معصومه رحمانی ۱۹ شهریورماه، در اولین همایش علمی روز جهانی پیشگیری از خودکشی که در تالار فردوسی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، با اشاره به تعریف حقوقی خودکشی اظهار کرد: اگر بخواهیم خودکشی را از منظر حقوقی تعریف کنیم، میتوان میان قتل و خودکشی تمایز قائل شد؛ قتل، سلب ارادی حیات از انسان زنده توسط فردی دیگر است، در حالی که در خودکشی، سلب ارادی حیات توسط خود فرد انجام میشود. یکی از پرسشهای مهم در حقوق ایران این است که آیا خودکشی جرمانگاری شده است یا خیر. با توجه به تعریف جرم، یعنی فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد، صرف اقدام به خودکشی در قانون ایران جرمانگاری نشده است.
وی ادامه داد: البته نمیتوان صرف نبود مجازات برای خودکشی را یک خلأ قانونی دانست؛ زیرا یکی از اهداف قانونگذاری، بازدارندگی است و در مورد خودکشی، فرد یا جان خود را از دست میدهد یا زنده میماند. در صورت فوت، مجازات فرد موضوعیت پیدا نمیکند و در صورت زنده ماندن نیز قانون برای او مجازاتی تعیین نکرده است. برخی کشورها برای اقدام به خودکشی مجازات تعیین کردهاند؛ برای مثال، در برخی نظامهای حقوقی حبس و جزای نقدی در نظر گرفته شده است. با این حال، باید توجه داشت که مجازات کردن فردی که اقدام به خودکشی کرده، لزوماً نمیتواند کارکرد بازدارندگی مورد انتظار را داشته باشد.
این وکیل پایه یک دادگستری با اشاره به اینکه گاهی خودکشیها در میان کودکان و نوجوانان با انگیزه نمایشی است، گفت: اگر نوجوانی که با هدف جلب توجه یا نمایش اقدام به خودکشی کرده، بداند در صورت زنده ماندن علاوه بر مشکلات موجود باید مجازات نیز شود، ممکن است این موضوع به عاملی برای افزایش انگیزه او جهت انجام اقدامی منجر شود که احتمال فوت در آن بیشتر است. بنابراین، فلسفه بازدارندگی مجازات در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. معاونت در خودکشی به صورت یک عنوان مستقل در قانون شناخته نشده است؛ معاونت زمانی مطرح میشود که فرد مباشر جرم نباشد اما از طریق تحریک، ترغیب، ارائه طریق یا فراهم کردن وسایل ارتکاب جرم، در وقوع آن نقش داشته باشد. از آنجا که خودکشی در قانون جرمانگاری نشده، نمیتوان به صورت کلی از عنوان معاونت در خودکشی استفاده کرد، اما قانون در موارد خاص، رفتارهایی مانند تشویق و ترغیب به خودکشی را جرمانگاری کرده است.
رحمانی با اشاره به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان افزود: در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، برای فردی که موجبات ارتکاب خودکشی طفل یا نوجوان را فراهم یا آن را تسهیل کند، در شرایط مشخص مجازات تعیین شده است. چنانچه رفتار مرتکب به فوت طفل یا نوجوان منجر شود و مشمول مجازاتهای حد یا قصاص نباشد، مجازات حبس درجه پنج، یعنی حبس بیش از دو تا پنج سال، در نظر گرفته شده است. اگر رفتار مرتکب به فوت منجر نشود اما موجب ورود صدمه جسمی یا روانی به طفل یا نوجوان شود، مجازات حبس درجه ۶، یعنی بیش از ۶ماه تا دو سال و در صورتی که اقدامات مرتکب نتیجهای نداشته باشد، مجازات حبس درجه هشت تا سه ماه تعیین شده است.
