گام زدن در شریانهای شهری ایلام، راوی روحی است که گویی سالهاست در کالبدی خسته به شماره افتاده است. سیمای کنونی این دیار، نه نشانی از پویایی یک زیستبوم مدرن دارد و نه شکوه و اصالت تاریخی خویش را بازمیتاباند؛ بلکه به جای تجلی ظرفیتهای کلان اقتصادی، ذخایر غنی نفت و گاز، پیشینه درخشان تمدنی و موقعیت راهبردی مرزی، زیر لایهای از غبار انفعال مدیریتی، روزمرگی اداری و غفلت ساختاری به انزوا کشیده شده است.
گذر زمان در پس چشماندازهای خاکستری و سیمای مخدوش این شهر متوقف مانده و این تکرار ملالآور، فراتر از یک نقص بصری گذرا، هشداری آشکار برای فرسایش روح و روان جامعه، زوال سرمایه اجتماعی و تنزل شدید شاخصهای زیستپذیری شهری به شمار میرود.
از منظر مهندسی و برنامهریزی ترافیک، شبکه معابر نخستین معیار سنجش کارآمدی نظام مدیریت شهری و آینه تمامنمای تعادل زیباشناختی است؛ با این حال، شریانهای ارتباطی ایلام از فرسودگی مزمن و کیفیت نازل آسفالت رنج میبرند. شکستگیها، دستاندازهای غیرفنی، چالههای پرشمار و نشستهای پیاپی ناشی از حفاریهای مکرر و ناهماهنگ دستگاههای خدماترسان، نهتنها جریان روان ترافیک و ایمنی تردد را برهم زده و هزینههای گزافی را روزانه بر مالکان خودروها تحمیل کرده است، بلکه به دامگاهی برای فرسایش اعصاب شهروندان بدل شدهاند.
این گرههای کالبدی با مسائلی چون آبگرفتگی مداوم معابر در هنگام بارندگیهای فصلی، کمبود شدید توقفگاههای استاندارد و ضعف مفرط در مدیریت پسماند و جمعآوری اصولی زباله درآمیخته است؛ آلودگیهایی پراکنده که شأن عمومی معابر و بهداشت محیطی ساکنان را به مخاطره انداخته و به روشنی غیبت سامانههای مدرن پایش روسازی و نبود الگوی یکپارچه خدمات شهری را آشکار میسازد.
در حوزه منظر و فضای شهری، معماری و طراحی محیطی نیز فقدان رویکرد بومآورد، اغتشاش بصری و بیتوجهی به بازآفرینی فضاهای عمومی کاملا مشهود است.

در حالی که ایلام به واسطه موقعیت ویژه طبیعی و گذرگاه زیارتی خود، سالانه پذیرای خیل عظیمی از مسافران و زائران است، ورودیها و هسته مرکزی شهر از کمترین جذابیت بصری، المانهای هویتبخش و طراحی دعوتکننده برای میزبانی شایسته تهی ماندهاند.
وحید وحدتیان کارشناس ارشد معماری در گفتوگو با ایسنا در خصوص سیمای شهر ایلام و مشکلات آن اظهار کرد: توزیع ناعادلانه فضای سبز یکی از مشکلات شهر است؛ بحرانی که در مناطق حاشیهای و بهویژه در مجاورت مجموعههای انبوهسازی نظیر سایتهای مسکن مهر نمود عریانتری دارد؛ محدودههای متراکمی که فاقد هرگونه لکه سبز، پارک محلهای استاندارد و سرانههای اولیه خدماتی بوده و عملا به خوابگاههایی خاموش و عاری از روح زندگی تقلیل یافتهاند.
وی خاطرنشان نشان کرد: علاوه بر این، بزرگترین نقصان اجتماعی شهر، فقر مطلق زیرساختهای تخصصی، تفریحی، فرهنگی و ورزشی برای تخلیه هیجانات و تقویت نشاط جمعی است. نبود پیستهای ایمن دوچرخهسواری، شهربازیهای مجهز و مجتمعهای چندمنظوره تفریحی، موجب انسداد فرصتهای فراغت و انباشت رخوت اجتماعی شده است.
وحدتیان بیان کرد: در این میان، اجحاف در حق بانوان دوچندان است؛ فقدان بوستانها و مجموعههای محصور، ایمن و اختصاصی که مسیرهای سلامت، امکانات ورزشی مدرن و شهربازیهای سرپوشیده ویژه را در بر داشته باشند، عملا نیمی از جمعیت پویای جامعه را از حق مسلم بهرهمندی عادلانه از امکانات نشاطآور محروم ساخته است؛ کمبودی ساختاری که پیامدی جز انزوای شهری، گسترش افسردگی و افت سلامت عمومی ندارد.
این کارشناس ارشد معماری و مدرس دانشگاه ادامه داد: این فرسایش پیشرونده، گواهی روشن بر استمرار تصمیمگیریهای انفعالی، اجرای پروژههای فاقد اولویت و تسلط نگاههای مقطعی بر نظام برنامهریزی شهری است که هر کوی و برزن را با زخمی دیرینه از وعدههای معطلمانده به حال خود رها کرده است.
ایلام امروز نیازمند تحولی ریشهای در بینش مدیریتی و نظام حکمرانی شهری است؛ گذار از روزمرگی به سوی طراحیهای انسانمحور، عزم راسخ برای احیای بافتهای فرسوده و توسعه متوازن سرانههای تفریحی، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است تا نبض خاموش این دیار دوباره به تپش درآید، غبار غفلت از چهره آن زدوده شود و کرامت انسانی و حق مسلم شهروندی به ساکنان صبور و نجیب این خطه بازگردد.
مهدی مومنی، روانشناس و مدرس دانشگاه نیز در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه متأسفانه حوزه سلامت روان در شهر ما چه در سطح فردی و چه ساختاری مغفول مانده است، اظهار کرد: سلامت جسمی همواره در اولویت قرار داشته اما سلامت روان حتی از سوی متولیان حوزه سلامت جدی گرفته نشده است.
وی با اشاره به اینکه در فضای شهری ایلام، مولفههای آرامش و رفاه روانی شهروندان به چشم نمیخورد، افزود: بیقوارگی و به هم ریختگی فضا، آلودگی صوتی و فقدان مکانهای مناسب، احساس اضطراب و ناامنی را به شهروندان منتقل میکند
این روانشناس بیان کرد: شهر با شهروندان آن تعریف میشود حال آنکه شهروند کسی است که در این اجتماع زیست میکند و یکی از موضوعاتی که بر ابعاد زندگی او میتواند تاثیر داشته باشد سلامت روان است. بنابراین شخص برای دریافت احساس آرامش و اینکه بتواند فشارها و تنشهای درون خانواده را در محیطهای مناسب شهر تخلیه کند نیازمند مکانهایی است که در سطح شهر ایلام وجود ندارد.

وی به پیادهرو طالقانی به عنوان یکی از فضاهای رفاهی برای شهروندان ایلامی اشاره کرد و توضیح داد: شخصی که بخواهد برای چند دقیقه آنجا بنشیند یا پیادهروی کند با حجم زیادی از ترددها، شلوغیها، تکثر دست فروشها و دلالان دلار روبرو میشود که متأسفانه نه تنها آرامش را به شخص منتقل نمیکند بلکه پس از تردد گذری از این محدوده، با تنش و وحشت بیشتری از قبل به منزل برمیگردد.
مومنی تصریح کرد: تصاویر سطح شهر ایلام به شکلی است که احساس آرامش که نمیدهد هیچ؛ بلکه تنش و ناامنی روانی را به واسطه مشاهده کودک کار، متکدیها، فقدان پارکینگ، رانندگان متخلف، دستفروشانی که در پیادهروها بساط کردهاند، کوچههای باریک با ساختمانهای چندین طبقه و غیرقانونی، به شخص القا میکند.
وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر هیچ فضایی که شخص خستگی جسمی و روحیاش را آنجا خالی کند در سطح شهر ایلام وجود ندارد، تشریح کرد: سرانه فضای سبز ما رشد نداشته است مثلا پارک کودک که تقریبا قدمتی ۶۰ ساله دارد زمانی جایی برای آرامش گرفتن با آسایش نشستن، کتاب خواندن، صحبت و گفت و گو بود، اما الان از فرط جمعیتی که روی صندلیها و چمنها نشسته است شخص دچار ترس و سرآسیمگی حتی در حین عبور از عرض پارک میشود.
انتهای پیام