یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۲
یک استاد دانشگاه: گردشگری بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک نظام پیچیده انسانی است

یک استاد دانشگاه: گردشگری بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک نظام پیچیده انسانی است

خراسان رضوی (ایسنا) - رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد گفت: گردشگری پدیده‌ای پیچیده، پویا و بین‌رشته‌ای است که نمی‌توان آن را صرفاً یک صنعت اقتصادی دانست، بلکه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست‌محیطی به‌صورت هم‌زمان بر آن اثر می‌گذارند. در واقع گردشگری‌یک نظام پیچیده انسانی و اجتماعی است که تنها با نگاه علمی، بین‌رشته‌ای و آینده‌نگر می‌توان آن را شناخت.

حمدالله سجاسی قیداری در گفت‌وگو با ایسنا، درباره ضرورت ترجمه کتاب «نظریه‌های گردشگری؛ مفاهیم و مدل‌ها» اظهار کرد: این کتاب حاصل بیش از سه دهه تجربه پژوهشی باب مک‌کرچر و بروس پرایدو در حوزه مطالعات گردشگری است و انگیزه اصلی تألیف آن، وجود نوعی آشفتگی مفهومی و نظری در مطالعات گردشگری بوده است.

وی افزود: اگرچه بیش از ۷۰ سال از شکل‌گیری پژوهش‌های دانشگاهی در زمینه گردشگری می‌گذرد، اما هنوز توافق جامعی درباره بسیاری از مفاهیم بنیادین این حوزه، ازجمله تعریف گردشگری، گردشگر، مقصد، جاذبه، محصول گردشگری و حتی مفهوم پایداری وجود ندارد. این اختلاف‌نظرها تا حد زیادی به ماهیت بین‌رشته‌ای گردشگری بازمی‌گردد؛ زیرا رشته‌هایی مانند جغرافیا، اقتصاد، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، مدیریت، برنامه‌ریزی شهری و علوم سیاسی هر کدام از زاویه دید خود به این پدیده پرداخته‌اند و نظریه‌ها، مدل‌ها و چارچوب‌های متفاوتی را ارائه کرده‌اند.

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: یکی از مشکلات اساسی در آموزش و پژوهش گردشگری، استفاده سطحی از نظریه‌هاست. بسیاری از دانشجویان و حتی پژوهشگران تنها نام نظریه‌ها را می‌شناسند یا با خلاصه‌ای از آن‌ها آشنا هستند، بدون اینکه مبانی فکری، فلسفی و معرفت‌شناختی این نظریه‌ها را به‌خوبی بشناسند.

سجاسی قیداری بیان کرد: در بسیاری از منابع، نظریه‌ها تنها برای استناد به یک مطلب یا توضیح مختصر یک مفهوم مورد استفاده قرار گرفته‌اند و کمتر اثری وجود دارد که این نظریه‌ها را به صورت منسجم، انتقادی و در ارتباط با یکدیگر بررسی کرده باشد. از همین رو، در این کتاب تلاش شده است مجموعه‌ای از مهم‌ترین نظریه‌ها، مدل‌ها، چارچوب‌ها و مفاهیم گردشگری در قالب یک اثر جامع گردآوری شود تا خواننده علاوه بر شناخت هر نظریه، ارتباط میان آن‌ها و نقش هر یک در فهم نظام گردشگری را نیز درک کند.

آموزش گردشگری نباید از مبانی نظری فاصله بگیرد

وی با اشاره به تحولات آموزش گردشگری در دانشگاه‌ها گفت: در دهه‌های اخیر بسیاری از رشته‌های گردشگری از دل دانشکده‌های بازرگانی و مدیریت شکل گرفته‌اند و آموزش‌ها بیش از گذشته بر جنبه‌های اجرایی، بازاریابی و مدیریت کسب‌وکار متمرکز شده است. این تحول اگرچه فرصت‌های شغلی متنوعی برای دانشجویان ایجاد کرده، اما این خطر را نیز به همراه داشته است که آموزش گردشگری از مبانی نظری و علوم اجتماعی فاصله بگیرد. در چنین شرایطی ممکن است دانشجویان بیشتر به مدیران اجرایی تبدیل شوند تا پژوهشگرانی که بتوانند گردشگری را به عنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و انسانی تحلیل کنند. بنابراین نویسندگان کتاب تلاش کرده‌اند نظریه را دوباره به مرکز مطالعات گردشگری بازگردانند.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: گردشگری را نمی‌توان صرفاً یک صنعت اقتصادی دانست. گردشگری نظامی پیچیده و پویاست که عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، زیست‌محیطی، سیاسی و روان‌شناختی به صورت هم‌زمان بر آن تأثیر می‌گذارند. بنابراین شناخت صحیح این پدیده تنها از طریق رویکردی بین‌رشته‌ای امکان‌پذیر است. کتاب «نظریه‌های گردشگری؛ مفاهیم و مدل‌ها» بیش از ۵۰ نظریه، مدل و مفهوم را معرفی می‌کند. این اثر تلاش می‌کند میان حوزه‌های مختلف پیوند برقرار کرده و تصویری جامع از ساختار و عملکرد گردشگری ارائه دهد.

سجاسی قیداری درباره جایگاه این کتاب در ادبیات گردشگری ایران اظهار کرد: آموزش گردشگری در ایران طی دو دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته، اما همچنان بخش مهمی از منابع آموزشی بر جنبه‌های مدیریتی، بازاریابی یا معرفی جاذبه‌های گردشگری متمرکز هستند و کمتر اثری به صورت جامع به مبانی نظری و فلسفه علم گردشگری پرداخته است. در نتیجه، بسیاری از پژوهش‌های دانشگاهی فاقد چارچوب نظری منسجم هستند و ارتباط میان نظریه و عمل در آن‌ها به‌خوبی برقرار نشده است. این کتاب می‌تواند این خلأ را تا حد زیادی برطرف کند، زیرا ضمن معرفی مهم‌ترین نظریه‌های جهانی، نحوه کاربرد آن‌ها در تحلیل مقاصد گردشگری، رفتار گردشگران، برنامه‌ریزی، توسعه پایدار و سیاست‌گذاری را نیز توضیح می‌دهد.

چهار رویکرد کاربردی برای گردشگری ایران

وی همچنین درباره کاربردی‌ترین نظریه‌ها و مدل‌های مطرح‌شده در کتاب برای شرایط ایران گفت: نمی‌توان برای برنامه‌ریزی و توسعه گردشگری کشور تنها به یک نظریه یا مدل اکتفا کرد، زیرا گردشگری پدیده‌ای چندبعدی است و برای شناخت و مدیریت آن باید از ترکیب چند رویکرد استفاده کرد. با این حال، بر اساس مباحث کتاب، چهار رویکرد بیش از سایر نظریه‌ها برای شرایط ایران کاربرد دارند؛ مدل چرخه حیات مقصد باتلر، نظریه گردشگری به عنوان یک سیستم پیچیده، مدل فشارـ کشش و چارچوب گردشگری پایدار.

فاصله میان پژوهش دانشگاهی و سیاست‌گذاری گردشگری

سجاسی قیداری درباره میزان اتکای سیاست‌گذاری گردشگری ایران به پژوهش‌ها و نظریه‌های علمی نیز گفت: سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در گردشگری زمانی می‌تواند به نتایج مطلوب منجر شود که بر پایه نظریه‌های علمی، داده‌های پژوهشی و شناخت دقیق از ماهیت پیچیده گردشگری انجام گیرد. اگرچه در سال‌های اخیر توجه به پژوهش‌های دانشگاهی افزایش یافته و اسناد متعددی برای توسعه گردشگری تدوین شده است، اما همچنان فاصله قابل توجهی میان دانش نظری و سیاست‌گذاری اجرایی وجود دارد. بسیاری از تصمیم‌ها بیشتر جنبه واکنشی دارند و در پاسخ به مسائل روز اتخاذ می‌شوند، در حالی که برنامه‌ریزی علمی نیازمند نگاه بلندمدت، آینده‌نگر و مبتنی بر شواهد است.

وی، یکی از نشانه‌های این فاصله را استفاده محدود از مدل‌های علمی در مدیریت مقاصد گردشگری دانست و بیان کرد: برای مثال، مدل چرخه حیات مقصد باتلر می‌تواند به مدیران نشان دهد که یک مقصد در چه مرحله‌ای از رشد قرار دارد و چه نوع مداخلاتی برای جلوگیری از رکود یا تخریب آن ضروری است، اما در بسیاری از مقاصد گردشگری ایران توسعه زیرساخت‌ها یا افزایش ظرفیت پذیرش گردشگران بدون توجه کافی به مرحله رشد مقصد، ظرفیت تحمل محیط یا پیامدهای اجتماعی انجام می‌شود. نتیجه چنین رویکردی می‌تواند بروز مشکلاتی مانند ازدحام گردشگران، فشار بر منابع طبیعی، کاهش کیفیت خدمات و نارضایتی جوامع محلی باشد.

این استاد دانشگاه با اشاره به مدل فشارـ کشش گفت: موفقیت یک مقصد تنها به داشتن جاذبه‌های طبیعی یا تاریخی وابسته نیست، بلکه باید نیازها، انتظارات و انگیزه‌های گردشگران نیز به‌درستی شناسایی شود. در ایران تحقیقات متعددی درباره رفتار گردشگران انجام شده، اما نتایج این پژوهش‌ها همیشه در سیاست‌های بازاریابی، توسعه محصولات گردشگری یا برنامه‌های تبلیغاتی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و در نتیجه گاهی میان نیاز بازار گردشگری و آنچه عرضه می‌شود، فاصله وجود دارد.

سجاسی قیداری با تأکید بر اهمیت نگاه سیستمی افزود: گردشگری یک سیستم پیچیده است و موفقیت آن تنها به عملکرد یک سازمان یا وزارتخانه وابسته نیست. حمل‌ونقل، محیط‌زیست، میراث فرهنگی، شهرداری‌ها، بخش خصوصی، جوامع محلی و نهادهای مختلف اقتصادی و اجتماعی همگی در این نظام نقش دارند. یکی از چالش‌های اساسی گردشگری ایران نیز نبود هماهنگی کافی میان این بخش‌هاست و تصمیم‌های هر دستگاه ممکن است بدون توجه به آثار آن بر سایر اجزای نظام گردشگری اتخاذ شود.

وی ادامه داد: نمی‌توان پیشرفت‌های صورت‌گرفته را نادیده گرفت. توسعه رشته‌های دانشگاهی گردشگری، افزایش پژوهش‌های علمی، تدوین اسناد راهبردی، گسترش آموزش‌های تخصصی و توجه بیشتر به موضوعاتی مانند گردشگری پایدار، بوم‌گردی، تاب‌آوری و مدیریت مقصد نشان می‌دهد رویکرد علمی به تدریج جایگاه پررنگ‌تری در نظام تصمیم‌گیری پیدا کرده است. آنچه اهمیت دارد صرفاً تولید دانش نیست، بلکه تبدیل پژوهش به سیاست و عمل است. نظریه زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که بتواند مبنای تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و حل مسائل واقعی گردشگری قرار گیرد.

نظریه‌های کلاسیک در عصر هوش مصنوعی همچنان کاربرد دارند

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد درباره تأثیر فناوری و هوش مصنوعی بر نظریه‌های کلاسیک گردشگری اظهار کرد: گسترش اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، کلان‌داده‌ها، هوش مصنوعی، پلتفرم‌های رزرو آنلاین و گردشگری هوشمند، شیوه برنامه‌ریزی سفر، انتخاب مقصد، تجربه گردشگران و مدیریت مقاصد را به طور اساسی تغییر داده است. امروزه گردشگران پیش از سفر از موتورهای جست‌وجو، سامانه‌های هوشمند، اپلیکیشن‌های مسیریابی و نظرات کاربران برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند و بسیاری از خدمات گردشگری نیز به صورت دیجیتال ارائه می‌شود. بنابراین این پرسش مطرح است که آیا نظریه‌های کلاسیک که عمدتاً در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفته‌اند، همچنان توانایی تبیین واقعیت‌های جدید را دارند یا خیر.

سجاسی قیداری اضافه کرد: بر اساس دیدگاه نویسندگان کتاب، پاسخ این پرسش نه رد کامل نظریه‌های کلاسیک است و نه پذیرش بی‌قید و شرط آن‌ها؛ بلکه باید این نظریه‌ها را مبنای تحلیل دانست و متناسب با شرایط جدید تکامل و بازنگری کرد. نظریه‌ها ابزارهایی برای فهم پدیده‌های اجتماعی هستند و ارزش آن‌ها در توانایی توضیح واقعیت‌هاست. اگر شرایط اجتماعی، اقتصادی و فناوری تغییر کند، نحوه کاربرد نظریه‌ها نیز باید متناسب با آن تغییر یابد. هیچ نظریه‌ای نباید به عنوان حقیقتی مطلق و تغییرناپذیر تلقی شود و نظریه‌ها باید همواره در معرض آزمون، اصلاح و تکمیل قرار گیرند.

