در این نمایش، کودکان بازیگران اصلی روایتاند و قصهای ساده و خیالانگیز را پیش چشم تماشاگر شکل میدهند که در لایههای زیرین خود به یک واقعه واقعی و تلخ بازمیگردد. رنگ، نور، موسیقی، طراحی صحنه و حضور کودکان در نقش شخصیتهای داستان، فضای اثر را از بازنمایی مستقیم حادثه دور کرده و مخاطب را به تدریج با واقعیتی که پشت این روایت پنهان شده، روبهرو میکند.
تئاتر کودک مشهد نباید در قصههای تکراری متوقف بماند
محمد جهانپا، کارگردان نمایش «دختری که خواب را نوشید» در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تولید این اثر با موضوع کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب اظهار کرد: از همان روزهای نخست حادثه، این دغدغه در ذهن ما شکل گرفت که باید برای این کودکان کاری انجام دهیم تا نام و یاد آنها به مرور فراموش نشود. قرار بود مانند سال گذشته اثری درباره شاهنامه تولید کنم، اما آن را متوقف کردم و با نویسنده نمایش به طراحی و ایدهپردازی برای تولید اثری با محوریت این کودکان پرداختیم.
وی افزود: در این اثر تلاش کردهایم به شکل مستقیم درباره حادثه صحبت نکنیم؛ نه از خون خبری است و نه از انفجار. تلاش کردهایم آن اتفاق بزرگ را در بستر داستان دوباره در خاطره مخاطب ثبت کنیم. به نظرم تماشاگر پس از دیدن نمایش، دیگر نمیتواند حادثه میناب را فراموش کند و نام «سلما» و دیگر کودکان در ذهنش باقی خواهد ماند.
این کارگردان تئاتر درباره حضور بازیگران کودک گفت: کار کردن با کودکان در سنین مختلف دشوار است؛ چراکه آنها مانند بازیگران بزرگسال فضای حرفهای تئاتر را به طور کامل درک نمیکنند و همراه شدن با موضوع، حضور منظم در تمرین و اجرا و حفظ تمرکز، به زمان و صبر نیاز دارد.

جهانپا ادامه داد: در ابتدا تلاش کردیم بچهها با یکدیگر دوست شوند و بعد به سراغ شناخت نقشها رفتیم. با محبت و حوصله پیش رفتیم، چراکه کودکان مانند بازیگران حرفهای تحمل تکرارهای طولانی را ندارند و ممکن است زود خسته شوند. با وجود این دشواریها، تجربه اجرای کودکان برای کودکان پس از مدتها برای من بسیار شیرین است.
وی درباره انتخاب بازیگران گفت: برای انتخاب بازیگران تست گرفته شد و من در کلاسهای بازیگری حضور پیدا کردم. در نهایت بچههایی که به نقشها نزدیکتر بودند انتخاب شدند و خوشبختانه همکاری خوبی داشتهاند. تنها مسئلهای که همچنان وجود دارد، بحث مالی و تأمین هزینههای تولید است.
این کارگردان تئاتر درباره وضعیت تئاتر کودک و نوجوان مشهد اظهار کرد: تئاتر کودک و نوجوان مشهد تا حد زیادی در قصههایی مانند گرگ، خرگوش و روباه گرفتار شده و گاهی واقعیت جامعه امروز را فراموش کرده است. اکنون باید به مسائل روز کودکان واکنش نشان دهیم و درباره جنگ، صلح و آرامش ذهنی کودکان کار کنیم.
جهانپا افزود: کودکان حدود دو سال است که به نوعی با موضوع جنگ درگیر هستند و به همین دلیل توجه به سلامت روان آنها اهمیت دارد. هیچ چیزی نمیتواند مانند تئاتر کودک و نوجوان به این موضوع کمک کند. اکنون فرصت مهمی است که برای کودکان آثار بیشتری تولید شود و فضای فرهنگی و هنری مناسبی برای آنها شکل بگیرد.
وی درباره حساسیتهای روایت چنین حادثهای برای مخاطب کودک گفت: یکی از چالشهای اصلی این بود که چگونه درباره چنین موضوع سنگینی صحبت کنیم، بدون اینکه روایت باعث اضطراب کودکان شود. تلاش کردیم مستقیمگویی نداشته باشیم و حتی در طراحی لباس و دیگر عناصر نمایش نیز از ایجاد فضای عجیب، خشن یا اضطرابآور پرهیز کردیم. از جایی به بعد، تماشاگر به تدریج متوجه میشود در چه موقعیتی قرار داریم و چه اتفاقی رخ داده است. سپس نمایش وارد فضایی میشود که به جای نمایش مستقیم حادثه، بغض و احساس را تا پایان با خود همراه میکند.

مشهد ظرفیت بالایی برای پرورش و حمایت از نمایشنامهنویسان جوان دارد
سیدجواد رحیمزاده، نویسنده نمایش «دختری که خواب را نوشید» درباره شکلگیری ایده این اثر اظهار کرد: طرح کلی نمایشنامه به ماجرای بمباران مدرسه شجره طیبه میناب در اسفند ماه ۱۴۰۴ بازمیگردد. من فرهنگی و معلم هستم و از همان ابتدا این فکر به ذهنم رسید که بتوان با زبان نمایش و هنر درباره این کودکان، این واقعه سخت و ظلمی که به آنها شده است، صحبت کرد.
وی افزود: پس از شکلگیری ایده اولیه، با محمد جهانپا درباره موضوع صحبت کردم و نگارش نمایشنامه را آغاز کردم. ابتدا طرح کلی و صحنههای مختلف را شکل دادم و تلاش کردم استنادها و روایتهای مربوط به افرادی را که در این واقعه حضور داشتند، در قالب داستان قرار دهم. ژانر اجرایی اثر کودک است و شاید بتوان مخاطب نوجوان را نیز برای آن در نظر گرفت، اما تمرکز اصلی بر مخاطب کودک است.
رحیمزاده درباره سبک نمایشنامه گفت: این اثر با توجه به سبک و مکتب رئالیسم جادویی نوشته شده است. در این شیوه، اتفاقات جادویی در جهان داستان رخ میدهند، اما شخصیتها نسبت به آن تعجب نمیکنند و همه چیز را عادی میپذیرند. در این نمایش نیز اتفاقات جادویی در کنار روایت اصلی قرار گرفتهاند. در نگارش اثر تلاش کردم میان پیام و محتوای مورد نظر و جذابیت داستانی و نمایشی، بهویژه برای مخاطب کودک، تعادل ایجاد کنم. در تئاتر کودک باید علاوه بر سرگرمی، کودک را به فکر کردن وادار کنیم و از عنصر خیال بهره ببریم. درباره کودکان کمسنتر نیز باید دقت بیشتری داشت تا واقعه تلخ موجب ترس آنها نشود.
این نویسنده تصریح کرد: برای کودکان کمسنتر، آن اتفاق تلخ را در قالب جادو و داستان روایت کردیم و حتی از طنز متناسب با فضای اثر و مخاطب کودک بهره بردیم. صحنهآرایی، رنگ، نور، لباس و موسیقی نیز در کنار یکدیگر به روایت کمک میکنند تا داستان واقعی و پیام اصلی در لایههای زیرین متن قرار بگیرد. در لایه رویی، مخاطب با یک داستان ساده مواجه است، اما در لایههای زیرین، روایت واقعی و پیام اصلی به تدریج آشکار میشود.
وی درباره بازنویسی نمایشنامه اظهار کرد: کلیت داستان، صحنهها و جزئیات آن مورد بررسی قرار گرفت و امکانات اجرایی و محل اجرا نیز در بازنویسی مؤثر بود. این نمایشنامه بازنویسی شده و من در کنار تیم اجرایی، کارگردانی و بازیگران حضور داشتم. هرجا احساس میکردم موضوع از مسیر داستان خارج شده و بیش از اندازه به سمت انتقال مستقیم پیام رفته است، از ایدههای کارگردان و مشاوران استفاده کردم تا متن دوباره به مسیر داستان بازگردد.
رحیمزاده درباره منابع مورد استفاده برای نزدیک شدن به واقعه میناب گفت: فیلمها و ویدئوهای منتشرشده از حادثه، مصاحبههای انجامشده با خانوادههای بازماندگان و عزیزان این حادثه و مطالعه بخشی از زندگی افرادی که در این واقعه جان خود را از دست دادهاند، به شناخت دقیقتر ما کمک کرد.

این نویسنده تأکید کرد: برای داستانهای غمناک و تلخ، بهویژه داستانهایی درباره شهادت یا مرگ یک عزیز، هرچه غیرمستقیمتر صحبت کنیم و مخاطب را به فکر واداریم، بیشتر به هدف نزدیک میشویم. تماشاگر نباید از ابتدا با یک پیام مستقیم مواجه شود، بلکه باید آرامآرام به داستان نزدیک شود و خودش لایههای مختلف روایت را کشف کند.
وی درباره وضعیت نمایشنامهنویسی در مشهد گفت: این شهر چند دانشگاه خوب، دو هنرستان هنرهای زیبا و هنرستانهای هنری دولتی و غیردولتی دارد و ظرفیت قابل توجهی از جوانان و نوجوانان علاقهمند و مستعد هنر در آن حضور دارند. همچنین فارغالتحصیلان بسیاری از مقاطع کارشناسی تا دکترا در رشتههای هنری در مشهد فعالیت میکنند.
رحیمزاده افزود: این ظرفیتها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به شکلگیری یک تشکل منسجم برای نویسندگان و هنرمندان کمک کنند. پس از آن نیز باید از این افراد حمایت شود تا بتوانند ایدههای خود را در مسیر تولید آثار نمایشی به کار بگیرند.
این نمایشنامهنویس با بیان اینکه جامعه امروز سرشار از سوژههای نمایشی است، اظهار کرد: اگر به خانواده، جامعه، کوچه و خیابان و حتی فضای مجازی نگاه کنیم، موضوعات زیادی وجود دارد که میتوانند نقطه آغاز یک نمایشنامه باشند. مسئله اصلی نبود سوژه نیست، بلکه باید زمینهای فراهم شود که نویسنده بتواند با تمرکز و آرامش، این موضوعات را به اثر هنری تبدیل کند. نویسنده باید از سوی نهادهای دولتی و غیردولتی، دانشگاهها، آموزش و پرورش، حوزه هنری، آستان قدس رضوی، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حمایت شود تا نویسندگان جوان و پیشکسوتان احساس کنند مسیر برای فعالیت آنها فراهم است.
شباهتهای واقعی، ایفای نقش را دشوارتر کرد
نازیلا نوروزی، بازیگر نمایش «دختری که خواب را نوشید» نیز درباره نقش خود در این اثر اظهار کرد: نقش من یک معلم است که با هفت دختر بچه همراه میشود. هرکدام از این کودکان احساسات متفاوتی دارند و برای من جذاب بود که بتوانم از نظر احساسی با آنها همراه شوم. معلم در موقعیتهای مختلف باید گاهی دوست و رفیق بچهها، گاهی مانند مادر و گاهی یک معلم باشد.
وی افزود: سختترین بخش کار این بود که بتوانم از نظر احساسی خودم را جای آن معلم بگذارم و ویژگیهای مختلف او را نشان دهم؛ یک جا سختگیر باشم، جایی دلسوز و مهربان و در موقعیتی دیگر مانند یک دوست با بچهها رفتار کنم. حتی نحوه گفتن دیالوگها اهمیت داشت و همین جزئیات نقش را دشوار میکرد.
نوروزی با اشاره به واقعی بودن حادثه گفت: مدرسه واقعاً وجود داشته و این دانشآموزان نیز شخصیتهایی واقعی بودهاند. حتی نام خانوادگی من در نمایش «ذاکری» است که نام خانوادگی همان معلم شهید است. همین مسئله حساسیت نقش را بیشتر کرد، چراکه نمیخواستم صرفاً یک شخصیت نمایشی بسازم و تلاش کردم تا حد ممکن به تصویری که از آن معلم و ارتباطش با دانشآموزان وجود دارد، نزدیک شوم.

این بازیگر درباره شرایط فعالیت حرفهای تئاتر اظهار کرد: تولید یک اثر نمایشی به شدت دشوار است، بهخصوص در شرایط فعلی که بسیاری از امور نابسامان است و همکاریها نیز مانند گذشته شکل نمیگیرد. ما دوست داریم از سوی مسئولان و نهادهای مختلف حمایت شویم، چراکه برای تولید این اثر وقت و انرژی زیادی گذاشتهایم.
وی درباره اجرای نمایش در شهرهای دیگر گفت: دوست دارم «دختری که خواب را نوشید» فقط در مشهد اجرا نشود و بتوانیم آن را در تهران و شهرهای مختلف روی صحنه ببریم. هدف ما این است که پیام نمایش، احساسات و مظلومیت کودکانی که این حادثه را تجربه کردند، در قالب هنر به مخاطبان بیشتری منتقل شود. امیدوارم حمایتهای لازم از این اثر و بهویژه بازیگران کودک آن صورت بگیرد تا امکان ادامه اجرا در شهرهای دیگر فراهم شود.
نمایش «دختری که خواب را نوشید» تلاش کرده است در مواجهه با یک واقعه تلخ و واقعی، به جای بازنمایی مستقیم خشونت، از زبان خیال، رئالیسم جادویی و روایت غیرمستقیم استفاده کند. حضور کودکان در نقش دانشآموزان و روایت از زاویهای کودکانه باعث شده است حادثه میناب نه در قالب بازسازی یک انفجار، بلکه از مسیر احساس، خیال و تداعی به مخاطب منتقل شود؛ روایتی که قرار است نام و یاد کودکان جانباخته را در ذهن تماشاگر زنده نگه دارد.
در کنار روایت این حادثه، گفتههای عوامل نمایش بر ضرورت توجه بیشتر تئاتر کودک به مسائل واقعی و دغدغههای امروز کودکان و همچنین حمایت از هنرمندان و نمایشنامهنویسان جوان مشهد تأکید دارد؛ موضوعی که میتواند تئاتر کودک را از قصههای تکراری فاصله داده و به مسائل روز زندگی کودکان نزدیکتر کند.
انتهای پیام