کوروش امرایی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به پیامدهای آموزشی و روانی آموزش مجازی اظهار کرد: در روانشناسی آموزش، یادگیری عمیق زمانی اتفاق میافتد که دانشجو در بستری امن و پایدار، درگیری شناختی فعال داشته باشد. ناپایداری اینترنت و قطعیهای مکرر نهتنها انتقال محتوا را مختل کرد، بلکه حافظه کاری دانشجویان را نیز تحت فشار قرار داد.
وی افزود: در چنین شرایطی، دانشجو به جای تمرکز بر فهم مطلب، بخش قابل توجهی از انرژی ذهنی خود را صرف شنیدن صدای ناقص استاد، حدس زدن محتوای اسلایدها یا مدیریت استرس ناشی از قطعی بعدی اینترنت میکرد. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یادگیری سطحی و حفظیات شکننده بود؛ بهگونهای که برخی دانشجویان با وجود گذراندن واحدهای درسی، از تسلط مفهومی کافی بر دروس پیشنیاز برخوردار نیستند.
عضو هیئت علمی گروه مشاوره دانشگاه لرستان ادامه داد: وقتی پلتفرم آموزشی به دلیل مشکلات فنی، محدودیت پهنای باند یا سرعت پایین اینترنت قادر به ارائه مناسب کلاس زنده نیست، دانشجو به تدریج وارد چرخهای از «درماندگی آموختهشده» میشود. تجربه مکرر ناتوانی در کنترل شرایط فنی، خودکارآمدی تحصیلی را کاهش میدهد.
امرایی تصریح کرد: بسیاری از دانشجویان به این باور رسیدهاند که تلاش آنها تأثیری در نتیجه نهایی ندارد؛ چراکه قطعی اینترنت و مشکلات زیرساختی خارج از کنترل آنهاست. این احساس میتواند انگیزه درونی برای یادگیری را کاهش دهد و در زمان بازگشت به آموزش حضوری، دانشجویانی منفعل و بیانگیزه ایجاد کند که بیشتر به دنبال غیبت نخوردن هستند تا یادگیری واقعی.
وی با بیان اینکه دانشگاه صرفاً محل انتقال دانش نیست، اظهار کرد: دانشگاه بستر جامعهپذیری حرفهای نیز محسوب میشود. دانشجویانی که در ترمهای اخیر آموزش مجازی داشتهاند، فرصت یادگیری مشاهدهای از همکلاسیهای قویتر، بحثهای گروهی، کار تیمی و شبکهسازی علمی را تا حد زیادی از دست دادهاند و همین مسئله شکلگیری هویت دانشجویی را مختل کرده است.
این استاد دانشگاه افزود: دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری که باید در سمینارها ارائه میدادند یا در آزمایشگاه فعالیت میکردند، در برخی موارد با وجود قبولی در دانشگاه، فرصت کافی برای تجربه نقش واقعی یک پژوهشگر یا دانشجوی فعال را پیدا نکردند.
امرایی ادامه داد: در کلاس حضوری، یک قرارداد نانوشته میان استاد و دانشجو وجود دارد. استاد انرژی میگذارد، بازخورد چهره دانشجویان را میبیند و دانشجو نیز با حضور فیزیکی احساس تعهد بیشتری دارد؛ اما در آموزش مجازی ناپایدار، این بازخوردهای غیرکلامی حذف شد.
وی گفت: استاد در بسیاری از موارد با صفحهای سیاه مواجه بود و احساس میکرد تدریس برای یک «ماشین» انجام میشود. این وضعیت به ارتباط آموزشی و همدلی میان استاد و دانشجو آسیب زد و اکنون با بازگشت حضوری، ممکن است برخی دانشجویان و استادان نسبت به یکدیگر احساس غریبگی داشته باشند و فرایند اعتمادسازی نیازمند شروعی دوباره باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان در ادامه به آثار آموزش مجازی بر سبک زندگی دانشجویان اشاره کرد و گفت: آموزش مجازی در بستر اینترنت ناپایدار، زمانبندی زندگی بسیاری از دانشجویان را به هم ریخت. از آنجا که در برخی ساعات شب وضعیت پهنای باند بهتر بود، تعدادی از دانشجویان به اجبار الگوی خواب خود را تغییر دادند.
وی افزود: اختلال در ریتم شبانهروزی با افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش تمرکز ارتباط دارد. اکنون با بازگشت کلاسها به ساعات صبح، ممکن است با دانشجویانی مواجه باشیم که از نظر زیستی برای حضور در کلاس ساعت هشت صبح آماده نیستند و این مسئله میتواند به افت عملکرد صبحگاهی، تأخیر و غیبت منجر شود.
امرایی همچنین دوری از محیطهای جمعی را از دیگر پیامدهای این دوره دانست و اظهار کرد: مهارتهایی مانند ارائه شفاهی، مدیریت تعارض در کار گروهی، زبان بدن و حتی آداب حضور در کلاس در چنین شرایطی ممکن است تضعیف شده باشد. برای برخی دانشجویان که دچار اضطراب اجتماعی شدهاند، بازگشت به دانشگاه میتواند خود یک عامل استرسزای جدید باشد.
وی درباره مقایسه بازدهی آموزش حضوری و مجازی نیز گفت: باید میان «آموزش مجازی استاندارد و طراحیشده» و «آموزش اضطراری از راه دور» تفاوت قائل شویم. آموزش مجازی ذاتاً ناکارآمد نیست و اگر به شکل استاندارد و با زیرساخت مناسب طراحی شود، میتواند مزایایی داشته باشد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در آموزش حضوری، حضور فیزیکی استاد، زبان بدن، تغییر تن صدا و پویایی کلاس، محرکهای حسی بیشتری ایجاد میکند و میتواند به رمزگردانی عمیقتر مطالب در حافظه کمک کند. همچنین استاد میتواند در لحظه متوجه سردرگمی دانشجو شود، سرعت تدریس را تغییر دهد، مثال جدید بزند یا مستقیماً سؤال بپرسد.
امرایی افزود: در آموزش مجازی استاندارد و بهویژه محتوای غیرهمزمان، دانشجو میتواند ویدئو را متوقف کند، یادداشت بردارد و مطالب را مرور کند؛ بنابراین این نوع آموزش برای یادگیری خودگام و برخی مهارتها میتواند مؤثر باشد. اما اگر آموزش زنده با اینترنت ضعیف همراه شود، بخش قابل توجهی از بار شناختی دانشجو صرف رفع مشکلات فنی خواهد شد.
وی تصریح کرد: بنابراین آموزش حضوری در انتقال مفاهیم پیچیده و انتزاعی معمولاً بازدهی بالاتری دارد، در حالی که آموزش مجازی استاندارد میتواند برای یادگیری خودگام و مهارتمحور مناسب باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان با اشاره به نقش انگیزه و خودتنظیمی در یادگیری گفت: آموزش حضوری برای دانشجویانی که خودتنظیمی ضعیفتری دارند، یک نظم بیرونی ایجاد میکند. حضور در دانشگاه، زمان و مکان مشخص کلاس و فشار هنجاری محیط آموزشی، دانشجو را به بیدار ماندن، گوش دادن و مشارکت تشویق میکند.
وی ادامه داد: در مقابل، یادگیری مجازی به خودتنظیمی بالایی نیاز دارد و دانشجو در خانه با عوامل حواسپرتی متعددی مانند تلفن همراه، خانواده و محیط استراحت مواجه است. در شرایط ایران، مشکلات اینترنت و قطعیهای مکرر نیز این وضعیت را تشدید کرد.
امرایی یادآور شد: از سوی دیگر، دانشگاه فقط کلاس درس نیست. بخش قابل توجهی از یادگیری در راهروها، کتابخانه، گفتوگوهای حاشیه کلاس و کار گروهی اتفاق میافتد. یادگیری مشاهدهای، یعنی دیدن شیوه مطالعه و فعالیت همکلاسیهای قویتر، نیز یکی از مزایای پنهان آموزش حضوری است که در آموزش مجازی تا حد زیادی از بین میرود.
وی درباره انعطافپذیری آموزش مجازی گفت: مزیت اصلی آموزش مجازی، انعطافپذیری زمانی و مکانی است. اگر زیرساخت پایدار باشد، دانشجو میتواند در زمانی که آمادگی ذهنی بیشتری دارد محتوای آموزشی را دنبال کند و از هزینه و زمان رفتوآمد نیز بکاهد؛ اما در دسترس بودن همیشه به معنای یادگیری بهتر نیست.
این استاد دانشگاه همچنین اعتبار آزمونهای حضوری را بالاتر دانست و گفت: در آزمون حضوری با نظارت، اعتبار و پایایی سنجش بیشتر است و احتمال تقلب کاهش مییابد. در مقابل، آزمونهای مجازی، بهویژه در شرایط قطعی اینترنت و نبود سازوکارهای مناسب نظارتی، با چالشهای جدی مواجه شدند و در مواردی ارزش سنجشی نمرات را کاهش دادند.
امرایی گفت: از نگاه روانشناسی آموزش، برای اکثریت دانشجویان، بهویژه در مقطع کارشناسی و دروس پایه، آموزش حضوری بازدهی بالاتری دارد؛ چراکه با نیاز به تعامل، دریافت بازخورد فوری و ساختار بیرونی یادگیری سازگارتر است.
وی تأکید کرد: با این حال، آموزش مجازی ذاتاً بد نیست؛ بلکه ناپایداری زیرساخت، مشکلات فنی، طراحی آموزشی نامناسب و استفاده ناگهانی و اجباری از آن به عنوان جایگزین آموزش حضوری بود که بازدهی را کاهش داد.
عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان بهترین مدل برای آینده را «یادگیری ترکیبی» دانست و گفت: در این مدل میتوان محتوای نظری را در قالب ویدئوهای کوتاه و استاندارد به صورت مجازی ارائه کرد و زمان ارزشمند کلاس حضوری را به بحث، پرسش و پاسخ، حل مسئله، کار گروهی و فعالیت عملی اختصاص داد.
امرایی خاطرنشان کرد: این مدل میتواند هم انعطافپذیری آموزش مجازی و هم عمق شناختی و اجتماعی آموزش حضوری را در اختیار دانشجویان قرار دهد.
انتهای پیام