فرامرز مولایی، در نشست در میدان که امروز یکشنبه ۲۲ شهریور با موضوع «نقش هنر و ادبیات در حفظ آرامش در شرایط بحرانی» به همت جهاددانشگاهی قم برگزار شد، با تأکید بر نقش بنیادین ادبیات در تابآوری اجتماعی، اظهار کرد: هنر و ادبیات عناصر فاخر، ماندگار و پویایی برای تابآوری اجتماعی، ایجاد همدلی و همبستگی است که یک جامعه را حول محور یک هدف مشترک جمع میکند.
نویسنده و شاهنامهپژوه مهمترین عنصر هویتی را زبان فارسی دانست و افزود: زبان ملی در طول تاریخ بسیاری از مشکلات را حل کرده علیرغم اینکه کشور ما تنوع قومیتی بسیار زیادی دارد، این زبان مشترک مثل نخ تسبیحی است که دانهها را دور خودش جمع کرده و توانستیم با پاسداشت زبان ملی هویت خود را حفظ کنیم. تاریخ، جغرافیا و ماندگاری مردم ایران در جهان مدیون زبان فارسی است.
وی شعر را نه صرفاً یک دغدغه زبانی یا تکنیک ادبی، بلکه «تکیهگاه هویت ملت ایران» خواند و گفت: شعر ایران گنجینه سرشاری از امیدآفرینی، تابآوری، صلحطلبی و در عین حال سلحشوری است.
پهلوانان شاهنامه الگوی تابآوری
معاون اجتماعی شهرداری شهرستان پاکدشت با تمایز میان مفهوم «جنگجویی» و «جنگاوری» در شاهنامه گفت: جنگاوری با جنگجویی به قصد ستیز، زیادهخواهی و تعرض متمایز است. جنگاوری ایرانیان در مقام دفاع شکل میگیرد. در حقیقت آیین پهلوانی است که پیوند عجیبی با اخلاق، سلحشوری و گذشت دارد.
وی به داستانی از شاهنامه اشاره کرد و گفت: در این داستان گودرز، پهلوان ایرانی، پس از پیروزی بر سپهسالار دشمن، دلش نمیآید سر از دشمن خونیاش جدا کند، لذا رستم انتخاب میکند پیروزیاش با اخلاق و منش فاخر ایرانی آراسته باشد؛ شعر ما عمدتاً در طول تاریخ در جهت امیدآفرینی حرکت کرده و شاعران بزرگی داریم مثل فردوسی، مولانا و حافظ که بسیار در حوزه امیدآفرینی شعر گفتهاند.
وی بیان کرد: حافظ با زبان روشن میگوید «دوران اندوه و رنجهای ناعادلانه سپری خواهد شد اما در همان دوره تاریکی هم کاری کن که سعادتمند باشی؛ کاری کن که وقتی صبح امنیت و خورشید عدالت برایت طلوع کرد، شرمنده رفتارت در شب تاریک نباش» این خیلی مهم است.
ادبیات؛ پناهگاه روح در بحران
این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش به کارکردهای داستان در عبور از بحران ها پرداخت و بیان کرد: داستانها عمدتاً از دل بحرانها زاده شدهاند. در موقعیتهای مشابه با قهرمانان همذاتپنداری میکنیم که از بحرانها عبور کردهاند و این موضوع میتواند ما را از ترس تنهایی و انزوا نجات دهد.
مولایی در اشاره به کارکرد داستان در دوران جنگ، گفت: مهمترین کارکرد داستان این است که ذهن را از دریافت مداوم خبرهای نازیبا جدا میکند. بمباران مداوم اخبار ناگوار میتواند ذهن انسان را خسته و افسرده کند. اما انسان با به چنگ آوردن عالم تخیل و جهان داستان میتواند ذهنش را از این همه دریافت جدا کند. این خودش آرامبخش بوده و گامی برای عبور از افسردگی است.
وی به کتاب «انسان در جستجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل اشاره کرد و گفت: در سختترین شرایطی که انسان تاکنون متحمل شده، باز هم انسان این ظرفیت را داشته که به رنجهای خودش معنا ببخشد. همین میتواند انسان را پیش ببرد؛ ما ایرانیان کرونا را به فرصت همدلی تبدیل کردیم و همآوایی و شکوهی از اخلاق بلند ایرانیان متجلی ساختیم که در جهان بینظیر بود.
در پایان این بخش، مولایی نوشتن را نیز به عنوان ابزاری برای آرامش معرفی کرد و گفت: نوشتن اساساً برای فراموشی و یادآوری است. وقتی مینویسیم، رنجی را فراموش میکنیم. باری را از دوشمان برمیداریم و این واژهها میتوانند آن رنج را بر دوش خود حمل کنند. حتی اگر هدفمند ننویسیم، همین نوشتن سرگذشت روزانه میتواند مقدمهای برای آرامش قلبی باشد.
نقاشی و هنر؛ ابزاری برای بیان احساسات کودکان در جنگ
در بخش دوم نشست، انسیه جودکی، روانشناس و پژوهشگر سلامت،با مرور رزم «گردآفرید» با «سهراب»، این شخصیت را از منظر روانشناسی مثبتنگر مارتین سلیگمن و پیترسون تحلیل کرد و کفت: از دید روانشناسی مثبتنگر،برای دستیابی به زندگی سعادتمندانه انسان باید مانند «بهآفرید» فضائلی چون خرد، شجاعت، اعتماد به نفس و خودباوری داشته باشد.
وی افزود: «گردآفرید» و «گردیه» دو بانوی شاهنامه هستند که به عنوان قهرمان و جنگاور شناخته شدهاند. شگفتی سهراب از گردآفرید نشانگر این است که ایرانیان حتی به دختران خود فنون رزم را آموزش میدادند.
جودکی اظهار کرد: در بحرانها به ویژه در زمان جنگ، هنر دیگر ابزار لوکس و زینتی نیست بلکه به ابزاری برای افزایش تابآوری و مکانیزم دفاعی برای تخلیه خشم و ترس تبدیل میشود، مانند موسیقی که در میادین پخش میشود و به پناهگاهی برای مردم در شرایط بحران تبدیل شده است.
وی با بیان اینکه کودکانی که بحران جنگ را پشت سر میگذارند اغلب در بیان احساساتشان مشکل دارند و آن را به شکل اضطراب، سکوت، کابوس، پرخاشگری یا گوشهگیری نشان میدهند، اضافه کرد: برای درمان از نقاشی به عنوان ابزار کمک میگیریم، «رنگینکمان احساسات» کاربرگی بود که کودکان در آن شش احساس خود را نوشته و برای احساسات خویش رنگی را انتخاب میکردند و با تنفس رنگین، دستشان را روی نوارهای رنگینکمان حرکت میدادند. «گردونه احساسات» نیز کاربرگ دیگری بود که بچهها احساساتشان را در آن ترسیم و درباره هر کدام داستان تعریف میکردند.
این متخصص روانشناسی تاکید کرد: هدف این تمرینها، شناخت احساسات برای درمان کودکان مضطرب و یا کودکانی است که دچار افسردگی پس از بحران جنگ هستند.
جودکی در پایان ارائه کتاب «انسان در جستجوی معنا» اثر ویکتور فرانکل را یکی از درخشانترین نمونههای ادبی در روانشناسی معرفی کرد و گفت: فرانکل کسی بود که پدر،مادر، همسر و برادرش در اردوگاه کار اجباری از بین رفتند. تنها بازمانده، خود فرانکل و خواهرش بودند. چنین کسی که این سختیها را متحمل شده، واقعاً میداند زندگی را چگونه زیست.
جودکی با خواندن بخشی از کتاب، از صحنهای گفت که فرانکل در صف مقابل زندانبانان برای تعیین سرنوشتشان میایستد و یادآور شد: فرانکل در این صحنه خودش را تنومند و توانمند نشان داد؛ آن زندانبان با نگاهی پر تردید به شانهاش زد و او را به اردوگاه کار اجباری، هدایت کرد. آن شب معنای بودن یا نبودن بود.
انتهای پیام