به گزارش ایسنا، «حامد وفایی» کارشناس مسائل چین در یادداشتی در تحلیل سخنان شی جینپینگ در اجلاس بریکس 2026 در دهلی نو با بیان اینکه «شی جینپینگ رهبر چین در سخنانی با عنوان «پذیرش مشترک مسئولیتهای زمانه، تجلی شجاعانه قدرت پیشگام بودن» در هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلینو به بیان جدیدترین مواضع کشورش پرداخت که در اینجا به بررسی بخشهایی از آنچه از زبان چینی ترجمه شده میپردازیم، نوشت: او در بخشی از سخنانش درباره مصادیق ایستادگی اعضای بریکس در سمت درست تاریخ و ایفای نقش ایشان به عنوان پیشگامان زمانه گفت و بر لزوم همکاری اعضاء برای تحقق جامعه بشری با آینده مشترک تاکید کرد و اهمیت پیشگام بودن اعضاء در امر «توسعه نوآورانه» را مورد اشاره قرار داد. «شی» به انتقاد از ایدههایی چون «حیاط کوچک، حصار بلند» جک سالیوان پرداخت و سپس بر لزوم پیشگامی اعضای بریکس در حفظ صلح و ثبات تاکید کرد. او در واقع پس از تاکید بر اقتصاد و توسعه وارد دومین مصداقی شد که به باورش بریکس باید در آن پیشگام باشد.
فارغ از تقدم حساب شده « امر توسعه» که نمایانگر تداوم اولویت ژئواکونومی بر ژئوپلیتیک در سیاست خارجی چین است، شی در این بخش از سخنانش به سراغ تحولات اخیر در غرب آسیا و هزینههای هنگفت تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران آمد.

این کارشناس مسائل چین همچنین نوشت: او از ناآرامی جهان امروز و تشدید هرج و مرج در آن به واسطه فرسایش نظم بینالمللی پساجنگ و عدم رعایت اهداف و اصول منشور ملل متحد سخن گفت و بر لزوم ایستادگی اعضای بریکس، حمایت از عدالت و تلاش برای پایان درگیریها و حفظ صلح جهانی تاکید کرد.
رهبر چین همچنین از لزوم پایبندی همگان به یک مفهوم امنیتی مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار سخن گفت و تصریح کرد که بریکس باید با ذهنیت جنگ سردی و رویارویی بلوکی در جهان مخالفت کرده و در برابر نقض حاکمیت ملی سایر کشورها و دخالت در امور داخلیشان بایستد.
وفایی در تحلیل خود ابراز کرد: شی جینپینگ پس از آنکه بر اهمیت مشارکت سازنده و فعال بریکس در حل مسائل حساس و سهم منحصر به فرد آن در یافتن راهحلهایی که هم به علائم و هم به علل ریشهای وقایع میپردازند تاکید کرد، وضعیت در خلیج فارس و خاورمیانه را مورد اشاره قرار داد و شرایط این منطقه را پیچیده دانست.
او با تشریح بر اینکه جنگ اخیر آمریکا علیه ایران خسارات شدیدی به مردم منطقه وارد کرده و به نفع مشترک جامعه بینالملل نیست، از ابتکار چهار مادهای اخیرش برای حفظ و ارتقای صلح و ثبات در خاورمیانه گفت و اعلام داشت که هدف این ابتکار کاهش تنش، پایان خصومتها و ارتقای صلح بوده است.
«شی» بدون نام بردن از طرفین درگیر در این جنگ گفت، همه باید به فضای دستیابی به یک راهحل سیاسی پایبند باشند و تحقق یک آتشبس دائمی و جامع را ترویج کنند. او اعلام کرد که پرداختن به ریشه مشکلات، بازسازی اعتماد متقابل در منطقه و «ایجاد یک معماری_امنیتی جدید» در این چارچوب ضروری است.

همچنین در این یادداشت تصریح شد که؛ رهبر چین همچنین مسأله فلسطین را هسته اصلی موضوع خاورمیانه توصیف کرد و اجرای «راهحل دو کشور» را راهکار اساسی حل و فصل و تحقق آنچه که همزیستی مسالمتآمیز اسرائیل و فلسطین توصیف میکرد، دانست. اما آنچه که در رسانههای پارسی زبان بهعنوان اعلام میانجیگری چین مطرح شد در واقع برداشتی آزاد از این جمله شی جینپینگ بود: «چین مایل است با اعضای بریکس همکاری کند تا نقش بایسته خود را در دستیابی به صلح و آرامش در خاورمیانه و منطقه خلیج (فارس) ایفا کند».
نکته مهم در فهم سخن شی اینجاست که این موضع نه یک رخداد جدید و تحول دفعی که نقطهای از یک «فرآیند تدریجی» در دیپلماسی غرب آسیای چین است که از نخستین روز جنگ ۱۲ روزه تا ساعاتی قبل ادامه داشته و همچنان دارد. در واقع مواضع شی جین پینگ برای کارشناسانی که طی ماههای اخیر به رصد دقیق مواضع پکن و تحلیل آن پرداختهاند تنها حاوی یک سیگنال مهم، چند تاکید و به بیان خودش نوعی اعلام پیشگامانه در مسئولیت پذیری زمانه است نه موضعی جدید در اعلام میانجیگری بین ایران و آمریکا!
نویسنده این یادداشت همراه برخی کارشناسان دیگر به رغم تردیدات موجود در فضای داخل ایران بارها نسبت به عزم چین در ورود به معادلات منطقه و ایفای نقش موثر در آن تاکید داشته و بر لزوم بهرهگیری سریع از ظرفیت بیبدیل پکن برای موازنه سازی در شرایط ناهمگون و نامیمون منطقه تصریح کرده است. اهمیت تعریف «معادلهای سه جانبه میان تهران-اعراب خلیج فارس و چین» در همین چارچوب و تعریف شفاف پروپوزال جمهوری اسلامی در باب نظم جدید غرب آسیا در دوران رهبری جدید و جا یابی بازیگر مهمی چون چین در آن، موضوعی فوری، حساس و ضروری است که ای کاش حضرات حالا دیگر دستی دربارهاش بجنبانند.
اما نکته مهمی که «شی» چند روز قبل در قاهره و دیدار با السیسی نیز مطرح کرد و در سخنان نماینده چین در شورای امنیت هم مورد اشاره قرار گرفت و البته در ایران کمتر مورد عنایت و تعمق واقع شد، «دومین ابتکار چهار مادهای» رهبر چین برای منطقه خلیج فارس و خاورمیانه بود.
دومین ابتکار چهار مادهای شی این بار نه صرفا مانند ابتکار چهار مادهای اول برای حراست و تحقق صلح و ثبات در منطقه که با یک گام پیشروی محتاطانه به منظور تعریف یک «معماری امنیتی جدید در خاورمیانه» در سایه مفهوم امنیت مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار طرح شده است. به بیان دیگر این ابتکار را میتوان یک «پارادایم شیفت آرام» در نقش آفرینی دیپلماسی چینی برای نظم جدید غرب آسیا پس از به بنبست رسیدن توطئه آمریکا و رژیم اسراییل در شکست و نابودی ایران و ایرانیان توصیف کرد. و اینجاست که انتظار میرود ما به جای اخبار بیحاصل و انتظارات بیپایه و عجولانه در مواردی چون میانجیگری و امثالهم هر چند با تاخیر اما به تعریف فوری نقاط مشترک معادلهساز با قدرتی در قامت پکن پرداخته و با حضور دیگر بازیگران منطقه طرحی نو در این فضای پرآشوب دراندازیم.
اما باز باید توجه داشت که «شی» به خاطر ایران و مسائلش به دهلی نو نرفته و نکات مذکور تنها بخش کوچکی از مواضع و البته اهداف او در دهلی نو است و اصولا چین به عنوان یک قدرت جهانی اهدافی بزرگتر را از انجام این سفر در سر پرورانده که تحلیل و بررسی آن را زمانی و مجالی دیگر باید.
مختصر آنکه سفر «شی» به هند که پس از ۷ سال انجام شده، گام مهمی در راستای «سیاست تنشزدایی پکن» در محیط ناآرام جهانی و تلاشی عملگرا برای پیشگیری از درافتادن به «تله امنیتی جدید» پس از مهار مقطعی «تله توسیدید با آمریکای ترامپ» است که در واقع با یک تیر چند نشان را هدف گرفته است.
انتهای پیام