وی با اشاره به نظریه گردشگری به عنوان یک سیستم پیچیده گفت: مدل‌های خطی و ساده دیگر نمی‌توانند تمام واقعیت‌های گردشگری را توضیح دهند، زیرا گردشگری امروز تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل متغیر ازجمله فناوری، اقتصاد، سیاست، محیط‌زیست، تغییرات اقلیمی و رفتار مصرف‌کنندگان قرار دارد. در ایران نیز گسترش هوش مصنوعی، سامانه‌های رزرو آنلاین، گردشگری هوشمند، بازاریابی دیجیتال و تحلیل داده‌های گردشگران، شیوه مدیریت مقاصد و ارائه خدمات را به سرعت تغییر داده است. مدیران گردشگری دیگر نمی‌توانند تنها بر تجربه شخصی یا الگوهای سنتی مدیریت تکیه کنند و باید فناوری‌های نوین را در کنار نظریه‌های علمی برای پیش‌بینی رفتار گردشگران، مدیریت ظرفیت مقاصد، توسعه بازار و ارتقای کیفیت خدمات به کار گیرند.

توسعه گردشگری پایدار نیازمند تعادل میان اقتصاد و محیط‌ زیست است

این استاد دانشگاه، درباره چالش‌ها و فرصت‌های ایران در مسیر توسعه گردشگری پایدار اظهار کرد: توسعه گردشگری نباید تنها با شاخص‌هایی مانند افزایش تعداد گردشگران یا رشد درآمدهای اقتصادی سنجیده شود، بلکه باید میان توسعه اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تعادل برقرار شود. ایران به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های فراوان طبیعی، تاریخی و فرهنگی، فرصت‌های ارزشمندی برای توسعه گردشگری پایدار دارد، اما هم‌زمان با چالش‌هایی مواجه است که بدون مدیریت علمی و برنامه‌ریزی بلندمدت می‌توانند روند توسعه گردشگری را با مشکل مواجه کنند.

سجاسی قیداری در ادامه فشار بر منابع طبیعی و محیط ‌زیست را یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها دانست و گفت: بسیاری از جاذبه‌های طبیعی کشور ازجمله جنگل‌ها، سواحل، تالاب‌ها، کوهستان‌ها و مناطق حفاظت‌شده با مشکلاتی مانند تخریب زیستگاه‌ها، آلودگی، مدیریت نامناسب پسماند، مصرف بی‌رویه منابع آب و فشار ناشی از حضور گردشگران مواجه‌اند. اگر توسعه گردشگری بدون در نظر گرفتن ظرفیت تحمل محیط انجام شود، نه‌تنها موجب رونق اقتصادی نخواهد شد، بلکه ارزش اصلی جاذبه‌ها نیز از بین خواهد رفت. تعیین ظرفیت پذیرش مقاصد، کنترل تعداد بازدیدکنندگان و اجرای برنامه‌های حفاظت محیط ‌زیست از الزامات توسعه پایدار گردشگری در ایران است.

وی، نبود برنامه‌ریزی یکپارچه و بلندمدت را از دیگر چالش‌های این حوزه دانست و افزود: گردشگری به همکاری میان نهادهای مختلف ازجمله دستگاه‌های متولی میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری‌ها، وزارت راه، سازمان حفاظت محیط‌ زیست، بخش خصوصی و جوامع محلی نیاز دارد. نبود هماهنگی میان این بخش‌ها موجب می‌شود تصمیم‌های توسعه‌ای در برخی موارد بدون توجه به آثار اجتماعی و زیست‌محیطی آنها اجرا شود.

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر گردشگری گفت: ایران به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و نیمه‌خشک جهان با مشکلاتی مانند کاهش منابع آب، افزایش دما و بیابان‌زایی مواجه است و این عوامل می‌توانند بر جذابیت و قابلیت استفاده از بسیاری از مقاصد گردشگری تأثیر بگذارند. بنابراین برنامه‌ریزی گردشگری باید با سیاست‌های سازگاری با تغییرات اقلیمی و مدیریت پایدار منابع طبیعی همراه باشد.

سجاسی قیداری در عین حال ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی ایران را فرصت مهمی برای توسعه گردشگری پایدار دانست و اظهار کرد: تنوع جاذبه‌های طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، آثار ثبت‌شده جهانی، شهرهای تاریخی، تنوع اقلیمی، فرهنگ‌های محلی، صنایع‌دستی، آیین‌ها و غذاهای سنتی زمینه مناسبی برای توسعه گردشگری فرهنگی، طبیعت‌گردی، بوم‌گردی، گردشگری روستایی و گردشگری سلامت فراهم کرده است. این تنوع می‌تواند به توزیع متوازن گردشگران در مناطق مختلف کشور و کاهش فشار بر مقاصد پرتردد کمک کند، مشروط بر اینکه توسعه گردشگری با برنامه‌ریزی صحیح و توجه به ظرفیت‌های محیطی و اجتماعی انجام شود.