وی همچنین به تکلیف قانونی افراد در مواجهه با خطر علیه کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: قانون برای فردی که از وقوع جرم یا شروع آن، یا خطر شدید و قریبالوقوع علیه طفل یا نوجوان مطلع است و با وجود توانایی اعلام موضوع به مراجع یا کمک خواستن از آنها، از انجام این کار خودداری میکند نیز تکلیف و ضمانت کیفری در نظر گرفته است. قانون، وضعیت خطر شدید و قریبالوقوع را نیز تعریف کرده و منظور شرایطی است که حیات یا سلامت جسمی یا روانی طفل یا نوجوان به شدت در معرض آسیب قرار داشته باشد، به گونهای که مداخله فوری و چارهجویی را ایجاب کند. در چنین شرایطی، فردی که شاهد این وضعیت است باید یا بهموقع از مراجع مرتبط کمک بگیرد یا در صورت ضرورت، شخصاً اقدامات فوری و متناسب برای دور کردن طفل یا نوجوان از خطر را انجام دهد. خودداری از این اقدامات میتواند با مجازات قانونی همراه باشد. براساس قوانین موجود، اگر مددکار یا فرد مسئول بداند یک طفل یا نوجوان در معرض خطر جدی قرار دارد، تکلیف دارد که خود یا از طریق مداخلات قانونی و تخصصی، برای جلوگیری از وقوع خطر اقدام کند.
این وکیل پایه یک دادگستری با اشاره به وجود برخی نظریات مشورتی درباره معاونت در خودکشی، بیان کرد: در برخی نظریات، موضوع معاونت در خودکشی به دلیل جرم نبودن خودکشی، نیازمند حکم قانونی مستقل دانسته شده است؛ بنابراین باید میان عنوان معاونت در جرم و عناوین مجرمانه مستقلی که قانونگذار برای برخی رفتارهای مرتبط با خودکشی تعیین کرده است، تفاوت قائل شد. یکی از کاستیها این است که برخی از این مقررات صرفاً درباره اطفال و نوجوانان است و در مورد بزرگسالان، چنین تصریحی وجود ندارد. در قانون جرایم رایانهای نیز برای تشویق، تحریک، دعوت، ارائه طریق یا آموزش شیوه ارتکاب خودکشی از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی و شبکههای اجتماعی، مجازاتهایی در نظر گرفته شده است. این مقررات از این جهت اهمیت دارد که با گسترش استفاده نوجوانان از فضای مجازی، برخی محتوای مرتبط با خودکشی از این طریق در دسترس آنها قرار میگیرد. با این حال، در اینجا نیز موضوع اصلی، رفتار ارتکابی از طریق سامانههای رایانهای و مخابراتی است و باید حدود شمول این قانون مورد توجه قرار گیرد.
رحمانی همچنین به مقررات مربوط به خودداری از کمک به افراد در معرض خطر جانی اشاره کرد و گفت: در قانون، مقرراتی وجود دارد که بر اساس آن، هرکس شخص یا اشخاصی را در معرض خطر جانی مشاهده کند و بتواند با اقدام فوری، کمک خواستن از دیگران یا اعلام موضوع به مراجع صلاحیتدار از وقوع خطر یا تشدید آن جلوگیری کند، در صورت وجود شرایط قانونی و خودداری از اقدام، ممکن است با مجازات مواجه شود. این مقررات در ابتدا با هدف حمایت از افراد مصدوم و جلوگیری از خودداری مردم از رساندن آنها به مراکز درمانی وضع شده بود، اما میتوان ظرفیت آن را در مواردی که فردی در معرض خطر خودکشی قرار دارد نیز مورد توجه قرار داد.
وی با اشاره به تفاوت مسئولیت افراد عادی و کسانی که وظیفه قانونی برای نگهداری از افراد دارند، خاطرنشان کرد: در مورد افرادی که به موجب قانون یا وظیفه شغلی، مسئول نگهداری از افراد آسیبپذیر هستند، ترک وظیفه میتواند مسئولیت کیفری متفاوتی ایجاد کند. برای مثال، فردی که وظیفه قانونی نگهداری از بیمار را بر عهده دارد، در صورت ترک این وظیفه و تحقق شرایط قانونی، ممکن است مسئول پیامدهای ناشی از آن باشد. در قانون مجازات اسلامی نیز برای کسی که انجام فعلی بر عهده او گذاشته شده یا وظیفه خاصی به موجب قانون دارد و آن را ترک میکند و در نتیجه این ترک فعل جنایتی واقع میشود، در صورت وجود شرایط مقرر، مسئولیت کیفری پیشبینی شده است. در آیات و روایات، به صورت مستقیم درباره حرمت جلوگیری از خودکشی مطالبی وجود دارد. با این حال، در فقه امامیه برای اقدام به خودکشی کفارهای تعیین نشده است، در حالی که در برخی دیدگاههای فقه اهل سنت، برای فردی که مرتکب خودکشی شده، احکام دیگری مطرح شده است.
این وکیل پایه یک دادگستری در ادامه با تأکید بر ضرورت سیاستگذاری در حوزه خودکشی، مطرح کرد: با وجود مقرراتی که در قوانین مختلف درباره رفتارهای مرتبط با خودکشی وجود دارد، آشنایی جامعه و حتی برخی افراد متخصص با این ظرفیتهای قانونی کافی نیست و در بسیاری از موارد نیز پیگیری حقوقی درباره ترک فعل افراد دارای تکلیف قانونی انجام نمیشود. به نظر میرسد خودکشی نباید صرفاً از منظر جرمانگاری مورد توجه قرار گیرد، بلکه باید به عنوان یک بحران سلامت عمومی و موضوعی در حوزه سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. زمانی که قرار است نهادهای مختلف برای پیشگیری از خودکشی مکلف به انجام وظایفی شوند، لازم است پیش از آن سیاستگذاری تقنینی مناسبی صورت گیرد و قانونگذار برای نهادهای مرتبط، وظایف مشخصی تعیین کند تا هر دستگاه مسئولیت خود را بداند و بر اساس آن بتوان دستورالعملهای لازم را تدوین و اجرا کرد.

یکی از عوامل مرتبط با خطر خودکشی، تنها زندگی کردن است
در ادامه علی ثاقبی- عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشکده علوم پزشکی مشهد با اشاره به اینکه اگر فکر کنیم ظاهر فرد به کسی که ممکن است اقدام به خودکشی کند نمیخورد، یا کمدین است و میخندد باعث میشود بسیاری از موارد را از دست بدهیم، اظهار کرد: مفاهیم زندگیبخش یعنی چیزهایی که ما را به زندگی و دنیا متصل نگه میدارند و همچنین چیزهایی که از دنیای بیرون میتوانند بر ما اثر بگذارند. یک نکته محوری در مسئله خودکشی گیر افتادگی است، یعنی جایی که من در زندگی احساس میکنم گیر افتادهام. درد، رنج و شکستی وجود دارد و هیچ راهی برای خروج از آن متصور نمیبینم و در نهایت ممکن است برای رها شدن از این وضعیت، به کاری دست بزنم که احساس کنم راحت میشوم.
وی با بیان اینکه خود درد مسئله نیست، بلکه ناامیدی و گیر افتادگی مطرح است، تأکید کرد: این گیر افتادگی بخش درونی و بیرونی دارد؛ درونی، مانند اضطراب و تروما و حساسیتهایی که فرد احساس میکند، یا بیرونی، مانند مشکلات مالی که فرد هر کاری میکند، درست نمیشود. عوامل بیرونی و درونی به هم گره میخورند و ذهن دیگر راهحلها را نمیبیند. دنیایی که راههایش محدود شود، ذهن را نیز میبندد، نهایتاً گیر افتادگی باعث میشود حسی ایجاد شود که گویی راه رهایی وجود ندارد. طبیعتاً فرد برای فردایی که امروز تکرارشونده است، امیدی نمیبیند. اینجا مسئله این نیست که آینده وجود ندارد، بلکه تازگی آینده از بین میرود.
این روانپزشک از مولفههای مختلفی که فرد را به زندگی متصل میکند و پیشگیری از خودکشی میکند نام برد و گفت: مولفه اول، شادی و احساس رضایتمندی است. دوم، کارهایی که انجام میدهیم و در آنها از جهان و موقعیتی که در آن قرار گرفتهایم منفک شده و نمیفهمیم زمان چگونه گذشته است. روابط و کیفیت روابط از دیگر مؤلفههاست. چهارم، معناست؛ یعنی هر آن چیزی که تحمل رنج را برای من قابل پذیرش میکند. پنجم نیز دستاوردهاست؛ اینکه چه چیزی را در زندگی به دست آوردهاند. در نهایت، همه این مؤلفهها مهم هستند؛ اینکه در زندگی چه چیزهایی و چه جنبههایی وجود دارد که میتواند فرد را در زندگی نگه دارد. نبود آسیب روانی به معنای وجود زندگی نیست؛ نکته مهم امید است. امید به این معنی نیست که فردا حتماً خوب میشود، بلکه به این معناست که فردا ممکن است با امروز فرق کند. عاملیت هم صرفاً به معنای موفقیت نیست، بلکه یعنی ممکن است بتوانی اثرگذار باشی.
ثاقبی با بیان اینکه یکی از عوامل مرتبط با خطر خودکشی، تنها زندگی کردن است، بیان کرد: حتی وجود یک حیوان خانگی ممکن است نقش محافظتکننده داشته باشد و احساس تعلق ایجاد کند؛ اینکه من به چیزی یا کسی وصل هستم. گاهی صرفاً مداخله اثر نمیگذارد و گاهی وصل بودن با یک تماس تلفنی میتواند اثرگذار باشد. یک میل به مرگ داریم و یک میل به زندگی داریم؛ هر دو روی یک سکهاند. زندگی همیشه با یک «چرای» بزرگ نگه داشته نمیشود؛ گاهی با چند «هنوز» کوچک نگه داشته میشود. زندگی را نه چیزهای بزرگ میسازند و نه چیزهای بزرگ خراب میکنند، بلکه چیزهای کوچک که اغلب اتفاق میافتند، اگر خوب باشند زندگی را میسازند و اگر بد باشند، آن را خراب میکنند. گاهی روابط نگهدارنده هستند و گاهی روابط احساس سربار بودن ایجاد میکنند. داشتن آدم به معنای صرفاً وصل بودن به زندگی نیست.
وی درباره گامهای اصلی برای افرادی که در معرض خودکشی هستند، تشریح کرد: این گامها شامل پرسیدن، دور کردن ابزار خودکشی، همراه او بودن، وصل کردن فرد به خدمات درمانی و در نهایت، پس از اینکه شرایط بهتر شد و درمان انجام شد، رها نکردن او، همراه ماندن و حفظ ارتباط است. در یک نظریه که هفت راهحل برای پیشگیری از خودکشی مطرح شده، برخی از آنها به جامعه مربوط هستند؛ مانند حمایت اقتصادی، ایجاد محیطهای محافظتکننده، کیفیت روابط و شناسایی افراد در معرض خطر است که از راه حل هایی است که به جامعه مربوط میشود.
عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشکده علوم پزشکی مشهد با اشاره به مفهوم زندگی در تعلیق و تاثیر آن در اقدام به خودکشی، اضافه کرد: زندگی در حالت تعلیق، میتواند از عوامل اقدام به خودکشی باشد. زندگی در تعلیق یعنی آن وضعیت موقتی که بیش از حد طول کشیده است. انسان برای اینکه ادامه بدهد، لازم نیست مطمئن باشد که فردا خوب خواهد شد، اما باید بتواند تصور کند که فردا ممکن است تکرار امروز نباشد. پیشگیری از خودکشی فقط نجات دادن فردی که به ته خط رسیده نیست، بلکه ساختن جهانی است که آدمهای کمتری را به تجربه «هیچ راهی برای من نمانده است» برسانیم.
در ادامه این مراسم، دکتر حمید یعقوبی، رئیس جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی و نماینده انجمن جهانی پیشگیری از خودکشی، نیز به صورت وبیناری ارائهای با موضوع پیشگیری از خودکشی را تشریح کرد.
انتهای پیام