سیامک کارینژاد -طراح صحنه در آستانه ۲۱ شهریور ماه روز سینما در گفتوگو با ایسنا از راکد بودن اوضاع صنفی، کمرنگ شدن نگاه خلاقانه در طراحی صحنه، تبدیل سینما به کالایی پیمانکاری، کمبود آرشیوهای پژوهشی و چالشهای پیش روی طراحان صحنه در ایران سخن گفت و در عین حال خبر داد به تازگی عضویتش در آکادمی بین المللی سینما و تلویزیون کانادا تایید شده است.
کارینژاد با اشاره به فعالیت این روزهایش گفت: من اخیراً یک فیلم سینمایی کار کردهام و این روزها چند فیلمنامه را هم خواندهام. اما به نظرم حال سینما خوب نیست و اغلب فیلمنامههایی را که خواندم، نپسندیدم.
او درباره وضعیت صنفی این حرفه در این روزها معتقد است: اوضاع صنفی ما هم مثل بسیاری از بخشهای دیگر راکد است. انگار در یک وضعیت انتظار و تعطیلی به سر میبریم تا ببینیم چه میشود.تعداد زیادی از اعضای صنف بیکار هستند. پروژهها شروع نمیشوند و یک سکون عجیبی حاکم است. امیدوارم این فضا تغییر کند و تعریف طراحی صحنه در سینما هم کمی عوض شود؛ یعنی فقط این نباشد که کسی صحنه را برای فیلمبرداری آماده کند، بلکه فرصت داشته باشد جهان فیلم را طراحی کند.
کارینژاد در پاسخ به این نقطهنظر که با وجود حضور طراحان خوب در سینما اما رویکرد تولید در این بخش هم سطحی شده است،گفت: بله، متأسفانه در بخشی از تولیدات، کار به نوعی پیمانکاری تبدیل شده؛ اینکه فقط صحنهای آماده شود تا فیلمبرداری آغاز شود. فرصت کافی برای فکر کردن به جهان فیلم وجود ندارد و در نتیجه آفرینش هنری هم کمرنگ میشود. در بسیاری از موارد نگاه این است که سریع صحنه را آماده کنیم و جلو برویم. فکر میکنم آثار این آسیب را میتوان در بعضی فیلمها هم به راحتی دید.
کارینژاد درباره آسیبشناسی این وضعیت خاطرنشان کرد:آسیبشناسی این موضوع مفصل است، اما از لحاظ فنی امروز در بسیاری از پروژهها خودِ تولید فیلم و رسیدن سریع به خروجی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اقتصاد ضعیف، گرانی مواد اولیه و متریال و محدودیت بودجه هم این وضعیت را تشدید کردهاند. در کنار اینها، ضعف نگاه تخصصی در بخشی از تهیهکنندگی و تبدیل شدن فیلم به یک کالای صرفاً تجاری، میتواند باعث شود فرصت برای تجربه و خلاقیت کمتر شود.
این فعال طراحی صحنه درباره تاثیر شرایط اقتصادی بر تولید اثر مناسب،گفت: قطعاً بودجه و امکانات تأثیر زیادی دارد، اما فقط مسئله پول نیست. در سالهای اخیر نمونههایی هم داشتهایم که طراحی و ساخت دکور در آنها جدی گرفته شده است. مثلاً فیلم «جنگ جهانی سوم» به کارگردانی هومن سیدی از نظر دکور، طراحی و ساختار سینمایی برای من نمونه قابل توجهی بود و نشان میدهد این ظرفیت در سینمای ما وجود دارد بنابراین بخشی از موفقیت به نگاه کارگردان و تهیهکننده برمیگردد.

کارینژاد در پاسخ به اینکه طراحی صحنه ما برای ارائه یک کار خوب به چه چیزی نیاز دارد؟گفت: اول از همه فیلمنامه خوب؛ بعد نگاه درست کارگردانی که طراح بتواند با او وارد تعامل شود و جهان فیلم را بسازد. بعد از آن هم به تولید و تهیهکنندگی متفکری نیاز داریم که امکانات لازم را در اختیار طراح بگذارد، عجله نکند، زمان پیشتولید مناسبی فراهم کند و طراح از مراحل اولیه به پروژه متصل شود. نباید همهچیز به خاطر رسیدن به یک تاریخ یا جشنواره به شکل فورسماژور پیش برود.
این فعال عرصه طراحی صحنه درباره اینکه ما چقدر به استانداردهای جهانی نزدیک هستیم؟ توضیح داد: از نظر توانایی فردی و خلاقیت، در مواردی میتوانیم کاملاً همپا باشیم، اما ساختارها متفاوتاند. در بسیاری از کشورهای صاحب صنعت سینما، سندیکاها، پروتکلها و تعاریف شغلی مشخصی وجود دارد. ساختار صنفی ما هنوز در بسیاری از حوزهها به چنین تعریفهای روشن و اجرایی نرسیده است. با این حال سینمای مستقل ایران همچنان توانسته در جهان حرف خودش را بزند.
وی توضیح داد: بیشتر منظورم کل ساختار تولید و بدنه سینماست. در بعضی پروژهها از نظر توان فنی و هنری کاملاً قابل رقابت هستیم، اما از نظر ساختار تولید، زمان پیشتولید، استانداردهای حرفهای و مناسبات صنفی هنوز فاصله داریم.
کارینژاد به عنوان یکی از اعضای صنف طراحان صحنه درباره خواستهها و آرزوهایش گفت: آرزو میکنم جنگ تمام شود و در صلح باشیم تا سینماگران با فراغ خاطر به آثارشان فکر کنند. امیدوارم در گام اول، هدف همه ما ساخت یک فیلم خوب باشد و سینما صرفاً به فرآیندی برای تولید و بازگشت سرمایه تقلیل پیدا نکند.
او درباره صنفشان هم اظهار امیدواری کرد: تعاملات بیشتر شود و بتوانیم خودمان را به سینمای جهان نزدیکتر کنیم. راههای گفتوگو باید باز شود و ارتباطات بینالمللی بیشتر شود تا از تجربههای بیرون استفاده کنیم و در خودماندگی نمانیم چون به نظرم پتانسیلش را داریم. فقط باید ارتباط و گفتمان شکل بگیرد و اعضای صنف احساس امنیت کنند و پشت یکدیگر باشند.
کارینژاد که به تازگی به عضویت یک آکادمی بینالمللی درآمده است،توضیح داد: بهتازگی عضویت من بهعنوان عضو رأیدهنده بینالمللی آکادمی سینما و تلویزیون کانادا تأیید شد. سال ۲۰۱۸ برای طراحی صحنه فیلم «آوا»، محصول مشترک ایران و کانادا، نامزد جوایز سینمایی کانادا شدم. آن نامزدی و سوابق حرفهای و بینالمللی من زمینهای شد تا واجد شرایط عضویت باشم. مراحل و فرمهای مربوط به عضویت را طی کردم و در نهایت عضویتم تأیید شد.
او درباره چگونگی فعالیتش گفت: بهعنوان عضو رأیدهنده بینالمللی میتوانم در فرآیندهای رأیگیری مربوط به جوایز آکادمی مشارکت داشته باشم. همچنین آکادمی برنامههای حرفهای، نشستها، نمایشها و فرصتهایی برای ارتباط با دیگر اعضای صنعت سینما و تلویزیون دارد. طبیعتاً من تازه عضو شدهام و هنوز در ابتدای این مسیر هستم.

کارینژاد در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به اینکه آرشیو به عنوان یک طراح صحنه دارد؟ خاطرنشان کرد:در بعضی زمینهها آرشیو پژوهشی شخصی دارم. مثلاً تصاویر مربوط به دورههای مختلف تاریخی، دوره پهلوی و قاجار، معماری، نقاشی و جزئیات زندگی روزمره را جمعآوری میکنم. از آلبومهای خانوادگی، دوستان و منابع مختلف هر جا که امکانش بوده اسکن و جمعآوری کردهام. آرشیوم از دوران قاجار تا تقریباً دهه ۶۰ را پوشش میدهد و در سالهای اخیر هم خودم در خیابانها عکاسی میکنم تا بخشی از زندگی امروز ثبت شود.
این فعال سینما در پاسخ به اینکه آیا آرشیو جامعی در کشور وجود دارد که طراحان به آن دسترسی داشته باشند؟ گفت:نه، آرشیو جامع و متمرکزی که طراحان بتوانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند وجود ندارد و معمولاً افراد به شکل شخصی تحقیق و آرشیو میکنند. این یکی از مشکلات جدی حرفه ماست. بعضی از طراحان و استادان، از جمله آقای محسن شاهابراهیمی و آقای امیر اثباتی، در این زمینه پژوهش و آرشیوهای ارزشمندی داشتهاند، اما مسئله این است که یک بانک اطلاعاتی منسجم و عمومی وجود ندارد. در چنین شرایطی حتی یک دانشجو هم برای پژوهش با مشکل روبهرو میشود.
کارینژاد در پاسخ به اینکه آیا اقدامی برای ایجاد بانک اطلاعاتی انجام شده است؟ گفت:آقای اثباتی چند سالی است بهطور جدی پیگیر این موضوع است، اما متأسفانه به دلیل کمبود داده، پراکندگی منابع و دشواری جمعآوری آرشیوها، هنوز به خروجی جامعی نرسیدهایم.
او همچنین درباره چشماندازش برای جایگاه بینالمللی ایران در طراحی صحنه گفت: امیدوارم طراحی صحنه ایران جایگاه بینالمللی جدیتری پیدا کند؛ نه فقط به صورت موفقیتهای فردی، بلکه به شکلی فراگیرتر. این پتانسیل به دلیل جغرافیا، بافت، معماری و تاریخ کشورمان وجود دارد، اما ارتباطات هنوز سیستماتیک نیست و بیشتر به تلاش افراد وابسته است. در گذشته هم طراحانی مثل خانم ملکجهان خزایی و مرحوم فرهاد فارسی داشتیم، اما ساختاری برای حفظ، توسعه و ارائه این ارتباطات در سطح جهانی شکل نگرفته است. به نظرم امروز باید افقمان از جوایز داخلی فراتر برود و به دنبال جایگاه جهانی باشیم.
کارینژاد تاکید کرد: باید از درون صنف طراحان و مجموعههایی مثل خانه سینما، ساختارهایی برای ارتباط حرفهای با کشورهای دیگر شکل بگیرد. اعضا هم باید تلاش کنند در پروژههایی حضور داشته باشند که امکان دیده شدن در سطح بینالمللی دارند. جشنوارهها، رویدادهای تخصصی، تولیدات مشترک و شبکههای حرفهای میتوانند مسیرهای مهمی برای معرفی طراحی صحنه ایران باشند.
او در عین حال خاطرنشان کرد: من عضو Production Designers Collective یا PDC هستم؛ یک شبکه بینالمللی از طراحان صحنه کشورهای مختلف. این مجموعه برنامهها و گردهماییهایی برای ارتباط طراحان صحنه در سطح بینالمللی برگزار میکند. در حال حاضر یکی از این رویدادها در یونان برگزار میشود، اما متأسفانه برای ما به دلیل مشکلات اقتصادی، محدودیتهای سفر و مسئله ویزا، حضور در چنین برنامههایی بسیار دشوار است.
کارینژاد درباره چگونگی حضور در عرصه جهانی در بخش طراحی صحنه گفت:قطعاً. یکی از مسیرها میتواند افزایش تولیدات مشترک با کشورهای دیگر و ایجاد گفتوگوی بیشتر با سینماگران جهان باشد. ما زمانی با نوعی سینمای شاعرانه و نگاه خاص ایرانی در جهان شناخته میشدیم که هنوز هم ظرفیت زیادی دارد، اما امروز کمتر آن جنس سینما را میبینیم. مثلا فیلم «زمانی در ابدیت» به کارگردانی مهدی نوروزیان اخیراً در پاریس نمایش داده شد و در معرفی آن به وجوه شاعرانه و تأملی فیلم و نزدیکیهایی با سینمای عباس کیارستمی اشاره شده بود. امیدوارم این فیلم در ایران هم امکان نمایش پیدا کند.
او در پایان گفت: امیدوارم طراحی صحنه ایران فراگیرتر دیده شود و با تعامل، گفتوگو و ارتباط با جهان، جایگاه شایسته خودش را پیدا کند. این پتانسیل وجود دارد؛ فقط باید شرایطی فراهم شود که خلاقیت، پژوهش و نگاه هنری دوباره در مرکز طراحی صحنه قرار بگیرد.

انتهای پیام