دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۳:۰۶
خراسان تاریخی؛ منظومه‌ای از راه‌ها، شهرها و کاروانسراها

خراسان تاریخی؛ منظومه‌ای از راه‌ها، شهرها و کاروانسراها

خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی گفت: خراسان تاریخی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از شهرها و بناهای تاریخی دانست، بلکه این سرزمین منظومه‌ای به‌هم‌پیوسته از راه‌ها، شهرها و کاروانسراهاست که حیات و هویت آن در بستر حرکت شکل گرفته است.

حمید ذوقی مرندیز ۱۶ شهریورماه، در جلسه‌ای که با عنوان «خراسان، دیده‌ها و یافته‌ها» در مکتب بافت مشهد برگزار شد، در تشریح نسبت میان راه، حرکت و هویت خراسان، اظهار کرد: یکی از مؤلفه‌های تمدنی هر سرزمین، ایجاد، گسترش و رونق شبکه ارتباطی آن است. از گذشته دور تا امروز، راه ارتباط مستقیمی با حوزه تمدنی هر سرزمین داشته و زمانی که به راه می‌اندیشیم، نخستین واژه‌ای که به ذهن متبادر می‌شود، «حرکت» است.

وی ادامه داد: پرسشی که ایجاد می‌شود این است که راه و حرکت چگونه می‌توانند با هویت، به‌ویژه هویت خراسان، ارتباط داشته باشند. برای پاسخ به این پرسش، به گذشته بسیار دور باید بازگشت، از کهن‌ترین حماسه بین‌النهرین یعنی «گیلگمش» تا شاهنامه فردوسی، نقش و نشانه راه، کاربرد و عملکرد آن بسیار پررنگ است.

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی با اشاره به حماسه گیلگمش، بیان کرد: در این حماسه با خروج قهرمان از قلمرو آشنای خود و ورود به جهان ناشناخته‌ها مواجه هستیم. قهرمان تصمیم می‌گیرد از فضای آشنا و سرزمین خود عبور کرده و وارد مسیری ناشناخته شود. بنابراین، راه در این حماسه به مثابه مواجهه با ناشناخته‌هاست و این مواجهه، سفر را به سلسله‌ای از مراحل تبدیل می‌کند.

ذوقی مرندیز اضافه کرد: در این مسیر، حرکت از جهان آشنا به جهان ناشناخته، حضور راهنما برای هدایت، مواجهه با ناشناخته‌ها و در نهایت تحول در حالات قهرمان و دگرگونی او اتفاق می‌افتد. آنچه در گیلگمش در نتیجه آغاز حرکت در این مسیر ایجاد می‌شود، تحول و دگرگونی است.

وی با اشاره به جایگاه راه خراسان در شاهنامه، خاطرنشان کرد: زمانی که به شاهنامه و به‌طور خاص به راه خراسان رجوع می‌کنیم، با مسئله متفاوتی مواجه هستیم. راه خراسان به نوعی یک کریدور ژئوپلیتیکی است که سه کارکرد اصلی دارد، نخست کارکرد نظامی، به این معنا که لشکرها، سپاهیان و شاهان از این مسیرها حرکت کرده، وارد و خارج می‌شدند، دوم کارکرد اقتصادی که امکان جابه‌جایی ثروت و منابع را فراهم می‌کرد و سوم کارکرد سرزمینی که اتصال خراسان با قلمروهای دیگر را شکل می‌داد.

خراسان در منابع تاریخی؛ فراتر از یک شهر و بنا

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی با اشاره به منابع جغرافیایی تاریخی، ادامه داد: اگر به منابع و کتاب‌های جغرافی‌نویسان مراجعه کنیم، متوجه می‌شویم که آنچه درباره خراسان بیان شده، صرفاً محدود به معرفی یک شهر یا یک بنا نیست، بلکه مجموعه‌ای از شهرها، شبکه‌های ارتباطی و عوارض طبیعی در کنار یکدیگر معرفی شده‌اند.

ذوقی مرندیز اضافه کرد: برای مثال، جغرافی‌نویس فقط نمی‌گوید نیشابور چیست، بلکه نیشابور را با راه‌هایش معرفی می‌کند، مرو را با عوارض طبیعی و کوه‌هایش و سرخس را با بیابان‌هایش توضیح می‌دهد. در واقع، مجموعه این عناصر در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

وی با اشاره به سفرنامه ناصرخسرو، بیان کرد: اگر متأخرتر نگاه کنیم، یکی از بهترین نمونه‌ها برای بررسی این موضوع، سفرنامه ناصرخسرو است. در این سفرنامه با نوعی سفر در جهان خراسانی مواجه هستیم که مستلزم مواجهه با مسائلی مانند آب، فاصله، امنیت، منزل و ظرفیت مسیر است. ناصرخسرو در واقع تجربه زیسته خود را در طول این مسیرها بیان می‌کند.

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی خاطرنشان کرد: اگر این سیر را از افسانه گیلگمش تا ناصرخسرو در ذهن تداعی کنیم، با یک الگو مواجه می‌شویم، حرکتی از جهان آشنا به جهان ناشناخته با همراهی راهنما، ورود به جهان ناشناخته، ایجاد تحول درونی و در نهایت دگرگونی و بازگشت به جهان آشنا.

خراسان تاریخی؛ «جغرافیای حرکت»

ذوقی مرندیز با طرح این پرسش که «هویت خراسانی چیست؟»، ادامه داد: اگر خراسان تاریخی را صرفاً یک محدوده ثابت و محصور در نظر نگیریم و آن را یک پدیده تاریخی فضایی بدانیم، راه دیگر صرفاً یک عنصر جغرافیایی برای طی کردن مسیر و رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر نخواهد بود، بلکه راه در این نگاه، سازمانی پیچیده از یک شبکه ارتباطی میان شهرها و سرزمین‌هاست که حیات در خلال حرکت در آن تداوم پیدا می‌کند.

وی اضافه کرد: آنچه از پیش از اسلام تا امروز در نهان و ضمیر خود بارها تجربه و لمس کرده‌ایم، با حرکت در این مسیرها ارتباط دارد. موقعیت خراسان، فلات ایران را به ماوراءالنهر، آسیای مرکزی، افغانستان و هند و در مقیاسی وسیع‌تر به شبکه راه‌های ابریشم متصل می‌کرد و این موقعیت استراتژیک و جغرافیایی، نیازمند چنین ساختار ارتباطی گسترده‌ای بود.

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی بیان کرد: از این منظر، جغرافیای تاریخی خراسان را می‌توان نوعی «جغرافیای حرکت» دانست. شهر تاریخی خراسان نیز نمی‌تواند مستقل از راه، معنا و مفهوم دقیقی پیدا کند. شهرهای مشهور این سرزمین با تمام ویژگی‌ها و سازمان‌های فضایی خود از یکدیگر جدا و منفک نیستند.

شهر و راه؛ دو عنصر به‌هم‌پیوسته در منظومه خراسان

ذوقی مرندیز خاطرنشان کرد: حرکت بیرونی و سازمان فضایی درونی شهر ارتباطی مستقیم و مداوم با یکدیگر داشته‌اند. راه در شهر به دروازه می‌رسید، دروازه به بازار متصل می‌شد و بازار به مرکز اقتصادی شهر ارتباط پیدا می‌کرد و شهر نیز از طریق همین جریان با سرزمین‌های پیرامون خود ارتباط برقرار می‌کرد.

وی با اشاره به نمونه نیشابور، ادامه داد: حتی در مشهد متأخر و به‌ویژه در نیشابور، دروازه‌های شهر نام‌هایی داشتند که هر یک مسیر و سوی شهر دیگری را تعریف می‌کردند، مانند دروازه بغداد و دروازه سرخس. این نام‌گذاری‌ها به‌طور مداوم راهی را تعریف می‌کردند که به شهر دیگری می‌رسید.

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی اضافه کرد: اگر به این موارد دقت کنیم، متوجه می‌شویم که ارتباط میان شهرها تا چه اندازه منسجم و سیستماتیک بوده است. قرارگیری این شهرها در کنار یکدیگر، فاصله‌ها و مسافت‌های میان آن‌ها و شبکه منسجم راه‌هایی که این شهرها را به هم متصل می‌کرد، در مجموع یک «منظومه» می‌بینم.

ذوقی مرندیز بیان کرد: در این منظومه، شهر به مثابه یک «گره» و راه به مثابه «شبکه» است. اگر شبکه نباشد، گره معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهد و به همین ترتیب، اگر گره‌ای وجود نداشته باشد، شبکه فاقد مقصود، مقصد و تمرکز خواهد بود.

کاروانسرا؛ معماری توقف در شبکه حرکت

وی با اشاره به تغییرات این منظومه در طول تاریخ، خاطرنشان کرد: در طول گذار تاریخی، شهرها و راه‌هایی وجود داشته‌اند که امروز دیگر نیستند و از بین رفته‌اند. برخی مسیرها و شهرها همچنان فعال هستند، اما بعضی شهرهای کوچک‌تر یا مسیرهایی که متناسب با جغرافیای زمانی خود زمانی رونق داشته‌اند، کاملاً از بین رفته و جز ساختارهای صلب و آثار تاریخی، چیز زیادی از آن‌ها باقی نمانده است.

این پژوهشگر حوزه بناها و بافت‌های تاریخی ادامه داد: خراسان را از این جهت «منظومه» می‌دانم که تمام این عناصر باید همزمان با یکدیگر کار کنند تا این منظومه به صورت زنده و پویا فعال باشد. همچنین مفهوم «گره و شبکه» که امروز در شهرسازی به صورت مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرد، در سرزمین خراسان در هزاره‌های گذشته به شکل سیستماتیک اجرا می‌شده و نتیجه نیز گرفته است.

ذوقی مرندیز با بیان اینکه «اگر راه زیرساخت ارتباط بود، کاروان به نوعی صورت انسانی آن راه است»، اضافه کرد: انسان از طریق حرکت، راه را به یک پدیده اجتماعی تبدیل می‌کند. درون این منظومه، راه و کاروان نیازمند زیرساخت‌های منسجم و پایداری بودند تا چرخه حرکت و بقا را به‌طور مستمر حفظ کنند.

وی بیان کرد: به همین دلیل، مجموعه بناها و فضاهایی مانند کاروانسرا، رباط، آب‌انبار، پاسگاه و برج دیده‌بانی که با راه و کاروان ارتباط داشتند، به‌صورت کاملاً سیستماتیک و سازمان‌یافته فعالیت می‌کردند. شهرها، شهرهای میانی و کاروان‌ها نیز باید در کنار یکدیگر فعال می‌بودند تا این منظومه بتواند حرکت را از مبدأ تا مقصد امکان‌پذیر کند. کاروانسرا جایی بود، که مجموعه‌ای از نیازهای زیستی کاروان را در خود جمع می‌کرد، به همین دلیل، شاید بتوان کاروانسرا را «معماری توقف در شبکه حرکت» معنا کرد.

کاروانسراهای خراسان؛ پیوندگاه تجارت، زیارت و امنیت در مسیرهای تاریخی

در ادامه، حامد طهماسبی‌زاوه، باستان‌پژوه با بیان اینکه ویژگی‌های مطرح‌شده درباره کاروانسراهای خراسان الزاماً مختص این منطقه نیست، اظهار کرد: بسیاری از این ویژگی‌ها را می‌توان در سایر کاروانسراهای ایران و حتی آسیا نیز مشاهده کرد، اما برخی از این ویژگی‌ها در خراسان نمود و برجستگی بیشتری پیدا کرده‌اند.

وی با اشاره به کاروانسرای چهل‌پایه، اضافه کرد: این کاروانسرا در سال ۱۳۹۹ در فهرست آثار ملی ثبت شد و تا پیش از آن، میراث فرهنگی از وجود آن اطلاع نداشت. این بنا حدود ۲۰ کیلومتر با جاده اصلی فاصله دارد و حتی راهنمایان و افراد محلی نیز اقامت شبانه در آن را توصیه نمی‌کنند و تأکید دارند که پیش از غروب آفتاب باید به جاده اصلی بازگشت.

این باستان‌پژوه ادامه داد: نکته جالب درباره کاروانسرای چهل‌پایه این است که تنها سه سال پس از ثبت ملی، در سال ۱۴۰۲ در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. این کاروانسرا در بیابان طبس و در مسیر طبس به کرمان قرار دارد و دارای برج‌هایی با کارکرد دفاعی برای حفاظت از بنا و مسافران بوده است.

سه نیاز اساسی در مسیرهای تاریخی خراسان

طهماسبی‌زاوه با اشاره به ویژگی‌های تاریخی و جغرافیایی خراسان، بیان کرد: انسان خراسانی باید سه نوع اهلیت داشته باشد، نخست اهلیت بقا که نمونه آن را در قنات و آب‌انبار و زیرساخت‌های مورد نیاز برای ادامه زندگی می‌بینیم، دوم اهلیت امنیت و مرزبانی و سوم اهلیت معنا. معنا و مفهومی که در خراسان نمود پیدا می‌کند و این منطقه را با حضرت رضا(ع) و شاهنامه فردوسی نیز می‌شناسیم.

وی با اشاره به کارکردهای متنوع کاروانسراها، خاطرنشان کرد: کاروانسرا در خراسان مانند سایر نقاط ایران برای تجارت و بازرگانی ساخته می‌شد، اما در این منطقه کارکرد زیارتی نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. برای نمونه، در مسیر هرات به مشهد، کاروانسراهایی در دوره شاهرخ تیموری ساخته شدند، که مسیر مشهد رونق پیدا کند و در دوره صفویه و سپس قاجار نیز در مسیر فلات مرکزی ایران به سمت مشهد، کاروانسراهایی با هدف تسهیل و تقویت سفرهای زیارتی ساخته شد. کاروانسرا باید امنیت، آب و غذای مورد نیاز مسافران را تأمین و سفر را تسهیل می‌کرد و از سوی دیگر، با ایجاد شرایط مناسب، به نوعی مشوق سفر نیز بود.

معماری کاروانسرا متناسب با شرایط مسیر بود

طهماسبی‌زاوه با اشاره به ویژگی‌های معماری کاروانسراها، اضافه کرد: برای مثال، اگر دیوارهای رباط شرف با ارتفاع حدود ۱۰ یا ۱۱ متر ساخته نمی‌شد، مسافر در حیاط کاروانسرا احساس امنیت نمی‌کرد، زیرا طوفان شن می‌توانست وارد فضای داخلی شود. به همین دلیل، دیوار سمت جاده یا سمتی که بیشتر در معرض باد قرار داشت، بلندتر از سایر دیوارها ساخته می‌شد.

وی بیان کرد: کاروانسراها معمولاً بخش‌هایی مانند اصطبل، اتاق استراحت کاروانیان، آب‌انبار، حمام و مسجد داشتند و هر یک از این فضاها بخشی از نیازهای کاروان را تأمین می‌کرد. همچنین در سفرنامه‌ها از کاروان‌های کوچک ۱۰ تا ۵۰ نفره، کاروان‌های متوسط ۱۵۰ تا ۵۰۰ نفره و حتی کاروان‌های بزرگ ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفره نام برده شده است.

این باستان‌پژوه خاطرنشان کرد: برای نمونه، زمانی که ناصرالدین‌شاه به سمت مشهد حرکت می‌کند، حدود ۴۵۰۰ نفر همراه او هستند و هنگامی که این کاروان به شریف‌آباد می‌رسد، دو کاروانسرا نیز ظرفیت پذیرش چنین جمعیتی را ندارند.

توسعه کاروانسراها و شکل‌گیری روستاها

طهماسبی‌زاوه با اشاره به تأثیر افزایش حجم کاروان‌ها بر توسعه بناهای بین‌راهی، ادامه داد: کاروانسراها به مرور و متناسب با افزایش رونق مسیر توسعه پیدا می‌کردند. نمونه آن کاروانسرای تروسک است، که بنای سرپوشیده آن مربوط به دوره صفویه بوده و در دوره قاجار و همزمان با افزایش رونق مسیر تربت‌حیدریه به سمت قائنات، توسعه پیدا کرده و در مرحله‌ای دیگر، یک رباط روباز نیز به آن افزوده شده است.

وی اضافه کرد: همین اتفاق را در رباط سفید نیز می‌توان مشاهده کرد. افزایش حجم کاروان‌ها موجب توسعه کاروانسراها می‌شد و در برخی موارد، روستاها نیز در اطراف آن‌ها شکل می‌گرفتند. همچنین نمونه‌هایی مانند رباط‌سنگ، رباط‌خاکستری، رباط سرپوش و شریف‌آباد سبزوار نشان می‌دهند که در مواردی روستاها در کنار کاروانسرا شکل گرفته‌اند. یکی از دلایل این اتفاق، ایجاد بازار دائمی برای تبادل و فروش کالا بوده است.

 این باستان‌پژوه بیان کرد: وقتی یک کاروانسرا به بازار دائمی تبدیل می‌شد، امکان خرید و فروش کالا و تأمین نیازهای روزمره فراهم می‌شد و همین مسئله می‌توانست به توسعه سکونتگاه‌های پیرامون آن کمک کند. به همین دلیل، در خراسان روستاهای متعددی با نام «رباط» شکل گرفته‌اند.

کاروانسرا بخشی از شبکه تجارت و ارتباطات بود

طهماسبی‌زاوه با بیان اینکه کاروانسرا صرفاً محل استراحت نبود، خاطرنشان کرد: کاروانسراهای برون‌شهری را می‌توان به نمونه‌های حیاط‌دار و سرپوشیده تقسیم کرد. رباط مزینان نمونه‌ای از کاروانسرای حیاط‌دار است و کاروانسرای نظام الدوله نیز علاوه بر حیاط مرکزی، حیاط‌های خصوصی دارد. رباط فخر داوود نیز نمونه‌ای از کاروانسرای سرپوشیده است.

وی ادامه داد: وجود آب برای کاروانسرا یک ضرورت اساسی بود و اگر کاروانسرا آب نداشت، عملاً کارکرد خود را از دست می‌داد. از سوی دیگر، کاروانسرا علاوه بر محل اقامت، استراحت و تأمین امنیت، محل تبادل کالا نیز بود و باید آن را بخشی از شبکه راه و تجارت دانست.

ضرورت احیای کاروانسراهای تاریخی

این باستان‌پژوه درباره وضعیت کاروانسراهای تاریخی، اضافه کرد: امروز در برابر کاروانسراها دو راه داریم، یا آن‌ها را به حال خود رها کنیم تا با تخریب و بی‌توجهی از بین بروند، همان‌گونه که بسیاری از کاروانسراها دیگر اثری از آن‌ها باقی نمانده است، یا مانند کاروانسراهایی که در فهرست میراث جهانی ثبت شده‌اند، برای حفاظت و احیای آن‌ها اهمیت قائل شویم.

طهماسبی‌زاوه بیان کرد: ۱۱ رباطی که ثبت جهانی شده‌اند، نشان می‌دهد که ۲۰ درصد از ۵۴ کاروانسرای ثبت جهانی در خراسان وجود دارد، همچنین از حدود ۷۰۰ کاروانسرا که در کشور ثبت ملی شده است حدود ۱۵۰ مورد آن در خراسان قرار دارد.

وی تصریح کرد: ما همچنان به کاروانسرا در شکل و مدل جدید آن نیاز داریم، زیرا اگر مفهوم کاروانسرا و راه از بین برود، تجارت و ارتباطات وابسته به آن نیز آسیب خواهد دید. حفاظت از این بناها تنها حفاظت از یک ساختمان تاریخی نیست، بلکه حفاظت از بخشی از شبکه ارتباطی، اقتصادی و اجتماعی خراسان در طول تاریخ است.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها