مونا دهقانی قبادی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: تا چند دهه پیش، پزشکی کلاسیک بدن را همچون ماشینی مکانیکی میپنداشت که ذهن صرفاً نقش راننده آن را ایفا میکند، اما امروزه علم روانشناسی سلامت این نگاه دوگانه به ذهن و جسم را کنار گذاشته است.
وی افزود: حقیقت آن است که مرز میان روان و جسم، مرزی قراردادی و نمادین است. هر اندیشهای که از مغز ما عبور میکند، میتواند با تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک همراه شود و هر هیجانی که سرکوب میکنیم یا هر حالت عاطفی که تجربه میکنیم، میتواند نشانهای در بدن بر جای بگذارد.
دهقانی قبادی ادامه داد: استرس، اضطراب و باورهای ناخودآگاه نهتنها خلقوخوی روزانه ما را شکل میدهند، بلکه میتوانند بر فشار خون، سطح قند خون، عملکرد سیستم ایمنی و روند ترمیم بدن نیز اثر بگذارند. با این حال، نکته امیدوارکننده این است که همان ذهنی که میتواند در شرایطی بر سلامت جسمانی اثر منفی بگذارد، میتواند بهعنوان نیرویی مؤثر در مسیر بهبود و بازسازی بدن نیز مورد استفاده قرار گیرد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد خاطرنشان کرد: برای درک بهتر روانشناسی سلامت و زیرشاخههای آن میتوان از بررسی عوامل روانی تأثیرگذار بر بیماریها آغاز کرد، سپس به نقش این دانش در مدیریت شرایط مزمن پرداخت و در نهایت تغییرات کوچک اما مؤثری را مورد توجه قرار داد که میتوانند به بازگرداندن تعادل میان ذهن و بدن کمک کنند.
وی در ادامه گفت: از این مسیر میتوان آگاهی افراد را افزایش داد و آنان را به سمت خودمراقبتی و دستیابی به کیفیت زندگی بهتر در هر دو بعد جسمی و روانی هدایت کرد.
روانشناسی سلامت چگونه به روند بهبودی کمک میکند؟
دهقانی قبادی تأکید کرد: روانشناسی سلامت از طریق افزایش تبعیت از درمان، کمک به مدیریت واکنشهای فیزیولوژیک بدن و بازسازی شناختی بیماران در مواجهه با بیماریها میتواند نقش مؤثری در روند بهبودی داشته باشد.
وی با اشاره به نقش تغییرات ساده روزمره در تقویت ارتباط ذهن و بدن اظهار کرد: چهار تغییر ساده و مؤثر را میتوان در زندگی روزمره مورد توجه قرار داد که بر پایه انعطافپذیری مغز یا نوروپلاستیسیتی، به تقویت محور ذهن و بدن کمک میکنند.
این دکترای روانشناسی سلامت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد ادامه داد: نخستین اقدام، تمرین تنفس است. میتوان روزانه سه بار، هر بار پنج نوبت، با الگوی چهار ثانیه دم، هفت ثانیه نگه داشتن نفس و هشت ثانیه بازدم، تمرین کرد. این تمرین میتواند به کاهش برانگیختگی دستگاه عصبی و حرکت بدن از وضعیت «جنگ یا گریز» به سمت وضعیت آرامش کمک کند.
وی افزود: دومین اقدام، اختصاص روزانه ۲۰ دقیقه به پیادهروی است؛ نه صرفاً با هدف کالریسوزی، بلکه با تمرکز بر احساس پاها هنگام تماس با زمین و توجه به صداهای محیط. فعالیت بدنی منظم میتواند در سلامت مغز، حافظه و عملکرد شناختی مؤثر باشد.
دهقانی قبادی بیان کرد: سومین تغییر، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی در ساعات ابتدایی روز است. نور صبحگاهی به تنظیم ریتم شبانهروزی بدن کمک میکند و میتواند زمانبندی ترشح هورمونهایی مانند ملاتونین را بهبود بخشد. تنظیم مناسب چرخه خواب و بیداری نیز در سلامت عمومی بدن اهمیت دارد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد ادامه داد: چهارمین اقدام، اختصاص زمانی برای مدیریت نگرانیهاست. میتوان هر شب سه مورد از نگرانیهای کماهمیت یا افکار مزاحم را روی کاغذ نوشت و سپس آنها را کنار گذاشت. چنین تمرینی میتواند به فرد کمک کند از چرخه نشخوار ذهنی فاصله بگیرد و کنترل بیشتری بر افکار و هیجانات خود داشته باشد.
سلامت جسم و روان از یکدیگر جدا نیستند
دهقانی قبادی همچنین اظهار کرد: هیچ تجربه هیجانی را نمیتوان کاملاً جدا از بدن در نظر گرفت و سلامت جسمی و هیجانی در ارتباط با یکدیگر قرار دارند. مدیریت استرس و اضطراب از طریق تغییرات کوچک و مستمر روزانه میتواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش توان فرد برای مواجهه با بیماریها و فشارهای روزمره کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: هدف روانشناسی سلامت این نیست که بیماریهای جسمانی را صرفاً به مسائل روانی نسبت دهد، بلکه باید تعامل میان عوامل زیستی، روانی و اجتماعی را در سلامت و بیماری مورد توجه قرار داد.
این دکترای روانشناسی سلامت با تأکید بر اهمیت اصلاح سبک زندگی گفت: تغییرات کوچک زمانی اثرگذارتر خواهند بود که بهصورت مستمر و متناسب با شرایط فرد انجام شوند. توجه همزمان به سلامت روان، فعالیت بدنی، خواب، مدیریت استرس و پیگیری درمانهای پزشکی میتواند زمینه را برای زندگی سالمتر و باکیفیتتر فراهم کند.
انتهای پیام