به گزارش ایسنا، «محمدرضا منافی» کارشناس مسائل چین در یادداشتی برای ایسنا نوشت: دهلی نو، پایتخت هند، روزهای ۲۱ و ۲۲ شهریور ماه جاری میزبان اجلاس سران گروه بریکس خواهد بود و این اجلاس، در برههای حساس و سرنوشتساز برگزار میشود؛ زمانی جهان شاهد تحولات بی سابقه در یک قرن اخیر است و خاورمیانه و خلیج فارس درگیر آشوبهای بیسابقهای ناشی از یکجانبهگرایی و سلطهجویی برخی قدرتهاست. با توجه به حضور چندین کشور منطقه در بریکس در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه و نیز وابستگی منافع اقتصادی، تجاری و امنیتی سایر اعضا به امنیت و ثبات خلیجفارس، این اجلاس نه تنها یکی از مهمترین نشستهای تاریخ بریکس، بلکه یکی از کلیدیترین رویدادهای جهانی در سال ۲۰۲۶ به شمار میرود. افزون بر بحران خلیجفارس، عوامل دیگری نظیر جذابیت های روزافزن بریکس نیز باعث افزایش اهمیت اجلاس سران 2026 شده است.
20 سال بعد از پایهگذاری بریکس توسط چهار کشور برزیل، روسیه، هند و چین که ابتدا تحت عنوان«بریک» (BRIC) آغاز به کرد و بعدا با پیوستن آفریقای جنوبی به "بریکس" BRICS تغییر نام یافت، این گروه امروز 11 عضو دارد و ایران، مصر، اتیوپی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، اندونزی در سال های اخیر به آن ملحق شدند. بریکس همچنین دارای ۱۰ کشور شریک است و دهها کشور دیگر نیز برای حضور به عنوان عضو یا شریک در بریکس ابراز تمایل کردهاند. بریکس اکنون حدود ۴۹.۵ درصد از جمعیت جهان و نزدیک به ۴۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی و حدود ۲۶ درصد از تجارت جهانی را در اختیار دارد و همه اینها فقط بیانگر بخشی از جذابیت و اهمیت بریکس است.
جنگ ایران و آمریکا، در کانون توجه اجلاس دهلی نو
در اجلاس پیش رو، بیتردید، یکی از محورهای اصلی نشست بریکس ۲۰۲۶ جنگ ایران و آمریکا و اوضاع آشفته خلیجفارس و تنگه هرمز است. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، نیز تأکید کرده است که «تنشزاییهای آمریکا علیه ایران، مبرمترین مسئله در دستورکار دهلی نو خواهد بود.»
در هر حال، جنگ میان ایران و آمریکا، روابط ایران با دو عضو مهم بریکس یعنی عربستان و امارات را نیز تحت تأثیر قرار داده و تنشهایی میان آنها ایجاد کرده است. پرسش کلیدی این است که آیا بریکس میتواند بستری برای کاهش این تنشها فراهم کند؟
اگرچه حل کامل اختلافات ایران با عربستان و امارات در یک نشست دور از انتظار است، اما بریکس با ظرفیتهایی نظیر نقش محوری چین و روسیه و نیز تجربه موفق میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ میان تهران و ریاض، میتواند گامهای مؤثری در جهت کاهش تنش بردارد. حضور چین در بریکس، وزن و اعتبار خاصی به این گروه برای بسترسازی جهت ازسرگیری گفتوگوها میبخشد، هرچند تا زمانی که جنگ ادامه دارد، نمیتوان انتظار داشت اختلافات سیاسی به طور کامل کنار رود؛ اما این امر مانع از همکاری اقتصادی و تجاری این سه کشور در چارچوب بریکس نخواهد شد.
بریکس چتری برای اشتراک منافع اعضا در عین سلایق مختلف
یکی از ویژگیهای اصلی گروه بریکس، انعطاف پذیری آن و تنوع اعضای آن است که حتی با وجود تضاد منافع، توانستهاند با تکیه بر انعطاف پذیری، منافع مشترک و خواستههای واحد، زیر یک چتر جمع شوند. بخشی از این تضاد منافع دست کم در شرایط کنونی، مربوط به روابط ایران با عربستان و امارات است. حتی این تضاد منافع میان چین و هند یا حتی چین و روسیه به شکل های مختلف وجود دارد که باید آن را امری طبیعی دانست. به عنوان مثال، هند با وجود همکاری گسترده با آمریکا، در بریکس به دنبال بهرهمندی از ظرفیتهای اقتصادی چین و روسیه است و این نشان میدهد که جذابیتهای منحصربهفرد بریکس، کشورهای با سلایق مختلف را پای این میز گردهم آورده و در عین حال، استقلال عمل اعضا در حفظ و گسترش روابط خود با سایر کشورهای جهان را محدود نساخته است.
تنگه هرمز به عنوان یکی دیگر از محورهای اختلاف نظر در بریکس مطرح است. چین و هند به عنوان دو اقتصاد بزرگ جهان، بر بازگشایی این آبراهه برای تأمین انرژی تأکید فراوان دارند و این در حالی است که ایران اعلام کرده تا زمانی که تحریمها و محاصره ادامه دارد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد و در آینده نیز نظم جدیدی در آن حاکم خواهد بود. از سوی دیگر، تقابل ایران و آمریکا برای بریکس یک فرصت راهبردی محسوب میشود تا این گروه به عنوان بلوکی مستقل، یکجانبهگرایی را به چالش بکشد. ایران با مقاومت خود، عملاً خط مقدم دفاع از نظم چندقطبی را ترسیم میکند که بریکس خود را سردمدار آن میداند.
چین، مهمترین جاذبه بریکس برای کشورهای با سلایق مختلف
در شرایط ناکارآمدی سازمان ملل، کشورها به دنبال اتحادهای منطقهای و جهانی همچون بریکس و سازمان همکاری شانگهای هستند. پیوستن اخیر ایران، مصر، امارات، عربستان و اتیوپی به بریکس، نشان از تمایل فزاینده کشورهای بیشتری به این گروه دارد. شاید مهمترین عامل جذابیت بریکس برای کشورهای مختلف، حضور چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، بزرگترین کارخانه جهان و در عین بزرگترین بازار مصرف جهان، همچنین دارنده پیشرفتهترین فناوریهای روز دنیا و کشوری صلح جو و بدون انگیزههای سلطهجویی و توسعه طلبی در روابط با کشورهاست.
چین با ارائه ابتکارات جهانی مانند «توسعه جهانی»، «امنیت جهانی» و «تمدن جهانی» و پایبندی عملی به روابط برد‑برد، اعتماد کشورها را جلب کرده است. سرمایهگذاریهای کلان چین در زیرساختهای مختلف و پشتیبانی از بانک توسعه بریکس، نقش این کشور را به عنوان لنگر اقتصادی این گروه تثبیت کرده است. همچنین کلان پروژه کمربند‑راه چین به عنوان یک پشتوانه تجاری و اقتصادی قابل اتکا برای بسیاری از کشورها از جمله اعضای بریکس، در شرایط آشوبزده کنونی، میتواند به عنوان ستون فقرات اقتصادی، همکاری میان اعضا را حفظ کند.
علاوه بر این، چین نه در شعار، که در عمل نشان داده است با احترام به روابط عادلانه و همراه با احترام متقابل، خواستار مناسبات برد-برد با کشورها و توسعه مشترک با هدف سود رساندن به همه طرف های همکاری و در نهایت به ارمغان آوردن رفاه برای مردم همه طرف هاست.
دلارزدایی؛ هدف مشترک اما نه چندان آسان
یکی اهداف کلی بریکس، دلار زدایی و ایجاد پول مشترک است، هرچند تحقق آن در آینده نزدیک امکان پذیر به نظر نمیرسد، با این حال، استفاده از ارزهای ملی و تقویت نقش یوان چین، گامهایی عملی در این مسیر محسوب میشود. استفاده سیاسی و ابزار ایالات متحده از دلار و نیز تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران، چین، روسیه و کشورهای دیگر، زنگ خطری برای همه اعضای بریکس محسوب میشود. ایران به عنوان یک قطب انرژی در میان اعضای بریکس، کریدور ترانزیتی و بازار ۸۰ میلیونی، نقشی راهبردی در اقتصاد گروه ایفا میکند و تهدید آن، امنیت اقتصادی کل بریکس را تحت تأثیر قرار میدهد.
در مجموع، اجلاس دهلی نو آزمون مهمی برای بریکس است. این گروه با فرصتهایی نظیر نقش محوری چین، دلار زدایی و جذابیت برای اعضای جدید، و چالشهایی مانند تضاد منافع، جنگ ایران و آمریکا و مسئله تنگه هرمز روبروست. موفقیت بریکس در این نشست، به توانایی آن در تبدیل اختلافات به فرصتهای همکاری و ارائه الگویی نوین از چندجانبهگرایی فارغ از سلطهجویی بستگی دارد. قدرت بریکس در انعطافپذیری و ارائه «انتخابهای بیشتر» به اعضای آن بستگی دارد، نه تحمیل یک سلسله مراتب جدید. نتایج اجلاس سران بریکس در دهلی نو نشان خواهد داد که آیا این جذابیت به همکاری مؤثرتری بدل میشود یا تضادها بر آن همچنان سنگینی خواهند کرد.
انتهای پیام