شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۳
پس از آسیب‌های اخیر، ایران چگونه مقاومت را بازسازی خواهد کرد؟

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه پاسخ داد

پس از آسیب‌های اخیر، ایران چگونه مقاومت را بازسازی خواهد کرد؟

خراسان رضوی (ایسنا) - یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: مقاومت، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های هویت‌بخش سیاست خارجی ایران، همچنان از جایگاه بالایی برخوردار است؛ حفظ و تقویت حلقه‌های باقی‌مانده مقاومت و بازتعریف هوشمندانه راهبردها می‌تواند به عنوان اهرم فشار مؤثر در معادلات آینده منطقه ایفای نقش کند.

علیرضا مجیدی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: در داخل ایران، جریان خاصی تلاش داشت اهمیت تنگه هرمز را اندک جلوه دهد؛ حتی ادعاهایی وجود داشت که تنگه هرمز، سوخت و باد هوا شد؛ در حالی‌که اگر نگاهمان به بحث عناصر قدرت باشد، ایران بدون اغراق توانسته است در حد معناداری از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار جدید بهره ببرد.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: اکنون در کنار تنگه هرمز، با پیگیری جدی سه حوزه دیگر، نه‌تنها می‌توان خلأها را جبران کرد بلکه می‌توانیم قدرت کشورمان را نسبت به گذشته بیشتر کنیم؛ اولا اینکه یک مورد آسیب‌زا در دوره‌ اوج فعالیت محور مقاومت این بود که ایران در نظر برخی کشورهای منطقه به عنوان تهدید جدی مطرح شد. لذا اولویت این کشورها تغییر کرد و این به ایجاد خلأهایی در رابطه ایران با این کشورها منجر شد که با گرایش به سمت رژیم پر شد، چراکه آنها در میان انتخاب ایران یا رژیم صهیونیستی، به سمت رژیم متمایل شدند.

مجیدی با بیان اینکه اکنون با تغییر وضعیت محور مقاومت به خصوص در سوریه، ظرفیت‌هایی برای ما ایجاد شده، افزود: ما باید جهت‌گیری کلی اتخاذ کنیم که سطحی از همکاری را با کشورهای منطقه به صورت ایجابی تعریف و گسترش دهیم، به طوری‌که همزمان مسئله‌ رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک خطر امنیتی برای این کشورها روزبه‌روز برجسته‌تر شود. البته نباید انتظار داشت که بتوانیم فوراً و به‌ سرعت با این کشورها وارد دوره‌ همکاری و شراکت شویم. 

وی با بیان اینکه در خلال جنگ رمضان و رویدادهای ۶ ماه اخیر، مقاومت تا حدودی بازگشت مجددی داشته است، گفت: البته درست است در لبنان آسیب‌های زیادی دیده اما با توجه به اینکه در کلیت منطقه شاهد جاه‌طلبی‌های عریان‌تر رژیم صهیونیستی بودیم و هیچ‌کس راهکاری در برابر آن ارائه نمی‌داد، مقاومت دوباره احیا شده و می‌تواند راه‌حل ارائه دهد. اتفاقاً در این دوره، با رعایت برخی مسائل، این ظرفیت بالقوه وجود دارد که مقاومت توسعه‌ جغرافیایی بیشتری پیدا کند. 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه در این دوره نسبت به سال ۲۰۲۲، انسجام بیشتری بین ایران و هم‌پیمانانش ایجاد شده، افزود: اکنون می‌توان ظرفیتی برای همکاری با ابرقدرت‌ها و قدرت‌های فرامنطقه‌ای تعریف کرد و همسویی منافع را به وجود آورد؛ از این منظر می‌توان به‌طور خاص از چین نیز نام برد. 

مجیدی در پاسخ به اینکه در میان تمام تلاش‌های دشمن برای تضعیف مقاومت تاکنون، چه نقاط قوتی در شاخه‌های این محور دیده شده است؟ اظهار کرد: در دل تمام بحران‌ها علاوه بر انصارالله یمن، مقاومت عراق نیز قدرت خود را حفظ کرده و از یک منظر، قدرت بالقوه‌ آن به اندازه‌ قبل است. اما از منظر عملیاتی، عملکرد مقاومت اسلامی عراق در خلال جنگ رمضان از مارس ۲۰۲۶ و پس از آن، به مراتب بالاتر از گذشته بوده است، خصوصاً نسبت به سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵. در مقام مقایسه اصلاً نمی‌توان سال ۲۰۲۶ را با سال‌های قبل قیاس کرد؛ چون مقاومت عراق عملکرد قابل‌توجهی داشته است.

وی با بیان اینکه تنها نکته‌ مهم نهفته در این موضوع این است که اکنون ما نوعی هم‌سویی اهداف میان شاخه‌های مقاومت را شاهد هستیم، گفت: هر یک از اجزای مقاومت اهداف ملی خود را دنبال می‌کنند، اما در سطح کلان، همه‌ این اهداف به نفع یکدیگر تمام می‌شود. به عنوان مثال، انصارالله یمن دغدغه‌ شکستن محاصره‌ یمن را دارد و همین دغدغه به باب‌المندب می‌رسد و در اینجاست که با دغدغه ایران که شکستن محاصره خود در تنگه هرمز است، همسو می‌شود و بازار انرژی نخ‌ تسبیح این هم‌سویی منافع است.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: مثال دیگر مقاومت عراق است که با بالاترین فشار برای خلع سلاح مواجه است و شروطی در راستای استقلال عراق تعیین کرده تا این کشور واقعاً مستقل شود، نه اینکه مستعمره‌ آمریکا باشد. این دقیقاً در راستای منافع ایران و یمن نیز به شمار می‌رود، زیرا عراق قدرتمند و مستقل که مستعمره‌ آمریکا نباشد، طرح آمریکا در منطقه را خنثی می‌کند، چراکه آمریکا برای تجاوز به ایران از بستر عراق استفاده می‌کند.

مجیدی با اشاره به دومین نقطه مثبت عملکرد محور مقاومت در میان آشوب‌های منطقه، بیان کرد: این انگاره در جهان عرب روزبه‌روز غالب‌تر می‌شود که آمریکا دیوار محکمی برای تأمین امنیت ما نیست و نمی‌توانیم تکیه‌گاهمان را آمریکا قرار دهیم. این نیز فاکتور بسیار مهمی است که در تحلیل تحولات منطقه نباید از آن چشم پوشید.

وی با اشاره به پیوستگی میان محور مقاومت، اظهار کرد: برخی معتقدند پس از عملیات طوفان‌الاقصی، حزب‌الله نباید در حمایت از حماس وارد عمل می‌شد. من با این نظر به شدت مخالفم، زیرا این نگاه بسیار ساده‌انگارانه است که فکر کنیم رژیم صهیونیستی پس از اینکه کار غزه را به تعبیر خودش با دور کردن خطر حماس تمام کرد، باز هم حاضر می‌شد همسایه‌ای به نام مقاومت را در شمال خود تحمل کند و حزب‌الله را در حومه‌ شمالی‌اش بپذیرد. 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: اشتباه حزب‌الله این بود که در این نبرد اجتناب‌ناپذیر، قواعد و ظرافت‌های تاکتیکی را رعایت نکرد. آسیب‌پذیری حزب‌الله دقیقاً پس از ترور فواد شکر شروع شد. به لحاظ میدانی فاصله‌ بین ۸ اکتبر تا ترور فواد شکر حدود ۱۰ ماه بود. اما چرا آسیب‌پذیری این شاخه از مقاومت بعد از ۱۰ ماه شروع شد؟ زیرا از آنجا به بعد، حزب‌الله با ذهنیت هفتم اکتبر می‌خواست در ژوئن ۲۰۲۴ بجنگد؛ در حالی که این امکان‌پذیر نبود.

مجیدی در خصوص آسیب‌شناسی از عملکرد مقاومت، بیان کرد: واقعیت این است که مقاومت نتوانست ارزش افزوده‌ اقتصادی تولید کند و در حوزه‌ اقتصادی، نسخه‌ای کارآمد و امیدبخش ارائه دهد که قابلیت رویافروشی داشته باشد. برعکس، مقاومت عملاً به مجموعه‌ای تبدیل شد که بیشتر از آنکه بتواند خودگردانی داشته باشد، هزینه‌بر بود و یکی از چالش‌های مهم آن، چگونگی تأمین هزینه‌ها بود. به عبارت دیگر، مقاومت با وجود دستاوردهای بزرگ ژئوپلیتیکی، نتوانست این مزیت را در ساحت اقتصاد بهره‌برداری کند.

راهبرد آینده؛ اتکا به ابزارهای متنوع قدرت

وی با بیان اینکه با وجود تمام نقدهای راهبردی و تاکتیکی که بر عملکرد مقاومت طی دو دهه‌ گذشته مشخصاً از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ وارد است، برآیند عملکرد آن مثبت بوده، افزود: این محور نسبت به هدف اصلی‌اش که ممانعت از تجاوز به ایران بوده، تجربه‌ای کاملا موفق محسوب می‌شود و ایران را دست‌کم به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل کرد. البته تلاش شد از ۲۰۲۴ به بعد، در سطحی تقلیل‌یافته ایران از یک قدرت منطقه‌ای به بازیگری موثر در نظم منطقه ارتقا یابد. اما الان تردیدی نیست که ایران یک قدرت منطقه‌ای است که حتی در نظم جهانی نیز اثرگذار است.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه اضافه کرد: در نتیجه آنچه از روند تحولات برمی‌آید این است که مقاومت، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های هویت‌بخش سیاست خارجی ایران، همچنان از جایگاه بالایی برخوردار است. حفظ و تقویت حلقه‌های باقی‌مانده مقاومت و بازتعریف هوشمندانه راهبردها می‌تواند به عنوان اهرم فشار مؤثر در معادلات آینده منطقه ایفای نقش کند. اما اتکای صرف به نیروهای مقاومت جایز نیست و بهتر است ایران در تقویت سایر ابزارهای قدرت خود مانند وحدت، اقتصاد داخلی و تجارت خارجی و دیپلماسی هوشمندانه نیز توجه ویژه‌ای داشته باشد. تجربه نشان داده که کشورهایی با انسجام داخلی بالا، در برابر تهدیدات خارجی مقاوم‌تر هستند. 

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها