چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۵
یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل: قدرت بازدارندگی تنگه هرمز از هسته‌ای شدن هم قوی‌تر است

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل: قدرت بازدارندگی تنگه هرمز از هسته‌ای شدن هم قوی‌تر است

خراسان رضوی (ایسنا) - یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به اینکه آبراهه تنگه هرمز با تأثیر مستقیم بر اقتصاد بین‌الملل بازدارندگی‌ای فراتر از غنی‌سازی اورانیوم ایجاد کرده است، گفت: ما به هیچ عنوان نباید این توانمندی را از دست بدهیم؛ ایران باید با دیپلماسی فعال و مدیریت هوشمندانه، رونق تردد در آن را تضمین کرده و از رغبت کشورها به مسیرهای جایگزین پرهیز کند.

ناصر هادیان در نشست هسته سیاست خارجی چندهمسایگی دانشگاه فردوسی مشهد با موضوع «خلیج‌فارس در دوران پساجنگ»، اظهار کرد: در خصوص تنگه هرمز، چهار عامل مطرح است؛ نخست، مسئلهٔ مالکیت و حاکمیت آن که فاقد هرگونه مناقشه یا خدشه‌ای است. دوم، اهمیت ژئوپلیتیکی و استراتژیک، آن؛ سوم، مسئلهٔ مدیریت تنگه و چهارم، موضوع درآمدزایی از آن. اهمیت ژئوپلیتیک این آبراهه به‌حدی است که حفظ و تثبیت آن غیرقابل‌ مصالحه تلقی می‌شود، چراکه در طول سه تا چهار قرن گذشته، چنین فرصت ژئوپلیتیکی برای کشور ما محقق نشده و تنها در یک سدهٔ اخیر است که تنگه هرمز به این سطح از راهبردی بودن دست یافته است.

وی جنگ رمضان را عامل اهمیت بیش از پیش ابتکارات ایران در نظام بین‌الملل دانست و افزود: جمهوری اسلامی ایران در ادوار گذشته، طرح‌ها و پیشنهادهای متعددی را در خصوص تهدیدات امنیتی منطقه عمدتاً با محوریت خلیج‌فارس مطرح کرده است، اما کشورهای منطقه پاسخی درخور به این ابتکارات ندادند. با این حال، پیامدهای جنگ اخیر موجب شد تا آنها به این درک برسند که برون‌سپاری امنیت (Outsourcing Security) راه‌گشا نیست.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: آن‌ها متوجه شدند برون‌سپاری امنیت خود به عاملی برای ناامنی و بی‌ثباتی بدل شده است. چه بسا اگر پایگاه‌های نظامی بیگانه در این کشورها مستقر نمی‌بود، هدف حملات واقع نمی‌شدند. این تحول، نقطهٔ عطفی در نگرش منطقه‌ای به شمار می‌رود و نشان می‌دهد که دیگر نمی‌توان ایران را نادیده گرفت و توسعهٔ منطقه‌ای بدون مشارکت همهٔ بازیگران ممکن نیست. در همین راستا، قدرت نسبی ایران در منطقه افزایش یافته و هم‌زمان، قدرت نسبی ایالات متحده در نظام بین‌الملل کاهش یافته است.

عضو هیات علمی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران با اشاره به اینکه این تغییر قدرت باعث شده نظام بین‌الملل گوش شنواتری نسبت به ابتکارات ایران داشته باشد، اظهار کرد: در ادبیات رئالیستی، نظام بین‌الملل قدرت‌های بزرگ شامل آمریکا، انگلیس، روسیه، اروپا و چین هستند. اما تنها آمریکا از جایگاه قدرت جهانی برخوردار است که مؤلفه‌های آن را نیروی دریایی، پایگاه‌های فرامرزی و نظام پولی دلار تشکیل می‌دهد. جنگ اخیر به کاهش قدرت آمریکا انجامید و در مقابل، قدرت نسبی ایران در منطقه ارتقا یافت. این واقعیت، تأثیری مستقیم بر سیاست همسایگی آیندهٔ ایران خواهد داشت.

هادیان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنگ رمضان در حوزهٔ سیاست همسایگی ایران را باز اندیشی کشورها در چگونگی دستیابی به امنیت دانست و گفت: اکنون خود کشورهای منطقه به دنبال ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه‌ای هستند که مطمئنا این ترتیبات باید کشورهای فراخلیجی مانند ترکیه، مصر و پاکستان را نیز دربرگیرد. همچنین ممکن است برخی از کشورهای کوچک‌تر نظیر بحرین، قطر و کویت علاقه داشته باشند آمریکا و چین هم به آن اضافه شود. به نظرم شکل‌دهی به این نوع نظم امنیتی منطقه‌ای، امروز نسبت به گذشته که تصور می‌شد آمریکا به‌تنهایی امنیت را تأمین خواهد کرد، بسیار امکان‌پذیرتر است.

وی با بیان اینکه عنصر جغرافیا در هرگونه ترتیبات امنیتی منطقه ضروری است، اظهار کرد: دومین محور اساسی، از قبل جنگ رمضان با بهره‌گیری از چارچوب نظری «بری بوزان» قابل توضیح است. اگر بخواهیم منطقه را صرفاً بر مبنای جغرافیا تعریف کنیم باید گفت «خاورمیانه» روایتی غرب‌محور و مبتنی بر ناظر بیرونی ساکن در مکانی مثل لندن است که از آنجا به ترتیب، «خاور نزدیک»، «خاورمیانه» و «خاور دور» را تعریف می‌کند. بنده معتقدم هرچند این تقسیم‌بندی در مقطعی کارآمد بوده، امروزه فاقد کارایی تحلیلی است. بنابراین، به‌جای آن باید از رهیافت بوزان بهره گرفت که جغرافیا را در پیوند با امنیت سامان می‌دهد و رتبه‌بندی‌های نوینی در حوزهٔ «مناطق امنیتی» ارائه کرده است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اضافه کرد: شخصا با افزودن دو مؤلفهٔ «اقتصاد و بازار»، الگویی سه‌وجهی برای بلوک‌بندی جدید ارائه دادم که شامل معیارهای جغرافیایی، امنیتی و اقتصادی است. بر اساس این الگو، ایران، پاکستان، ترکیه و عراق می‌توانند هستهٔ اولیهٔ یک بلوک قدرتمند را تشکیل دهند. در این میان، پاکستان از بالاترین اولویت امنیتی برای ایران برخوردار است و سپس ترکیه و عراق از حیث بافت مذهبی، جمعیت و تکمیل‌کنندگی اقتصادی حائز اهمیت هستند. لازم به تأکید است که پیوستگی جغرافیایی اعضای این بلوک، برخلاف پیمان‌هایی نظیر «مکه» که فاقد چنین پیوستگی‌اند، از نقاط قوت آن به شمار می‌رود.

عضو هیئت علمی روابط بین‌الملل دانشگاه تهران ادامه داد: البته این طرح در شرایط کنونی قابلیت اجرا ندارد و هدف از طرح آن، نه برای امروز، بلکه برای نسل‌های آینده است؛ به‌ گونه‌ای که موضوع پژوهش‌های دانشگاهی، پایان‌نامه‌ها و مباحث کارشناسی قرار گیرد و به‌تدریج، به دغدغهٔ اصلی دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل شود. زمینه‌سازی برای تحقق چنین بلوکی، نیازمند مطالعات عمیق و آماده‌سازی بسترهای لازم در بلندمدت است.

هادیان با اشاره به رویدادهای اخیر از جمله پیمان مکه، بیان کرد: اگر به این پیمان از دریچه مجموعه امنیتی پیشنهادی بنده نگاه شود، می‌تواند مبنایی برای گسترش همکاری‌های منطقه‌ای قرار گیرد. اما باید این پیمان را توسعه داد؛ ما در آن عضو شویم یا زمینهٔ پیوستن عراق و حتی کشورهای کوچک‌تر را فراهم آوریم. البته آنچه مدنظر من است، فراتر از این سطح است. هدف نهایی، ایجاد یکپارچگی اقتصادی کامل با حذف روادید، آزادی رفت‌وآمد افراد و جریان آزاد سرمایه در میان کشورهای عضو است. هرچند امروز تا تحقق این چشم‌انداز فاصله داریم، اما حرکت به‌سوی آن ضروری است.

وی با ابراز تأسف از اینکه دستاوردهای جنگ رمضان به‌درستی شناسایی، تبیین و ارائه نشده‌اند، گفت: یکی از برجسته‌ترین آنها، همان دستاورد ژئوپلیتیکی و استراتژیک تنگه هرمز است که نقش مهمی در بازدارندگی ما ایفا می‌کند. پیش‌تر، در بحث برنامهٔ هسته‌ای، من مقاله‌ای با عنوان «برنامهٔ هسته‌ای ایران: توانایی قانونمند» نوشتم و در آن با طرح سه پرسش اساسی چه می‌خواهیم، چرا می‌خواهیم و به چه قیمتی می‌خواهیم؟ به تحلیل استراتژیک موضوع هسته‌ای پرداختم. در آن مقاله، برای نخستین‌ بار مفهوم توانمندی یا قابلیت را در مقابل تسلط کامل به انرژی هسته‌ای مطرح کردم و بین «توانایی قانونمند» و «توانایی کامل» تمایز قائل شدم. در آن زمان، برای برنامهٔ هسته‌ای به‌ میزانی بازدارندگی قائل بودم.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه اکنون معتقدم قدرت بازدارندگی تنگه هرمز بالاتر از برنامه هسته‌ای است، اظهار کرد: به نظرم دو مؤلفهٔ به مجموعهٔ عوامل بازدارنده اضافه شده‌اند؛ یکی نیروهای مقاومت و دیگری توان موشکی که عملکردی فراتر از انتظار داشت. از نظر من اکنون عامل جدیدی به نام«توانمندی و ارادهٔ بستن تنگه هرمز»، بازدارندگی به‌ مراتب فراتر از برنامهٔ هسته‌ای دارد و تأثیری مستقیم بر اقتصاد بین‌الملل می‌گذارد. تأکید می‌کنم که این توانمندی نباید از دست برود، زیرا نقشی کلیدی در بازدارندگی دارد.

عضو هیات علمی گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تهران در خصوص عوامل ایجاد بازدارندگی کشور، اظهار کرد: باید دید منظور از بازدارندگی، بازدارندگی از چیست؟ بازدارندگی از جنگ، تحریم، تهدید سیاسی و... . تجربه نشان داد که اورانیوم غنی‌شده یا حتی سلاح هسته‌ای، بازدارندگی کامل ایجاد نمی‌کند. ما با دو کشور دارای سلاح هسته‌ای درگیر هستیم و این سلاح‌ها نتوانسته‌اند از وقوع جنگ جلوگیری کنند. سلاح هسته‌ای ممکن است برای بقای رژیم‌ها اهمیت داشته باشد، اما برای پیشگیری از جنگ ناکارامد است.

هادیان با بیان اینکه بازدارندگی صفر و صدی نیست و هیچ ابزاری نمی‌تواند به‌طور قطع از جنگ جلوگیری کند، افزود: در این میان، بستن تنگه هرمز، از غنی‌سازی اورانیوم و حتی سلاح هسته‌ای در بازدارندگی جنگ مؤثرتر است. اما باید به خاطر داشت بازدارندگی فقط می‌تواند احتمال جنگ را کاهش دهد. این توانمندی همچنین می‌تواند در چارچوب دیپلماسی فعال، به ما در کاهش تحریم‌ها و دستیابی به اهداف اقتصادی کمک کند. البته مشروط بر اینکه با مدیریت هوشمندانه همراه باشد. به نظرم ما نباید عبور و مرور تنگه هرمز را به حالت پیش از جنگ برگردانیم.

وی ادامه داد: ما هرگز به‌دنبال بستن تنگه هرمز نبودیم، بلکه در شرایطی که مورد حملهٔ ناجوانمردانه، نامشروع و غیرقانونی قرار گرفتیم، برای دفاع از خود ناچار به این اقدام شدیم. در عالم واقع، جنگ و دفاع هر دو با خشونت همراه‌اند، اما از نظر تحلیلی و مفهومی، دفاع مشروع با جنگ نامشروع تفاوت بنیادین دارد. جنگ، همواره در تاریخ بشر مسئله‌ساز و احمقانه‌ترین اختراع بشر بوده است و من هیچ نوع جنگ چه پیشگیرانه، چه پیش‌دستانه و حتی با مجوز شورای امنیت را مشروع نمی‌دانم. تنها دفاع را مشروع می‌دانم و بستن تنگه نیز در چارچوب دفاع از خود انجام شد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل گفت: باید کاری کنیم تا کشورها به‌سوی مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله، دریای سرخ، دریای عمان، یا تأمین نفت از ونزوئلا، روسیه، کانادا و آمریکا نروند و همچنین به‌سمت انرژی‌های جایگزین گرایش پیدا نکنند. در کنار آن، باید با ایجاد مشوق‌ها، رونق تردد در تنگه هرمز را تضمین کنیم؛ چراکه رونق تنگه هرمز، اهمیت استراتژیک آن را افزایش می‌دهد.

عضو هیات علمی گروه روابط بین الملل دانشگاه تهران اضافه کرد: برخی ادعا کرده‌اند که من گفته‌ام تنگه را رها کنید؛ در حالیکه هرگز چنین نظری نداشته‌ام. بحث من بر مدیریت تنگه هرمز متمرکز است ولی درآمدزایی برایم در اولویت نیست. ما می‌توانیم به شیوه‌ای غیر از هزینه عبور، از تنگه هرمز درآمدزایی کنیم. لذا به‌ هیچ ‌وجه مخالف درآمدزایی از طریق مدیریت بهینه نیستم. پیشنهادهایی مانند افزایش قیمت پنج کالا از جمله نفت و گاز از سوی سازمان ملل می‌تواند سالانه حدود ۸۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند که میان کشورهای آسیب‌دیده توزیع شود؛ به این ترتیب خسارات هم جبران می‌شود.

هادیان ادامه داد: همچنین ایجاد یک شرکت بیمهٔ منطقه‌ای با نرخ پایین‌تر می‌تواند به رقابت با نرخ‌های نجومی اروپایی و کاهش هزینه‌ها بیانجامد و در نتیجه، رفت‌وآمد و ترانزیت در خلیج‌فارس رونق یابد. چنین ابتکاراتی نیازمند دیپلماسی فعال و ارائهٔ طرح‌های مبتکرانه از سوی ایران است، نه اعمال زور. همچنین می‌توان از ظرفیت‌هایی مانند مسائل زیست‌محیطی، برای دریافت هزینه‌های مناسب از کشتی‌های عبوری بهره گرفت. در مجموع، منطقهٔ ما ظرفیت‌های فراوانی برای همکاری دارد و من معتقدم با تکیه بر توانمندی‌های موجود و دیپلماسی هوشمندانه، می‌توان به ترتیبات امنیتی و اقتصادی مطلوبی دست یافت.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها