرملو را به نخستین پیروزی فصل نزدیک می‌کرد و به هوادارانی که تا آن لحظه تیمشان را تنها نگذاشته بودند، دلیل تازه‌ای برای جشن می‌داد.

روایت شبی که ورزشگاه نصیری یزد فقط میزبان فوتبال نبود

یک برد برای زمین، یک شب برای سکوها

چادرملو پس از گل، بازی را مدیریت کرد. شمس‌آذر تلاش کرد نتیجه را تغییر دهد، اما در نهایت راهی به دروازه میزبان پیدا نکرد.

سوت پایان که زده شد، نتیجه روی تابلو یک بر صفر بود؛ اما اگر قرار باشد داستان این شب را فقط با یک عدد روایت کنیم، چیزی از آنچه در نصیری گذشت، باقی نمی‌ماند.

چادرملو سه امتیاز گرفت و نخستین برد فصل را جشن گرفت؛ اما در کنار نتیجه، یک تصویر دیگر هم از این مسابقه باقی ماند: سکوهایی که حدود ۲ هزار بانوی تماشاگر در آنها ۹۰ دقیقه تیم خود را تشویق کردند و مسابقه را بدون حاشیه خاصی پشت سر گذاشتند.

این همان نقطه‌ای است که فوتبال از یک مسابقه ساده فراتر می‌رود.

ورزشگاه فقط چهار خط دور یک زمین چمن و چند ردیف صندلی نیست. سکوها بخشی از هویت فوتبال‌اند. صدای تماشاگر، واکنش او به یک حمله، نگرانی‌اش هنگام نزدیک شدن حریف به دروازه و شادی‌اش بعد از گل، همه بخشی از چیزی هستند که فوتبال را از یک بازی صرفاً ورزشی جدا می‌کند.

در نصیری، آن شب، این نقش بیش از همیشه دیده شد. بانوان حاضر در ورزشگاه نیامده بودند که فقط بازی را ببینند؛ آنها بخشی از فضای بازی شدند. تشویق‌هایشان در جریان مسابقه حضور داشت و شادی‌شان پس از گل، به بخشی از روایت دیدار تبدیل شد.

روایت شبی که ورزشگاه نصیری یزد فقط میزبان فوتبال نبود

نصیری دیگر فقط یک ورزشگاه نبود

شاید مهم‌ترین تصویر این مسابقه، لحظه‌ای نبود که بوبوی توپ را وارد دروازه کرد؛ شاید تصویر ماندگارتر، سکوهایی بود که تا آخرین دقیقه امید خود را حفظ کردند.

چادرملو برای سه امتیاز جنگید و به آن رسید؛ اما سکوها نیز سهم خودشان را در این شب داشتند.

حدود ۴ هزار بانوی هوادار، ۹۰ دقیقه فوتبال را زندگی کردند؛ با حمله‌ها هیجان‌زده شدند، با فرصت‌های از دست‌رفته حسرت خوردند، برای گل صبر کردند و وقتی گل رسید، شادی کردند. هیچ حاشیه‌ای نتوانست روایت این شب را تغییر دهد. آنچه ماند، فوتبال بود و صدای سکوها.

ورزشگاه شهید نصیری که شب‌های زیادی را با فوتبال سپری کرده است، این بار رنگ و بوی دیگری داشت؛ نه به خاطر تغییر چمن، نه به خاطر تغییر جایگاه‌ها و نه حتی فقط به خاطر نتیجه مسابقه.

این بار صدای دیگری در نصیری پیچید؛ صدای هزاران نفری که آمدند، نشستند، ایستادند، تشویق کردند و تا پایان ماندند.

و شاید برای توصیف آن شب، همین یک جمله کافی باشد: چند هزار صدا آمدند تا شکل یک ورزشگاه را عوض کنند؛ و وقتی سوت پایان زده شد، نصیری دیگر همان ورزشگاه ابتدای شب نبود.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها