دانشگاه برای حفظ پویایی و پاسخگویی به نیازهای علمی و اجتماعی هر دوره، تنها به انباشت تجربه نیاز ندارد، بلکه باید همواره پذیرای نسل تازهای از استادان و پژوهشگران باشد؛ نسلی که با دانش روز، فناوریهای نوین و تحولات نسلی ارتباط نزدیکتری دارد. با این حال، فرایند طولانی و پیچیده جذب هیأت علمی، در کنار نبود چشمانداز روشن برای بخشی از دانشآموختگان دکتری، ورود این نیروها به دانشگاه را با چالش مواجه کرده است؛ مسئلهای که به اعتقاد برخی صاحبنظران، میتواند انگیزه نخبگان جوان را از حضور در دانشگاه به سمت انتخاب مسیرهای دیگری از جمله مهاجرت سوق دهد.
در همین راستا، ابتدا به سراغ محمد کافی، رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد و از استادان باسابقه دانشگاه رفتیم تا درباره نقش تجربه استادان پیشکسوت در کنار ظرفیت علمی و فناورانه نسل جدید و ضرورت ایجاد تعادل میان این دو نسل گفتوگو کنیم. سپس با ابوالقاسم شهریاری، استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد، درباره ضرورت جوانگرایی، بهروزرسانی کادر علمی متناسب با تغییرات نسلی و همچنین طراحی دورههای کارورزی برای آمادهسازی دانشجویان دکتری جهت ورود به مسیر هیأت علمی به گفتوگو نشستیم.

اساتید جوان، بازوی اجرایی و فناورانه دانشگاه در عرصه علمی
محمد کافی -رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد- در گفتوگو با ایسنا با اشاره به شتاب بیسابقه تحولات علم و فناوری بهویژه در حوزه هوش مصنوعی و روشهای نوین آزمایشگاهی، اظهار کرد: غفلت از این تغییرات، عقب ماندگی چندین ساله را برای کنشگران عرصه دانش به دنبال خواهد آورد. از این رو، افراد جوانی که تازه از رساله دکتری خود دفاع کردهاند، بهدلیل مواجه مستقیم با جدیدترین مبانی نظری و پایگاههای داده و فنون تجربی، از برتری نسبی در روششناسی تحقیق برخوردارند که در کنار تجربه ارزنده اساتید پیشکسوت، میتواند موتور محرکه نوآوری در نظام آموزشی و پژوهشی باشد.
وی افزود: از دیگر مزیتهای اساتید جوان، همزمانی زیستی و شناختی آنان با نسل دانشجویان است که در بستر دنیای کاملا دیجیتال پرورش یافتهاند. این نزدیکی نسلها، موجب کاهش فاصله ارتباطی، تسهیل انتقال مفاهیم پیچیده به زبان روز و شبیهسازیهای رایانهای در فرآیند یاددهی-یادگیری میشود. در نتیجه، این گروه نهتنها بهعنوان استاد، بلکه به عنوان تسهیلگرانی پویا، امکان گفتوگوی مؤثرتر با دانشجویان را دارند و زمینهساز تولید ایدههای خلاقانه در محیطهای علمی میگردند.
کافی با بیان اینکه انگیزه بالای اساتید جوان برای ارتقای رتبه علمی و ثبت آثار ماندگار در دانشگاه، آنان را به سمت گرنتهای پژوهشی سوق داده و باعث میشود وقت بیشتری را در کنار دانشجویان سپری کنند، گفت: این امر به افزایش علاقهمندی دانشجویان میانجامد. با این حال، تأکید بر این مزایا هرگز به معنای نادیده گرفتن نقش بیبدیل اساتید پیشکسوت نخواهد بود بلکه هدف دستیابی به تعادلی سازنده میان این دو نسل است.
رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد خاطر نشان کرد: اساتید پیشکسوت بهعنوان سرمایههای نمادین و استراتژیک هر مرکز علمی، از تجربهای ارزشمند در هدایت کلانپروژهها برخوردارند و نظام آموزش عالی کشور را بهخوبی میشناسند. بنابراین، اساتید جوان میتوانند بهعنوان بازوی اجرایی، فناورانه و انرژیبخش در کنار آنان فعالیت کنند و دانشگاهی موفق خواهد بود که بستری را برای همافزایی و همکاری این دو نسل فراهم آورد.
فرآیند فرسایشی جذب هیأت علمی، انگیزه نخبگان را به مهاجرت تبدیل میکند
وی با تاکید به اینکه اگر فضای لازم برای ورود جوانان شایسته و نخبه به هیأت علمی فراهم نشود، خطر فرار مغزها جدی شده و نخبگان ناگزیر به انتخاب مهاجرت خواهند بود، تصریح کرد: فرآیند جذب هیأت علمی توسط هیأت عالی جذب انجام میشود که بسیار فرسایشی بوده و ممکن است چندین سال به طول انجامد. از این رو، در این بازه زمانی طولانی، فرد جوان دچار بلاتکلیفی خواهد شد و راههای جایگزین را برای خود انتخاب میکند. بنابراین، ضروری است که فرآیند جذب، شفافتر و کوتاهتر شود تا نخبگان کشور بتوانند با اطمینان خاطر جذب دانشگاهها گردند.
کافی ادامه داد: از سوی دیگر، یکی از دغدغههای اصلی اساتید جوان، تأمین معیشت است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد. این در حالی است که این گروه به دلیل آشنایی با علم روز و فناوریهای نوین، ظرفیت بالایی برای ارتقای جایگاه علمی ایران در سطح بینالمللی دارند.
رئیس اسبق دانشگاه فردوسی مشهد تاکید کرد: دانشگاه نیز مانند هر موجود زندهای، برای بقا و پویایی خود نیازمند جریان مستمر ورودی و خروجی است. چنانچه به هر دلیل، فرایند جذب اساتید جوان با کندی مواجه شود، کشور از قافله علم و فناوری عقب خواهد ماند و این خسارتی جبرانناپذیر برای نظام علمی کشور به همراه خواهد داشت.

ضرورت طراحی دورههای کارورزی متناسب با آینده شغلی دانشجویان دکتری
در ادامه ابوالقاسم شهریاری - استاد مدعو دانشگاه فردوسی مشهد- با اشاره به اینکه یکی از ضرورتهای نظام آموزش عالی، حمایت هدفمند از افراد مستعدی است که وارد مقطع دکتری میشوند، به ایسنا گفت: متأسفانه در شرایط کنونی، برای این گروه هیچ چشمانداز روشنی ترسیم نشده و دورههای کارورزی متناسب با آینده شغلی آنان طراحی نمیگردد، این در حالی است که میتوان تمام دانشجویان دکتری ورودی به دانشگاه را بهعنوان استادان بالقوه در نظر گرفت و از همان ابتدا، فرایندهای توانمندسازی را برای آنان تدوین کرد. بهگونهای که دانشجویانی که قصد شرکت در فرآیند جذب هیأت علمی را دارند، از ترم دوم تحصیل بتوانند در دورههای کارورزی تدریس شرکت نمایند.
وی با تاکید بر اینکه جوانگرایی در نظام آموزش عالی نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر است، بیان کرد: تحولات گسترده در عرصه فناوری و همچنین تغییرات بنیادین در نظام آموزش و پرورش که نقش اصلی را در تربیت دانشجویان آینده بر عهده دارد، سبب شده است تا دانشآموختگان دوره متوسطه با اطلاعات و مفاهیم پیشرفتهتری نسبت به نسلهای پیشین وارد دانشگاه شوند. با این حال، به نظر میرسد دانشگاهها بهدرستی به این تغییرات اشراف نیافته و متأسفانه این ناهماهنگی اغلب به حساب اساتید پیشکسوت گذاشته میشود، در حالی که ریشه آن در عدم انطباق ساختاری دانشگاه با تحولات نسلی است.
شهریاری افزود: این انتظار، دانشگاه را بهعنوان نهادی متصل با جامعه، موظف به انطباق با نیازهای جدید دانشجویان کرده است. زیرا، دانشگاهها باید با بهروزرسانی مستمر هیأت علمی در گروههای آموزشی مختلف و استفاده از منابع و کتب جدید، پاسخگوی این تغییرات نسلی باشد. با این حال، در فرآیند جذب هیأت علمی از زمان آغاز تا پایان، علیرغم وجود سازوکارهای تعیینشده از سوی وزارت علوم، عملا هیچ اقدام مؤثری در کوتاهمدت صورت نمیگیرد و جوانی که امروز متقاضی ورود به هیأت علمی است، کمترین آگاهی را از مراحل و ضوابط این فرآیند دارد.
این استاد مدعو با تاکید بر اینکه یکی از علل اصلی شکاف بین جامعه و دانشگاه، تغییر نگرشی است که نسبت به کارکرد دانشگاه صورت گرفته، بیان کرد: نسلی که در دهه گذشته جذب هیأت علمی شدند، عمدتاً بر پژوهش و تدریس متمرکز بودند و جامعه آن دوران، چنان درگیر مسائل پیچیده و فوری نبود که دانشگاه را ناگزیر به ورود مستقیم و ارائه راهکار نماید. اما بهتدریج و با شتابی چشمگیر، دانشگاه با مسائل نوپدیدی مواجه شد که نیازمند پاسخگویی سریع و بهروز بود.
وی ادامه داد: در این میان، اساتید جوان به دلیل همزیستی با نسل جدید و درک مستقیم از واقعیتهای اجتماعی از جمله تورم، دغدغههای جوانان یا حتی چالشهای فضای مجازی که برای نسل قدیم بیسابقه بوده است، ظرفیت بیشتری برای درک و تبیین این مسائل دارند. از این رو، در رشتههای علوم انسانی که پرسشهای مرتبط با جامعه و شیوههای حکمرانی در آنها فراوان است، تاکید بر ضرورت تغییر نسلها در دانشگاه اهمیت ویژه مییابد.
شهریاری با بیان اینکه ماهیت سوالات امروز، تازه و پیچیده است و نیازمند حضور افرادی است که به نسل جدید نزدیک باشند و بتوانند با زبان خودشان، مسائل را برای آنان تبیین کنند، خاطر نشان کرد: دانشگاه بهعنوان نهاد پیشران جامعه، باید همواره با حداقل تأخیر، مسائل و چالشهای نوظهور اجتماعی را در ساختار هیأت علمی خود بازتاب دهد و با بهروزرسانی مستمر، توانایی پاسخگویی به نیازهای جدید را حفظ کند.
این استاد مدعو در راستای حمایت از دانشجویان دکتری برای جذب در هیأت علمی تاکید کرد: طراحی دورههای جداگانه و مکمل برنامه درسی، با هدف تقویت مهارتهای تدریس و شناسایی استعدادهای آموزشی، میتواند راهکاری بسیار مؤثر برای دانشگاهها باشد تا فرآیند جذب هیأت علمی را هدفمندتر سازند و از این طریق، مسئله جوانگرایی در کادر علمی نیز تا حد زیادی مرتفع گردد.
اما ضرورت حضور استادان جوان در دانشگاه تنها از منظر مدیران و اعضای هیأت علمی قابل بررسی نیست؛ دانشجویان بهعنوان اصلیترین مخاطبان آموزش عالی، تجربه متفاوتی از این مسئله دارند. برای بررسی تأثیر حضور یا نبود استادان جوان بر فضای آموزشی، ارتباط استاد و دانشجو، فعالیتهای پژوهشی و انگیزه دانشجویان، سراغ چند تن از دانشجویان مقاطع مختلف دانشگاه فردوسی مشهد رفتیم تا روایت آنان را از این مسئله بشنویم.

جذب استادان جوان باید بر پایه شایستگی و رقابت علمی سالم باشد
احسان عزیزی- دانشجوی دکترای دانشگاه فردوسی مشهد- با تاکید به اینکه اعضای جدید هیأت علمی نباید از طریق نسبتهای خانوادگی و وابستگیهای غیر علمی به مسئولان وارد سیستم شوند، اظهار کرد: برای جلوگیری از این آسیب، ضروری است که فرایند جذب استادان جوان بر پایه شایستگی، بیطرفی و رقابت علمی سالم طراحی شود تا جوانان مستعد بهعنوان عامل تحول وارد دانشگاه شوند، نه تکرارِ نقاط ضعف گذشته.
وی تأکید کرد: در دانشکدۀ ما استاد جوانی برای تدریس وجود ندارد. بیتردید، اگر استاد جوان و دانشمندی در دانشکده بود که بتوان بهراحتی با او دربارهٔ مسائل علمی و سیاسی گفتوگو و مناظره کرد، بدون آنکه ذهنش دچار کژ اندیشی شود، بسیار عالی میشد. فضایی که در آن اختلاف نظر بهمعنای دشمنی نیست، بلکه روزنهای است برای دیدن ابعاد تازهتر حقیقت.
این دانشجوی دکترا با اشاره به اینکه در جوامع سالم به شکل خودکار استاد کهنسال بازنشسته میشود تا استاد جوان جای او را بگیرد، گفت: انرژی جوان برای پویایی و حیات سیستم ضروری است. به طوری که نبود استاد جوان تأثیر منفی آشکاری بر دانشجویان داشته است.
استاد جوان، بازتابِ عینی مسیر موفقیت در چشمان دانشجو
سپس رضا نجفی - دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد- با اشاره به اینکه شادابی و انرژی استاد جوان به دانشجو نشان میدهد که راه پیشرفت باز است، گفت: استاد جوان، الگویی است که از همین کلاسها شروع کرده و حالا پشت میز تدریس نشسته است. بنابراین، این حس را به دانشجو منتقل میکند که اگر تلاش کند، او هم میتواند روزی به همین جایگاه برسد، همچنین این تصویر را در ذهن دانشجو حک میکند که موفقیت، دور از دسترس نیست.
وی عنوان کرد: در شرایطی که تفاوت نسلی چشمگیری میان اساتید و دانشجویان وجود دارد و بیشتر اعضای هیأت علمی را پیشکسوتان تشکیل میدهند، نوعی احساس کمبود شکل میگیرد که کاش اساتید جوانتری در کنار ما بودند. زیرا استاد جوان بهراحتی با دانشجو ارتباط برقرار میکند، مهارتهای علمی مانند مقالهنویسی را میتوان از او آموخت و حتی میتوان از او درخواست کرد، جلسات مناظرهی علمی برگزار کند.
این دانشجوی کارشناسی ارشد با بیان اینکه نخستین تغییر مثبتی که از حضور استاد جوان انتظار داریم، ایجاد ارتباطِ نزدیک و صمیمی است، افزود: بهگونهای که امکان تعاملِ دوجانبه و مستمر میان استاد و دانشجو فراهم شود؛ ارتباطی که محدود به زمان کلاس نباشد و بتوان درباره مسائل غیر علمی نیز با او گفتوگو کرد. زیرا، استاد جوان معمولا زمان و انعطاف بیشتری برای این گونه تعاملات دارد.
نقش حیاتی حضور اساتید جوان در پویایی و حیات آزمایشگاههای دانشگاه
مهدیه صالحی - دانشجوی کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد- با اشاره به اینکه در چند سال اخیر، در میان تمام اعضای هیأت علمی دانشکده، تنها یک استاد به آزمایشگاه قدم گذاشته است، اظهار کرد: در رشتههایی که ماهیت آزمایشگاهی دارند، حضور استاد فعال و پویا، نقشی حیاتی و غیرقابلانکار ایفا میکند. زیرا، برای دانشجویی که تازهکار است و هنوز تجربه کافی ندارد، حضور استاد جوان و با جدیت در محیط آزمایشگاه، دلگرمی بزرگ و انگیزه بخش خواهد بود.
این دانشجوی کارشناسی ادامه داد: برخی از واحدهای درسی مانند بیوانفورماتیک و بسیاری از درسهایی که علاوه بر تجربه، به دانش بروز نیاز دارند به اساتیدی واگذار میشوند که دوران بازنشستگی را سپری میکنند. در حالی که همگامی با سرعت فزایندهی علم، نیازمندِ حضورِ مستمر در فضای پژوهشی است؛ امری که پس از بازنشستگی به سختی ممکن میشود.
آنچه از دیدگاههای مطرحشده برمیآید، این است که حضور استادان جوان در دانشگاه، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ پویایی و پاسخگویی نظام آموزش عالی است. این گروه با دانش بهروز، انگیزه بالا و نزدیکی نسلی با دانشجویان، میتوانند در کنار تجربه استادان پیشکسوت، موتور محرکه نوآوری و تحول در محیطهای آموزشی و پژوهشی باشند؛ بهویژه در رشتههایی که همگامی با تحولات علمی و فناوری در آنها اهمیت بیشتری دارد.
با این حال، تحقق این ظرفیت در گرو آن است که مسیر ورود نخبگان جوان به دانشگاه شفافتر و کوتاهتر شود و از همان دوران تحصیل دکتری، فرصتهای لازم برای کسب مهارتهای آموزشی و شناسایی استعدادهای علمی آنان فراهم شود. در کنار این موارد، جذب بر پایه شایستگی و رقابت علمی سالم و ایجاد زمینه همافزایی میان استادان جوان و پیشکسوت میتواند به شکلگیری دانشگاهی پویا کمک کند؛ دانشگاهی که در آن تجربه گذشته و انرژی و دانش نسل جدید، در کنار یکدیگر آینده نظام علمی کشور را میسازند.
انتهای پیام