به گزارش ایسنا به نقل از علمخوان، آسیب نخاعی میتواند باعث اختلالات شدید حرکتی و حسی شود و یکی از دشوارترین مشکلات پزشکی برای ترمیم بافت عصبی به شمار میرود. پس از آسیب اولیه، مجموعهای از فرآیندهای ثانویه مانند التهاب، خونریزی، تورم و آسیب بیشتر به سلولهای عصبی میتواند وضعیت بیمار را بدتر کند. به همین دلیل، دانشمندان به دنبال روشهایی هستند که هم از سلولهای عصبی باقیمانده محافظت کنند و هم شرایط لازم برای بازسازی ارتباطات عصبی را فراهم آورند.
داربستهای زیستمهندسیشده یک چارچوب یا پل بسیار کوچک برای کمک به رشد دوباره بافت عصبی هستند؛ این داربستها در محل آسیب قرار میگیرند و میتوانند محیطی مناسب برای رشد سلولها و هدایت رشتههای عصبی ایجاد کنند. همچنین، این ساختارها قابلیت حمل و رساندن سلولهای بنیادی، عوامل رشد و داروها را مستقیماً به محل آسیب دارند. پژوهشگران در این مرور توضیح میدهند که داربستها میتوانند به هدایت رشد آکسونها، افزایش بقای سلولهای عصبی و فراهم کردن محیطی مناسبتر برای ترمیم نخاع کمک کنند.
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران با همکاری پژوهشگران بینالمللی برای انجام این مرور نظاممند، ۴۵۶۱ مقاله را بررسی کردند و در نهایت ۹۳۱ مطالعه را وارد تحلیل کردند. بیشتر مطالعات در مدلهای حیوانی انجام شده بودند و تنها تعداد کمی از پژوهشها مربوط به انسان بودند.
در این مطالعات، انواع مختلفی از مواد برای ساخت داربستها بررسی شده بود؛ از مواد طبیعی مانند کلاژن، ژلاتین و کیتوسان گرفته تا مواد مصنوعی که میتوان ویژگیهایی مانند سرعت تجزیه و استحکام آنها را تنظیم کرد. همچنین، برخی داربستها همراه با سلولهای بنیادی، سلولهای شوان، عوامل رشد عصبی یا داروها مورد استفاده قرار گرفته بودند.
مرور پژوهشگران شامل ۱۴ مطالعه انسانی بود که در مجموع بیماران مبتلا به آسیب نخاعی حاد و مزمن را بررسی کرده بودند. در بسیاری از این مطالعات، داربستها همراه با سلولها یا عوامل رشد مورد استفاده قرار گرفته بودند. نتایج اولیه امیدوارکننده بود. در تحلیل ترکیبی مطالعات، حدود ۱۱٫۷۹ درصد از بیماران یک درجه بهبود در مقیاس شدت آسیب نخاعی AIS نشان دادند و حدود ۳۰٫۵۹ درصد نیز بهبودی دو درجهای را تجربه کردند. این یافتهها نشان میدهد که در برخی بیماران، استفاده از داربست ممکن است با بهبود عملکردهای عصبی و تغییر در شدت آسیب همراه باشد.
با این حال، این ارقام به معنای اثبات قطعی درمان نیستند. پژوهشگران تأکید میکنند که مطالعات انسانی موجود کوچک، متنوع و از نظر روششناسی محدود بودهاند و بسیاری از آنها از کیفیت علمی بالایی برخوردار نبودهاند.
اگرچه نتایج آزمایشگاهی و مطالعات حیوانی بسیار امیدوارکننده هستند، انتقال موفقیت از آزمایشگاه به درمان بیماران کار سادهای نیست. داربستهای مختلف از مواد متفاوتی ساخته شدهاند و همراه با انواع گوناگونی از سلولها، داروها و عوامل رشد استفاده شدهاند. همین تفاوتها مقایسه مستقیم نتایج را دشوار میکند. همچنین اطلاعات کافی درباره اثربخشی بلندمدت این روشها وجود ندارد. برخی عوارض مرتبط با کاشت داربست، از جمله تجمع مایع یا خونمردگی نیز گزارش شده است و تعامل داربست با سیستم ایمنی بدن نیازمند بررسی بیشتر است.
پیام اصلی پژوهش
نتیجه این مرور نظاممند امیدوارکننده اما محتاطانه است؛ داربستهای زیستمهندسیشده ممکن است به یکی از ابزارهای مهم آینده برای ترمیم آسیب نخاعی تبدیل شوند، بهویژه زمانی که با سلولهای درمانی، عوامل رشد یا داروها ترکیب شوند. با این حال، هنوز راه زیادی تا استفاده گسترده از این فناوری در درمان روزمره بیماران باقی مانده است. پژوهشگران، انجام کارآزماییهای بالینی بزرگ، چندمرکزی و استاندارد را خواستار هستند تا مشخص شود کدام نوع داربست، برای چه بیمارانی و در چه مرحلهای از آسیب نخاعی بیشترین سود و کمترین خطر را دارد.
این پژوهش یک نشانه امیدوارکننده از حرکت درمانهای آسیب نخاعی از آزمایشگاه به سمت بالین است؛ اما در حال حاضر، داربستهای زیستمهندسیشده را باید یک فناوری نوظهور و در حال بررسی دانست، نه درمانی قطعی برای بازگرداندن عملکرد نخاع.
انتهای پیام