وی در پاسخ به اینکه پیام اصلی کتاب برای مدیران، دانشجویان و فعالان صنعت گردشگری چیست، گفت: مهم‌ترین پیام کتاب این است که گردشگری پدیده‌ای پیچیده، پویا و ذاتاً بین‌رشته‌ای است و شناخت و مدیریت آن بدون اتکا به نظریه‌های علمی، مدل‌های مفهومی و پژوهش‌های معتبر امکان‌پذیر نیست. گردشگری را نباید صرفاً یک صنعت اقتصادی یا مجموعه‌ای از خدمات مرتبط با سفر دانست، بلکه باید آن را نظامی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیست‌محیطی در نظر گرفت که اجزای آن به شدت با یکدیگر در ارتباط هستند. از این رو، هر تصمیمی که در این حوزه گرفته می‌شود می‌تواند پیامدهایی فراتر از افزایش تعداد گردشگران یا درآمدهای اقتصادی داشته باشد و بر فرهنگ، محیط‌زیست، کیفیت زندگی جوامع محلی و حتی روابط بین‌المللی اثر بگذارد.

رئیس پژوهشکده زیارت و گردشگری دانشگاه فردوسی مشهد یکی دیگر از پیام‌های مهم کتاب را ضرورت شناخت دقیق مفاهیم پایه دانست و گفت: اصطلاحاتی مانند گردشگر، مقصد، جاذبه، محصول گردشگری، پایداری و توسعه گاهی در موقعیت‌های مختلف معانی متفاوتی پیدا می‌کنند. این ابهام‌های مفهومی می‌تواند موجب شود پژوهشگران، مدیران و برنامه‌ریزان برداشت‌های متفاوتی از یک موضوع داشته باشند و در نهایت سیاست‌ها و برنامه‌های اجرایی نیز دچار ناهماهنگی شوند. پیام دیگر کتاب، ضرورت پیوند میان نظریه و عمل است. نظریه‌ها صرفاً مباحث انتزاعی دانشگاهی نیستند، بلکه ابزارهایی هستند که می‌توانند برای تحلیل مسائل واقعی گردشگری مورد استفاده قرار گیرند؛ از مدل چرخه حیات مقصد در مدیریت مقاصد گرفته تا نظریه فشارـ کشش برای شناخت انگیزه‌های گردشگران و مدل‌های پایداری برای حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی.

سجاسی قیداری تأکید کرد: دانشجویان نیز علاوه بر یادگیری مهارت‌های مدیریتی، باید با مبانی علوم اجتماعی، محیط‌زیست، فرهنگ و برنامه‌ریزی آشنا باشند تا بتوانند در آینده تصمیم‌های جامع‌تر و مؤثرتری اتخاذ کنند، زیرا هیچ رشته علمی به تنهایی قادر نیست تمام ابعاد گردشگری را توضیح دهد. فناوری، جهانی‌شدن، تغییرات اقلیمی، بحران‌های اقتصادی، بیماری‌های فراگیر و تغییر رفتار گردشگران می‌توانند مسیر توسعه این حوزه را دگرگون کنند. بنابراین مدیران و فعالان گردشگری نباید به الگوهای ثابت و سنتی اکتفا کنند، بلکه باید آمادگی یادگیری، نوآوری و انطباق با شرایط جدید را داشته باشند. نظریه‌ها نیز باید به صورت مستمر بازنگری و تکمیل شوند تا بتوانند پاسخگوی مسائل نوظهور باشند. موفقیت یک مقصد تنها با افزایش تعداد گردشگران یا درآمد حاصل از گردشگری سنجیده نمی‌شود. توسعه زمانی موفق خواهد بود که میان منافع اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی تعادل برقرار شود.

وی در پایان تصریح کرد: مهم‌ترین پیام این کتاب برای مدیران، دانشجویان و فعالان صنعت گردشگری آن است که گردشگری بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک نظام پیچیده انسانی و اجتماعی است که تنها با نگاه علمی، بین‌رشته‌ای و آینده‌نگر می‌توان آن را شناخت و مدیریت کرد. باید به جای حفظ کردن نظریه‌ها، شیوه اندیشیدن علمی را آموخت و در تحلیل مسائل گردشگری از چارچوب‌های نظری، شواهد پژوهشی و تفکر انتقادی بهره گرفت. آینده گردشگری متعلق به مدیران و پژوهشگرانی است که بتوانند میان دانش نظری، تجربه عملی، فناوری‌های نوین و اصول توسعه پایدار پیوند برقرار کنند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها