به گزارش ایسنا، سینا راستگو که از ۲۳ شهریور ماه نمایش «اتاق دود» را در عمارت هما روی صحنه میبرد، درباره انگیزه خود از تولید یک نمایش غیرتجاری با تهیهکنندگی خود، صحبت کرد.
راستگو ابتدا درباره غیبت ۷ ساله خود از صحنه نمایش توضیح داد: من از دی و بهمن ۹۸ دیگر کار نکردم تا امروز. در این هفت سال، چند بار تصمیم گرفتم کار کنم، ولی هر بار با همین فضایی که الان میبینیم، مواجه شدیم. آنقدر اتفاقات مختلف در این هفت سال پشت سر هم افتاده که آدم هیچوقت نتوانسته به یک جمعبندی برسد و بگوید: «خب، الان دیگر آرام شد.» و جالب این است که روزبهروز هم به جای اینکه بهتر شود، بدتر شده است. از طرف دیگر، یک سؤال مهم وجود دارد: اصلاً تئاتر در چنین روزهایی چه کارکردی دارد؟ آیا اصلاً باید تئاتر کار کرد یا نه؟
فرمان تئاتر دست کیست؟
او با اشاره به اینکه جهان در طول تاریخ، شرایطی بهمراتب بدتر از این هم داشته ادامه داد: تئاتر چیزی نیست که بخواهد از جامعه فاصله بگیرد. اتفاقاً وظیفه کسی که تئاتر کار میکند این است که بداند نسبتش با امروز جامعهاش چیست و بتواند آن نسبت را روی صحنه بیاورد. نسبت امروز من با تئاتر این است که آگاه باشم وضعیت تئاتر، وضعیت اسفناکی است. من باید متوجه باشم نسل من و نسل بعد از من، درگیر نرسیدنهای زیادی است؛ نرسیدنهایی که هر بار به یک دلیلی اتفاق افتاده و نشده. یعنی هر بار آمده، پیش برود، در جا زده، آمده بشود، نشده، آمده انجام بدهد، نتوانسته و مدام یک اتفاقی افتاده. خب تا کی من و ما باید منتظر باشیم که اتفاقات برایمان تصمیم بگیرند؟ یک جایی با خودم گفتم که حالا من باید فرمان را خودم دست بگیرم، باید آن ریسمانی را که وجود دارد، خودم دست بگیرم. باید اینجا تأثیر خودم را بگذارم؛ نه برای آدمها، برای خودم. منظورم این نیست که من خیلی آدم درخشان و بزرگیام، ولی دارم خروجی این کار نکردنها را در اجراهایی که روی صحنه هستند، میبینم.
مخاطب امروز اسم نویسنده و کارگردان آثار را نمیداند!
راستگو با انتقاد از بازاری شدن تئاتر در مقطع اخیر، گفت: متاسفانه این روزها اولین ویژگی یک نمایش شده، میزان فروشش و تعداد بلیتهایی که در چند دقیقه فروش میرود و ناراحتکنندهتر اینجاست که این اتفاق از طرف خود بچههای تئاتری افتاده است.
او در عین حال تاکید کرد: اصلاً نمیخواهم تئاتر را تبدیل کنم به یک قدیس یا یک فضای مقدس که هیچوقت نمیشود به آن ایراد گرفت و هیچوقت نمیشود واردش شد. اما منظورم این است که تئاتر، رسالتی در آگاهیبخشی دارد ولی الان تئاتر ما شبیه فروشگاههای تخفیفدار شده. هر اثری که تخفیف بیشتری میدهد، هر اثری که سلبریتی بیشتری دارد، بیشتر مورد توجه است.
این کارگردان خطاب به همکاران خود افزود: هنرمند! در آن اثرت چه داری؟ چه چیزی را داری ارائه میدهی؟ الان اگر از مخاطب بپرسی که مثلاً فلان بازیگر در کدام اجرا روی صحنه است، بهراحتی برایت اسم میبرد. اما سؤال این است که از خودِ اثر چه میداند؟ چه چیزی داری ارائه میدهی؟ از همان آدم بپرس که چه متنی را دارد کار میکند، یا چه کسی دارد کار میکند، کارگردانش کیست، همه سکوت میکنند. جایی اوضاع اسفبار میشود که خود گروه از این موضوع استفاده تبلیغاتی میکند.
دعوت از عزلتنشینهای تئاتر
راستگو درباره انتخاب گروه اجرایی نمایش خود توضیح داد: در این بین اتفاقاً دست گذاشتم روی آدمهایی که میدانم چندین سال است کار نکردهاند؛ نه فقط در بازیگرها، حتی در طراحها. چون اتفاقا آن آدم اصیل و دغدغهدار است که باید تئاتر کار کند. ذهن آن آدم است که دارد تئاتر را جلو میبرد. وقتی اجراهایی را میبینم که طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم از آن حذف شده، با این توجیه که «ما کمبودجهایم، پول نداریم» یا مثلاً «تئاتر بیچیز داریم اجرا میبریم» غمگین میشوم. همه اینها در واقع دارند ارکان اصلی تئاتر را از بین میبرند.
تئاتر، پدری فرو رفته در کماست
او، وضعیت فعلی تئاتر را شبیه پدری بیمار تشبیه کرد و ادامه داد: «تئاتر ما الان مثل یک پدر بیمار است که در کماست. من نمیتوانم به این بابایی که در کماست بگویم: «پاشو، به من پول بده.». اتفاقاً باید بروم از جای دیگری پول دربیاورم، خرجش کنم که از کما بیاورمش بیرون، سرحالش کنم، به هوشش بیاورم. یعنی وضعیتی که ما الان در تئاتر داریم میتواند شکلی از بیماری نام بگیرد. وقتی تو بهعنوان تبلیغ کارت، عکس تهیهکنندهات را برجسته میکنی، یعنی این تئاتر سالم نیست. من ناراحتیام از این است. میگویم: «آن بازیگرها ناراحت نمیشوند؟». مخاطب ناراحت نمیشود؟ من میخواهم بروم چه کسی را ببینم؟ تهیهکننده را ببینم که عکسش را بزرگ زدی روی پوستر یا آن بازیگر را؟ کارگردان کار ناراحت نمیشود که اسمش کوچکتر از تهیهکننده است؟ صرفاً برای اینکه تو بخواهی بیشتر بفروشی، داری به این حرکت تن میدهی؟
نسل ما باید بداند چرا جان کندیم و نرسیدیم؟
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که تئاترش را برای چه گروهی از جامعه به صحنه میآورد، توضیح داد: «نسل خود من، یعنی بچههای دهه شصت و هفتاد، با بخشی از اجرای من ارتباط میگیرند و به یک دلیلی باید بیایند این اجرا را ببینند. نسل Z هم به یک دلیل دیگری باید بیاید این اجرا را ببیند و نسل قبلی ما، یعنی خانوادههای ما، پدر و مادرهای ما، هم به یک دلیلی باید بیایند این اجرا را ببینند. برای هر کدام از این نسلها یک نقطهای در این اجرا وجود دارد. نسل من میآید و میبیند چطور شده که ما تا الان اینقدر جان کندیم و نرسیدیم. نسل بعدی باید بیاید ببیند که ما چه گذشتهای داشتیم و چطور به اینجا رسیدیم. و نسل قبلتر ما، پدر و مادرهای ما، باید بیایند ببینند که کجاها جلوی ما را گرفتند که ما به این «نرسیدن» رسیدیم»
«اتاق دود» و یادی از بزرگان تئاتر معاصر
راستگو با اشاره به چهرههای مطرحی که در متن نمایش از آنها اسم برده میشود، اضافه کرد: هر کدام از بزرگانی که در «اتاق دود» از آنها یاد میشود، در یک دهه، یک جریانی در تئاتر ایران ساختند. ما هیچوقت نمیتوانیم اسم آقای سمندریان را از تئاتر کنار بگذاریم. هیچوقت نمیتوانیم جریانی را که اجراهای رضا ثروتی برای ما تولید کرد، از تئاتر کنار بگذاریم. هیچوقت نمیتوانیم متنها و نوشتههای محمد یعقوبی را از تئاتر کنار بگذاریم. اینها برای ما خیلی مهم بودند. من از این چهرهها برای خودِ آنها اسم نمیبرم. برای آدمهایی اسم میبرم که یادشان رفته چه کسانی در تئاتر چه کارهایی کردند و چطور کار کردند. برای آنهایی اسم میبرم که اگر به آنها بگویند «فلان کار را انجام نده»، سریع کنار نکشند و بدانند که یک گذشتهای وجود داشته است. ما یک فضایی را در تئاتر طی این سالها تجربه کردیم. الان چیزی که میبینیم، خروجی آن فضا نیست.
تئاتر هنوز کرونا دارد!
او با ابراز تاسف از وضعیت دشوار تئاتر در سالهای اخیر افزود: تئاتر ما انگار هفت سال بعد از کرونا همچنان نمیتواند نفس بکشد، بهواقع انگار مرده. من در راستای تبلیغات کارمان یک باکس را در حیاط عمارت هما گذاشتم و پوسترهایی را آنجا تعبیه کردم. هر کسی که نگاه میکند میگوید: «چه پوسترهایی داشتیم قبلا». این یادآوری به نفع مخاطب است. یعنی ما حتی در پوستر هم افت کردیم. چون چیزی را طراحی کردند که به فروش برسد. چون پایه کار، هنری نبود.
وقتی من بیایم برای کارم یک قیمتی بگذارم، برای تئاترم قیمت تعیین کنم، هیچ فرقی با آن کسی که دارد در بازار کار میکند، ندارم. من خودم را متعهد میدانم که تکتک بچههای گروهم برای کاری که دارند انجام میدهند، دستمزدشان را بگیرند. آنها این کار را انجام میدهند. ولی برای خودِ شخص من، سود مهم نیست. اگر قرار بود این کار را بکنم، خب میرفتم هزار تا کار دیگر میکردم. اصلاً چرا باید تئاتر کار کنم؟ ولی برای من تئاتر مهم است؛ مهم است که من اینجا بتوانم این کار را انجام بدهم.
کار کردن یا نکردن یک انتخاب است، اما ...
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که آیا همکارانش را بابت سکوت خودخواسته و کنارهگیری از فعالیت سرزنش میکند یا خیر، گفت: نه من نمیتوانم به کسی بگویم انتخابش برای کار نکردن درست است یا غلط؟ اما همیشه گفتهام نقد به کسی که خواسته کار کند، نباید از منطق دور باشد. تو مگر او را نمیشناسی؟ آیا آدم وابسته به جایی است ؟ نه، هیچکدام از اینها نیست. او دارد تئاتر کار میکند. حالا من میتوانم بیایم به تویی که نمیخواهی کار کنی زور کنم که کار کنی؟ خب، من هم میشوم یکی مثل همان سیستمی که دارد به من زور میآورد که کار نکن. هر کسی هر کاری دلش بخواهد میتواند انجام بدهد. من الان در این برهه انتخابم را کردم. این انتخاب هم مال الان نیست.
وی خاطرنشان کرد: ما این متن را از مهرماه سال پیش داریم تمرین میکنیم. قرار بود دیماه اجرا برویم اما به دلایلی که میدانیم، نشد. قرار بود اردیبهشت اجرا برویم، اردیبهشت هم به شکل دیگری نشد و الان داریم شهریور اجرا میرویم. یعنی من پارسال تصمیمم را گرفتم برای اینکه بخواهم اجرا کنم. ولی خب از آنجایی که همیشه مقارن با کارهایم، یک اتفاقی اتفاق افتاده و همه چیز به تعویق افتاده، این بار هم این ماجرا تکرار شد!»
تئاتر یعنی اجتماع واقعی
راستگو در ستایش جایگاه تئاتر در اجتماع امروز گفت: تئاتر یک اجتماع است و تنها چیزی که قدرت دارد، اجتماع است. ما اگر بخواهیم این اجتماع را به فردهای جداجداشده، تبدیل کنیم، هیچوقت قدرتی نخواهیم داشت. تئاتر اساساً یک فعالیت اجتماعی است. تفاوتش با سینما و هر هنر دیگر این است که تو را از خانه بیرون میکشاند. تو اگر بخواهی یک فیلم ببینی، در خانه کنترل را برمیداری، تلویزیونت را روشن میکنی، لم میدهی روی کاناپه و فیلمت را میبینی. ولی تو برای اینکه بخواهی یک تئاتر ببینی، اولین کارت این است که از خانه بیایی بیرون. وقتی از خانه میآیی بیرون، با مردم در ارتباطی. بعد باید بیایی توی سالن، با آدمها در ارتباطی. بعد باید بنشینی روی صندلی مخاطب، کنار آدمها. بعد دوباره باید با همان آدمها از صحنه خارج بشوی. حالا حرفها را میشنوی. این اجتماع است که دارد شکل میگیرد.
حالا همینها را از خودمان بگیریم، بشویم یکسری آدمهای مفرد که هر کداممان یک جایی هستیم و هیچ حرفی هم برای گفتن نخواهیم داشت.
سینا راستگو که نمایشهای چون «سمفونی کوچک سکوت» و «مرگ و دوشیزه» را در کارنامه دارد از ۲۳ شهریور سال جاری نمایش «اتاق دود» را در سالن شماره یک عمارت هما روی صحنه میآورد.

انتهای پیام